آگاه: با حضور و نقشآفرینی او در شروع ماجرای حضور آمریکا در افغانستان، بعد از آن بر هم زدن نقشههای آمریکایی در بیثباتی عراق و خوابهایی که برای تغییر نظم غرب آسیا دیده بودند، بار دیگر حاجقاسم خواب آنها را به کابوسی بیپایان تبدیل کرد. هر جا ردی از ظلم و ستم و زیادهخواهی بود، مانع انجام نقشههای استعماری مستکبران عالم نام قاسم سلیمانی بود! از سوریه و لبنان و فلسطین گرفته تا شمال آفریقا در این سوی عالم تا ونزوئلا در آن سوی عالم. این حضور مجاهدانه که از آرمانهای اولیه و اساسی انقلاب اسلامی است، مانع طراحیهای شوم قدرتهای ظاهری دنیا به حساب میآمد. طراحی نقشه ترور فرودگاه بغداد به همین دلیل بود.
ترامپ قمار باز بهترین گزینه برای آمریکا بود تا به خیال خود به این کابوس همیشگی غرب پایان دهد. او گمان میکرد اگر قاسم سلیمانی نباشد، رویاهای آمریکایی -صهیونیستی در منطقه غرب آسیا به سرعت محقق خواهد شد. برای همین با غرور فرعونگونه خود دستور اقدام تروریستی فرودگاه بغداد را امضا کرد. هرچند گمان نمیکرد با از میان برداشتن جسم حاج قاسم، نام او بلندآوازهتر خواهد شد و به تعبیر رهبر شهید عزیزمان رمز عملیات گروههای مقاومت در سراسر دنیا خواهد شد.
با اینکه ترامپ در بیانیه پس از ترور شهیدسلیمانی، وقیحانه این اقدام را در جهت برقراری صلح در جهان عنوان کرد و نوشت که این اقدام شروع یک جنگ نیست بلکه پایان جنگ است، اما امروز بعد از ۶ سال با مشاهده اوراق خونین تاریخ همین چند سال گذشته به وضوح میتوان دریافت، ترامپ و تفکر غرب، ستون پایداری ثبات و صلح را در منطقه هدف گرفتند تا با جنگافروزی و خونریزی، منافع سیاسی و اقتصادی خود را محقق کنند.
اما یک سوال مهم در اینجا مطرح میشود که چرا همچنان بعد از ۶ سال هر جا ترامپ میخواهد از دستاوردی حرف بزند ابتدا به ماجرای ترور فرودگاه بغداد اشاره میکند و نام شهید سلیمانی را به میان میآورد؟
هر چند این اقدام یک دلیلش بزرگی جنایتی است که مرتکب شده و دچار یک وسواس ذهنی نسبت به این جنایت شده و نمیتواند به این سادگی از آن رهایی یابد، اما دلیل مهم دیگر آن را باید در دیدن سایه شهید سلیمانی در گوشه و کنار میدان مبارزه دانست.
حاج قاسم به واسطه درایت و بصیرت و هوش سرشار در مدیریت میدان، بر اساس تحلیلهای واقعبینانه و پیشبینیهای دقیق از برنامههای دشمن، هنر آرایش عناصر بنیادین مقاومت را داشت. به جای انجام عملیاتهای گذرا و سریع، محور مقاومت را ایجاد کرد و هر کدام از اجزای این محور را در حوزه دفاع توانمند ساخت تا بهنگام و در لحظه در جنگهای نامتقارن ابتکار عمل را به دست گیرند و دشمن را زمینگیر کنند.
در دورهای که برخی نخبگان سیاسی در ایران، سیاست خارجی را بر اساس روی کار آمدن جمهوریخواه یا دموکرات در ایالات متحده تنظیم میکردند، شهید سلیمانیکه در مکتب انقلاب اسلامی و رهبری حضرت آیتالله خامنهای شهید درس دشمنشناسی را به خوبی فراگرفته بود، پیشبینی یک تهاجم قطعی آمریکایی را در یک نشست بیان میکند. او با شناخت دقیقی که از ماهیت دشمن دارد، میان این دو حزب در اتخاذ سیاست خصمانه علیه ایران تفاوتی قائل نیست. واقعیتی که در بین سطور کتاب خاطرات جان کری دموکرات و بولتون جمهوریخواه به روشنی مشخص است.
فرزندان ایران اسلامی وقتی وجود یک خطر را برای کشور پیشبینی میکنند حتما برای خنثیسازی آن و مدیریت هر تهدید، تدبیر و طرحهای خود را بررسی میکنند. یکی از این طرحها، ایده مدیریت تنگه هرمز بود که اگر آن روز یک پیشبینی نظامی تلقی میشد، امروز در ساحت اجرا و عمل به یک راهبرد واقعی و اجرایی مبدل شده و نظام اقتصاد جهانی را تحت تاثیر خود قرار داده است. در برههای که ترامپ بعد از جنگ با ایران، دچار اشتباه محاسباتی شد و نتوانست به هدف اصلی خود که براندازی و تجزیه ایران بود دست یابد و در تنگنای تنگه هرمز گرفتار شده، اکنون شهید سلیمانی با صدای قاطع و با ابهت خود بار دیگر او را تحقیر میکند که ۶ سال قبل نقشه امروز کشیده شده و ایران گویی به انتظار دست از پا خطا کردن قماربازان عالم نشسته بود.
با مرور سخنرانیهای رئیسجمهور آمریکا در آن مقطع زمانی و در این دوره از مسئولیت او، مشخص میشود او هر کجا میخواهد به بزرگی و اهمیت اقدام خود اشاره کند ناگزیر است که نامی از شهید سلیمانی به میان آورد. چه آنجا که در پارلمان اسرائیل نتانیاهو در تمجید از ترامپ، ترور شهید سلیمانی را بازگشت آمریکا به دوران اوج خود میخواند و ترامپ تایید میکند؛ چه در سخنرانی دیگری گفت اگر شهیدسلیمانی بود امروز باید به گونهای دیگر صحبت میکردم تا همین آخر که در میانه نبرد ایران و آمریکا برای فرار از انتقادها مجبور بود بار دیگر به نقشآفرینی شهید سلیمانی اشاره و اقدام خود را چنین توجیه کند. گویی او سایهای از شهید سلیمانی را در گوشه و کنار عالم میبیند و همچنان اولین حریف خود را شهید سلیمانی میداند.
به قول شهید آوینی حلقومها را میتوان برید اما فریادها را هرگز! طنین صدای سلیمانی از آن ساعت «خونین» ترور، رساتر از قبل در فریاد بانگ آزادی و مقاومت و یادآوری باختهای پی درپی آمریکا و نظام سلطه، موجب «هراس» و تحقیر آقای ترامپ قمارباز خواهد بود و در گوش تاریخ ماندگار خواهد ماند.
۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۰۱:۴۸
کد مطلب: ۲۱٬۹۵۴
زینب سلیمانی - مسئول بنیاد مکتب حاج قاسم: ۶ سال از ترور مرد میدان و «قهرمان ملت ایران و امت اسلام» میگذرد. قهرمانی که با تیزبینی و بصیرت خود، گوش به فرمان فرمانده حکیم و رهبر شهیدمان، سدی محکم و استوار در برابر نقشههای شوم دشمنان ایجاد کرده بود. همیشه و هر کجا دست دشمن را در طراحی نقشههای شوم میخواند و هنرش «تبدیل تهدیدها به فرصتها» بود. آوازه دلیری و شجاعت او و میدان تحت امرش کابوسی برای دشمن جنایتکار و زیادهخواه عالم بود.
نظر شما