آگاه: به گفته رئیس کل سازمان نظام پزشکی، بین ۳۰ تا ۴۰ درصد از منابع بهداشت و درمان به دلیل «درمانهای القایی»، تجویزهای غیرضروری و نبود نظارت کافی، عملا به هدر میرود. عددی که اگرچه تکاندهنده است، اما برای بسیاری از کارشناسان حوزه سلامت چندان دور از انتظار نیست. در این میان، سرم به عنوان یکی از مصادیق بارز این اسراف معرفی میشود؛ محصولی که گفته شده در بسیاری از مراکز درمانی، بهویژه درمانگاهها، به شکلی فراتر از نیاز واقعی بیماران تجویز میشود.
سرم بزن، زودتر خوب شو
سالهاست این تصور جا افتاده که دریافت سرم میتواند روند بهبودی را تسریع کند. از سرماخوردگی ساده گرفته تا خستگیهای روزمره، بسیاری از بیماران هنگام مراجعه به پزشک، بهطور مستقیم درخواست تزریق سرم میکنند. اما واقعیت پزشکی چیز دیگری است.
متخصصان میگویند در اغلب مواردی که بیماران درخواست سرم دارند مانند عفونتهای ویروسی خفیف یا ضعف عمومی بدن بهخوبی میتواند با مصرف مایعات خوراکی، استراحت و مراقبتهای ساده، روند بهبود را طی کند. در چنین شرایطی، تزریق وریدی نه تنها مزیت خاصی ندارد، بلکه میتواند بیمار را در معرض خطرات غیرضروری قرار دهد. ولی برخلاف تصور رایج، سرمتراپی یک اقدام کاملا بیخطر نیست. هر تزریق وریدی با احتمال بروز عوارضی همراه است؛ از عفونت محل تزریق گرفته تا اختلالات الکترولیتی و حتی اضافهبار مایعات در بدن، بهویژه در سالمندان یا بیماران قلبی.
از همین رو، در دستورالعملهای بینالمللی از جمله توصیههای سازمان جهانی بهداشت تاکید شده است تا زمانی که بیمار قادر به دریافت مایعات از راه دهان باشد، استفاده از روش خوراکی ارجح است و تزریق وریدی باید به موارد ضروری محدود شود.
بر اساس اعلام متصدیان دارویی در نشست وزیر بهداشت و مدیران ارشد وزارت بهداشت با جمعی از روسا و نمایندگان انجمنهای علمی گروه پزشکی؛ در میان چند هزار قلم دارویی موجود در کشور، «سرم» تنها حدود دو درصد از بازار مصرف را به خود اختصاص داده، اما روند مصرف آن طی ماههای اخیر به شکل قابل توجهی افزایش یافته است؛ به طوری که وزیر بهداشت در همین نشست از افزایش بیرویه و بدون توجیه علمی برخی داروها به ویژه سرم در کشور انتقاد کرد و از افزایش مصرف ماهانه سرم در کشور از ۱۳ میلیون به ۲۳ میلیون خبر داده و گفته که سرم در حال حاضر در صدر مصرف داروها قرار دارد.
نگاه جهانی این است: سرم، فقط در صورت ضرورت
نگاهی به نظامهای سلامت در کشورهای مختلف نشان میدهد که آنها هم از سرم کمتر استفاده میکنند. در کشورهای اروپایی مانند فرانسه و آلمان، تزریق سرم در موارد بیماریهای خفیف تقریبا جایی ندارد. پزشکان در این کشورها بهندرت برای سرماخوردگی یا ضعف عمومی سرم تجویز میکنند و بیماران نیز چنین انتظاری ندارند.
در ایالات متحده آمریکا نیز شرایط مشابهی حاکم است. حتی در بخشهای اورژانس، ابتدا توانایی بیمار برای مصرف مایعات خوراکی بررسی میشود و تنها در صورت ناتوانی یا کمآبی شدید، سرم تجویز میشود. در شرق آسیا، کشورهایی مانند ژاپن و کره جنوبی اگرچه در برخی مراکز خصوصی شاهد ارائه خدمات موسوم به «سرمتراپی تقویتی» هستند، اما این خدمات بیشتر جنبه تجاری دارد و در چارچوب نظام رسمی درمانی به عنوان یک ضرورت پزشکی شناخته نمیشود.
در بسیاری از کشورها، نظام بیمهای بهگونهای طراحی شده که هزینه خدمات غیرضروری را پوشش نمیدهد. همین مسئله بهطور طبیعی باعث کاهش تجویزهای بیمورد میشود. در مقابل، ضعف نظارت بیمهای میتواند زمینهساز افزایش «درمانهای القایی» شود؛ وضعیتی که در آن، خدمات درمانی نه بر اساس نیاز واقعی بیمار، بلکه تحت تاثیر عوامل مختلف انتظارات بیمار یا حتی ملاحظات اقتصادی ارائه میشود.
به نظر میرسد، مقابله با مصرف بیرویه سرم، تنها با ابلاغ بخشنامه و نظارت اداری ممکن نیست. این مسئله ریشه در یک فرهنگ عمومی دارد که طی سالها شکل گرفته است. بسیاری از بیماران، مراجعه به پزشک را بدون دریافت داروهای «قوی» یا خدماتی مانند سرم، ناکافی میدانند. در چنین فضایی، پزشک نیز گاهی برای جلب رضایت بیمار یا جلوگیری از نارضایتی، به تجویزهایی تن میدهد که لزوما ضروری نیست. به عنوان مثال برخی بر این باورند که پزشک هر چه بیشتر دارو بنویسد، حتما پزشک حاذقتری است!
هزینهای که دیده نمیشود
یکی از ابعاد کمتر دیدهشده مصرف بیرویه سرم، هزینههای پنهان آن است. هر سرم تزریقی، علاوه بر هزینه مستقیم، نیازمند تجهیزات، نیروی انسانی و زمان است. اشغال تختهای درمانی، افزایش بار کاری پرستاران و مصرف تجهیزات پزشکی، همگی بخشی از این هزینهها هستند. در مقیاس کلان، این مصرف بیرویه میتواند به کاهش کارایی نظام سلامت منجر شود؛ موضوعی که در شرایط بحرانی مانند همهگیریها یا حوادث گسترده اهمیت دوچندان پیدا میکند.
مسئولیت مشترک پزشک و بیمار
موضوع مدیریت منابع و صرفهجویی در تجویز سرم از نگاه رضا یزدانپناه، یکی از پزشکان سازمان نظام پزشکی نیز مورد توجه قرار گرفت. او در این باره به «آگاه» گفت: پیام اصلی مسئولان حوزه سلامت، متوجه دو گروه پزشکان و بیماران است. از یک سو، جامعه پزشکی موظف است تجویزها را بر اساس شواهد علمی و دستورالعملهای بالینی انجام دهد، حتی اگر این تصمیم با انتظار بیمار همسو نباشد. از سوی دیگر، بیماران نیز باید بپذیرند که اصرار بر دریافت خدمات غیرضروری، نهتنها به نفع خودشان نیست، بلکه به کل نظام سلامت آسیب میزند.
او معتقد است: به نظر میرسد مجموعه اقداماتی که از آنها سخن گفته میشود از تشدید نظارت بیمهها گرفته تا بازنگری آییننامهها و فرهنگسازی عمومی در صورت اجرا، میتواند به کاهش قابل توجه هدررفت منابع در حوزه سلامت منجر شود. اگر برآوردها درست باشد و بتوان حتی بخشی از آن ۳۰ تا ۴۰ درصد منابع هدررفته را بازیابی کرد، میتواند تاثیر چشمگیری بر کیفیت خدمات درمانی، کاهش هزینهها و افزایش دسترسی بیماران به خدمات ضروری داشته باشد. وی ادامه داد: بحث سرم، در ظاهر موضوعی ساده به نظر میرسد، اما در واقع نمادی از یک چالش بزرگتر است اینکه چگونه میتوان میان ارائه خدمات درمانی موثر و استفاده بهینه از منابع، تعادل برقرار کرد؟ پاسخ به این پرسش، تنها در سیاستگذاری خلاصه نمیشود؛ بلکه نیازمند تغییر نگاه در همه سطوح است از اتاقهای تصمیمگیری گرفته تا مطب پزشکان و حتی ذهن بیماران.
یزدانپناه معتقد است: شاید زمان آن رسیده باشد که این باور قدیمی را که «درمان بیشتر، همیشه به معنای درمان بهتر است.» کنار بگذاریم. منتها باید قبل از آن مردم را به این باور برسانیم هر چه دارو بخورید لزوما بهتر نمیشوید!
نظر شما