آگاه: رضا اسماعیلی، شاعر و ترانهسرا، جدیدترین سروده خود را به شهید جاویدالاثر «ماکان نصیری» از شهدای مدرسه شجره طیبه میناب تقدیم کرد.
از زبان مادر داغدار ماکان نصیری:
تنگ غروب است و دلم آشوب
تو قاب چشمم عکس تو مونده
ای نوگل پرپر به دست باد!
داغت دل دنیارو سوزونده
یادم نمیره رنگ چشماتو
روشنتر از لبخند دریا بود
در سینه پاک تو یک خورشید
گلخندههات شیرین و زیبا بود
دست سخاوتمند تو هر روز
واسه پرستو دونه میپاشید
از پشت ابرا مهر عالمتاب
اسم تورو از عشق میپرسید
تو مثل بارون مهربون بودی
دنیا به لبخند تو عادت داشت
پروانه یاس مهربونی رو
از باغ لبخند تو برمیداشت
اون روز رفتی و دلم لرزید
من اسم اعظم رو قسم خوردم
جنگندهها تو آسمون بودند
من آب ریختم پشت تو، مردم
من «آیتالکرسی» برات خوندم
پشت سر تو آب پاشیدم
حس غریبی داشتم، بی تو
تو خواب، کابوس بدی دیدم
رفتی و موشکهای بیاحساس
روی دل من داغ باریدند
شد مدرسه آوار و گل پژمرد
پروانهها از شهر کوچیدند
میبینمت هر روز تو کوچه
با همکلاسیهای دیروزت
من ماندهام با یاد تو تنها
من ماندهام با داغ جانسوزت
فردا گل و آیینه میباره
از آسمون کشور ایران
فردا تو «جاویدالاثر» هستی
ای قهرمان قصهها، «ماکان»!
به گزارش دفاعپرس، ماکان نصیری، یکی از ۱۵۶ شهید دانشآموز مدرسه شجره طیبه میناب است که به دست رژیم کودککش آمریکا و اسرائیل به شهادت رسید. او اکنون به یکی از نامهای ماندگار در روایتهای انسانی این رخداد تبدیل شده است. انتشار تصویرها و روایتهای مربوط به او، بهویژه صحبت از باقی ماندن لباس و وسایل شخصیاش، موج گستردهای از همدردی و اندوه را در میان مردم برانگیخت. بسیاری از کاربران شبکههای اجتماعی و فعالان فرهنگی، نام او را نمادی از معصومیت قربانیشده و رنج خانوادههای داغدار دانستند. در روزهای پس از حادثه، شعرها، دلنوشتهها و پیامهای فراوانی در سوگ ماکان نصیری منتشر شد. شاعران و نویسندگان با زبان احساس و تصویر، تلاش کردند بخشی از درد مادران و خانوادههایی را بازتاب دهند که چشمانتظار بازگشت عزیزان خود ماندهاند.
نظر شما