آگاه: طاهره چرختابیان، کارشناس پژوهشی گروه مطالعات میادین میوه و ترهبار، آرامستانها و ساماندهی صنایع و مشاغل در مرکز مطالعات و برنامهریزی شهر تهران در یادداشتی به هزینههای پنهان جنگ و بررسی این هزینهها پرداخت. او در این یادداشت هزینههای پنهان را شامل این موارد دانست:
۱- افزایش فشار تورم بر سفرههای مردم
جنگ با ایجاد اختلال در تولید و زنجیره تامین، افزایش هزینههای دولتی و نظامی و کاهش ارزش پول ملی، تورم را به شدت تشدید میکند.
این تورم فزاینده منجر به کاهش چشمگیر قدرت خرید خانوارها شده و در نتیجه مردم توانایی کمتری برای تامین کالاهای اساسی مانند مواد غذایی و دارو پیدا کرده و الگوی مصرف آنها تغییر میکند، بنابراین به سمت صرفهجویی و حذف هزینههای غیرضروری سوق داده میشوند، که این امر به ویژه بر اقشار کمدرآمد فشار مضاعفی وارد کرده و میتواند منجر به ناامنی غذایی و فقر بیشتر شود.
۲- افزایش قیمت انرژی و هزینههای زیستمحیطی پنهان
جنگ با وارد کردن خسارت به زیرساختهای حیاتی شهری، مانند تاسیسات تولید و توزیع انرژی، شبکههای آب و فاضلاب و سیستمهای حملونقل، منجر به افزایش قیمت و اختلال در ارائه خدمات شهری میشود. این تخریبها، علاوه بر فشار مستقیم بر بودجه شهرداریها و هزینههای زندگی شهروندان، اثرات زیستمحیطی عمیقی نیز به همراه دارد. آلودگی ناشی از تخریب تاسیسات، نشت مواد سمی و افزایش انتشار گازهای گلخانهای به دلیل استفاده از منابع انرژی جایگزین یا ناکارآمد، کیفیت هوا، آب و خاک را به شدت کاهش میدهد. بازسازی این زیرساختها و مقابله با عواقب زیستمحیطی آن، نیازمند صرف هزینههای هنگفت و طولانیمدت است که فشار مضاعفی بر دوش جامعه وارد کرده و کیفیت زندگی شهری و سلامت
محیط زیست را در بلندمدت به مخاطره میاندازد.
۳- اختلال در زنجیره تامین و نگهداری زیرساختها
در شرایط افزایش تنش، احتمال اختلال در زنجیرههای تامین بینالمللی بیشتر میشود. این موضوع میتواند بر توانایی کشور در تامین قطعات و تجهیزات مورد نیاز برای نگهداری و تعمیر زیرساختهای حیاتی شهری، مانند ناوگان حملونقل، سیستمهای آب و فاضلاب و شبکههای برق، تاثیر بگذارد. هرگونه محدودیت در واردات قطعات یدکی میتواند منجر به خارج شدن از مدار ناوگان حملونقل، تاخیر در تعمیر تاسیسات فرسوده و در نهایت، کاهش کیفیت خدمات ارائه شده به شهروندان شود.
۴- تشدید فشار روانی و ناامنی عمومی
اخبار مربوط به تنشهای منطقهای و احتمال درگیری، بهطور طبیعی، حس ناامنی و اضطراب را در جامعه افزایش میدهد. این فشار روانی میتواند بر تصمیمگیریهای اقتصادی خانوارها، روحیه عمومی و احساس تعلق به جامعه تاثیر منفی بگذارد. در چنین شرایطی، مردم ممکن است از سرمایهگذاریهای بلندمدت اجتناب کنند، هزینههای غیرضروری را کاهش دهند و حس بیثباتی در جامعه افزایش یابد.
۵- تاثیر بر خدمات سلامت و رفاه اجتماعی
تنشهای منطقهای میتواند روند واردات دارو، تجهیزات پزشکی و مواد اولیه مرتبط را مختل کند. در شرایط تحریم، این تاثیرات تشدید شده و میتواند دسترسی شهروندان به خدمات بهداشتی و درمانی را با چالش مواجه سازد. کمبود احتمالی برخی داروها یا افزایش هزینههای درمانی، بهخصوص برای اقشار آسیبپذیر، بار سنگینی را بر دوش خانوادهها خواهد گذاشت.
۶- کند شدن یا توقف پروژههای عمرانی و توسعه شهری
شرایط عدم قطعیت اقتصادی و امنیتی، معمولا تمایل به سرمایهگذاری در پروژههای بلندمدت و عمرانی را کاهش میدهد. در این میان، پروژههای شهری نیز ممکن است با کمبود بودجه، تاخیر در تامین منابع یا اولویتبندی مجدد مواجه شوند. این کندی در توسعه، به معنای تاخیر در بهبود کیفیت زندگی شهری، تکمیل پروژههای زیربنایی و ارائه خدمات بهتر به مردم است.
۷- تشدید نابرابری اجتماعی
در شرایط افزایش تنش و فشارهای اقتصادی ناشی از آن، اقشار کمدرآمد و آسیبپذیر معمولا بیشترین سهم را از هزینههای پنهان جنگ متحمل میشوند. وابستگی بیشتر این گروه به خدمات یارانهای و حساسیت بالاتر آنان به گرانی، شکاف اجتماعی را عمیقتر میکند. افزایش هزینههای زندگی و کاهش دسترسی به خدمات، فشار مضاعفی بر گروههای کمبرخوردار وارد کرده و زمینهساز تنشهای اجتماعی میشود.
درگیریها و تنشهای منطقهای، فارغ از موقعیت جغرافیاییشان، از طریق تشدید نوسانات اقتصادی، ایجاد اضطراب و ناامنی روانی در میان شهروندان و مختل کردن زنجیرههای تامین کالا و خدمات ضروری (مانند انرژی، آب و مواد اولیه)، هزینههای پنهان و قابل توجهی را بر تابآوری خدمات شهری و کیفیت محیط زیست در کلانشهرهای ایران تحمیل میکنند. این اختلالات میتواند به کاهش بودجه تخصیصیافته برای پروژههای زیستمحیطی، افزایش آلودگی ناشی از کمبود منابع یا سوءمدیریت و کاهش کیفیت زندگی شهری منجر شود.
نظر شما