آگاه: مسئله کتاب در جامعه ما، صرفا مسئلهای فرهنگی یا آموزشی نیست؛ بلکه نشانهای از یک تحول عمیقتر در ساحت ادراک انسان معاصر است. ما بهتدریج از تمدن معنا به تمدن تحریک منتقل شدهایم؛ از انس با مفاهیم به اسارت در انبوه تصاویر، از تأمل به مصرف و از حکمت به پراکندگی ذهن. از این رو، اگر بخواهیم حوزههای مطالعه را بسط دهیم و از مانع آن بکاهیم باید از سطح توصیههای کلیشهای فراتر برویم و مسئله را در افق حکمت اسلامی تحلیل کنیم.
۱) کتاب، ابزار اطلاع یا سازنده نفس؟
در حکمت اسلامی، انسان موجودی «مُدرِک» است؛ یعنی کمال او در شدت یافتن ادراک و تعمیق عقلانیت است. ملاصدرا انسان را محکوم به «حرکت جوهری» میداند؛ بدین معنا که نفس انسان دائما در حال شدن است و این شدن، تابع نوع ادراکات و تعلقات اوست. جامعهای که مطالعه را کنار میگذارد، در حقیقت مسیر تعالی عقلانی خود را مسدود میکند. کتاب صرفا ابزار انتقال اطلاعات نیست؛ بلکه سازنده «ماهیت نفس» است. آنچه انسان مکررر میخواند، شاکله و هویت او را متعین میکند. رهبر شهید انقلاب نیز در همین افق، کتاب را منبع تغذیه معنوی، روحی و فکری معرفی میکردند و بارها از پایین بودن سرانه مطالعه انتقاد کردهاند: «کاری کنیم که کتابخوانی یک امر رایج بشود و کتاب از دست جوان ما نیفتد. اینکه گفته میشود در شبانهروز سرانه مطالعه کتاب فلان مقدار است، اینها آمارهای راضی کنندهای نیست؛ خیلی بیشتر از این باید باشد.
هیچ وقت انسان از کتاب مستغنی نیست. از دوران نوجوانی، از اول سوادآموزی تا آخر عمر، انسان احتیاج دارد به کتاب؛ احتیاج دارد به درک مسائل و جذب مواد تغذیه معنوی و روحی و فکری؛ این بایستی در سطح عموم جامعه فهمیده شود و دنبال شود و اقدام شود.»
۲) چه چیزهایی باید به جریان مطالعه افزوده شود؟
الف) تقویت کتابهای مسئلهمند و تمدنی
یکی از علل فاصله نسل جوان با کتاب، انتزاعی و غیرواقعی بودن بخشی از تولیدات فرهنگی است. جامعه امروز با پرسشهای واقعی درباره هویت، عدالت، خانواده، رسانه، پیشرفت و معنویت مواجه است؛ اما بسیاری از کتابها یا ترجمههای بیریشهاند یا درگیر بازیهای روشنفکرانه. در سنت اسلامی، آثار فارابی، غزالی، خواجه نصیر و علامه طباطبایی همگی ناظر به بحرانهای معرفتی و اجتماعی عصر خود بودند. بنابراین باید تولید محتوا به سمت کتابهای اندیشهساز و تمدنی حرکت کند؛ آثاری که هم عمق داشته باشند و هم بتوانند نسبت انسان ایرانی با جهان معاصر را توضیح دهند.
ب) احیای سنت حلقههای مطالعه
مطالعه در تمدن اسلامی غالبا امری جمعی بوده است. از حلقههای درس بغداد و نجف تا جلسات مباحثه حوزههای علمیه، کتاب همیشه در متن یک زیست اجتماعی معنا پیدا میکرد. امروز اما مطالعه به کنشی فردی و منزوی تبدیل شده و در رقابت با شبکههای اجتماعی شکست میخورد. تجربه کشورهای موفق نیز نشان میدهد که باشگاههای کتابخوانی و کتابخانههای محله محور، نقش مهمی در تثبیت عادت مطالعه دارند.
ج) تقویت ادبیات روایتمحور و هویتساز
بخش مهمی از قدرت تمدنی غرب، نه از دانشگاه بلکه از رمان، سینما و روایتپردازی آمده است. ما هنوز ظرفیت عظیم تاریخ، مقاومت، حکمت و زیست دینی خود را به زبان جذاب و روایی تبدیل نکردهایم. نوجوانی که قهرمان ایرانی-اسلامی در ادبیات پیدا نکند، طبیعی است که به جهان تخیلی دیگران مهاجرت کند. کتاب باید بتواند تخیل جامعه را تسخیر کند، نه اینکه صرفا مجموعهای از گزارههای آموزشی باشد.
۳) چه عواملی باید کاهش یابد؟
الف) اعتیاد به مصرف سریع محتوا
شبکههای اجتماعی با ساختار مبتنی بر سرعت، تنوع و تحریک دائمی، قدرت تمرکز را تخریب کردهاند. انسان «اسکرول زده» دیگر توان ماندن پای یک متن عمیق را ندارد. این صرفا یک تغییر رفتاری نیست؛ بلکه نوعی دگرگونی انسان شناختی است. در حکمت اسلامی، تعقل نیازمند سکون نفس و تمرکز ذهن است؛ در حالیکه فضای مجازی مبتنی بر تشتت ادراک عمل میکند.
ب) کالایی شدن فرهنگ
امروز حتی کتاب نیز گاه تابع مطنق بازار و ویترین شده است؛ کتابهایی با عناوین هیجانی، محتوای سطحی و ترجمههای انبوه که بیش از آنکه آگاهی تولید کنند، مصرف فرهنگی ایجاد میکنند. جامعهای که ذائقهاش به محتوای فوری عادت کند، تحمل اندیشه عمیق را از دست میدهد. باید میان صنعت نشر و رسالت فرهنگیمان توازن برقرار کنیم.
ج) نظام آموزشی حافظهمحور
مدرسه و دانشگاه ما غالبا مطالعه را به امری اجباری و امتحانی تقلیل دادهاند. دانشآموز کتاب را نه برای کشف حقیقت، بلکه برای عبور از آزمون میخواند. در حالی که در سنت اسلامی، علم با لذت فهم و شوق دانستن همراه است.
۴) نقش آموزش، سیاستگذاری و فرهنگسازی
دولت نباید صرفا به برگزاری نمایشگاه کتاب اکتفا کند؛ بلکه باید مطالعه را به بخشی از معماری زندگی اجتماعی تبدیل کند. حمایت از کتابخانههای محلی، یارانه هدفمند برای کتابهای بنیادین، تقویت نشر کودک و نوجوان و پیوند کتاب با رسانه ملی، از جمله اقدامات ضروری است.
در کنار سیاستگذاری، فرهنگسازی نیز اهمیت حیاتی دارد. جامعه ما نیازمند بازتولید پرستیژ دانایی است. در گذشته، عالم و اهل کتاب در جامعه منزلت داشتند؛ اما امروز شهرت و ثروت جای فضیلت علمی را گرفته است. رسانهها باید چهره انسان اهل مطالعه را بهعنوان الگوی موفق معرفی کنند. سیره علما نیز در این زمینه الهامبخش است. از علامه طباطبایی تا شهید مطهری و رهبر انقلاب، همه دارای زیست کتاب محور بودهاند. رهبر شهید انقلاب بارها تصریح میکردند که کتابخوانی باید به یک عادت عمومی تبدیل شود؛ تعبیری که در حقیقت ناظر به یک پروژه تمدنی است.
۵) جمعبندی: نزاع بر سر آینده انسان
تمدن اسلامی بدون «امت کتاب» شکل نمیگیرد. جامعهای که کتاب نمیخواند، حافظه تاریخی خود را از دست میدهد، قدرت تحلیلش کاهش مییابد و در برابر امواج رسانهای منفعل میشود. احیای مطالعه، صرفا افزایش سرانه کتاب نیست؛ بلکه بازگرداندن انسان به ساحت تفکر، تأمل و معناست. نزاع امروز، در نهایت نزاع میان انسان متفکر و انسان مصرف کننده است؛ و کتاب، آخرین سنگر این نبرد تمدنی است.
نظر شما