آگاه: این نامها فقط نشانی جغرافیایی نیستند؛ بخشی از شبکه خاموش روابط فرهنگی، تاریخی و سیاسی میان ملتها به شمار میروند. نامهایی که بر تابلوهای شهری مینشینند، اغلب بازتابی از مناسبات دیپلماتیک، پیوندهای فرهنگی یا یادبود شخصیتها و رویدادهای مهم تاریخی هستند. بررسی نقشههای شهری در کشورهای مختلف نشان میدهد که نامهای ایرانی در شهرهای گوناگون جهان ثبت شدهاند. در فرانسه، خیابانی در پاریس و منطقهای در حومه این شهر به نام «تهران» شناخته میشود. در برخی کشورهای اروپایی نیز نام شاعرانی چون حافظ و سعدی شیرازی بر خیابانها و مراکز فرهنگی دیده میشود که نشانهای از نفوذ ادبیات فارسی در حافظه فرهنگی جهان است. همچنین در برخی محافل دانشگاهی بریتانیا، نام عمر خیام بهصورت نمادین در فضاهای فرهنگی و علمی مورد استفاده قرار گرفته است.
در مقابل، تهران نیز طی دهههای مختلف میزبان نامهایی از کشورهای دیگر بوده است؛ از میدان آرژانتین و میدان اتریش گرفته تا خیابانهای فلسطین، پاکستان، سئول، ایتالیا، ترکمنستان و یمن. بسیاری از این نامگذاریها با هدف نمایش روابط دوستانه میان کشورها یا در چارچوب دیپلماسی شهری انجام شدهاند. در برخی موارد نیز قراردادهای خواهرخواندگی میان شهرها، زمینه انتخاب این نامها را فراهم کرده است.
مدیران شهری و شورای شهر تهران؛ نامگذاری خیابانها و میادین را فراتر از یک اقدام خدماتی و حتی بخشی از دیپلماسی نمادین میان کشورها میدانند. گاهی یک نام برای تجلیل از شخصیتهای فرهنگی و تاریخی انتخاب میشود و گاهی بازتابی از تحولات سیاسی و روابط دولتهاست. به همین دلیل، تغییرات سیاسی در دورههای مختلف میتواند به تغییر نام برخی خیابانها منجر شود. در ایران نیز نمونههایی از این تغییرات وجود داشته است. در دورههایی، خیابانهایی با نام لنین، مارکس یا ناپلئون در تهران دیده میشد که بعدها تغییر نام یافتند. یکی از مشهورترین نمونهها، خیابان خالد اسلامبولی است؛ نامی که پس از ترور انور سادات، رئیسجمهور وقت مصر، بر خیابان وزرای تهران گذاشته شد و سالها بهعنوان یکی از نمادهای تنش میان تهران و قاهره شناخته میشد. این خیابان بعدها در راستای بهبود روابط دو کشور تغییر نام داد.
در کنار این موارد، برخی نامها به دلیل تثبیت در حافظه عمومی شهروندان، حتی با وجود بحثهای سیاسی همچنان باقی ماندهاند. میدان آرژانتین از جمله همین نمونههاست. طی سالهای اخیر بارها موضوع تغییر نام این میدان مطرح شده، اما تاکنون تصمیم نهایی برای حذف آن اجرایی نشده است. بسیاری از نامهایی که مطرح میشوند، هرگز از مرحله پیشنهاد فراتر نمیروند و وارد تابلوهای شهری نمیشوند؛ زیرا برخی نامها در حافظه جمعی شهر ماندگار شدهاند و تغییر آنها هزینه اجتماعی دارد.
در همین حال، مهدی پیرهادی، عضو شورای شهر تهران، اخیرا اعلام کرده است که پیشنهاد تغییر نام میدان آرژانتین به دلیل مواضع دولت آرژانتین علیه جمهوری اسلامی ایران در سالهای اخیر، در شورای شهر بررسی و تصویب اولیه شده است. به گفته او، کمیسیون نامگذاری شورا قرار است گزینههای پیشنهادی را بررسی کرده و درباره نام جدید این میدان تصمیمگیری کند. البته هنوز این تصمیمگیری انجام نشده است.
نامگذاری خیابانها به نام شخصیتهای خارجی نیز در تهران سابقه طولانی دارد. خیابان فتحیشقاقی به یاد بنیانگذار جهاد اسلامی فلسطین نامگذاری شده و خیابان احمد قصیر نیز نام نوجوان عضو حزبالله لبنان را بر خود دارد؛ فردی که در عملیات انتحاری علیه نیروهای رژیم صهیونیستی کشته شد. همچنین خیابانی در تهران به نام سیمون بولیوار، رهبر جنبشهای استقلالطلب آمریکای لاتین، ثبت شده است. در خارج از ایران نیز علاقه به فرهنگ و تاریخ ایرانی در نامگذاریهای شهری دیده میشود. در دوشنبه، پایتخت تاجیکستان، خیابانهای حافظ شیرازی و سعدی شیرازی از خیابانهای اصلی شهر به شمار میروند؛ موضوعی که به گفته مقامهای فرهنگی تاجیک، نشانه پیوندهای عمیق زبانی و تاریخی میان دو ملت است. در کراچی، بزرگترین شهر پاکستان، نیز خیابانهایی به نام مشاهیر ایرانی وجود دارد. کارشناسان فرهنگی، سابقه چندصدساله زبان فارسی در شبهقاره را عامل اصلی این پیوند میدانند؛ زبانی که هنوز هم در بخشی از جامعه دانشگاهی و فرهنگی پاکستان جایگاه ویژهای دارد.
خیابانها در جهان امروز فقط مسیر عبور نیستند؛ آنها بخشی از حافظه تاریخی و گفتوگوی فرهنگی ملتها محسوب میشوند. نامهایی که بر تابلوهای شهری در تهران، پاریس، سئول یا دوشنبه دیده میشوند، روایتگر روابطی هستند که گاهی فراتر از مناسبات رسمی دولتها شکل گرفتهاند؛ روابطی که در حافظه شهرها باقی میمانند، حتی زمانی که سیاست تغییر میکند.

تندیس مفاخر ایران در خارج
ایران با قدمت چندین هزار ساله خود مفاخری را در طول تاریخ به خود دیده است که نام آنها فقط محدود به این مرز و بوم نمیشود، اشخاصی که در سراسر جهان مشهورند و از آنها به نیکی یاد میشود. به همین دلیل آثاری از نمادهای ایرانی و مفاخر ایرانی در کشورهای دیگر نیز دیده میشود.
به عنوان مثال یکی از شناختهشدهترین آثار ایرانی که در خارج از کشور به نمایش گذاشته شده است ساختمان مجسمهای به شکل چهار طاقی است که در آن تندیس چهار تن از برجستهترین دانشمندان ایرانی ساخته شده است. دانشمندانی که در این تندیس حضور دارند عبارتند از: عمر خیام، ابوریحان بیرونی، محمدزکریا رازی و ابنسینا. این چهار طاقی در سال ۱۳۸۸ از ایران به دفتر سازمان ملل متحد در وین فرستاده شده است. در اسپانیا نیز تندیس ابن سینا توسط کاردار موقت سفارت ایران در اسپانیا نصب شد. ستونی از تخت جمشید هم در بوئنوس آیرس آرژانتین قرار دارد که اتفاقا نام این میدان هم به نام «ایران» است.
تندیس حکیم عمر خیام نیشابوری ریاضیدان، فیلسوف و شاعر ایرانی از سوی رایزنی فرهنگی جمهور اسلامی ایران در اسپانیا در دانشگاه کمپلوتنسه مادرید نصب شد. این اقدام در راستای گسترش روابط فرهنگی، پس از برگزاری کنگره برای بزرگداشت حکیم عمر خیام نیشابوری در دانشگاه کمپلوتنسه، صورت گرفت.
به غیر از اتریش، اسپانیا، روسیه، آمریکا و سایر کشورهایی که نام بردیم، مجسمه عمر خیام نیشابوری را در بخارست، پایتخت رومانی نیز میتوان مشاهده کرد. خیام را میتوان یکی از تاثیرگذارترین چهرههای ایرانی در جهان نام برد که در کشورهای بسیاری مورد تمجید و ستایش قرار گرفته است.
ساخت تندیس و بزرگداشت از عمر خیام فقط به کشورهای مختلف ختم نمیشود، چرا که در هشتم سپتامبر ۱۹۸۰ سیارکی در منظومه شمسی کشف شد که به افتخار این دانشمند ایرانی، عمر خیام نامگذاری شد. این سیارک با نام رسمی «عمر خیام ۳۰۹۵» (۳۰۹۵ Omarkhayyam) شناخته میشود.
نظر شما