آگاه: جان مرشایمر، یکی از برجستهترین نظریهپردازان روابط بینالملل، با صراحت هشدار میدهد که دونالد ترامپ در موقعیت ناامیدی قرار گرفته و ممکن است برای جبران شکستهای استراتژیک، ریسکهای شانسمحور علیه ایران اتخاذ کند. این تحلیل، نه صرفا یک نظر آکادمیک، بلکه آینهای از واقعیتهای میدانی است که جمهوری اسلامی ایران در دو رویارویی بزرگ اخیر با آن مواجه بوده: درگیری ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه بینالمللی با محور آمریکا-رژیم صهیونیستی.مرشایمر به درستی تاکید میکند که جنگ اوکراین با تقابل ایران و محور غربی-صهیونیستی قابل قیاس نیست. در اوکراین، جغرافیا، تاریخ و منافع طرفین پیچیدهتر است؛ اما در برابر ایران، آمریکا و اسرائیل در یک جبهه واحد قرار دارند و هر دو طرف حاضر به دادن امتیاز معنادار نیستند. ایران بر حق حاکمیت، امنیت ملی و مقاومت در برابر پروژه سلطهجویانه ایستاده و محور متخاصم نیز به دنبال تغییر اساسی در معادلات منطقهای است. این بنبست استراتژیک، دقیقا همان جایی است که خطر تصمیمات عجولانه و حسابنشده افزایش مییابد. ناامیدی ترامپ از کجا میآید؟ کارزار «فشار حداکثری» نسخه دوم او، باوجود شعارهای تند، نتوانسته اراده ایران را درهم بشکند. اقتصاد ایران با وجود تحریمها تاب آورده، توان موشکی و پهپادی کشور به سطح بازدارندگی رسیده و محور مقاومت در منطقه گسترش یافته است. شکستهای پیدرپی رژیم صهیونیستی در غزه و لبنان، همراه با عملیاتهای مستقیم ایران در پاسخ به تجاوزات، تصویر «اسرائیل غیرقابل شکست» را برای همیشه دگرگون کرده است. ترامپ که وعده «معامله قرن» و پایان سریع درگیریها را داده بود، اکنون با واقعیتی تلخ روبهرو است: ایران نه تسلیم شده و نه منزوی. تنگه هرمز به عنوان شاهرگ انرژی جهان، در پاسخ به هر تهدید جدی، قابلیت بسته شدن کامل را نشان داده و این امر هزینههای اقتصادی سنگینی بر غرب تحمیل میکند.مرشایمر درست میگوید: وقتی بازیگران ناامید میشوند، ممکن است «هر کاری که فکر میکنند میتوانند برای پیروزی انجام دهند» انجام دهند. نشانههای این ناامیدی در اظهارات تند ترامپ و حلقه جنگطلب او مشهود است. اما باید به ترامپ و مشاورانش یادآوری کرد که ایران سال ۱۴۰۵ با ایران سال ۱۳۹۸ تفاوت اساسی دارد. تجربه دو جنگ اخیر ثابت کرده که جمهوری اسلامی دارای عمق استراتژیک، ذخایر تسلیحاتی متنوع، حمایت مردمی گسترده و شبکهای از متحدان منطقهای است که هر ماجراجویی را به هزینهای گزاف برای متجاوز تبدیل میکند. درگیریهای پراکنده اخیر در تنگه هرمز نیز نشان داد که نیروهای مسلح ایران آمادگی کامل برای پاسخ نامتقارن و چندلایه دارند. البته ایران هرگز جنگطلب نبوده است. پذیرش آتشبس با میانجیگری پاکستان، نشانهای از عقلانیت و اعتماد به نفس است؛ نه ضعف. جمهوری اسلامی همواره تاکید کرده که امنیت منطقه را امنیت جمعی میداند و از هر ابتکار دیپلماتیک واقعی استقبال میکند. اما این آرامش تاکتیکی نباید به عنوان فرصت برای طرف مقابل تلقی شود. هرگونه اقدام نظامی جدید از سوی آمریکا یا رژیم صهیونیستی، با پاسخ قاطع، هوشمندانه و در زمان و مکان مناسب مواجه خواهد شد. تاریخ بارها ثابت کرده که محاسبات غلط واشنگتن در قبال ایران، به شکستهای استراتژیک منجر شده است؛ از بحرانی که در پی تسخیر لانه جاسوسی برای دولت آمریکا رقم خورد تا خروج ذلتبار از افغانستان. در پایان، پیام ایران به ترامپ روشن است: ناامیدی را با ماجراجویی درمان نکنید. ایران نه به دنبال جنگ است و نه از آن میترسد. قدرت بازدارندگی جمهوری اسلامی، همراه با دیپلماسی فعال و حمایت مردمی، بهترین تضمین برای حفظ صلح و ثبات منطقهای است. هر ریسک شانسمحور، تنها بر عمق بحران برای آمریکا و رژیم صهیونیستی خواهد افزود. زمان آن رسیده که واقعگرایان در واشنگتن، به جای تکرار اشتباهات گذشته، زبان واقعیت را بفهمند: عصر سلطه یکجانبه به پایان رسیده و ایران، به عنوان قدرت کلیدی منطقه، هر نقشهای را با اراده و توانمندی خود خنثی خواهد کرد.
۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵ - ۲۳:۴۹
کد مطلب: ۲۲٬۴۰۸
در حالی که آتشبس موقت با میانجیگری پاکستان هنوز برقرار است و درگیریهای پراکنده در تنگه هرمز ادامه دارد، صدای نگرانی از دل محافل واقعگرای آمریکایی بلند شده است.
نظر شما