آگاه: بچه دوست دارد، حتی دلش میخواهد دخترش خواهر یا برادر داشته باشد. ولی بعضی شبها که از سر کار برمیگردد و هنوز ظرفهای نشسته مانده و بچه خوابش نمیبرد، با خود میگوید واقعا میتواند دوباره همه این مسیر را تکرار کند؟
مریم ۳۵ ساله است؛ شاغل، تحصیلکرده و مادر یک کودک. او میگوید نه مخالف مادری است و نه مخالف فرزند بیشتر؛ فقط احساس میکند زندگی امروز، مادری را به تجربهای فرساینده تبدیل کرده است. روایتی که این روزها میان بسیاری از زنان ایرانی تکرار میشود؛ زنانی که میان کار، فشار اقتصادی، رشد فردی و مسئولیت مادری، دنبال تعادلی هستند که پیدا کردنش هر روز سختتر میشود.
نرخ باروری در ایران طی سه دهه، از بیش از ۶ فرزند به حدود ۱.۳۵ فرزند رسیده؛ عددی که زنگ خطر سالمندی جمعیت را برای سیاستگذاران به صدا درآورده است. اما پشت این سقوط آماری، واقعیتی کمتر دیدهشده وجود دارد: زنانی که میان تحصیل، کار، فشار اقتصادی، تنهایی، فرسودگی روانی و مادری گرفتار شدهاند. مطالعات تازه نشان میدهد مسئله اصلی، بیمیلی به خانواده نیست؛ بلکه دشوار شدن زیستن همزمان نقشهای زنانه در جامعهای است که هنوز با الگوی مردانه اداره میشود.
«اگه همسر آدم همراه نباشه، یه دونه بچه هم زیاده.» این جمله کوتاه، شاید خلاصهترین روایت از وضعیت فرزندآوری در ایران امروز باشد؛ روایتی که حالا خود را در آمارهای جمعیتی هم نشان میدهد. ایران در دهه ۱۳۶۰ یکی از بالاترین نرخهای باروری جهان را داشت؛ خانوادههای چهار و پنجفرزندی امری عادی بود. اما حالا، طبق آمارهای رسمی، نرخ باروری به زیر سطح جانشینی رسیده است. طی سالهای اخیر با تصویب قانون جوانی جمعیت و حمایت از خانواده تلاش شده است روند کاهش جمعیت متوقف شود؛ از وام فرزندآوری تا تبلیغات رسانهای برای تشویق به فرزند بیشتر.
با این حال، بسیاری از زنان میگویند مسئله فقط تشویق نیست؛ مسئله، کیفیت زیستن مادران است. زنان ایرانی نه از مادری گریزان شدهاند و نه خانواده را بیاهمیت میدانند. آنچه تغییر کرده، مختصات زندگی زنانه در ایران امروز است.
مادری، دیگر تنها هویت زن نیست
در نسلهای گذشته، هویت زن عمدتا در ازدواج و مادری خلاصه میشد. اما زنان امروز، دیگر تنها در قالب نقش خانوادگی تعریف نمیشوند. آنها سالها برای تحصیل، مهارتآموزی و حضور اجتماعی سرمایهگذاری کردهاند و طبیعی است که بخواهند متناسب با تواناییهایشان در جامعه نقشآفرین باشند. ادامه تحصیل تا مقاطع عالی، تلاش برای یافتن شغل پایدار و میل به داشتن هویت اجتماعی مستقل، سن ازدواج و فرزندآوری را به طور چشمگیری بالا برده است. در واقع، زنان امروز در حال تجربه نوعی هویت چندلایه هستند؛ هویتی که در آن مادری همچنان ارزشمند است، اما در کنار آن، استقلال اقتصادی، پیشرفت حرفهای، مشارکت اجتماعی و احساس مفید بودن نیز اهمیت یافته است.
اما مسئله اصلی، تقابل مادری با تحصیل یا کار نیست؛ مسئله این است که ساختارهای آموزشی، شغلی و حمایتی، کماکان بر اساس الگوی سنتی و مردانه طراحی شدهاند. الگویی که فرض میکند مرد نانآور اصلی است و زن زمان نامحدودی برای مراقبت از خانه و کودک دارد؛ الگویی که در آن بارداری، مراقبت از کودک و فرسودگی مادرانه جایی ندارد.
از سوی دیگر، در بسیاری از خانوادهها، اشتغال زنان دیگر فقط یک انتخاب شخصی نیست، بلکه ضرورتی اقتصادی است. تورم، هزینه مسکن، آموزش و درمان، خانوادهها را به سمت الگوی دو درآمدی سوق داده است. خروج طولانیمدت زنان از بازار کار، نه فقط برای آنها بلکه برای اقتصاد خانواده نیز دشوار است. این دوگانگی (ضرورت کار از یک سو و نبود زیرساخت از سوی دیگر) زنان را در کشاکشی فرسایشی میان زن موفق و مادر خوب رها کرده است.
شوک مادری و تنهایی در آپارتماننشینی
شوک مادری تجربهای است که کسی دربارهاش حرف نمیزند: مواجهه ناگهانی با فشار جسمی و روانی، بیخوابیهای مداوم، انزوای خانه و حذف تدریجی زندگی شخصی. در گذشته، خانواده گسترده (مادربزرگ، خاله، همسایه) بخشی از بار مراقبت را بر دوش میکشید؛ اما خانواده هستهای و آپارتماننشینی، مادر را در خانهای کوچک و اغلب بدون حمایت رها کرده است. سارا میگوید: «تو آپارتمان، بچه باید مدام ساکت باشد. ندو، نپر، سروصدا نکن. آخرش هم مادر عصبی میشود، هم بچه.» این فقط کمبود فضا نیست؛ شهر مدرن، بیش از آنکه برای کودک و مادر طراحی شده باشد، برای کار و ترافیک ساخته شده است.
مهمترین بخش این بحران، تنهایی در مادری است. در بسیاری از مصاحبهها، زنان گفتهاند همسرانشان یا ساعتهای طولانی کار میکنند، یا اساسا مشارکت در فرزندپروری را وظیفه خود نمیدانند. یکی از زنان میگوید: همسرم فقط میگوید بچه دوست دارد، ولی هیچوقت برای نگهداری بچه مرخصی نگرفته است. پژوهشها نشان میدهد که مشارکت فعال پدر، رابطه مستقیمی با تمایل به فرزند دوم و سوم دارد. اما در ایران، الگوی مرد نانآور، زن مراقب همچنان غالب است؛ حتی زمانی که زنان همزمان شاغلند.
فرزند کمتر، انتخابی برای بقای تعادل
برخلاف تصور رایج، بسیاری از زنان، مادری را نفی نمیکنند، اما فرزندآوری را نه یک تصمیم ساده احساسی، بلکه نوعی محاسبه پیچیده برای حفظ تعادل میان خانواده، امنیت اقتصادی، رشد فردی و فرسودگی روانی میبینند. زنان میگویند ترجیح میدهند یک کودک را با کیفیت بهتر تربیت کنند تا چند فرزند با فشار طاقتفرسا.
هزینه آموزش، درمان، مهدکودک، نگرانی از آینده، ناامنی اقتصادی و فشار تربیتی، تکفرزندی را به یک انتخاب عقلانی تبدیل کرده است. در این میان، دغدغه فرهنگی نیز پررنگ است. فاطمه میگوید: بچه وقتی میرود مدرسه، دیگر فقط بچه خانواده تو نیست؛ بچه جامعه است. نگرانی از فضای مجازی، مدرسه و آینده فرهنگی فرزندان، یکی از عمیقترین لایههای تصمیمگیری برای مادری دوباره است.
منتقدان میگویند بخش مهمی از سیاستهای جمعیتی در ایران هنوز بر پیامهای ارزشی و تبلیغ مادری تکیه دارد، بدون آنکه زیرساختهای واقعی حمایت از زنان فراهم شده باشد. کمبود مهدکودک ارزان یا مهدهای سازمانی، اجرا نشدن قوانین حمایتی، نبود مرخصی موثر برای پدران، ساعات کاری فرساینده و فقدان حمایت روانی از مادران، باعث شده بسیاری از زنان احساس کنند جامعه از آنها فرزند بیشتر میخواهد، اما ابزار زیستن این نقش را فراهم نمیکند. پژوهشگران معتقدند مسئله جمعیت، پیش از آنکه بحران کمبود تولد باشد، بحران کیفیت زیست مادران است.
بحران اصلی، نبود جامعه مادرپذیر
به نظر میرسد بسیاری از زنان، بیش از آنکه از اصل مادری هراس داشته باشند، از تنهایی و فرسودگی در فرآیند مادری نگراناند. کمبود حمایت اجتماعی، باعث شده مادری برای بخشی از زنان به تجربهای فرساینده تبدیل شود. در این میان، نقش مردان نیز اهمیت دارد؛ همانطور که زنان در دهههای اخیر وارد عرصههای اجتماعی و اقتصادی شدهاند، نقش پدران نیز ناگزیر از تغییر است. مشارکت بیشتر در مراقبت از کودک و مسئولیتهای خانه، دیگر فقط یک فضیلت اخلاقی نیست؛ بلکه بخشی از سازگاری خانواده با واقعیتهای جدید زندگی شهری است.
پژوهشگران معتقدند بدون ایجاد جامعه مادرپذیر جامعهای که در آن هم دولت، هم محیط کار و هم خانواده از نقش مادری حمایت کنند، سیاستهای افزایش جمعیت موفق نخواهند شد. جامعه مادرپذیر، جامعهای است که در آن زن مجبور نباشد برای مادر شدن، از رشد اجتماعی، امنیت اقتصادی یا هویت فردی خود چشم بپوشد.
پیام رهبر انقلاب به مناسبت هفته جمعیت
و در تقدیر از فعالان جمعیت صادر شد
قدرت و پیشرفت ایران با افزایش جمعیت
حضرت آیتالله سیدمجتبی خامنهای، رهبر انقلاب اسلامی در پاسخ به نامه ابراز محبت و تسلیت جمعی از فعالان مردمی حوزه جمعیت به مناسبت شهادت قائد عظیمالشأن انقلاب اسلامی (قدسالله نفسهالزکیه) به مسئله افزایش جمعیت و نسبت آن با قدرت و تمدن ایران اسلامی اشاره کرده و بر تلاش روزافزون فعالان مردمی حوزه جمعیت و ترویج فرهنگ فرزندآوری تاکید کردند.
متن پاسخ رهبر انقلاب که به مناسبت روز ملی جمعیت منتشر شده، به شرح زیر است:
بسماللهالرحمنالرحیم
با سلام و تشکر از ابراز محبت و مسئولیتشناسی فعالان دلسوز حوزه جمعیت؛ از جمله دستاوردهای ذیقیمت دفاع مقدس سوم و نعمت عظیم بعثت بینظیر ملت که بر همگان آشکار شده، برآمدن ایران در مستوای قدرتی بزرگ و تاثیرگذار است. بیشک استمرار این وضع و وصول به درجه مطلوبتری از آن، نسبت مستقیمی با مسئله جمعیت مییابد. به مسئله لزوم افزایش جمعیت، گاه از منظر لزوم جبران کاستیهای ناشی از بعضی سیاستهای گذشته نگریسته میشود؛ ولی افزون بر آن، با پیگیری مجدانه سیاست صحیح و حتمی افزایش جمعیت، ملت بزرگ ایران قادر خواهد بود، در آینده نقشآفرینیهای بزرگ و جهشهایی راهبردی را تجربه کرده، قدمهای بلندی را در جهت خلق تمدن نوین ایران اسلامی بردارد. از این رو، تلاش روزافزون فعالان مردمی حوزه جمعیت و ترویج فرهنگ فرزندآوری میتواند تاثیر قابل توجهی در جهت تامین این آینده روشن داشته باشد.
از سویی دیگر، این امر یکی از مهمترین دغدغههای رهبر عظیمالشأن شهیدمان اعلیالله مقامهالشریف بوده است که در بسیاری از جلسات، مراودات و دیدارهای عمومی و اختصاصی بر آن تاکید داشتند و همچنان از مهمترین مسائل راهبردی نظام قلمداد میشود. امید است تلاشهای خالصانه شما عزیزان در پناه دعای خیر سرورمان عجلالله تعالی فرجهالشریف به نتایج پرباری منتهی شود «انشاءالله»
سیدمجتبی حسینیخامنهای
نظر شما