اردیبهشت همواره برای اهالی فرهنگ و دوستداران کتاب در ایران، پیام‌آور روزهایی پرنشاط بوده؛ روزهایی که مصلای تهران به قراری برای عاشقان اندیشه تبدیل می‌شد. اما هفتمین دوره نمایشگاه کتاب تهران در بهار سال ۱۴۰۵، روایتی کاملا متفاوت رقم زد. این رویداد بزرگ ملی با شعار «بخوانیم برای ایران»، این‌بار تمام‌قد کوچ خود را به دنیای دیجیتال تکمیل کرد و از قالب یک جشنواره زنده و فیزیکی، به صفحات وب‌سایت رسمی خود منتقل شد. مصلای تهران در سکوتی عمیق فرو رفت و جای خالی غرفه‌ها را بیلبوردهای شهری، تبلیغات و تیزرهای تلویزیونی پر کردند.

افت ۶۱ درصدی فروش نمایشگاه مجازی

آگاه: پوستر این دوره که توسط مرجان جلالی طراحی شده بود، با بهره‌گیری از المان‌های مینیمال و رنگ‌های ملی تلاش داشت هویت ایرانی را بازنمایی کند اما از نگاه مخاطبان، این تصویر زیبا نمی‌توانست جای خالی شور و هیجان فیزیکی نمایشگاه را پر کند. در این متن، به بررسی کارنامه آماری این رویداد، مقایسه آن با دوره‌های گذشته و نگاهی به مهم‌ترین چالش‌های مطرح‌شده در رسانه‌ها می‌پردازیم.

افت ۶۱ درصدی فروش مجازی در غیبت بخش فیزیکی
بر اساس آمارهای رسمی اعلام‌شده توسط ابراهیم حیدری، قائم‌مقام نمایشگاه کتاب، هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران که با تمدیدی دو روزه سرانجام در چهارم خرداد ۱۴۰۵ پایان یافت، با ثبت ۲۹۵ هزار و ۲۴۲ سفارش به کار خود خاتمه داد. در این بازه ۱۰ روزه، در مجموع ۶۹۷ هزار و ۲۹۹ نسخه کتاب توسط علاقه‌مندان خریداری شد.
سهم ناشران داخلی از این تعداد، ۶۹۴ هزار و ۷۵۱ نسخه و سهم بخش بین‌الملل تنها دو هزار و ۵۴۸ نسخه بود. در میان خریدهای انجام‌شده، ۱۲۶ هزار و ۶۳۱ عنوان کتاب به فروش رفت که سهم عمده آن یعنی ۱۲۵ هزار و ۸۶ عنوان متعلق به ناشران داخلی و یک هزار و ۵۴۵ عنوان سهم ناشران خارجی بود. در حوزه پشتیبانی نیز مرکز تماس نمایشگاه با شماره اختصاصی ۹۱۰۰۹۸۹۸-۰۲۱ به بیش از هفت هزار تماس ورودی پاسخ داد که طبق گزارش‌ها، رضایت ۸۹ درصدی تماس‌گیرندگان را به همراه داشت. مقایسه این آمار با سی‌وششمین دوره نمایشگاه کتاب تهران در سال ۱۴۰۴، پرده از یک افت چشمگیر و نگران‌کننده برمی‌دارد. در این سال، نمایشگاه به صورت دوگانه حضوری و مجازی برگزار شد. در بخش مجازی سال گذشته، خریداران بیش از یک میلیون و ۸۰۱ هزار و ۵۵۳ نسخه کتاب خریداری کردند که ارزش ریالی آن بالغ بر ۴۵۸ میلیارد ریال بود. مقایسه ساده آمار نسخه‌های فروخته شده در بخش مجازی این دو سال نشان می‌دهد که فروش مجازی در سال ۱۴۰۵ با افتی حدود ۶۱ درصدی در تعداد نسخه‌های فروخته‌شده همراه بوده است. همچنین در بخش حضوری سال ۱۴۰۴، حدود یک میلیون و ۲۵۲ هزار و ۵۶۹ نسخه کتاب به ارزش بیش از ۳۱۸ میلیارد ریال فروخته شد و مجموع فروش دو بخش حضوری و مجازی سال گذشته رقمی بیش از هفت هزار و ۷۶۷ میلیارد ریال را ثبت کرد. ریزش فاحش آمار فروش در نمایشگاه تمام مجازی هفتم، توصیف‌کننده واقعیتی تلخ در بازار نشر است. برگزاری موازی بخش حضوری در سال‌های قبل همواره شوق اجتماعی مضاعفی ایجاد می‌کرد که سرریز آن به رونق بخش مجازی می‌انجامید. علاوه بر این، شرایط ملتهب ناشی از جنگ و شکنندگی آتش‌بس در منطقه، در کنار تورم افسارگسیخته کاغذ و کتاب، توان اقتصادی مردم را به شدت رو به تحلیل برده است. جامعه خسته از فشارهای اقتصادی و روانی، ترجیح داد کتاب را از اولویت‌های فوری خود خارج کند و این دغدغه به وضوح در ریزش میلیونی آمار فروش کتاب خودنمایی می‌کند.
سایه سنگین کتاب‌سازان بر ویترین اندیشه
یکی از پربسامدترین موضوعاتی که در مدت برگزاری نمایشگاه مجازی کتاب تهران مورد توجه و نقد اهالی نشر و رسانه‌های عمومی و تخصصی حوزه کتاب قرار گرفت، جولان گسترده پدیده کتاب‌سازی در بستر دیجیتال نمایشگاه بود. کتاب‌سازی جریانی آسیب‌زا در صنعت نشر است که در آن، عده‌ای بدون پرداخت هزینه‌های سنگین ترجمه واقعی، ویراستاری، نمونه‌خوانی و حق‌التالیف، کتاب‌های پرفروش ناشران مطرح را کپی کرده و با اندک تغییراتی در جملات و با استفاده از اسامی مترجمان جعلی یا گمنام، به نام خود ثبت و چاپ می‌کنند. این آثار معمولا با کاغذهای بی‌کیفیت و جلدهای نامرغوب تولید شده اما با قیمت‌های بسیار بالا قیمت‌گذاری می‌شوند تا امکان اعمال تخفیف‌های فریبنده و غیرواقعی را در ویترین‌های مجازی پیدا کنند. هدف اصلی این ناشران متفرقه، معمولا آثار ادبی محبوب و پرفروش سال قبل مثل «جزء از کل» یا «مغازه خودکشی» است که مخاطبان زیادی در میان قشر جوان دارند.
در سال ۱۴۰۳، طبق تصمیم ستاد نمایشگاه، ۲۲ ناشر کتاب‌ساز از نمایشگاه بیرون رانده شدند، اما حالا آنچه در وب‌سایت این نمایشگاه به وضوح قابل مشاهده بود، بازگشت دوباره و قدرتمندانه این گروه بود. در نمایشگاه مجازی امسال، با یک جست‌وجوی ساده می‌شد با ده‌ها عنوان کتاب پرفروش مشابه مواجه شد که با تخفیف‌های عجیب عرضه می‌شدند. این موضوع در فضای آنلاین که امکان ورق زدن فیزیکی کتاب، ارزیابی کیفیت چاپ و خواندن مقدمه برای خریدار وجود ندارد، به دامی جدی برای مخاطبان بدل شد. مخاطب با دیدن تخفیف‌های اغواکننده فریب می‌خورد و در نهایت اثری با ترجمه الکن و چاپی نامرغوب دریافت می‌کند که این امر اعتماد عمومی به کل صنعت نشر را خدشه‌دار می‌کند.
رشد قارچ‌گونه این ناشران، بنیه مالی نشرهای اصیل و مستقل را که تمام فرآیندهای قانونی و حرفه‌ای نشر را با هزینه‌های بالا طی می‌کنند، از بین می‌برد. نقد کارشناسان و اهالی کهنه‌کار این صنعت متوجه این نکته بود که چرا برخلاف وجود قوانین روشن در حوزه مالکیت فکری، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و اتحادیه‌های صنفی فرآیند نظارت را رها کرده‌اند و به جای برخورد ریشه‌ای با لغو مجوز این متخلفان، به توجیهاتی چون ضعف در ساختار اجرایی بسنده می‌کنند. در واقع، کتاب‌سازان با سوءاستفاده از خلأ نظارتی در سامانه مجازی، راهروهای دیجیتال نمایشگاه را قرق کردند و اعتماد خریداران را به مسلخ بردند.

پاتوقی فرهنگی که به یک فروشگاه اینترنتی تقلیل پیدا کرد
تصمیم اولیه معاونت فرهنگی وزارت ارشاد برای لغو کامل بخش حضوری نمایشگاه کتاب تهران در سال ۱۴۰۵ و تبدیل آن به یک رویداد صرفا مجازی، یکی از بزرگ‌ترین کانون‌های نقد در رسانه‌ها و در میان جامعه دوستدار کتاب بود. نمایشگاه کتاب تهران در طول تاریخ خود، فراتر از یک بازار خرید و فروش، یک نهاد اجتماعی و پاتوقی ملی (البته در پایتخت!) بوده که در آن نویسندگان، مترجمان، ناشران و مخاطبان در یک اتمسفر زنده با یکدیگر دیدار و گفت‌وگو می‌کردند. این تبادل فرهنگی و شور و شوق ناشی از قدم زدن در غرفه‌ها، محرکی قوی برای افزایش سرانه مطالعه کشور محسوب می‌شد که در صفحات دیجیتال به کلی مفقود است.
منتقدان مطبوعاتی با لحنی صریح نوشتند که فروش آنلاین کتاب در تمام طول سال توسط پلتفرم‌های خصوصی انجام می‌شود و نیازی به بسیج کردن امکانات دولتی برای راه‌اندازی یک فروشگاه اینترنتی موقت نیست. لغو بخش حضوری تحت عناوینی چون شرایط خاص کشور، از نگاه بسیاری یک عقب‌نشینی غیرخلاقانه بود؛ چرا که برگزاری فیزیکی این رویداد بزرگ می‌توانست نشان‌دهنده پویایی اجتماعی و ثبات فرهنگی کشور در شرایط سخت باشد. اگرچه توزیع سراسری و دسترسی عادلانه به کتاب برای شهرهای دوردست از مزایای بخش مجازی به شمار می‌رود اما حذف کامل بخش فیزیکی، فرصت دیده شدن را از بسیاری از ناشران کوچک ربود.

تناقض درباره توجیه تعطیلی حضوری نمایشگاه
در حالی که متولیان نمایشگاه، شرایط ناپایدار منطقه‌ای، دغدغه‌های امنیتی و همچنین آماده نبودن کامل برخی ناشران برای حضور فیزیکی را به عنوان دلایل اصلی تعطیلی بخش حضوری نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران اعلام کردند، همزمان شاهد برگزاری زنده و پرشور رویدادهای بزرگ نمایشگاهی دیگر در پایتخت بودیم؛ تناقضی که توجیهات را در نگاه افکار عمومی و ناشران مستقل به شدت مخدوش کرد. درست در روزهایی که مصلای تهران به روی علاقه‌مندان کتاب بسته بود، مجموعه باغ کتاب تهران به صورت حضوری میزبان رویداد «اردیبهشت کتاب» شد و مخاطبان می‌توانستند کتاب‌های دلخواه خود را با تخفیف‌های ویژه به صورت فیزیکی تهیه کنند. از سوی دیگر، کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان هم آستین‌ها را بالا زد و با راه‌اندازی «نمایشگاه کتاب کودک و نوجوان» در مرکز آفرینش‌های فرهنگی هنری خود واقع در خیابان حجاب، ویترینی زنده و پرنشاط برای نسل جدید خلق کرد. این رویداد با مشارکت فعال بیش از ۷۰ ناشر برتر این حوزه و با برنامه‌های جانبی متنوعی مانند اکران رایگان فیلم‌ها و انیمیشن‌های اقتباسی کانون برگزار شد تا نشان دهد فضای فیزیکی همچنان کارکرد بی‌رقیب خود را دارد.
هنوز هم روشن نیست که چطور کانون پرورش فکری و باغ کتاب امکان و زیرساخت برگزاری حضوری رویدادهای پرمخاطب را دارند اما نوبت به بزرگ‌ترین رویداد فرهنگی کشور که می‌رسد، همه چیز به فضای سرد دیجیتال واگذار می‌شود. این تناقض در تصمیم‌گیری، نقدها را به سمت مشکل مدیریت و بی‌برنامگی مسئولان برگزاری سوق داد؛ چرا که هم‌نشینی شاداب کودکان و خانواده‌ها در خیابان حجاب و تپه‌های عباس‌آباد ثابت کرد که جامعه ایرانی در هر شرایطی تشنه پاتوق‌های فیزیکی کتاب است و بهانه‌های امنیتی و آماده نبودن، فاقد پایه‌های منطقی و منسجم اجرایی بوده‌اند.
کما اینکه، در روزهای گذشته و با اعلام برگزاری حتمی نمایشگاه حضوری کتاب در سال جاری از سوی معاونت فرهنگی وزارت ارشاد، نقد و اعتراض به این بهانه‌ها را بیش از پیش پررنگ کرد.

معمای تخفیف‌های آب‌رفته و کلاف سردرگم هزینه‌های پستی
یکی دیگر از چالش‌های ملموس و پر سروصدای هفتمین نمایشگاه مجازی کتاب تهران، تغییرات نامطلوب در ساختار حمایتی و یارانه‌ای دولت در کنار خلأ هماهنگی با شبکه پستی کشور بود. یک رسانه با تیتر «تخفیف کمتر، ابهام بیشتر» به نقد این موضوع پرداخت که نمایشگاه امسال در عمل معنای تخفیف‌های سنتی را تغییر داد. در سال‌های گذشته، مخاطبان به ویژه دانشجویان و طلاب با دریافت بن‌های خرید مستقیم، تجربه خریدی ارزان‌تر را به وضوح لمس می‌کردند. اما در نمایشگاه ۱۴۰۵، تخفیف ۲۵ درصدی به یک فرمول پیچیده و مشروط تبدیل شد؛ به گونه‌ای که این تخفیف تنها تا سقف خرید دو میلیون تومان اعتبار داشت و برای خریدهای بالاتر، سهم حمایتی دولت حذف شده و به تخفیف ۱۵ درصدی خود ناشران تنزل می‌یافت. این پیچیدگی، بار مالی حمایت‌های دولتی را کاهش داد و بیشترین فشار را به خریداران واقعی کتاب وارد کرد.
علاوه بر این، در حالی که در شعارهای اولیه و تبلیغات نمایشگاه از «ارسال رایگان کتاب» به عنوان مزیتی بی‌رقیب برای جلب رضایت مخاطبان یاد می‌شد، در عمل آشفتگی و تناقض زیادی رخ داد. پس از آغاز نمایشگاه، اظهارات ضد و نقیضی از سوی مسئولان پستی و وزارت ارتباطات شنیده شد که به جای ارسال کاملا رایگان، صحبت از اعمال تخفیف محدود بر هزینه‌های ارسال می‌کردند. این ناهماهنگی تاحدی نشان می‌دهد که زیرساخت‌های اجرایی نمایشگاه هنوز فاقد انسجام لازم برای پاسخگویی شایسته به نیازهای مردم است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.