آگاه: نطق رئیس مجلس، سوژهای شد تا نگاهی به الزامات یک توافق خوب داشته باشیم. برای آنکه یک توافق از حالت «بحرانزدا» (فقط جلوگیری از جنگ) به حالت «جامع و پایدار» (تضمین آینده) ارتقا یابد، حداقل سه عامل را باید در نظر گرفت:
۱. الزام به «تضمین اجرایی»: بزرگترین مشکل توافقهای پیشین همچون برجام، عدم تضمین از سوی طرف مقابل بود. توافق جامع باید دارای مکانیسمهایی باشد که در آن، با تغییر دولت در آمریکا، توافق با یک «فرمان اجرایی» از بین نرود. این یعنی انتقال تعهد از سطح رئیسجمهور به سطح ساختارهای قانونی و پارلمانی آمریکا.
۲. الزام به «رفع یکپارچه تحریمها»: توافق نباید «تکهتکه» باشد. دستیابی به یک توافق مستلزم این است که تحریمهای اقتصادی، بانکی، نفتی و تکنولوژیک به طور همزمان و با ابعاد مشخص رفع شوند تا اعتماد متقابل در حوزه اقتصاد شکل بگیرد.
۳. الزام به «تعریف دقیق محدودهها»: توافق جامع باید مرزهای مشخصی داشته باشد؛ به عبارت دیگر مشخص کنند درباره چه موضوعاتی قرار است به توافق دست یابند. همان مسیری که از روز نخست مورد توجه و دقت جمهوری اسلامی ایران قرار گرفت، یعنی اعلام کرد فقط پیرامون پایان جنگ و نه موارد دیگر همچون هستهای با طرف آمریکایی گفتوگو و تبادل نظر میکند. پروندههایی مانند برد موشکها نیز همواره به عنوان خط قرمز ایران محسوب شده و هیچگاه درباره آن مذاکره نخواهد کرد.
دفاع از حقوق مردم
حقوق ملت را نباید فقط در متون حقوقی جستوجو کرد، بلکه باید در «توانمندیهای ساختاری» کشور یافت. توانمندیهایی که نشاندهنده حقوق مسلم و قانونی مردم ایران است و باید در دفاع و حفاظت از آن محکم و انقلابی ظاهر شد؛ وادادگی هیچ معنا و مفهومی ندارد، کما اینکه از زمان گشوده شدن پرونده هستهای در دهه ۸۰ ـ دورهای که دولت اصلاحات روی کار بود ـ تا به امروز با وجود اینکه پرونده مذکور، با فراز و فرودها، تندیها و کندیها روبهرو بود اما با هدایت رهبر شهید انقلاب از ریل خارج نشد و ما با اقتدار از حقوق مسلم خود پاسداری کردهایم. مذاکره میکنیم اما همان طور که تاکید شد، درباره هر موضوعی به مذاکره چراغ سبز نشان نمیدهیم.
حق بر توسعه و استقلال اقتصادی: این حق در توانایی تولید داخلی، «تنوع منابع انرژی» و «عدم وابستگی به زنجیره تامین دشمن» تعریف میشود. تا زمانی که اقتصاد وابسته باشد، حق ملت در برابر فشار خارجی آسیبپذیر است.
حق بر امنیت و حاکمیت: این حق در «قدرت دفاعی» و «استقلال در تصمیمگیری سیاسی» نهفته است.
حق بر پیشرفت علمی و هستهای: در دنیای مدرن، حق ملت به دانش و فناوری (هستهای، زیستی، هوش مصنوعی و...)، اصلیترین ابزار شناخته میشود و باید از فناورهای روز و نوین به نحو مطلوب استفاده کرد.
حق بر ثبات اجتماعی و رفاه: این حق در پایداری نهادهای ملی و عدالت در توزیع منابع دیده میشود.
نظر کارشناسان چیست؟
پس از آغاز دور جدید مذاکرات با نقشآفرینی کشور ثالث ( پاکستان ) و رفت و آمدهایی که اخیرا مسئولان این کشور به پایتخت ایران داشتهاند، گمانهزنیهایی درباره احتمال رسیدن به تفاهمنامه در فضای مجازی پخش شده است. در فضای شکل گرفته شده، کارشناسان و تحلیلگران نظرات و دیدگاههای خود را مطرح میکنند تا بدین وسلیه هم برای آگاهسازی جامعه مثمر ثمر واقع شود و هم نظرات نخبگان جامعه روی میز تیم ایرانی قرار گیرد.
در همین راستا، بیژن مقدم، فعال سیاسی و رسانه با بیان اینکه همچنان موضوع توافق و روند مذاکرات، نقطه کانونی اخبار و تحلیلهاست، اما باید توجه داشت که در شرایط فعلی اساسا هیچ توافق نهاییای وجود ندارد و هنوز متنی که به تایید و پذیرش هر دو طرف رسیده باشد، شکل نگرفته است، میگوید: ادامه مذاکرات به معنای تحقق توافق نیست، بلکه توافق زمانی معنا پیدا میکند که درباره یک متن مشخص، شفاف و مورد قبول طرفین صحبت شود؛ در حالی که در شرایط کنونی چنین متنی هنوز وجود خارجی ندارد و اتفاقا بخش مهمی از اختلافات نیز دقیقا در همین مرحله و در نحوه تنظیم و تفسیر متن احتمالی بروز میکند.
وی با اشاره به اینکه برخی اصول و محورهای کلی پیشتر مطرح شدهاند، تصریح کرد: همان متنی که میتواند مبنای تفاهم قرار گیرد، این ظرفیت را نیز دارد که منشأ اختلافات جدید باشد؛ بهویژه اگر ابهامآفرین بوده یا زمینه تفسیرهای چندگانه و سوءاستفادههای بعدی را فراهم کند. هر متن احتمالی باید به گونهای تنظیم شود که از یکسو شفاف و بدون ابهام باشد و از سوی دیگر، منشأ اختلاف و جرزنی در آینده نشود؛ چراکه تجربههای گذشته نشان داده است طرف مقابل در موارد متعدد تلاش کرده با قرائتهای متفاوت از تعهدات، مسیر اجرای توافقها را دستخوش تغییر کند.
آگاه مسائل سیاسی و رسانهای درباره محورهای اصلی مورد بحث در مذاکرات گفت: موضوع تنگه هرمز و نحوه تردد کشتیها و شناورها، منابع ارزی و داراییهای مسدودشده ایران، بحث معاملات نفتی و امکان فروش آزادانه نفت و دریافت وجوه آن، آتشبس در همه جبههها و همچنین برخی مسائل مرتبط با پرونده هستهای، از جمله سرفصلهایی هستند که ممکن است در هر توافق احتمالی مطرح شوند. همین محورهایی که میتوانند زمینهساز تفاهم باشند، به دلیل حساسیت و اهمیت بالای خود، در عین حال از مهمترین کانونهای اختلاف نیز محسوب میشوند. به عنوان مثال در موضوع تنگه هرمز، ایران بر کنترل ترددها تاکید دارد، در حالی که آمریکا ممکن است خواستار بازگشت به وضعیت پیش از جنگ باشد؛ موضوعی که خود، محل مناقشه و اختلاف برداشت است.
با توجه به تبیین حقوق چهارگانه ما شاهد هستیم، بیش از سه دهه آمریکا، غربیها و رژیم صهیونی و سلطنتطلبان ادعای تکراری و پوچ مبنی بر دستیابی ایران به سلاح اتمی را مطرح میکنند و به همین بهانه در ۲۳ خرداد و ۹ اسفند سال گذشته به کشورمان حمله کردند تا به خیال خودشان سلاح یا بمب اتمی ایران را نابود کنند! این در حالی است که بارها رهبر شهید در سخنانشان، استفاده از بمب اتم را رد کرده بودند. رهبر شهید، اول مهر ۱۴۰۴ در سخنانی تلویزیونی خطاب به مردم تاکید کردند: ما بمب اتم نداریم و نخواهیم داشت و بنا نداریم از سلاح هستهای استفاده کنیم؟
معظمله سال ۹۹ در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری بر نیاز ایران به استفاده صلحآمیز از انرژی هستهای تاکید کرده و فرمودند: «فکر اسلامی ما میگوید سلاحی که در [کاربرد] آن، غیر مسلحین، غیر نظامیها و مردم عادی تلف میشوند، این سلاح ممنوع است. این سلاح ممنوع است؛ حالا هستهای باشد یا شیمیایی باشد یا غیر اینها؛ این سلاح ممنوع است. ما بهخاطر نظر اسلام است که نخواستیم دنبال این سلاح برویم و الا اگر میخواستیم برویم شماها کی هستید، چه کاره هستید که بتوانید جلوگیری کنید.»
در فتوای هستهای رهبر انقلاب که در پیامشان در نخستین کنفرانس بینالمللی «خلع سلاح هستهای و عدم اشاعه» در فروردین ۸۹ منتشر شد و پس از آن بهصورت رسمی در سازمان ملل هم ثبت شد، آمده است: ما علاوه بر اعتقاد به حرمت سلاح هستهای، کاربرد «دیگر انواع سلاحهای کشتار جمعی، نظیر سلاح شیمیایی و سلاح میکروبی را نیز حرام میدانیم.»
ضرورت دفاع از حقوق ایرانیها و «بایدهای» سهگانه
حال برای آنکه حقوق ما به رسمیت شناخته شود، چه باید کرد؟ و به چه «بایدهایی» نیازمند است.
مسیر قدرت: در روابط بینالملل، حقوق تنها زمانی به رسمیت شناخته میشوند که پشت آنها «قدرت» باشد. این قدرت لزوما نظامی نیست؛ بلکه ترکیبی از قدرت اقتصادی، قدرت تکنولوژیک و قدرت اثرگذاری منطقهای است. ایران باید «هزینه نقض حقوق خود» را برای دنیا بالا ببرد.
مسیر دیپلماسی هوشمند: حقوق ما نباید محدود به «موضعگیری» شود، بلکه باید با «ارائه گزینههای جایگزین» برای جهان مطرح شود. یعنی نشان دهیم که احترام به حقوق ایران، به نفع ثبات و اقتصاد جهانی است.
مسیر اقتدار داخلی: حقوق ملت زمانی در خارج محافظت میشود که در داخل، جبهه ملی در برابر تهدیدات متحد باشد. تقویت ساختارهای علمی، صنعتی و دفاعی داخلی، «سپر دفاعی» حقوق ملت در میز مذاکرات است.
فرجام سخن
نکته پایانی نحوه مقابله با بازیهای رسانهای ترامپ و تیم او در کاخ سفید است. توئیت میزنند و به دنبال فضاسازی رسانهای هستند. در اصل میخواهند با اعلام زودهنگام برخی اخبار یا انتشار جهتدار برخی روایتها، فضای ذهنی داخل کشور را تحت تاثیر قرار دهند و طرف ایرانی را در موقعیت واکنشی قرار دهند. از این رو نباید اجازه داد روایتسازی طرف مقابل به مبنای داوری در داخل تبدیل شود. این وضعیت نشان میدهد که در حوزه اطلاعرسانی و مدیریت روایت، همچنان نیازمند انسجام، سرعت عمل و هماهنگی بیشتری هستیم، زیرا طرف مقابل از هر فرصتی برای اثرگذاری بر افکار عمومی و هدف قرار دادن وحدت داخلی استفاده میکند.
نظر شما