۱۱ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۲۱
کد مطلب: ۲۲٬۷۰۹

حیرانی در نظام آموزشی

رضا ظریفی _ دبیر تحریریه

سال تحصیلی مدارس در ایران در شرایطی به نیمه خرداد نزدیک می‌شود که تجربه بی‌سابقه‌ای از تعطیلی‌های گسترده را پشت سر می‌گذارد. از مجموع حدود ۹ ماه سال تحصیلی، دانش‌آموزان به طور فعال تنها حدود دو ماه در کلاس‌های درس حاضر بوده‌اند. دلایلی همچون ناترازی انرژی، آلودگی بی‌سابقه هوای کلان‌شهرها و تحولات ناشی از شرایط جنگی، مدارس را به تعطیلی کشانده است. با این حال، آنچه این وضعیت را بحرانی‌تر می‌کند، نبود برنامه جایگزین موثر و مدون از سوی وزارت آموزش و پرورش است.

آگاه: آموزش آنلاین که می‌توانست پابه‌پای تعطیلی‌های حضوری، خلأ آموزشی را پر کند، به دلایل متعدد ناکام مانده است. قطعی مکرر اینترنت، اختلال در بسترهای آموزشی داخلی، نبود زیرساخت‌های یکسان در مناطق مختلف و از همه مهم‌تر، بی‌انگیزگی عمیق دانش‌آموزان و جدی نگرفتن تحصیل مجازی از سوی خانواده‌ها، این روش را به تجربه‌ای کم‌بازده تبدیل کرده است. بسیاری از خانواده‌ها آموزش مجازی را معادل «تعطیلی واقعی» می‌پندارند و دانش‌آموزان نیز با فقدان نظارت موثر و تعامل رودررو، انگیزه خود را برای پیگیری جدی درس‌ها از دست داده‌اند.
نتیجه این روند، افت فاحش سطح علمی و کیفی دانش‌آموزان در تمام مقاطع است. اما آسیب‌پذیرترین گروه، دانش‌آموزان پایه‌های پایانی به ویژه کنکوری‌ها هستند. آنها در حساس‌ترین دوران آماده‌سازی برای رقابتی سرنوشت‌ساز، بیش از نیمی از سال تحصیلی را عملا بدون آموزش موثر سپری کرده‌اند که البته باید برخی مدارس خاص و غیردولتی ویژه را از این امر استثنا کرد.
در کنار این آشفتگی، سازمان سنجش و وزارت آموزش عالی نیز نتوانسته‌اند تقویم دقیق برگزاری کنکور و شروع سال تحصیلی موسسات آموزش عالی را اعلام کنند. این بلاتکلیفی، فشار روانی مضاعفی بر دوش کنکوری‌ها و خانواده‌هایشان وارد کرده است. به عبارت روشن‌تر، دانش‌آموزان و کنکوری‌های ایران امروز با سه بحران همزمان روبه‌رو هستند: نخست، خلأ آموزش موثر در دو سوم سال تحصیلی؛ دوم، نبود بستر جایگزین قابل اتکا برای جبران این خلأ و سوم، سردرگمی نهادهای بالادستی در تعیین زمان و محتوای آزمون نهایی. این سه‌گانه، حلقه معیوبی ساخته که فشار و استرس را به حداکثر و انگیزه را به حداقل رسانده است. آنچه بیش از همه نگران‌کننده است، فقدان یک «طرح ملی بحران آموزشی» است و گویا وزارت آموزش و پرورش نه تنها برای ترمیم این عقب‌ماندگی برنامه روشنی ندارد، بلکه چشم‌انداز سال تحصیلی آینده نیز مبهم است. طرحی که در نظر بگیرد در صورت تداوم احتمالی ناترازی انرژی، آلودگی هوا و حتی شرایط جنگی، وضعیت سال تحصیلی آینده چه خواهد شد؟تعطیلی مدارس تنها یک مشکل لجستیکی نیست، یک شوک آموزشی و روانی به نسل جوان است. وزارت آموزش و پرورش باید فورا راهکارهایی مانند تلاش برای فشرده‌سازی برنامه درسی باقیمانده، طراحی نظام ارزشیابی منعطف، برگزاری کلاس‌های جبرانی در فصل تابستان (حتی در قالب نیمه‌حضوری) و هماهنگی با سازمان سنجش برای اعلام شفاف تقویم کنکور و حذف سرفصل‌های غیرضرور را در دستور کار قرار دهد. اگر این بی‌برنامگی ادامه یابد، پیامدهای آن تنها به افت‌نمره یا مردودی محدود نمی‌شود؛ بلکه نسلی از دانش‌آموزان و کنکوری‌های بی‌انگیزه، مضطرب و با حفره‌های عمیق علمی تحویل جامعه می‌شود که جبران آن در سال‌های آینده تقریبا غیرممکن خواهد بود. زمان آن رسیده که آموزش و پرورش از موضع انفعال خارج شود و با درک عمق فاجعه، با شفافیت، سرعت و عمل، به داد این سال تحصیلی از دست‌رفته و نسل در معرض خطر برسد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.