آمریکا مدام در حال نقض آتش‌بس است و این فرآیندی است که نباید ادامه یابد و ایران باید زنجیره نقض آتش‌بس توسط آمریکا را بشکند. ما برای افزایش سطح بازدارندگی نیاز داریم که آمریکا را اساسی تنبیه کنیم؛ نباید معادله اینگونه باشد که آمریکا ضربه بزند و ما در جواب، آتش بگشاییم؛ باید پیش‌دستی کرد و راهبرد دفاع تهاجمی را به راهبرد آفندی محض تبدیل کرد.

ضرورت حمله پیش‌دستانه برای تغییر معادله

آگاه: برخی تحلیلگران معتقدند که نیمه دوم جنگ تحمیلی سوم، بعد از انتخابات کنگره آمریکا، یعنی نوامبر ۲۰۲۶ (آبان ۱۴۰۵)، حتمی‌الوقوع است و تا آن زمان، هدف آمریکا، فرسایش سازمان رزم ایران است؛ بنابراین باید این استراتژی آمریکایی‌ها را کور کرد و با در دست گرفتن ابتکار عمل در میدان، معادله را تغییر داد. آمریکایی‌ها در جنوب ایران در حال شرارت مستمر هستند و تقریبا هر شب خبر می‌رسد که آنها به نفتکش‌ها و کشتی‌های تجاری ایران در دریای عمان و اقیانوس هند، تعدی و تعرض می‌کنند؛ ما اگرچه در پاسخ، مبدأ تجاوز را چه پایگاه علی‌السالم کویت باشد و چه ناوهای آمریکایی مستقر در دریای عمان، هدف قرار می‌دهیم؛ اما آنچه واضح است آن است که این پاسخ‌های ما، بازدارندگی به‌وجود نیاورده است و ما نیاز به تغییر معادله داریم.
در همین رابطه، برخی معتقدند که ایران نیاز دارد استراتژی دفاع تهاجمی را کنار بگذارد و راهبرد آفندی پیش‌دستانه را در دستور کار قرار دهد ولو آنکه متهم به نقض آتش‌بس شود. از ۱۹ فروردین که آتش‌بس برقرار شد، آمریکا مدام در حال نقض آتش‌بس است و بزرگ‌ترین نقض را نیز در روز ۲۲ فروردین یعنی فردای مذاکرات اسلام‌آباد با محاصره دریایی ایران، مرتکب شد؛ بنابراین بلااشکال است که یک بار هم طی این ۵۰ روز پس از آتش‌بس، ما به صورت پیش‌دستانه، آتش‌بس را نقض و معادله جدیدی را به طرف آمریکایی تحمیل کنیم. قطعا منهدم کردن پیش‌دستانه مواضع دشمن متجاوز چه در روی آب‌های نیلگون خلیج‌فارس و چه در روی اراضی کشورهای عرب، سطح بالاتری از بازدارندگی را نیز برای ما به ارمغان خواهد آورد و معادله فعلی را تغییر خواهد داد.

استراتژی درد
موضوع مهم در این قضیه، توجه به استراتژی درد است؛ باید کاری کنیم که آمریکایی‌های متجاوز درد را احساس کنند؛ تحمیل درد به طرف آمریکایی نیز امری فراتر از خسارت‌ زدن به پایگاه‌ها و ناوهای‌شان است؛ باید کاری کنیم انبوه تابوت‌های‌شان را از انبار دربیاورند.
در همین رابطه، نصرآبادی پژوهشگر حوزه مقاومت و مسائل ژئوپلیتیکی معتقد است: «در وضعیت خطیر کنونی، چند سناریوی مشخص در مقابل ایران قرار دارد که نرخ احتمال وقوع هر کدام، صرف‌نظر از عوامل و متغیرهای ابژکتیوی و عینی که بر آن اثر می‌گذارد، به راهبردها و اراده ایران وابستگی دارد.»
رسیدن به یک توافق حداقلی و تاکتیکی با هدف خرید زمان و دستیابی به منابع ناچیز مالی که برخی آن را غنیمت می‌دانند و بر تحقق آن اصرار دارند یکی از سناریوهایی است که بر خلاف طرح سهل‌الوصول آن، مشروط به عقب‌نشینی‌های قابل توجه از سوی ایران است و چندان آسان به نظر نمی‌رسد. با فرض تحقق هر دو هدف، دشمن نیز از فاکتور زمان بهره‌مند می‌شود و البته چنین توافقی را نافی اقدامات مورد نظر خود علیه جبهه مقاومت به ویژه در لبنان، تداوم فشار حداکثری و پیگیری نبرد در منطقه خاکستری علیه ایران نمی‌داند.
اگرچه چنین توافقی به اقتضای ماهیت آن موقتی خواهد بود و به شکسته شدن چرخه باطل افزایش تنش، ⁠مذاکره، ⁠جنگ، آتش‌بس شکننده، افزایش تنش مجدد، نمی‌انجامد، اما به فرسایش سازمان رزم و تضعیف میدانی ایران در جنگ‌های حتمی‌الوقوع بعدی منجر می‌شود. به علاوه، آنچه در میز مذاکره و روندهای دیپلماتیک موازنه ایجاد می‌کند، تابعی از توازنی است که در میدان برقرار است. لذا هر تصمیم و اراده‌ای که بخواهد میدان، راهبردها و منطق آن را تابع دیپلماسی کند، عملا با ایجاد گسست کیفی، دستاوردهای تاکتیکی دشمنان را به دستاوردهای راهبردی ارتقا می‌دهد.
آغاز دوباره جنگ، امری ناگزیر است
شروع مجدد تبادل حداکثری آتش، به موازات پیشبرد جنگ در ابعادی دیگر از جنگ ترکیبی جاری از درون و بیرون ایران، در دستور کار آمریکا و اسرائیل است. باوجود ضربه‌پذیری و در معرض آسیب بودن طرف‌های متخاصم به ویژه اسرائیل و امارات و با وجود تلاش‌های منطقه‌ای که برای جلوگیری از شعله‌ور شدن دوباره جنگ گسترده صورت می‌گیرد، اما شکست راهبردی دشمنان در جنگ ۴۰ روزه، ناتمام ماندن دستیابی آنان به اهداف اصلی و استراتژیک و لزوم زمینه‌سازی برای تحقق طرح راهبردی کلانی که برای بازمعماری نظم امنیتی منطقه مد نظر دارند، نهایتا آغاز دوباره جنگ را در نظر آنان امری ضروری و ناگزیر می‌سازد. تحرکات میدانی دشمنان و پویایی آرایش نظامی منطقه نیز از تدارک یک دور دیگر از جنگ حکایت دارد که قاعدتا با عملیات فریب به شیوه‌های مختلف و طراحی عملیاتی متفاوتی برای غافلگیری ایران همراه خواهد بود.

در وضعیت جنگی قرار داریم
وضعیتی که در آن به سر می‌بریم بیش از آنکه با وضعیت نه جنگ، نه صلح قرابت داشته باشد، به وضعیت هم جنگ، نه صلح شبیه است؛ چرا که بر مبنای الگوی تکرارشونده فوق‌الذکر، ما شاهد توقف آتش یا حتی آتش‌بس شکننده نیستیم. بلکه تنها موقعیت جغرافیایی جنگ تغییر کرده و اندکی محدود شده است. محاصره دریایی که مصداق آشکار رویکرد و اراده تخاصم از سوی ایالات متحده است، تحرکات گروه‌های تروریستی در کرانه‌های مرزی ایران که از سوی سازمان‌های امنیتی و نظامی آمریکا و اسرائیل هدایت می‌شود و نیز استمرار حملات گسترده رژیم اسرائیل به جنوب لبنان و حملات ایالات متحده و موتلفان آن به جنوب ایران، همگی نشانه‌های تداوم جنگ علیه ایران است.
در همین حین، تبادل پیام و گفت‌وگو میان ایران و آمریکا نیز کماکان برقرار است و متاسفانه نقض آشکار شروطی که ایران برای ادامه دادن به مذاکرات اعلام کرده بود، خللی در اراده معطوف به مذاکره در مقامات ایران به وجود نیاورده و به هشدارهای دیپلماتیک بی‌اثر بسنده شده است. اگرچه راهبرد دفاع تهاجمی ایران در پاسخ به تعرضات دائمی دشمنان بی‌اثر نبوده، اما نتوانسته سطح مطلوبی از بازدارندگی را علیه دشمنان احیا کند. چنانکه بارها در هفته‌های اخیر بر آن تاکید شد، ایران نه فقط معادله جنوب لبنان را حل نکرده، بلکه معادله جنوب ایران را نیز بر آن افزوده است؛ بدون آنکه مشخص کند برای حل هر معادله، چه متغیرهایی را در سمت دشمن هدف می‌گیرد.
سناریوی «هم جنگ، نه صلح» از زاویه شرایط داخلی ایران نیز پرمخاطره است. در حالی که وضعیت به واقع جنگی است و سازماندهی جنگی عرصه‌های اقتصادی و اجتماعی را اقتضا می‌کند، تظاهر به برقرار بودن آتش‌بس موجب شده است که عموم مردم وضعیت را نسبتا عادی تلقی کنند و انتظارات ذهنی خود را با شرایط غیرجنگی تنظیم کنند؛ اما وخامت وضعیت معیشت مردم به موازات بی‌ارادگی و ناسازگاری اغلب دستگاه‌های حکمرانی با اقتضائات موقعیت جنگی، بعید نیست به تعمیق تضادهایی منجر شود که در پروژه‌های مد نظر دشمنان، برای ایجاد آشوب، گسترش کانون‌های بی‌ثباتی و جنگ داخلی دیده شده است. این بدان معناست که وضعیت «هم جنگ، نه صلح»، موقت است و در بازه‌ای کوتاه مدت پایان خواهد یافت، اما مسئله اصلی این است که کدام طرف عملا خاتمه این وضعیت را اعلام خواهد کرد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.