۱۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۲۴
کد مطلب: ۲۲٬۸۲۹

 بمباران سنگین و ناگهانی منطقه «تحویطه الغدیر» در ضاحیه جنوبی بیروت با سه فروند موشک، که به شهادت و مجروح شدن ده‌ها غیرنظامی و ویرانی گسترده ساختارهای شهری انجامید، خط بطلانی قاطع بر تمام دوگانگی‌ها و تفسیرهای سیاسی درباره توافق آتش‌بس اخیر در لبنان کشید. رژیم صهیونیستی بار دیگر ثابت کرد که برای آن، «آتش‌بس» نه یک تعهد حقوقی یا بین‌المللی، بلکه صرفا تاکتیکی موقتی برای بازسازی قوا، جمع‌آوری اطلاعات و انتخاب لحظه مناسب برای ضربه زدن به حاکمیت و امنیت ملی لبنان است.

آگاه: این تهاجم آشکار که با هماهنگی و اطلاع قبلی واشنگتن انجام شد، پرده از ریاکاری عمیق دیپلماتیک برداشت. در حالی که دونالد ترامپ با مانورهای رسانه‌ای ادعا می‌کرد اجازه هیچ حمله‌ای به ضاحیه را نخواهد داد، رسانه‌های عبری خود فاش کردند که عملیات با هماهنگی دقیق سیاسی-امنیتی میان تل‌آویو و واشنگتن اجرا شده است. این واقعیت نشان می‌دهد که مهندسی آتش‌بس در لبنان، هرگز بسترسازی برای آرامش پایدار نبوده، بلکه تلاشی حساب‌شده برای تحمیل تسلیم تدریجی به لبنان و فرسایش اراده دفاعی مقاومت از طریق حملات نقطه‌ای و روزمره بوده است. بنیامین نتانیاهو و وزیر جنگش یسرائیل کاتس با پذیرش علنی مسئولیت این جنایت و صدور همزمان فرمان تخلیه اجباری شهر تاریخی صور، عملا اعلام کردند که جغرافیای لبنان همچنان در تیررس آتش‌باری آنهاست.
در این فضای ملتهب، تحلیلگران غربی و صهیونیستی با تکیه بر عملیات روانی، مدعی‌اند که به دلیل شرایط بحرانی لبنان، محور مقاومت و جمهوری اسلامی ایران از واکنش مستقیم به این جنایت خودداری خواهند کرد. اما این تحلیل، خطای محاسباتی خطرناکی است. انفعال در برابر نقض مکرر آتش‌بس و پذیرش معادله «حمله در برابر سکوت»، چیزی جز اعطای مجوز رسمی به تل‌آویو برای ترورهای زنجیره‌ای، نابودی زیرساخت‌ها و تحقیر حاکمیت لبنان نخواهد بود. واقعیت‌های میدانی لبنان اما حکایت دیگری دارد. جامعه این کشور، با وجود زخم‌های عمیق جنگ، بیش از هر زمان دیگری تشنه تثبیت بازدارندگی واقعی است. پاسخ اولیه و قاطع حزب‌الله- شلیک موشک‌های زمین‌به‌هوا به جنگنده‌های متجاوز بر فراز النبطیه و هدف‌گیری مقر نظامیان صهیونیست در روستای الشقیف با ریزپرنده‌ها- طلیعه رویکردی نوین و هوشمندانه است. مقاومت به درستی دریافته که تنها زبان قابل فهم برای رژیمی که جز منطق زور را نمی‌شناسد، «پاسخ متقابل و هم‌وزن» است. از سوی دیگر، مواضع مقامات و فرماندهان ارشد جمهوری اسلامی ایران همواره بر اصل تغییرناپذیر حمایت از ثبات، امنیت و تمامیت ارضی لبنان استوار بوده است. تهران صراحتا اعلام کرده که تحمیل هرگونه معادله یک‌طرفه بر لبنان و حزب‌الله را نمی‌پذیرد. هرچند ایران مدیریت عملیاتی صحنه را با اعتماد کامل به فرماندهان مقاومت در بیروت واگذار کرده، اما پشتوانه راهبردی و لجستیکی ایران، پیام روشنی به محور غربی-صهیونیستی ارسال می‌کند: مقاومت هرگز دست‌بسته نخواهد ماند. بمباران ضاحیه یکبار دیگر ثابت کرد که امنیت بیروت از امنیت تل‌آویو و حیفا جدایی‌ناپذیر است. اگر دشمن صهیونیستی به این توهم برسد که می‌تواند زیر سایه توافق‌های کاغذی، هر نقطه‌ای از لبنان را به دلخواه هدف قرار دهد، صلح واقعی هرگز به منطقه باز نخواهد گشت. پاسخ متقابل و مشروع مقاومت، نه اقدامی جنگ‌طلبانه، بلکه ضرورتی حیاتی برای حفظ همان آتش‌بسی است که صهیونیست‌ها آن را به ابزاری برای استمرار جنایات خود تبدیل کرده‌اند. توازن وحشت باید بازگردانده شود؛ زیرا در جغرافیای پرتلاطم غرب آسیا، باروت را تنها با باروت می‌توان مهار کرد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.