۲۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۵۶
کد مطلب: ۲۳٬۱۰۷

خبر تعطیلی یک کتاب‌فروشی در روزگاری که ویترین‌های فرهنگی جامعه به سختی نفس می‌کشند، همیشه طعم گس و ناامیدکننده‌ای دارد. وقتی خبر رسید کتاب‌فروشی «اسم»، پاتوق دنج و نام‌آشنای خیابان انقلاب کرکره‌هایش را پایین کشیده، شاید ذهن خیلی از کتاب‌دوستان به سمت تعطیلی و جایگزینی با یک بانک دیگر رفته باشد! اما این بار، پشت این تعطیلی، یک غافلگیری شیرین و کورسویی از امید نهفته بود.

چراغی که روشن ماند

آگاه: این کتابفروشی، به کبابی، فست‌فود، بوتیک لباس یا شعبه یک بانک دولتی تبدیل نشد؛ بلکه هویت فرهنگی خود را حفظ کرد و این بار با تابلوی نام‌آشنای «امیرکبیر» چراغش روشن ماند.

داستان «اسم»؛ از بیم تعطیلی گذشته تا واقعیت امروز
کتاب‌فروشی اسم برای اهالی پایتخت، فقط جایی برای خرید کتاب نبود؛ یک خرده‌فرهنگ زنده و پاتوقی برای گفت‌وگو، ورق زدن بی‌عجله کتاب‌ها و فرار از هیاهو بود. اما این اولین بار نبود که نام «اسم» با طعم تلخ جابه‌جایی و خطر تعطیلی گره می‌خورد. چند سال پیش نیز ماجرای اتمام قرارداد، افزایش سرسام‌آور اجاره‌بها و فشارهای مالکیتی، این کتاب‌فروشی را تا مرز تعطیلی دائم پیش برد. در آن دوره، با موجی از همبستگی مخاطبان در فضای مجازی و تلاش مدیریت، اسم توانست موقتا در سنگر خود بماند. با این حال، چرخ دنده‌های سخت اقتصاد نشر و چالش‌های کمرشکن کتاب‌فروشی‌های مستقل، سرانجام این برند را مجبور به خداحافظی از آن نقطه خاطره‌انگیز کرد؛ اتفاقی که نشان می‌دهد فضاهای فرهنگی چقدر در برابر نوسانات اقتصادی بی‌دفاع هستند.

کوچک اما امیدبخش
در سال‌های اخیر، عادت کرده‌ایم که هرگاه تابلوی یک کتاب‌فروشی، گالری یا سینمای قدیمی پایین می‌آید، با فاصله‌ای کوتاه جای آن را زرق و برق یک آبمیوه‌فروشی، بوی تند یک کباب‌سرا یا صندلی‌های پلاستیکی یک فست‌فود بگیرد. در بدترین حالت نیز این فضاها دستخوش بلعیده شدن توسط بنگاه‌های مالی می‌شوند که هیچ سنخیتی با اتمسفر پیاده‌روهای فرهنگی شهر ندارند. تبدیل فضاهای اندیشه به واحدهای تجاری صرف، نشانی از تحول بافت شهر به سمت مصرف‌گرایی محض است.
از همین رو، جایگزینی کتاب‌فروشی «اسم» با شعبه‌ای از کتاب‌فروشی «امیرکبیر» را باید یک پیروزی کوچک اما بسیار امیدبخش دانست. اینکه ساختار سرمایه‌گذاری یا مالکیت آن ملک اصالت فرهنگی فضا را از بین نبرده، در نوع خود غنیمت است.

روحی تازه در کالبدی آشنا
موسسه انتشارات و کتاب‌فروشی امیرکبیر نامی نیست که نیاز به معرفی داشته باشد؛ این نام با تاریخ مدرن نشر در ایران و خاطرات چند نسل از نخبگان و کتاب‌خوان‌ها گره خورده است. حضور امیرکبیر، اصالت، تنوع عظیم عناوین و پشتوانه‌ای قوی به همراه دارد. این تغییر فاز، نوعی تداوم نسل در نسل فرهنگی را تداعی می‌کند؛ جایی که یک ساختار کلاسیک جایگزین نگاهی نوگرا می‌شود اما هدف غایی دست‌نخورده باقی می‌ماند.
تعطیلی یک کتاب‌فروشی و تبدیل آن به بانک یا مغازه‌ای تجاری، مرگ بخشی از هویت و حافظه جمعی یک شهر است. اما جابه‌جایی بار امانت میان دو کتاب‌فروشی، نشان از پویایی و مقاومت سرسختانه فرهنگ در برابر هجوم سرمایه‌داری صرف دارد. باید خوشحال بود که در کوران مشکلات اقتصادی، در آن نقطه جغرافیایی پرتردد از تهران، صدای ورق خوردن کتاب‌ها و زمزمه‌های فرهنگی همچنان بر صدای کبابی‌ها و فست‌فودها غلبه کرده است. قدم زدن در شعبه جدید امیرکبیر، تجربه‌ای از این امید است که چراغ دانایی، هر بار به رنگی و با نامی، روشن خواهد ماند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.