آگاه: در علم امروز مفهومی وجود دارد به نام «پادشکنندگی». ویژگی سیستمها و جوامعی که در برابر فشار و ضربه نه تنها فرو نمیریزند، بلکه نیرومندتر میشوند. برخی ملتها در برابر سختیها فرسوده میشوند اما برخی دیگر درست در دل همان فشارها، جوهره خود را نشان میدهند. ملت ایران از همین سنخ دوم است.
ایرانیان ممکن است غافلگیر شوند، ممکن است آسیب ببینند و حتی ممکن است در مقاطعی شکست بخورند اما یک احتمال هرگز درباره این ملت وجود ندارد و آن اینکه متوقف شوند و دست از تلاش بردارند. در فرهنگ ایرانی، ایستادن و دوباره برخاستن، یک واکنش غریزی پس از هر ضربهای است. اتفاقی که در تاریخ این کشور پرشمار است و آخرین آن روز تلخ ۹ اسفند بود.
ملت ایران، ملتی است که شاید بتوان رهبر و فرماندههانش را به شهادت رساند، شاید بتوان بر پیکرش زخم نشاند و زیرساختهایش را آماج حمله قرار داد اما هرگز نمیتوان ارادهاش را درهم شکست. این ملت از دل آتش عبور میکند، قامت راست میکند، سینه ستبر میسازد و با همان دستانی که خاکستر را کنار میزند، معادله را از نو مینویسد. آنگونه که سرانجام، ترازوی تاریخ به سود او سنگینی کند.
همین ویژگی است که به فرهنگ ایرانی اجازه داده است بیش از سه هزار سال تداوم پیدا کند. تمدنهای بسیاری آمدهاند و رفتهاند، اما این سرزمین به واسطه همین روحیه تابآور و پادشکننده باقی مانده است. وقتی فرهنگ تشیع در این سرزمین ریشه دواند، این روحیه عمق و معنای بیشتری گرفت. فرهنگی که به انسان میآموزد حتی در سختترین میدانها، کرامت خود را حفظ کند و در برابر دشواریها بایستد.
همین روح معنوی است که باعث میشود خانوادههای شهدای ما، ترجمان پادشکنندگی باشند. مانند مادر میکائیل میردورقی که مظلومیت فرزند مهربانش دنیا را لرزانده اما خودش چنان محکم ایستاده است که این غم سترگ را بر دوش میکشد و در حمایت از تیم ملی کشورش پیام میفرستد.
این مسابقه، در شرایطی با این حجم از فشار روحی و روانی و کارشکنی، دو بار عقب افتادن و دوباره بازگشتن، تنها یک اتفاق ورزشی نبود؛ یک «استعاره» بود. استعارهای از تاریخ این سرزمین.
آن لحظه که سرود ملی آغاز شد، چیزی فراتر از یک تشریفات پیش از مسابقه بود. لحظهای بود که یک نام مشترک دوباره در سینهها زنده شد. همان نامی که میلیونها نفر با آن نفس میکشند و ۱۱ نفر در زمین، بار نمایندگیاش را بر دوش میگیرند.
دم شما گرم. این نتیجه مساوی، در شرایط کاملا نابرابر، برای همه ما بسیار ارزشمند بود. آنچه شما در این میدان نشان دادید، چیزی فراتر از فوتبال بود. شما به دنیا یادآوری کردید که هنوز همان ملت هستیم؛ ملتی که ممکن است زخمی شود، ممکن است زمین بخورد، اما هرگز در زمین نمیماند.
شما نشان دادید ایرانی در هر میدان، همان ایرانی است. تفاوتی ندارد پشت لانچر، پشت میز مذاکره یا پا به توپ در زمین فوتبال. ابزارها عوض میشوند، اما روح یکی است. انتخاب این ملت همیشه ایستادن است؛ ایستادنی شرافتمندانه، حتی وقتی طوفانها سهمگین هستند.
۲۷ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۴
کد مطلب: ۲۳٬۱۱۲
بابک نگاهداری، رئیس مرکز پژوهشهای مجلس؛ فوتبال ورزشی است که گاهی یک مسابقه آن میتواند به صحنهای تبدیل شود که روح یک ملت در آن آشکار میگردد. دیدار ایران و نیوزیلند از همین جنس بود. تیمی که انواع کارشنکنیها را دیده بود، از بازیهای تدارکاتی محروم مانده بود و حتی اجازه نیافته بود با آرامش و زمان کافی به شهر محل مسابقه برسد؛ به زمین آمد و ۹۰ دقیقه با تمام جان جنگید.
نظر شما