۲۸ خرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۰۴
کد مطلب: ۲۳٬۱۵۰

تداوم خط مقاومت

زینب احمدی _ آگاه مسائل سیاسی

سالگرد جنگ ۱۲ روزه، تداوم خط مقاومت از دفاع مقدس تا امروز، نقطه عطفی در تاریخ معاصر ایران و منطقه بود. حمله غافلگیرانه رژیم صهیونیستی به تاسیسات کلیدی، دانشمندان و فرماندهان ایران، که با حمایت همه‌جانبه آمریکا همراه شد، جنگی ۱۲ روزه را رقم زد که معادلات راهبردی را دگرگون کرد. این نبرد، پس از چهار دهه از دفاع مقدس (جنگ تحمیلی اول)، فصل جدیدی از رویارویی مستقیم را گشود و اکنون در آستانه سالگرد آن، در میانه جنگ تحمیلی سوم (جنگ ۴۰ روزه)، درس‌های آن همچنان چراغ راه ملت ایران است.

تداوم خط مقاومت

آگاه: جنگ تحمیلی اول (۱۳۶۷-۱۳۵۹) با تجاوز صدام و حمایت غرب و شرق، الگویی از دفاع مشروع در برابر متجاوز بود. ایران، منزوی و تحت تحریم، با تکیه بر ایمان، وحدت ملی و فرماندهی متکی بر ولایت، نه تنها تجاوز را دفع کرد بلکه الگوی «مقاومت مردمی» را بنیان نهاد. چهار دهه بعد، جنگ ۱۲ روزه (جنگ تحمیلی دوم) این الگو را به سطح رویارویی مستقیم با اسرائیل و آمریکا ارتقا داد. دشمن که پیشتر از جنگ نیابتی بهره می‌برد، اکنون با محاسبه غلط، مستقیم وارد میدان شد. حمله به سایت‌های هسته‌ای، پایگاه‌ها و ترورهای هدفمند، نشان از عزم نابودی ظرفیت‌های بازدارنده ایران داشت، اما پاسخ هماهنگ ایران با موشک‌های دقیق و عملیات‌های جبهه مقاومت (از طوفان‌الاقصی تا حمایت انصارالله) این محاسبه را برهم زد.
نسبت‌سنجی سه جنگ تحمیلی، تداوم ماهیت تجاوزگرانه دشمن را آشکار می‌کند. در همه موارد، ایران در موقعیت دفاع مشروع بوده است. صدام با ادعای ارضی و حمایت بلوک شرق-غرب حمله کرد؛ اسرائیل و آمریکا در ۱۴۰۴ با هدف خلع سلاح هسته‌ای و موشکی و تغییر رژیم وارد شدند و در جنگ ۴۰ روزه، حمله مشترک به بهانه‌های مشابه، مدارس و زیرساخت‌ها را هدف قرار داد. در هر سه مرحله، دشمن «تجاوزگر» و ایران «مدافع حق» بوده است. تفاوت کلیدی در گذار از جنگ نیابتی به مستقیم است که دکترین «بازدارندگی فعال» را به آزمون گذاشت. عملیات «وعده صادق» پیش از جنگ ۱۲ روزه، پایه این دکترین بود و در ۱۲ روز، چابکی نیروهای مسلح و هماهنگی محور مقاومت آن را اثبات کرد. مهم‌ترین درس جنگ ۱۲ روزه، اتحاد ملی و انسجام بود. هجمه همه‌جانبه رسانه‌ای دشمن با «جنگ روایت‌ها» خنثی شد. شفافیت رسانه‌ای ایران در افشای دروغ‌های صهیونیستی-آمریکایی (مانند ادعاهای اولیه خسارت سنگین به ایران) و مستندسازی جنایات دشمن، افکار عمومی جهانی را تحت تاثیر قرار داد. فرماندهی هوشمندانه، مبتنی بر اندیشه اسلامی، غافلگیری اولیه را به فرصت تبدیل کرد. چابکی در پاسخ‌های متناسب و بهره‌گیری از ظرفیت داخلی (صنایع دفاعی بومی) نشان داد که ایمان و خودباوری، بر تکنولوژی برتر دشمن غلبه می‌کند.
این درس‌ها مستقیما به جنگ ۴۰ روزه منتقل شد. از شوک استراتژیک اولیه به پایداری میدانی رسیدیم. «بازدارندگی با کمترین هزینه» به «مقاومت حداکثری» ارتقا یافت. جنگ ۱۲ روزه، توانمندی‌های صنعتی و لجستیکی را ارتقا داد؛ تولید موشک‌های پیشرفته‌تر و تقویت پدافند، میراث آن بود. شهید سیدعلی خامنه‌ای در این میان، نقش محوری داشت. نگاه ایشان به جنگ نه صرفا سیاسی، بلکه «جهاد و تکلیف شرعی» بود. بیانات روزانه‌شان روحیه رزمندگان را حفظ و وحدت ملی را تقویت کرد. وصیت ایشان به تداوم خط مقاومت، راه را برای رهبری فرزندشان هموار ساخت و جهادگران را به دفاع از قدس و میهن فراخواند. امروز، مرور این حماسه برای نسل جدید ضروری است. نسل «جنگ ۴۰ روزه» باید بداند که پیروزی‌ها مرهون ایمان، وحدت و فرماندهی ولایی است. ظرفیت هنر، رسانه، کتاب و فیلم باید برای ماندگارسازی این ارزش‌ها ایجاد شود: تولید مستندهای تحلیلی از عملیات‌ها، رمان‌های دفاع مقدس معاصر و فیلم‌هایی که واقعیت میدان را بدون احساسات‌گرایی نشان دهند. آموزش‌های نظامی-پرورشی در مدارس و دانشگاه‌ها باید بر پایه همین تجربیات بنا شود تا نسل آینده، آماده دفاع از میهن و آرمان‌های انقلاب باشد. جنگ ۱۲ روزه نشان داد که مقاومت، هزینه دارد اما تسلیم، هزینه‌ای به مراتب سنگین‌تر. تداوم این خط از دفاع مقدس تا امروز، نه شعار، بلکه واقعیت میدانی است. با پاسداشت شهدای این نبردها و ترسیم آینده‌ای بر پایه خودباوری، ایران همچنان پرچمدار مقاومت خواهد ماند و دشمن را در هر تجاوزی به شکست راهبردی محکوم خواهد کرد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.