آگاه: بعد از امضای تفاهم اسلامآباد کنشگران سیاسی هر یک از منظری به موضوع پردازش کردند. حامیان تفاهم، از رئیسجمهور و تیم مذاکره کننده حمایت میکردند و به آنها خداقوت میگفتند. برخی دیگر با اشاره به سابقه عهدشکنی آمریکا بر لزوم هوشیاری مذاکرهکنندگان تاکید میکنند و عدهای هم این مرحله را فرصت و فضایی برای دفاع از منافع ملی، برونرفت از فضای نه جنگ و نه صلح و ایجاد گشایش در عرصههای دیپلماسی و اقتصادی و تسهیل شرایط زندگی مردم میدانند. در این بین به تازگی فیلمی در فضای مجازی وایرال شد که یک سخنران ـ بخوانید مداح کمتر شناخته شدهـ به رئیسجمهور بابت انعقاد تفاهم اسلامآباد توهین کرد.
سیدمهدی طباطبایی، معاون ارتباطات و اطلاعرسانی دفتر رئیسجمهور در حساب کاربری خود در فضای مجازی با بیان اینکه فرد گستاخی، رئیسجمهور شجاع و جانفدا را به قتل تهدید کرده است، نوشت: برخورد قاطع و قانونی با عناصر مشکوک، خودسر و متجاسری که جرات میکنند به دومین مقام کشور و منتخب ملت چنین بیپروا اهانت کنند وظیفه مسئولان ذیربط است.
به هر حال هیچکس منکر نقد منصفانه نیست. در یک جامعه آزاد همانند ایران اسلامی اشخاص، احزاب و نهادها باید آزادانه و در عین حال با رعایت اخلاق سیاسی نکات و پیشنهادات خود را به مسئولان منتقل کنند، کما اینکه از ۹ اسفند تا به امروز مردمی که در خیابان حضور دارند و به فرموده رهبر انقلاب، این آنها بودهاند که انقلاب را رهبری کردهاند، در تجمعات شبانه در قالب شعار و دست نوشته، مطالبات و انتظارات خود را از کارگزاران نظام مطرح کردهاند. طبیعتا هر مدیر دلسوز و پای کاری از این اقدام استقبال میکند و منتظر است صداهای مختلف را بشنود و خود را پاسخگوی دغدغههای ولی نعمتان انقلاب بداند. اما حقیقتا باید تفکیک و تمییزی بین نقد و تخریب یا همان توهین قائل شد.
نقد، هدفش «اصلاح» است. نقد، روی عملکرد، تصمیم و رفتار متمرکز است. وقتی کسی نقد میکند، در واقع میگوید این تصمیم اشتباه است، چون دلایل خود را فهرست میکند و از پیشنهادهایش برای رسیدن به یک راه صحیح سخن به میان میآورد. در مقابل تخریب هدفش «حذف» است. تخریب، روی شخصیت، هویت و اعتبار متمرکز میشود. تخریبگر نمیگوید «چه کرد»، بلکه میگوید «کیست». او به جای حمله به استدلال، به شخص حمله میکند. هدف تخریب، نه اصلاح مسیر، بلکه ساقط کردن فرد از میدان است.
پدیده توهین در پوشش نقد، معمولا ریشه در چهار عامل دارد:
تحلیل استدلالی و نقد مستند، انرژی ذهنی زیادی میطلبد. اما توهین، سریعترین راه است. ضمن آنکه نشان میدهد، دست فردی که به توهین روی میآورد، کاملا خالی است و هیچ در چنته ندارد.
در فضای دوقطبی، برخی تصور میکنند با تخریب طرف مقابل، خودشان حقبهجانبتر به نظر میرسند. آنها توهین را ابزاری برای نمایش وفاداری به جبهه متبوع خود میپندارند که حقیقتا نگاه غلطی است.
برخی به غلط تصور میکنند که «رک بودن» یعنی «بیپرده و بیادب بودن» آنها گمان میکنند اگر با زبانی نرم حرف بزنند، یعنی در حال «تملق» هستند، در حالی که حقانیت سخن، در گرو رعایت ادب در بیان است، آن هم در فضای سیاسی کشور. در اینجا باید گفت «ادب مرد به ز دولت اوست»!
توهین به مسئولان یا شخصیتها، در نهایت به توهین به انتخاب مردم یا نهادهای حاکمیتی منجر میشود و باعث ایجاد گسست میان لایههای مختلف جامعه میشود.
امام امت همواره بر حفظ «اخلاق در سیاست» تاکید داشتند و معتقد بودند سیاست بدون اخلاق، تبدیل به ابزاری برای قدرتطلبی میشود. در دوران پس از انقلاب، حتی در برابر سختترین مخالفان یا کسانی که اشتباه میکردند، ایشان از واژگان تند و توهینآمیز پرهیز میکردند. حضرت روحالله معتقد بود: باید «با زبان تودهها» حرف زد، اما نه با زبان توهین. ایشان تاکید داشتند که حتی در نقد شدیدترین دشمن، باید اخلاق را رعایت کرد. از نقشههای شوم استعمارگران تلاش برای حاکمیت خود در پرتو عمل به اصل «تفرقه بینداز و حکومت کن» است. امام که کشتیبان این امت بود همواره برای نجات امت اسلامی از افتادن به دام استعمارگران آنها را از تفرقه برحذر میداشت و به وحدت و اتحاد دعوت میکردند. ایشان در آخرین وصایای خود نیز، عبور از راه پرفراز و نشیب این انقلاب را در گرو وحدت، همدلی، همفکری و همراهی آحاد ملت ایران برای خنثی کردن توطئههای اجانب دانسته و چنین میفرمایند: «توصیههای این جانب به مسلمین و بهخصوص ایرانیان، بهویژه در عصر حاضر آن است که در مقابل توطئهها عکسالعمل نشان داده و به انسجام و وحدت خود به هر راه ممکن افزایش دهند و کفار و منافقان را مأیوس نمایند.»
علاوه بر بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران، امام شهید هم در بسیاری از سخنرانیهایشان بر تفاوت «نقد سازنده» و «تخریب» تاکید میکردند. معظمله همواره توصیه میکردند که در نقد مسئولان، باید صلاحیت و جایگاه فرد حفظ شود.
رهبر شهید سال ۹۱ در دیدار فرماندهان و جمعی از کارکنان نیروی هوایی ارتش فرموده بودند: «مردم ایران با این بصیرت، عزم راسخ، ایستادگیای که در این راه روشن خود نشان دادند و انشاءالله همیشه این را دنبال خواهند کرد، خواهند توانست نه فقط ملت ایران را، انشاءالله امت اسلامی را به اوج قله افتخار برسانند. راهش این است که بصیرت و اتحاد خودمان را حفظ کنیم. این بداخلاقیهایی که در برخی از عرصهها و صحنهها از بعضی از مسئولین کشور دیده میشود را کنار بگذارند. ملت یک دل، مصمم و فعال است. اگر اختلاف نظری هم در مسائل گوناگون در میان ملت وجود داشته باشد، در مقابل دشمن، در مقابل استکبار، در مقابل کسانی که کمر به ریشهکنی این ملت و این نظام بستهاند، همه مسئولین و آحاد ملت با هم همدستند؛ هیچ اختلافی در این جهت بین آحاد ملت وجود ندارد.» حتی ایشان سال ۸۸ و پس از وقایع انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری نسبت به افرادی که مانع سخنرانی سیدحسن خمینی در حرم امام خمینی (ره) شده بودند، واکنش نشان دادند. در مجموع، هدایتهای داهیانه امامین انقلاب نشان میدهد، اخلاق سیاسی یعنی اینکه ما بتوانیم انتقادات را با محترمانهترین زبانها بیان کنیم! هر کنشگر سیاسی و اجتماعی که میتواند بدون توهین، یک مسئول را به چالش بکشد و اشتباه او را ثابت کند، در واقع قدرت تحلیل بالاتری دارد و طبیعتا باید از مواضع و انتقادات حکیمانه وی استقبال کرد، اما توهین، علامت ضعف در استدلال و نه علامت جسارت در نقد است.
نظر شما