آگاه: این تغییر رسانه، کمدینها را از اتمسفر رسانه ملی به فضای آزادتر پلتفرمهای اینترنتی منتقل کرد؛ جایی که مرزهای سنتی شوخی جابهجا شده و لحن گفتار به سمت صراحت و حواشی فرامتنی حرکت کرده. جام جهانی فوتبال ۲۰۲۶ به کانون اصلی رقابت میان پلتفرمهای مختلف نمایش خانگی و آنلاین تبدیل شده و رسانهها برای جذب مخاطب بیشتر، تولید ویژهبرنامههای متعددی را به این کمدینهای جوان سپردهاند. این پدیده جدید، چالش عمیقی را در خصوص مرز مسئولیت اجتماعی هنرمند و میزان وفاداری او به هویت و نمادهای ملی ایجاد کرده؛ چراکه اصرار بر سوار شدن بر موجهای احساسی فضای مجازی، گاهی کمدینها را به سمت عبور از هویت ملی سوق میدهد.
«تیم ملی را دوست ندارم»، یک رفتار دنبالهدار بوده است
برنامه «جیمیجام» به میزبانی ابوطالب حسینی در بستر پلتفرم فیلمنت، یکی از پربحثترین ویژهبرنامههای طنز ورزشی در جریان جام جهانی جاری است. قسمتهای منتشر شده این برنامه تا امروز نشان میدهد که از همان اپیزود نخست، تمایل زیادی به تمرکز روی حواشی زرد، منشوری و جنجالبرانگیز ورزشی وجود دارد. دعوت از شیث رضایی و محمد نصرتی در قسمت سوم و بازخوانی جنجالهای منشوری دوران بازیگری آنها، نمونهای از این رویکرد حاشیهمحور است.
با این حال، در قسمت پنجم و در جریان گفتوگو با امیر علیاکبری، مبارز سرشناس هنرهای رزمی، حسینی با طرح پرسشی موضوع را به سمت بازیکنان تیم ملی برد. پاسخ علیاکبری مبنی بر اینکه مدتهاست فوتبال را دنبال نکرده و اعضای کنونی تیم ملی را نمیشناسد، با واکنش مستقیم و زاویهدار مجری همراه شد. ابوطالب حسینی گفت که خودش هم نمیداند چه کسانی در جام جهانی برای تیم ملی ایران بازی میکنند، چراکه «خیلی دوستشان ندارد.»
این موضعگیری، واکنشهای تندی را به دنبال داشت. رسانهها این رفتار را نه یک شوخی ساده، بلکه تداوم دوقطبیسازیهای کاذب و مخرب در فضای مجازی توصیف کردند که با هدف جلب توجه و کلیک انجام میشود. اگرچه حسینی متعاقبا با انتشار ویدیویی عذرخواهی کرد و توضیح داد که «اگر دوستشان نداشتم برای تماشای بازی بیدار نمیماندم»، اما منتقدان رسانهای استدلال کردند که چنین مواضعی در شرایط حساس مسابقات، فراتر از طنازی بوده و جنبهای منفعتطلبانه و آسیبرسان به همبستگی ملی دارد.
خودکمبینی مزمن!
نگاهی به پیشینه رفتاری ابوطالب حسینی نشان میدهد که اظهارات اخیر او در برنامه جیمیجام، بیسابقه نبوده و ریشه در الگوهای فکری گذشته او دارد. در پاییز سال گذشته، پس از انتشار بهروزرسانی ردهبندی فیفا و بازگشت تیم ملی ایران به جمع ۲۰ تیم برتر جهان، حسینی در واکنش به این دستاورد ملی موضعی آمیخته با تمسخر و خودتحقیری گرفت: «ما واقعا بیستم جهانیم؟ ما این همه به ازبکستان میبازیم، چطور ازبکستان هنوز بعد ماست؟ اتریش آب و هوایی از ما سه تا جلوتره؛ اوکراین بعد از جنگ هم بعد ما نیست. نروژ با هالند! یعنی کنعانیزادگان توانایی مهار هالند را دارد یا من اشتباه میکنم؟»
این نوع اظهارات با هدف کوچکانگاری توانمندیهای ملی و بزرگنمایی رقبای خارجی، بازتابهای منفی شدیدی در میان افکار عمومی داشت و کاربران بسیاری او را «خودکمبین» خواندند. پیوستگی میان این اظهارات در سال ۱۴۰۴ با رفتارهای مشابه او در فضای جام جهانی ۲۰۲۲ قطر، نشان میدهد که اتخاذ مواضع زاویهدار با نمادهای ملی، به یک شیوه رفتاری تکرارشونده برای این کمدین تبدیل شده است تا بتواند از مجرای آن، توجه مخاطبان یا جریانهای ترند مجازی را به خود جلب کند.
مرز سرگرمی و مسئولیت ملی
در تفاوت با ساختار جنجالآفرین جیمیجام، برنامه «بفرمایید جام» با اجرای امیرحسین قیاسی در پلتفرم فیلیمو تلاش کرده تا فرم متفاوتی از برنامهسازی طنز ورزشی را ارائه دهد. این برنامه که تا امروز با حضور چهرههایی چون رامبد جوان، جواد نکونام، هاشم بیکزاده، حسین ماهینی، سوسن پرور و رویا میرعلمی تولید شده است، فضا را بر پایه بازی، فانتزیهای کلامی و یادآوری خاطرات شیرین فوتبالی بنا کرده. قیاسی در داخل برنامه به خوبی توانسته فرم مفرح و خانوادگی اثر را حفظ کند و از ورود به دوقطبیهای تنشزای پیرامون تیم ملی پرهیز کند.
با این حال، زیست رسانهای این کمدین در خارج از قاب برنامه و در بستر شبکههای اجتماعی شخصی، او را با بحرانی بزرگ مواجه کرد. در پی حمله نظامی اخیر و جنگ سوم و حادثه ناگوار حمله به مدرسه شجره طیبه در شهرستان میناب که منجر به شهادت مظلومانه دانشآموزان بیگناه شد، قیاسی در یادداشتی نسنجیده، موضوع قطع ارتباطات اینترنتی را جلوتر از فاجعه انسانی میناب و بچههای وطن قرار داد. این رویکرد غیرمسئولانه، واکنش شدید افکار عمومی را به همراه داشت. پاسخ قیاسی به این موج انتقادها، یک عذرخواهی و به دنبال آن تبیین موضع ملی خود بود. او نوشت: «گفتن از اینترنت، جلوتر از بچههای میناب و بچههای وطن، اشتباه بود، صادقانه عذر میخواهم.»
نقد صریح فوتبالی در «دری رو به جام»
برنامه «دری رو به جام» (و پیش از آن با نام «پنجرهای رو به جام») در بستر آپارات اسپرت، الگوی متفاوتی از مواجهه رسانهای با فوتبال را به نمایش گذاشته است. تفاوت عمده این برنامه با جیمیجام و بفرمایید جام، در عبور از لودگیهای فرامتنی و تکیه بر تحلیلهای ساختاری، فنی و صریح پیشکسوتان فوتبال است. حضور بهروز رهبریفرد، مدافع اسبق پرسپولیس و تیم ملی، به این برنامه هویتی افشاگرانه اما به شدت فوتبالی بخشیده است.
رهبریفرد با صراحت لهجه خود، نقدهای ساختاری عمیقی را به تاروپود فوتبال ایران وارد میکند. ادعای جنجالی او در سال گذشته در این برنامه مبنی بر اینکه در جریان مسابقات مقدماتی جام جهانی ۲۰۰۲، دستوراتی از بالا وجود داشت تا ایران مقابل بحرین پیروز نشود -به دلیل هراس از ناتوانی در کنترل تجمعات شادی میلیونی پس از صعود- بمب خبری بزرگی در فضای رسانهای کشور بود که زوایای پنهان آن مسابقه تاریخی را به چالش کشید.
اما مرزبندی رهبریفرد با کمدینهای نوظهور در این است که نقد تند فنی و افشاگریهای تاریخی او، هرگز به معنای تضعیف غرور ملی یا نمادهای هویتی کشور نیست. او همزمان با داشتن گزندهترین نقدهای ورزشی، در بزنگاههای حساس ملی مواضعی مقتدرانه اتخاذ کرده و آمادگی خود را برای دفاع همهجانبه از مرزهای کشور در برابر تهدیدات خارجی ابراز میکند. این رویکرد ثابت میکند که میتوان منتقدی بیرحم و صریح در حوزه تخصصی بود، اما همزمان به نمادها و امنیت کشور وفادار ماند؛ مرز باریکی که برخی کمدینهای جوان به دلیل تلاش برای همنوایی با موجهای زودگذر مجازی، توانایی تشخیص آن را از دست میدهند.
اقتصاد سیاسی پلتفرمها و تله الگوریتمی
ریشهیابی دقیق رفتارهای متناقض کمدینها در بستر پلتفرمها، در ساختار مالی و الگوریتمی رسانههای نوین هم ممکن است. برخلاف رسانه ملی که به بودجههای مصوب دولتی متکی است، زیستبوم پلتفرمهای تعاملی و شبکههای اجتماعی مستقیما به کلیک، میزان بازدید، لایک، کامنت و درآمد دلاری آن وابسته است.
الگوریتمهای پیشنهاد محتوا در این فضاها به گونهای طراحی شدهاند که محتواهای دوقطبیساز، جنجالی، شوکآور و منتقدانه را با سرعت بسیار بیشتری وایرال میکنند. در این مدل مالی، ارزش اقتصادی یک کمدین با توانایی او در جلب توجه آنی مخاطب سنجیده میشود. این منطق اقتصادی، کمدینها را به سمت نوعی کاسبکاری رسانهای سوق میدهد که در آن، تولید جنجال به هدف اصلی تبدیل میشود. ابوطالب حسینی با آگاهی از اینکه ابراز مخالفت با تیم ملی در فضای فعلی، بازخورد بالا و در نتیجه ویو و درآمد بیشتری به همراه دارد، آگاهانه یا ناخودآگاه بازیچه الگوریتمهای تفرقهافکن میشود. سیستم درآمدزایی یوتیوب برای تولیدکنندگان محتوا در ایران که از طریق آژانسهای واسط مالی نقد میشود، انگیزههای مادی کلانی را برای حرکت به سمت طنزهای رادیکال ایجاد کرده است. این ساختار، طنز را از کارکرد مصلحانه، اجتماعی و وفاقبخش خود تهی کرده و آن را به ابزاری برای انباشت سرمایه از طریق بهرهبرداری از شکافهای اجتماعی تبدیل میکند؛ فرآیندی که همبستگی ملی را در بزنگاههای تاریخی مانند جام جهانی زیر سوال میبرد.
درآمد دلاری امروز و هزینه اجتماعی فردا
حضور کمدینهای برخاسته از صداوسیما در شبکه نمایش خانگی و پلتفرمهای اینترنتی، پویایی و تنوع بینظیری را در عرصه طنز ورزشی کشور ایجاد کرده است. اما این تکثر رسانهای نباید به قیمت فروپاشی مسئولیتهای اجتماعی هنرمند در قبال هویت ملی تمام شود. نهادهای ناظر فرهنگی باید با درک عمیق از مدلهای درآمدی پلتفرمها و بدون رویکردهای سلبی فرساینده، سیاستهای حمایتی و نظارتی هوشمندانهای را طراحی کنند تا انگیزه تولید محتوای هویتمحور افزایش یابد. از سوی دیگر، اگرچه جنجالهای مجازی و عبور از خطوط قرمز هویتی در کوتاهمدت لایک و کلیک فراوانی را نصیب کمدینهای جوان میکند، اما در درازمدت سرمایه اجتماعی و پیوند عمیق عاطفی آنان با مردم را تخریب کرده و جایگاه آنان را به کاسبان رسانهای تقلیل خواهد داد.
نظر شما