آگاه: حدادعادل، مشاور رهبر انقلاب وقتی پشت تریبون رفت، اخلاص، سادهزیستی، انصاف، وفاداری، مردمداری، توجه به علم، فرهنگ و عدالت را از برجستهترین ویژگیهای رهبر شهید برشمرد و گفت: آشکارترین وجه رهبری ایشان، وفاداری کامل به آرمانهای امام خمینی (ره) بود و در طول ۳۶ سال رهبری، همواره بر تبیین اندیشههای بنیانگذار انقلاب اسلامی تاکید داشتند. وی استقلال ایران را از مهمترین راهبردهای رهبر شهید دانست و تصریح کرد: ایشان استقلال را کلید حل مسائل کشور میدانستند و همواره هشدار میدادند که عقبنشینی در برابر فشار دشمن، به افزایش مطالبات او منجر خواهد شد. به گفته وی، تاکید بر دستاوردهای علمی از جمله فناوری هستهای نیز در همین چارچوب قابل ارزیابی است.
عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام با اشاره به راهبرد ایستادگی در برابر نظام سلطه، گفت: رهبر شهید شناخت دقیقی از ماهیت استعمار و نظام سلطه داشت و نسبت به فریبهای ظاهری دشمنان هشدار میداد. او مسئله فلسطین را نیز مهمترین مسئله جهان اسلام میدانست و حمایت از مقاومت را از اصول ثابت انقلاب اسلامی برمیشمرد. حدادعادل وحدت امت اسلامی، احترام به رأی و جایگاه مردم، مردمیسازی اقتصاد، حمایت از علم و فناوری، تقویت توان دفاعی، توجه به زبان و ادبیات فارسی و اهتمام به عدالت اقتصادی را از دیگر راهبردهای کلان رهبر شهید عنوان کرد.
وی با بیان اینکه رهبر شهید در تمام سالهای رهبری، زندگی سادهای داشت و همواره از مشکلات معیشتی مردم با تاسف یاد میکرد، گفت: ایشان فرهنگ را زیربنای پیشرفت کشور میدانست و همواره بر حفظ هویت ایرانی ـ اسلامی، تقویت زبان فارسی و گسترش تولیدات فاخر فرهنگی تاکید داشت. توجه ویژه رهبر شهید به ادبیات، شعر، آموزش و پرورش و حمایت از نخبگان علمی و فرهنگی، نشاندهنده اعتقاد عمیق ایشان به نقش فرهنگ و علم در اقتدار ملی و پیشرفت همهجانبه کشور بود. او در بخش دیگری از سخنانش به نکتهای اشاره کرد که باید بیشتر پیرامون آن سخن گفت؛ ما باید برای ماندگاری مکتب رهبر شهید تلاش کنیم. حال باید پرسید برای حفظ، صیانت و ترویج مکتب قائد شهید چه باید کرد؟ افراد یا بهتر است بگوییم، خواص و عوام در این رابطه چه تکالیفی برعهده دارند؟
آنچه مشخص است، «مکتب رهبر شهید» نیازمند آن است که ایشان را نه تنها به عنوان یک مقام سیاسی، بلکه به عنوان یک نظریهپرداز استراتژیک و راهبر معنوی معرفی کنیم. مکتب ایشان در واقع تکاملیافته اندیشههای امام خمینی(ره) در مواجهه با چالشهای پیچیدهتر قرن ۲۱ است.
۱- محور مقاومت و ضد استکباری: هسته مرکزی مکتب ایشان، سلطه ناپذیری است. ایشان مفهوم مقاومت را از یک واکنش دفاعی، به یک استراتژی فعال تبدیل کردند و باور داشتند که مبارزه با استکبار، مرزهای جغرافیایی را رد میکند. ایجاد محور مقاومت در کشورهای مختلف، نتیجه این نگاه بود که قدرت را در اتحاد ملتهای منطقه میدید. تاکید ایشان بر اینکه قدرت باید در خدمت صلح باشد، یعنی ایجاد چنان توانمندی نظامی- تکنولوژیکی که دشمن از فکر تهاجم هراس داشته باشد. فلذا به وضوح در جنگ ۱۲ روزه و ۴۰ روزه مشاهده شد، دشمن متجاوز به نشانه تسلیم، خواهان برقراری آتشبس شد و همین عقبنشینی حاکی از مکتب مقاومت و ضد استکباری آیتالله خامنهای (قدس) است.
۲- اقتصاد مقاومتی و عدالت: ایشان بر این باور بودند، استکبار از طریق سرمایه و تحریم میکوشد اراده ملتها را بشکند. این فقط یک دستورالعمل برای دوران تحریم نبود، بلکه یک سرمشق برای استقلال بود. تاکید بر بومیسازی تکنولوژی و حذف وابستگی به غرب، رکن اصلی این مکتب است. همچنین نگاه ایشان به عدالت، نگاهی پویا بود؛ یعنی تلاش برای ارتقای سطح زندگی اقشار پاییندستی تا اینکه به سطح استقلال و عزت دست یابند.
۳- تربیت انسان مقاوم: در مکتب ایشان، سیاست بدون اخلاق و معنویت، ابزاری برای قدرتطلبی است. از این رو بر این باور بودند که برای پیشبرد انقلاب، به افرادی نیاز است که هم در علم-تکنولوژی پیشرو باشد و هم در اخلاق و عبودیت. بر همین اساس، آقای شهید ما مفهوم جهاد را با معنویت گره میزدند، به گونهای که حضور در میدان مقاومت، خود نوعی عبادت و بندگی در پیشگاه خداست. پس از تبیین مهمترین محورهای مکتب رهبر شهید، پرسش دیگری مطرح میشود. «چگونه مکتب ایشان ماندگار میشود و خواص و مسئولان چه وظایفی برعهده دارند؟»
برای اینکه یک مکتب از حالت کتابخانهای خارج و ماندگار شود، باید از سطح شعار به سطح عمل برسد. ماندگاری یک مکتب در گرو «انسانهای متجسد» است. یعنی افرادی که خودشان تجسم آن اندیشهها باشند. افراد باید در زندگی روزمره، مفاهیمی مثل سادگی، سرمستی به استقلال و ایثار را جاری کنند. انتقال اندیشههای ایشان نیز نه از طریق تحمیل، بلکه از طریق اثبات کاربردی به خوبی جواب میدهد، به دلیل اینکه به اندازهای مکتبشان قوی و پر از داده است که میتواند در پوشههای جداگانه آن را واکاوی کرد. البته در این بین به نقش دانشگاهها، مراکز تحقیقاتی و مطالعاتی ضریب بالایی داده میشود. دانشگاه نباید فقط مصرفکننده اندیشههای ایشان باشد، بلکه باید تولیدکننده باشد.
از نقش چهرههای علمی و دانشگاهها گفتهایم، طبیعتا باید در مرحله نخست مسئولان، مدیران و کارگزاران نظام خود را مامور به مکتب شهید خامنهای بدانند تا سایرین هم در همان ریل حرکت کنند. قطعا محورهای متعددی را میتوان پیرامون نقش مسئولان در توجه به مکتب رهبر شهید برشمرد که در این مجمل نمیگنجد و فقط به دو نکته بسنده میشود:
عدالتمحوری: عملی کردن دستورات ایشان در مورد مبارزه با فساد اقتصادی، اقتصاد مقاومتی، توجه به تولید و اشتغال و حمایت از اقشار محروم باید سرلوحه مسئولان بلندپایه نظام باشد.
پایبندی به استقلال: در تصمیمات کلان ملی، اولویت دادن به منفعت ملی-اسلامی بر اساس دکترین ایشان و پرهیز از هرگونه تسلیم در برابر فشارها امری لازم و ضروری است. در محورهای مذکور، همه سران و دستگاههای حاکمیتی ماموریتهایی برعهده دارند، البته نقش دستگاه اجرا (دولت) بیش از سایر نهادها و دستگاهها ست؛ امید میرود دولت چهاردهم که حقیقتا در ایام دو جنگ تحمیلی «برای ایران» سنگ تمام گذاشت، زین پس هم برای ترویج و حرکت در مسیر مکتب قائد شهید، گامهای بلندی را بردارد.
فرجام سخن آنکه، ماندگاری مکتب رهبر شهید در گرو پویا نگه داشتن آن است. مکتب ایشان، مکتب «ایستایی» نبود، مکتب «حرکت و تحول» بود. بنابراین، بهترین راه برای ماندگاری این اندیشهها، این است که پیروان ایشان با توجه به دیدگاههای کلانی که از معظمله ثبت و ضبط شده و در تاریخ ماندگار است ، بدون تحریف و تحلیل شخصی و جریانی ، عمل کنند. حقیقتا مکتب خامنهای عزیز و شهید برای آینده راهگشا خواهد بود.
نظر شما