۱۱ تیر ۱۴۰۵ - ۱۰:۴۶
کد مطلب: ۲۳٬۴۶۷

در عصر رسانه، هیچ رویداد سیاسی یا اجتماعی صرفا بر پایه آنچه در میدان رخ می‌دهد قضاوت نمی‌شود، بلکه جایگاه و آثار آن تا حد زیادی به نحوه بازنمایی و تفسیر آن در افکار عمومی وابسته است. از این‌رو، رقابت اصلی میان بازیگران سیاسی و رسانه‌ای بیش‌از آنکه بر سر خود واقعیت باشد، بر سر چارچوب‌بندی آن واقعیت و هدایت برداشت مخاطبان شکل می‌گیرد.

آگاه: گزارش اکونومیست در ژانویه ۲۰۲۶ درباره تحولات ایران نمونه‌ای گویا از این منطق است؛ گزارشی که در آن، نویسنده علاوه ‌بر روایت رخدادها، با ترسیم سناریوهای مختلف درباره آینده، انتخاب واژگان جهت‌دار و برجسته‌سازی برخی مؤلفه‌ها، می‌کوشد مخاطب را به درکی مشخص از وضعیت ایران رهنمون سازد. این شیوه نشان می‌دهد که در منازعات معاصر، قدرت رسانه تنها در انتقال اطلاعات خلاصه نمی‌شود، بلکه در توانایی آن برای ساختن چارچوب‌های ادراکی و تعیین معنای رویدادها نهفته است. از همین منظر، تشییع رهبر شهید نیز صرفا «آیین عمومی» نیست، رویدادی است که اهمیت تاریخی و تمدنی آن به کیفیت روایت و ادراک جمعی شکل‌گرفته وابسته خواهد بود.
مطالعات معاصر در حوزه ادراک نشان می‌دهد که انسان واقعیت را به‌صورت خام و بی‌واسطه دریافت نمی‌کند، بلکه ذهن او همواره در حال تفسیر، سازمان‌دهی و معنابخشی به داده‌های حسی است. از این‌رو، ادراک کنشی فعال است که تحت تاثیر باورها، تجربه‌های پیشین، ارزش‌ها و چارچوب‌های ذهنی شکل می‌گیرد. بر همین ‌اساس، رویدادی واحد در میان افراد یا جوامع مختلف، معانی کاملا متفاوتی خواهد داشت، بی‌آنکه خود رویداد تغییر کرده باشد. 
در این چارچوب، واقعیت اجتماعی را باید حاصل تعامل میان «رخداد» و «برداشت» دانست. آنچه در حافظه جمعی ماندگار می‌شود، صرفا خود واقعه نیست، بلکه تفسیری است که از آن ارائه و پذیرفته می‌شود. به‌ عبارت ‌دیگر، ادراک نه صرفا دریافت اطلاعات از طریق حواس بلکه فرآیندی است که طی آن ذهن به تجربه‌ها معنا می‌بخشد و تصویری از جهان می‌سازد.
بر این‌ پایه، تشییع رهبر شهید نیز واجد معنایی از پیش تعیین‌شده نیست. این رویداد می‌تواند در حافظه جامعه به‌ عنوان نمادی از همبستگی ملی، استمرار یک گفتمان سیاسی یا سرمایه‌ای برای بازآفرینی هویت تمدنی ثبت شود یا آنکه بر اثر غلبه روایت‌های رقیب، در قالبی متفاوت معنا یابد. بنابراین، آنچه آینده این رویداد را رقم می‌زند، صرفا ابعاد عینی آن نیست، بلکه نحوه شکل‌گیری ادراک جمعی از آن است.
اکنون که رسانه، بیش‌ از آنکه بازتاب‌دهنده واقعیت باشد، در بسیاری از موارد معمار چارچوب‌های ادراکی است که واقعیت از خلال آنها فهم و قضاوت می‌شود. در چنین وضعیتی، بازنمایی رسانه‌ای تشییع رهبر شهید نیز بخشی از همین رقابت روایی خواهد بود؛ زیرا هر روایت، می‌کوشد این رخداد را در چارچوبی خاص معنا کند و از آن برای تثبیت برداشت مطلوب خود در افکار عمومی بهره گیرد.
بنابراین، تشییع رهبر شهید نیز صرفا مجموعه‌ای از تصاویر، آمار یا حضور جمعیت نیست، بلکه منشأ تولید معنا در حافظه جمعی است. اگر این رویداد در قالب روایت‌هایی همچون تداوم، انسجام اجتماعی، سرمایه نمادین یا پایداری سیاسی تفسیر شود، آثار آن فراتر از زمان برگزاری مراسم امتداد خواهد یافت. از منظر تمدنی نیز، چنین روایتی می‌تواند تشییع را از سطح یک مناسبت تاریخی فراتر برده و آن را به بخشی از حافظه هویتی جامعه تبدیل کند؛ حافظه‌ای که در آن، رویداد مزبور به‌ دلیل معنایی که برای نسل‌های بعدی تولید می‌کند، ماندگار می‌شود. در مقابل، اگر روایت‌های رقیب بتوانند آن را در چارچوب‌هایی متفاوت بازتعریف کنند، همان رویداد می‌تواند دلالت‌های دیگری در ذهن مخاطبان پیدا کند. از این‌ رو، میدان اصلی رقابت نه بر سر اصل واقعه بلکه بر سر تثبیت معنایی است که از آن در افکار عمومی باقی می‌ماند؛ زیرا آنچه در حافظه تاریخی ماندگار می‌شود، بیش از خود رویداد، روایتی است که جامعه از آن می‌پذیرد و بازتولید می‌کند. بنابراین، نبود روایت منسجم، میدان را برای روایت‌های جایگزین باز می‌گذارد تا معنای رویداد را مطابق چارچوب‌های تفسیری خود بازسازی کنند. از این منظر، جهاد تبیین در قبال تشییع رهبر شهید، بیش از آنکه به بازنشر تصاویر یا آمار مشارکت محدود شود، مستلزم ارائه روایتی مستدل از جایگاه این رخداد در تداوم هویت، انسجام اجتماعی و حافظه تاریخی جامعه است. مدیریت ادراک به ‌معنای توانایی در عرضه روایتی مستند، منطقی و اقناع‌کننده از این رویداد است.
در نهایت، رسانه‌های اثرگذار، همزمان با روایت وقایع، در حال صورت‌بندی چارچوب‌هایی هستند که مخاطب از خلال آنها گذشته، حال و آینده را معنا می‌کند. در چنین وضعیتی، تشییع رهبر شهید نیز صرفا یک رخداد تاریخی نیست، بلکه میدان رقابت روایت‌هایی است که هر یک می‌کوشند جایگاه و پیامدهای آن را در ذهن جامعه تعریف کنند. از این ‌رو، فهم سازوکارهای شکل‌گیری ادراک و توجه به نقش روایت، بخشی جدایی‌ناپذیر از تحلیل این رویداد و تبیین ابعاد تمدنی آن است. آنچه در تاریخ باقی می‌ماند، صرفا رخدادها نیستند؛ بلکه روایت‌هایی هستند که توانسته‌اند در حافظه جمعی تثبیت شوند و به مرجع تفسیر نسل‌های آینده از آن رویداد تبدیل شوند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.