۱۱ تیر ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۱
کد مطلب: ۲۳٬۴۷۱

در دوران رهبری آیت‌الله خامنه‌ای، بزرگنمایی شکاف جامعه و حاکمیت، نقطه کانونی القائات منفی جبهه رسانه‌ای دشمن بود.

تثبیت حقانیت انقلاب اسلامی

آگاه: دشمن با القای شکاف و فاصله عمیق میان نگرش جامعه و حاکمیت، پیوند و آشتی مردم با مقامات جمهوری اسلامی را ناممکن قلمداد می‌کرد. در این میان، آیت‌الله خامنه‌ای در رأس حملات رسانه‌ای دشمن قرار داشت و از سوی رسانه‌های معاند به عنوان اصلی‌ترین مانع اصلاح و گشایش در ایران معرفی می‌شد.
این جریان رسانه‌ای در راستای پیشبرد پروژه تشدید شکاف داخلی و القای آشتی‌ناپذیری میان جامعه و حاکمیت ایران، جامعه ایران را از هرگونه مشارکت سیاسی در ساحت جمهوری اسلامی و استفاده از فضاهای گشوده شده میان دولت و ملت نهی می‌کرد.
 جبهه رسانه‌ای دشمن بیش از هر چیز، بر القای این انگاره تاکید داشت: مادامی که شخص ولی فقیه در رأس قدرت سیاسی حضور دارد، اصلاح و گشایشی رخ نخواهد داد و از حضور و مشارکت فعال تحول خواهان در نظام سیاسی حاکم، بهره‌ای نصیب ملت نخواهد شد.

تثبیت حقانیت انقلاب اسلامی
در واقع دشمن از طریق رسانه‌های خود، روایت کذبی از مسائل ایران ساخت و به افکار عمومی القا کرد که امکان هر نوع گشایش و بهبود وضعیت را به حذف شخص ولی فقیه از سپهر سیاسی ایران مشروط کرده بود. در چنین روایتی از رهبری ایران با عنوان علت‌العلل تمام مشکلات یاد می‌شد و دشمن انتظار داشت به واسطه القای این روایت، در افکار عمومی ایران از حذف رهبری نظام توسط آمریکا، استقبال و تشکر شود. اما پس از حمله آمریکا و شهادت رهبری، دشمن در بهت و حیرت فرو رفت. بر خلاف انتظار دشمن، پشتیبانی و حمایت افکار عمومی از نظام سیاسی افزایش پیدا کرد و شهادت رهبری، سند حقانیت انقلاب اسلامی شد. در این هنگام، جامعه ایران به روشنی شاهد واژگونی و ابطال روایت رسانه‌های معاند بود.
رهبری که از سوی رسانه‌های معاند، حاکمی ثروت‌اندوز و تمامیت‌خواه نامیده می‌شد، فارغ از هر تعلقی، تا پای جان مقابل سلطه‌جویی دشمن خارجی ایستاد و روایت وارونه دشمن را به کلی ابطال کرد. اینک در آستانه ایام تشییع و تدفین رهبر شهید، بدرقه شکوهمند امام خامنه‌ای بار دیگر حقانیت انقلاب اسلامی و ناکامی روایت‌سازی‌های معاند را تثبیت خواهد کرد.
احراز حقانیت کارگزاران سیاسی تا حد زیادی وابسته به نوع خداحافظی و وداع جامعه با آنهاست. وقتی جامعه با بی‌تفاوتی از یک چهره سیاسی عبور می‌کند و از تدارک بدرقه حامیانه برای او پرهیز می‌کند، سخن گفتن از عملکرد مثبت چنین سیاستمداری و حقانیت گفتمان و نگرش سیاسی او کاملا منتفی است. بی‌تردید اگر یک نیروی سیاسی شاخص، عملکرد مثبتی از خود نشان دهد، در جامعه از حذف او اسقبال نمی‌شود و مردم به راحتی از او عبور نمی‌کنند.
همانطور که استقبال گسترده مردم از برکناری و تبعید رضاشاه پهلوی، تصویر واقعی کارنامه سیاسی او را افشا کرده و از رضاشاه چهره‌ای کاملا منفی در تاریخ ایران به یادگار گذاشته است. استقبال و حمایت مردم از برکناری و تبعید رضاشاه به اندازه‌ای بود که حتی دختر او یعنی اشرف پهلوی نیز به خودداری کامل مردم از حمایت رضاشاه معترف است.
 اشرف پهلوی در کتاب خاطرات خود اجتناب تمام اقشار جامعه ایران از حمایت پدرش را اینگونه توصیف می‌کند: «اگر یک صدا از میان مردم به نفع پدرم برمی‌خاست، انگلیسی‌ها در تصمیم خود دایر بر عزل پدرم تجدیدنظر می‌کردند. از میان تمام وکلایی که جیره‌خوار پدرم بودند، از میان تمام روزنامه‌های آن زمان که پدرم به‌وجود آورده یا تقویت کرده بود و از میان تمام افرادی که به‌نوعی از او منتفع شده بودند هیچکس کلمه‌ای یا سطری به نفع پدرم نگفت و ننوشت.»
با توجه به این روایت تاریخی و دیگر روایت‌های مشابه، تطهیر چهره رضاشاه پهلوی، امری ناممکن است. وقتی نارضایتی افکار عمومی از رضاشاه به اندازه‌ای بوده که هیچ‌کس از ماندن او در ایران دفاع نکرده و تمام مردم از تبعید او استقبال کرده‌اند، دیگر نمی‌توان از رضاشاه تصویری مثبت ساخت و کارنامه سیاه او را تطهیر کرد.
اما اکنون به واسطه وداع و خداحافظی شکوهمند مردم ایران با رهبر شهید انقلاب، حقانیت انقلاب اسلامی و کارنامه سیاسی درخشان رهبر شهید برای همیشه تثبیت و ماندگار خواهد شد و جمهوری اسلامی و کارگزارانش از صف حکومت‌ها و حاکمان منفور تاریخ ایران جدا می‌شوند. این تشییع تاریخی، تصویری شکوهمند از رهبر شهید انقلاب به یادگار می‌گذارد و تمام اتهامات ناموجه سال‌های اخیر از جمله ناتوانی رهبر شهید در مدیریت امور رهبری و جلب رضایت عمومی را از ایشان دور می‌کند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.