مینا یاری،خبرنگار گروه جامعه: شاید اگر کسی بخواهد تنها با مرور تیتر سخنرانی‌های حضرت آیت‌الله خامنه‌ای درباره زنان، تصویری از نگاه او به دست بیاورد، به نتیجه دقیقی نرسد. در یک جا از مادری سخن گفته است، جای دیگر از حضور اجتماعی زنان، در دیداری دیگر از حجاب، در پیامی از زنان شهید و در مناسبتی دیگر از ظلم تاریخی به زنان. اما وقتی این قطعات کنار هم قرار می‌گیرند، تصویر دیگری شکل می‌گیرد؛ تصویری که نشان می‌دهد مسئله زن در منظومه فکری او، نه یک موضوع فرهنگی صرف و نه یک پرونده اجتماعی محدود، بلکه بخشی از پروژه‌ای بزرگ‌تر به نام «تمدن‌سازی» است.

زن؛ از حاشیه تاریخ تا متن تمدن

آگاه: همین نگاه است که باعث می‌شود در میان نشست‌های اندیشه‌های راهبردی، موضوع «زن و خانواده» در کنار آزادی و عدالت بنشیند؛ نه به عنوان یک مسئله فرعی، بلکه به عنوان یکی از مسائل راهبردی کشور. از این منظر، زن فقط مخاطب سیاست‌گذاری نیست؛ او یکی از بازیگران اصلی آینده جامعه است.
شاید مهم‌ترین کلیدواژه برای فهم این نگاه، همان مفهومی باشد که بعدها با عنوان «الگوی سوم زن» شناخته شد؛ الگویی که آیت‌الله خامنه‌ای در پیام خود به کنگره هفت هزار زن شهید آن را چنین توصیف می‌کند: «زن، نه شرقی است و نه غربی؛ زن مسلمان، الگوی سومی است که در عین حفظ هویت و عفاف، در متن جامعه، تاریخ و مسئولیت اجتماعی حضور دارد.» این جمله در واقع خلاصه ده‌ها سال سخن گفتن او درباره زنان است.
در این روایت، زن شرقی نماد انفعال است؛ زنی که سهمی از ساختن تاریخ ندارد و حضورش به حاشیه خانه محدود شده است. در سوی دیگر، زن غربی قرار دارد؛ زنی که به تعبیر رهبر شهید انقلاب، در بسیاری از الگوهای مدرن، بیش از آنکه «انسان» دیده شود، «ابزار» دیده می‌شود؛ سرمایه‌داری از زیبایی او سود می‌برد و فرهنگ مصرف از بدن او کالا می‌سازد. او بارها این پرسش را مطرح کرده بود که چگونه تمدنی که مدعی دفاع از حقوق زنان است، همزمان بزرگ‌ترین صنعت بهره‌کشی از زن را نیز در اختیار دارد. اما نقد غرب، مقصد این منظومه نیست؛ تنها نقطه آغاز آن است. مقصد، ارائه تصویری متفاوت از زن مسلمان است؛ زنی که می‌تواند مادر باشد، همسر باشد، مدیر باشد، استاد دانشگاه باشد، پژوهشگر باشد، سیاست‌گذار باشد و در بزنگاه‌های تاریخی نیز نقش‌آفرینی کند؛ بی‌آنکه میان این نقش‌ها تعارضی ذاتی وجود داشته باشد.
در نگاه او، یکی از خطاهای رایج، قرار دادن زن و مرد در میدان رقابت بود. آیت‌الله خامنه‌ای بارها تاکید کرد که مسئله زن را نباید با ادبیات «رقابت جنسیتی» تحلیل کرد. از منظر او، زن و مرد دو ضلع یک حقیقت‌اند؛ مکمل یکدیگر، نه رقیب یکدیگر. همین نگاه بود که باعث می‌شد از «زوجیت» به عنوان یک اصل بنیادین یاد کند؛ اصلی که هم خانواده را معنا می‌کند و هم جامعه را.
در چنین چارچوبی، خانواده نیز معنایی متفاوت پیدا می‌کند. خانواده در این منظومه، صرفا یک نهاد خصوصی نیست؛ نخستین مدرسه جامعه و مهم‌ترین کارخانه تولید سرمایه انسانی است. به همین دلیل، هر آسیبی که به خانواده وارد شود، دیر یا زود خود را در اقتصاد، فرهنگ، امنیت و حتی سیاست نشان خواهد داد.
اما این نگاه هرگز به معنای فروکاستن زن به خانه نبود؛ بلکه اتفاقا برعکس. آیت‌الله خامنه‌ای بارها از ضرورت شکوفایی استعدادهای زنان سخن گفت. او حضور زنان در دانشگاه‌ها، عرصه‌های علمی، مدیریت، هنر، پژوهش و فعالیت‌های اجتماعی را نه امری استثنایی، بلکه بخشی از ظرفیت طبیعی جامعه می‌دانست. از نگاه او، جامعه‌ای که نیمی از استعدادهای خود را نادیده بگیرد، عملا نیمی از توان پیشرفت خود را از دست داده است.
شاید یکی از کمتر دیده‌شده‌ترین ابعاد این منظومه، تاکید مکرر او بر «رفع ظلم به زنان» باشد. برخلاف تصویری که گاه از بیرون ارائه می‌شود، در بسیاری از دیدارهای سال‌های اخیر، او صریحا از مسئولان خواست هرجا حقی از زنان تضییع می‌شود، قانون و سیاست‌گذاری برای رفع آن وارد عمل شود. حتی در سال‌های پایانی عمر، هنگام بررسی طرح‌های مرتبط با حمایت از زنان، به مسئولان سفارش کرد این موضوع را با جدیت دنبال کنند. از نگاه او، استحکام خانواده، بدون استیفای حقوق زن ممکن نیست.
همین جاست که یک سوءبرداشت قدیمی نیز فرو می‌ریزد. برخی گمان می‌کنند تاکید بر خانواده، به معنای نادیده گرفتن حقوق زنان است؛ حال آنکه در منظومه فکری آیت‌الله خامنه‌ای، این دو نه‌تنها در تعارض نیستند، بلکه به یکدیگر وابسته‌اند. خانواده‌ای که در آن کرامت زن حفظ نشود، خانواده‌ای پایدار نخواهد بود و جامعه‌ای که خانواده‌های متزلزل داشته باشد، هرگز به ثبات فرهنگی نخواهد رسید. از همین رو، او بارها از «کرامت زن» سخن گفت؛ کرامتی که نه با تشابه کامل زن و مرد تعریف می‌شود و نه با حذف تفاوت‌های طبیعی آنان، بلکه با به رسمیت شناختن شأن انسانی زن آغاز می‌شود. در این نگاه، زن پیش از آنکه موضوع سیاست باشد، انسان است؛ انسانی که باید امکان رشد، انتخاب، اثرگذاری و رسیدن به کمال وجودی خود را داشته باشد. شاید بتوان گفت تمام سیاست‌های پیشنهادی او در حوزه زنان، در نهایت به همین یک هدف بازمی‌گردد: فراهم کردن مسیر شکوفایی انسان.

روحیه حضور برای زنان جهادگر
هفتم اردیبهشت سال ۱۳۶۰ و روزهای پرالتهاب کردستان بود؛ زمانی که آیت‌الله خامنه‌ای برای بازدید از مناطق عملیاتی دزلی و درکی راهی مریوان شده بودند. شهید ممقانی از مریم کاتبی خواست تا با آمبولانس، این هیات را همراهی کند؛ اما او نپذیرفت. نه از ترس درگیری یا گلوله، بلکه از نگرانی دیگری.
کاتبی امدادگر دوران دفاع مقدس، بعدها تعریف کرد که آن روز با خود فکر می‌کرد اگر در آن دیدار حاضر شود، شاید آیت‌الله خامنه‌ای از او و دیگر زنان بخواهد منطقه را ترک کنند. تصورش این بود که حضور زنان در خط مقدم، از نگاه فرماندهان ضرورتی ندارد و احتمالا ماموریت‌شان به پایان رسیده است. به همین دلیل، از شهید ممقانی خواست به جای او، یکی دیگر از بانوان رزمنده را همراه ببرد. دقایقی بعد، منطقه دزلی زیر آتش سنگین دشمن رفت. انفجارها یکی پس از دیگری آغاز شد و تا ساعتی هیچ خبری از گروه اعزامی نبود. کاتبی می‌گوید در آن لحظات، تصور می‌کرد اتفاق ناگواری رخ داده و آیت‌الله خامنه‌ای، شهید ممقانی و دیگر همراهان در میان آن آتش جان باخته‌اند، اما همه سالم بازگشتند.
صبح روز بعد، هنگامی که برای اقامه نماز آماده می‌شد، یکی از زنان بومی منطقه به سراغش آمد و گفت: «ماموستا با شما کار دارد.» در فرهنگ مردم کردستان، «ماموستا» عنوانی برای علما و بزرگان دینی است. کاتبی با اضطراب راهی محل دیدار شد؛ همان نگرانی قدیمی هنوز همراهش بود: نکند قرار است به زنان گفته شود که دیگر در منطقه نمانند؛ اما آنچه شنید، دقیقا خلاف انتظارش بود.
آیت‌الله خامنه‌ای در گفت‌وگویی کوتاه، خطاب به چهار بانوی حاضر تاکید کرد که حضور آنان در کردستان باید ادامه پیدا کند. او به آنان گفت کاری که شما در این منطقه انجام می‌دهید، ارزش فراوانی دارد؛ در جبهه جنوب نیروهای کمکی فراوان هستند، اما کردستان بیش از هر جای دیگری به ماندن و فعالیت شما نیاز دارد.
همین چند دقیقه گفت‌وگو، مسیر فعالیت آن گروه را تغییر داد. کاتبی سال‌ها بعد در همان دیدار، خطاب به رهبر انقلاب گفت: «با همان سه دقیقه صحبت گرم شما، ما تا آخرین عملیات جنگ، یعنی عملیات مرصاد، در منطقه ماندیم.»
رهبر انقلاب نیز پس از شنیدن این خاطره، تنها با یک جمله پاسخ داد؛ جمله‌ای که شاید بهترین جمع‌بندی برای آن روایت بود: «خوشا به حال شما با این روحیه‌ها و انگیزه‌ها.»
این خاطره، فراتر از یک روایت شخصی، بخشی از منظومه فکری آیت‌الله خامنه‌ای درباره زنان را روشن می‌کند. در روزگاری که بسیاری تصور می‌کردند حضور زنان در میدان‌های سخت، حضوری موقت یا اضطراری است، او نه‌تنها این حضور را تایید کرد، بلکه آن را ضرورتی برای همان میدان دانست. شاید به همین دلیل است که در سال‌های بعد نیز، هرگاه از زن مسلمان سخن گفت، او را صرفا در قاب خانه یا صرفا در عرصه اجتماع تعریف نکرد؛ بلکه از زنی سخن گفت که می‌تواند در متن مسئولیت‌های اجتماعی و تاریخی حاضر باشد، بی‌آنکه هویت زنانه و خانوادگی خود را از دست بدهد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.