آگاه: از این منظر، ماموریت رسانه صرفا اطلاعرسانی نیست. رسانه باید بتواند میان «خبر» و «تاریخ» پل بزند. انتشار چند تصویر هوایی از جمعیت یا گزارش لحظهبهلحظه مراسم، هرچند ضروری است، اما برای ثبت عظمت چنین واقعهای کافی نیست. عظمت یک رخداد تاریخی، تنها در تعداد حاضران یا وسعت مراسم خلاصه نمیشود؛ بلکه در معنایی است که آن رخداد برای جامعه تولید میکند. رسانه باید این معنا را کشف، روایت و مستندسازی کند.
در مطالعات رسانه گفته میشود که رسانهها تنها بازتابدهنده واقعیت نیستند، بلکه در شکلگیری حافظه جمعی نیز نقش دارند. نسلهایی که خود در مراسم حضور نداشتهاند، در آینده این رویداد را نه از میدان، بلکه از روایتهای رسانهای خواهند شناخت. بنابراین مسئولیت رسانه، تولید روایتی است که تا حد امکان بتواند عظمت و ابعاد اجتماعی، فرهنگی و تاریخی این حضور را به آیندگان منتقل کند؛ هرچند روشن است که هیچ قاب دوربین و هیچ گزارش خبری، توان بازنمایی کامل تجربه زیسته میلیونها انسان را ندارد.
اما این مسئولیت، درست به همین دلیل سنگینتر میشود. هرچه فاصله میان واقعیت و امکان بازنمایی بیشتر باشد، رسانه باید با روایتهای عمیقتر، مستندنگاری دقیقتر، ثبت روایتهای مردمی و تولید آثار ماندگار، این فاصله را کاهش دهد. اگر رسانه تنها به پوشش خبری بسنده کند، بخش مهمی از حقیقت تاریخی این رخداد از دست خواهد رفت.
در سوی دیگر، هر رخدادی که بتواند سرمایه اجتماعی، همبستگی و مشارکت عمومی را به نمایش بگذارد، بهطور طبیعی به میدان رقابت روایتها نیز تبدیل میشود. در فضای رسانهای امروز، روایتهای مختلف میکوشند اهمیت یا ابعاد یک واقعه را برجسته، کمرنگ یا از زاویهای خاص تفسیر کنند. از اینرو، وظیفه رسانه حرفهای بیش از هر چیز، ارائه روایتی مستند، دقیق و مبتنی بر شواهد است؛ روایتی که بتواند بدون اغراق، ابعاد واقعی رخداد را نشان دهد و اجازه ندهد تصویر آن در هیاهوی روایتهای متعارض، دچار تحریف یا تقلیل شود.
اگر رسانه بتواند این ماموریت را به انجام برساند، تشییع رهبر شهید تنها یک خبر در آرشیو نخواهد بود؛ بلکه به سندی زنده از حافظه تاریخی یک ملت تبدیل خواهد شد؛ سندی که نه فقط برای مخاطب امروز، بلکه برای نسلهای آینده نیز روایتگر معنای این روز خواهد بود.
اما مسئولیت ماندگار کردن چنین رخدادی، تنها بر دوش رسانهها نیست. اگر رسانه وظیفه دارد تصویری جامع، مستند و حرفهای از این واقعه ارائه کند، دولت و نهادهای فرهنگی نیز باید زمینه حفظ و آرشیو این سرمایه تاریخی را فراهم آورند. تجربه بسیاری از رخدادهای بزرگ جهان نشان میدهد که حافظه تاریخی، تنها با پوشش خبری ساخته نمیشود؛ بلکه نیازمند مستندسازی، ثبت روایتها، تولید آثار پژوهشی، حمایت از فیلمهای مستند، تاریخ شفاهی و ایجاد آرشیوهایی است که امکان رجوع نسلهای آینده به این واقعه را فراهم کنند. هرچه این فرآیند دقیقتر و نظاممندتر باشد، احتمال تحریف یا فراموشی نیز کاهش خواهد یافت.
در کنار این مسئولیت نهادی، نقش مردم نیز کمتر از رسانهها نیست. در عصر رسانههای نوین، هر شهروند میتواند راوی بخشی از تاریخ باشد. عکسها، فیلمها، خاطرات، روایتهای مکتوب و حتی گفتوگوهای روزمره، اجزای کوچک حافظهای هستند که در کنار یکدیگر، تصویر بزرگ یک ملت از یک واقعه تاریخی را شکل میدهند. از این منظر، مشارکت مردم در روایت این تشییع، صرفا یک کنش رسانهای نیست؛ بلکه مشارکت در ساخت حافظه جمعی است.
با این حال، آنچه میتواند این روایتها را از سطح تجربههای پراکنده فراتر ببرد، حرکت به سمت روایتهای جمعی است. روایت فردی، هرچند صادقانه و ارزشمند، تنها بخشی از واقعیت را بازتاب میدهد؛ اما هنگامی که روایتهای افراد مختلف در کنار یکدیگر قرار میگیرند، امکان بازسازی تصویری جامعتر از یک رخداد فراهم میشود. ثبت خاطرات گروهی، روایت خانوادهها، هیاتها، گروههای دانشجویی، خبرنگاران، امدادگران و دیگر گروههای حاضر در مراسم، میتواند شبکهای از روایتهای مکمل ایجاد کند که در مجموع، به واقعیت این رویداد نزدیکتر است. شاید هیچ دوربینی نتواند عظمت یک تشییع تاریخی را بهطور کامل بازنمایی کند، اما کنار هم قرار گرفتن هزاران روایت مستند و صادقانه، میتواند تصویری بسازد که از هر روایت منفرد، ماندگارتر و به حقیقت نزدیکتر باشد.
۱۴ تیر ۱۴۰۵ - ۲۲:۰۹
کد مطلب: ۲۳٬۵۴۸
حانیه حسین پور: همه رویدادها در تاریخ ماندگار نمیشوند؛ بسیاری در همان روز وقوع، مصرف میشوند و به فراموشی سپرده میشوند. آنچه یک واقعه را به بخشی از حافظه تاریخی یک ملت تبدیل میکند، تنها اهمیت ذاتی آن نیست، بلکه کیفیت روایت و ثبت آن نیز هست. تشییع رهبر شهید از همین جنس رخدادهاست؛ رخدادی که اگرچه در چند روز اتفاق میافتد، اما میتواند برای دههها در حافظه یک ملت اثرگذار باشد.
نظر شما