شهاب خواجه‌پیری، معاون مرکز پژوهشی و بین‌المللی میکروفیلم نور: خاندان پدری رهبر شهید انقلاب به شاخه‌ای از سادات سجادی تفرش بازمی‌گردد؛ خاندانی ایرانی، کهن‌ریشه و شناخته‌شده که نسب خود را به سلطان‌العلما سیداحمد، معروف به سلطان احمد، می‌رساند؛ شخصیتی که با پنج واسطه به حضرت امام زین‌العابدین علی‌بن الحسین (ع) منتهی می‌شود. این سلسله در تاریخ نواحی تفرش، فراهان و آشتیان، صرفا یک دودمان نسبی نبوده، بلکه یکی از مهم‌ترین کانون‌های علم، دیانت و هویت محلی به شمار می‌آمده است.

تبار ماندگار

آگاه: بر پایه سنت‌های تاریخی این خاندان، سلطان‌العلما سیداحمد در نیمه نخست قرن چهارم هجری، در پی فشارها و تعقیب خلافت عباسی، به این ناحیه، یعنی هزاوه، هجرت کرد. او در سال ۳۶۰ هجری، هنگام اقامه نماز شب، به شهادت رسید. همچنین در روزگار شاه عباس اول صفوی، بارگاهی بر مزار او بنا شد. افزون بر این، روایتی محلی نیز وجود دارد که بر اساس آن، زینب‌بیگم صفوی پس از توسل به این امامزاده، سهمی از قریه فارس ‌جهان را بر بقعه او وقف کرد؛ بقعه‌ای که همچنان در حافظه دینی منطقه جایگاهی ممتاز دارد.
در گذر زمان، این تبار به شاخه‌ها و خاندان‌های گوناگون منشعب شد و بخش مهمی از آنان در منطقه تاریخی تفرش، فراهان و آشتیان استقرار یافتند. یکی از شاخه‌های مهم این سلسله، شاخه‌ای است که بعدها با عنوان «میر فخرا» شناخته شد؛ شاخه‌ای که تبار پدری رهبر شهید انقلاب نیز به آن می‌رسد. امام خامنه‌ای نیز در بیاناتی درباره نسب خاندان خود تصریح کرده بودند که سلسله سادات حسینی خاندان‌شان تا سید قطب‌الدین امتداد می‌یابد و از آنجا به دو شاخه تقسیم می‌شود: یک شاخه، شاخه سید ظهیرالدین و سید فخرالدین، معروف به میر فخرا، که سلسله خاندان ایشان از همین مسیر ادامه می‌یابد و شاخه دیگر، شاخه خاندان قائم‌مقام فراهانی. بر این اساس، سید فخرالدین در این سنت نسبی، جدی شاخه‌ساز به شمار می‌آید؛ نیایی که از او دودمانی مهم منشعب شده و بعدها به «خاندان میرفخرایی» شهرت یافته است؛ شاخه‌ای که خاندان خامنه‌ای نیز از آن دانسته می‌شود.

تبار ماندگار
در ادامه این شجره، از سید محمد، یکی از نوادگان این شاخه، یاد می‌شود که از تفرش به آذربایجان کوچ کرد و در شهر خامنه سکونت گزید. از همان‌جا این سلسله به «خامنه‌ای» شهرت یافت. این خاندان سپس در تبریز استمرار پیدا کرد و در نسل‌های بعد به مشهد منتقل شد. از این‌رو، هویت تاریخی خاندان خامنه‌ای در بنیان اصلی خود به تفرش و سادات سجادی این منطقه بازمی‌گردد و خامنه، تبریز و مشهد، مراحل بعدی این امتداد تاریخی به شمار می‌روند.
مجموع این داده‌ها نشان می‌دهد که خاندان پدری رهبر شهید انقلاب در امتداد دودمانی شناخته‌شده، ریشه‌دار و معتبر ایرانی قرار دارد؛ خاندانی که هم از حیث نسبی دارای سیادت و اصالت بوده، هم در عرصه علم و دین چهره‌های برجسته‌ای پرورش داده و هم در حافظه تاریخی ایران حضوری مستمر و موثر داشته است.
در میان چهره‌های شاخص این دودمان، نام‌هایی چون میرعلام تفرشی، عالم برجسته قرن یازدهم هجری و از شاگردان مقدس اردبیلی؛ میر فیض‌الله عبدالقاهر حسینی تفرشی؛ ملامراد تفرشی، شاگرد شیخ بهایی؛ ظهیرالدین علی فمی تفرشی، صاحب نصره الحق؛ اسماعیل‌خان لشکرنویس تفرشی، معروف به دبیر و صاحب نخبه‌التواریخ و میرزا سیدعلی‌اکبر تفرشی، مجتهد عصر قاجار، دیده می‌شود.
در شاخه دیگر همین تبار، یعنی خاندان قائم‌مقام فراهانی نیز رجال بزرگ سیاسی و فرهنگی ایران، از جمله میرزا عیسی فراهانی، میرزا ابوالقاسم قائم‌مقام فراهانی، میرزا محمدحسین فراهانی، میرزا موسی فراهانی، ادیب‌الممالک فراهانی و میرزا محمدمهدی ملک‌الکتاب، ظهور کرده‌اند. این مجموعه به ‌روشنی نشان می‌دهد که این خاندان بزرگ در تاریخ ایران، هم در عرصه علم و دیانت و هم در ساحت سیاست، ادب و فرهنگ، نقشی اثرگذار و ماندگار ایفا کرده است.
در میان عالمان این خاندان، نام دو شخصیت برجسته بیش از دیگران به چشم می‌خورد. نخستین آنان، سید فخرالدین‌بن مرتضی الحسینی الافطسی التفرشی است؛ شخصیتی که دو نسخه خطی از اثر او با عنوان منتخب الدعوات توسط مرکز میکروفیلم نور شناسایی و همانند سازی شده است. آقابزرگ تهرانی در معرفی منتخب الدعوات تصریح می‌کند که این اثر از آن سید فخرالدین‌بن المرتضی الحسینی الافطسی التفرشی است؛ همان کسی که صاحب اغاثه الداعی نیز بوده و کفعمی از او نقل کرده است. افزون بر این، سید محسن امین نیز در اعیان الشیعه مدخلی کوتاه به نام او اختصاص داده است.
با این حال، بررسی دقیق‌تر منابع نشان می‌دهد که نسبت ‌دادن نقل کفعمی در الجنه الواقیه به شخص سید فخرالدین، نیازمند احتیاط و بازنگری است. آنچه در متن کفعمی دیده می‌شود، در واقع نقل از کتاب اغاثه الداعی است، نه تصریح به نام مؤلف آن. به بیان دیگر، کفعمی در موضع مورد استناد، نامی از سید فخرالدین‌بن مرتضی الحسینی الافطسی التفرشی به میان نیاورده، بلکه تنها از اثری با عنوان اغاثه الداعی نقل کرده است.
نکته مهم دیگر آن است که در نسخه‌های موجود، نام اثر به صورت منتخب الدعوات آمده است، نه منتخب الدعا. از این‌رو، آنچه آقابزرگ در عنوان کتاب ضبط کرده، ظاهرا با صورت مضبوط در نسخه تفاوت دارد و می‌تواند ناشی از نقل به معنا، تصحیف، یا عدم رؤیت مستقیم نسخه باشد. این مسئله زمانی اهمیت بیشتری می‌یابد که بدانیم، بنا بر تصریح موجود در مقدمه نسخه، این کتاب به قلم خود سید فخرالدین‌بن مرتضی الحسینی الافطسی التفرشی در سال ۱۰۵۱ ق در برهان‌پور نوشته شده است. اگر این تاریخ و انتساب را معتبر بدانیم، در آن صورت انتساب مستقیم نقل کفعمی ـ که از نظر زمانی مقدم بر این تاریخ است ـ به شخص مؤلف، با دشواری جدی تاریخی مواجه می‌شود؛ زیرا در این صورت، مؤلف نسخه موجود متاخر از کفعمی خواهد بود و طبعا کفعمی نمی‌توانسته به نام او تصریح کرده باشد.
بر این اساس، به نظر می‌رسد گزارش آقابزرگ تهرانی در این موضع، دست‌کم از دو جهت نیازمند بازبینی است: نخست، از حیث عنوان اثر که ظاهرا صورت درست آن منتخب الدعوات است، نه منتخب الدعا و دوم، از حیث رابطه مؤلف با نقل کفعمی که با توجه به شواهد موجود، نمی‌توان آن را به‌سادگی پذیرفت. احتمال اینکه آقابزرگ نسخه را شخصا ندیده و بر مبنای گزارشی غیرمستقیم یا فهرستی ثانوی داوری کرده باشد، در اینجا قابل طرح است.
با وجود این ملاحظات، اصل اهمیت سیدفخرالدین‌بن مرتضی الحسینی الافطسی التفرشی همچنان پابرجاست. وجود نسخه‌ای از اثر او، همراه با یادکرد نام وی در منابع رجالی و کتاب‌شناختی، نشان می‌دهد که او در سنت مکتوب شیعه چهره‌ای شناخته‌شده بوده و اثرش در فضای دعایی و روایی شیعه تداول و محل مراجعه داشته است. از این‌رو، حتی اگر برخی جزئیات کتاب‌شناختی مربوط به عنوان اثر یا نحوه انتساب نقل کفعمی نیازمند تصحیح باشد، نفس حضور این شخصیت در حافظه مکتوب شیعه و بقای نسخه‌ای از اثر او ـ آن هم در کتابخانه‌ای متعلق به پادشاهان شیعه‌مذهب اوده ـ گواهی روشن بر جایگاه علمی و فرهنگی او در تداوم سنت دعایی امامیه به شمار می‌رود.
دومین شخصیت، سید رضی‌الدین محمدبن محمدامین الحسینی التفرشی است. از آثار او می‌توان به شرح زبده الاصول اثر شیخ بهایی و نیز حاشیه بر قواعد الاعراب ابن هشام اشاره کرد. این اثر به‌طور صریح به سید رضی‌الدین محمدبن محمدامین الحسینی التفرشی نسبت داده شده است. آقابزرگ تهرانی در الذریعه از این کتاب با عنوان «الحاشیه علیه» و با شهرت «الحاشیه الرضویه» یاد می‌کند و تصریح دارد که مؤلف آن، السید رضی‌الدین محمدبن محمدامین الحسینی التفرشی است. وی همچنین می‌نویسد که نسخه‌ای کهن از این اثر را دیده است که احتمالا بیش از 
۲۰۰ سال پیش کتابت شده بود و در خزانه الشریعه نگهداری می‌شد؛ نسخه‌ای که به گفته او، حاشیه‌ای مفید و ارزشمند داشته است.
از نظر جایگاه تاریخی و جغرافیایی نیز، نام او در شمار عالمان و مؤلفان مرتبط با حیدرآباد در دوره قطب‌شاهی آمده است. تنها داده زمانی در دسترس درباره او این است که ظاهرا پس از سال ۱۰۷۶ ق در قید حیات بوده یا وفاتش پس از این تاریخ رخ داده است. حضور دو تن از این خاندان در فاصله زمانی نزدیک و در جغرافیای دکن، نشانه‌ای مهم از پیوند آنان با یکی از کانون‌های اصلی جهان فارسی ـ شیعی در جنوب هند است. گلکنده قطب‌شاهی صرفا یک دربار محلی نبود، بلکه گره‌گاهی مهم در شبکه فراملی تشیع، زبان فارسی، مهاجرت نخبگان و تولید علمی به شمار می‌رفت؛ فضایی که در آن سیاست، مذهب، دیوان‌سالاری و فرهنگ به‌هم پیوند خورده بودند. تشیع در این دولت، صرفا امری خصوصی نبود، بلکه در نمادهای رسمی حاکمیت نیز بازتاب داشت و از همان آغاز، در افق بزرگ‌تر تشیع ایرانی ـ صفوی تعریف می‌شد، هرچند منطق محلی و دکنی خاص خود را نیز حفظ می‌کرد.
در این میان، چهره‌هایی چون میرمحمد مؤمن استرآبادی و محمدبن خاتون عاملی به‌خوبی نشان می‌دهند که دکن در سده دهم و یازدهم قمری، محیطی فعال برای حضور عالمان، ادیبان، حکما، مترجمان و مؤلفان شیعی بوده است. در ادامه نیز نام‌هایی چون میرزای جزائری، حکیم حسین کرکی عاملی، سید نورالدین عاملی، سید علی‌خان شیرازی، علی‌بن طیفور بسطامی، رضی‌الدین محمدبن محمدامین حسینی تفرشی و دیگران، از شکل‌گیری حلقه بزرگ علمی و ادبی در حیدرآباد و گلکنده حکایت دارد؛ حلقه‌ای که آثاری فراوان در حدیث، فقه، اصول، تفسیر، کلام، امامت، طب و ادب پدید آورد.
از این منظر، حضور این دو شخصیت را باید در چارچوب همین بستر گسترده فهمید، نه به‌صورت موردی و منفرد. با پژوهش بیشتر در این زمینه، می‌توان بسیاری از حلقه‌های مفقوده را، چه در شناسایی دقیق عالمان و مسیرهای مهاجرت آنان و چه در فهم نقش گسترده‌تر دانشوران ایرانی، عاملی، بحرانی و عراقی در شکل‌گیری حیات علمی و مذهبی دکن، روشن‌تر ساخت.
اما درباره کتاب منتخب الدعوات اثر سید فخرالدین‌بن مرتضی الحسینی الافطسی التفرشی باید گفت نسخه حاضر، که توسط مرکز میکروفیلم نور شناسایی و معرفی شده، در اصل در تملک پادشاهان اوده بوده است؛ پادشاهانی که خود ریشه‌ای نیشابوری داشته‌اند. این نکته می‌تواند نشان دهد که این اثر نه‌تنها در حیدرآباد دکن، بلکه در اوده نیز به‌صورت گسترده مورد استفاده و مراجعه قرار می‌گرفته است.
این کتاب مجموعه‌ای است از تعقیبات نمازهای یومیه، دعاهای ایام هفته، دعاهای منقول از صحیفه کامله برای مطالب و حوائج و نیز شیوه انجام برخی نمازهای مندوبه و مستحبه؛ از جمله نماز استغفار، هدیه میت و نمازهایی برای دفع اندوه، وهم و غم. اثر حاضر در هفت فصل تنظیم شده است. مؤلف در فصل نخست، تعقیبات نمازهای یومیه، یعنی نماز صبح، ظهر، عصر، مغرب و عشا را نقل کرده و در ذیل آن، آداب خلأ و اعمال نماز شب را نیز آورده است.
در فصل بعد، دعاهای ایام هفته ذکر شده و در پایان همان فصل، دعای سمات با سند صحیح نقل شده است. در فصل بعدی، مؤلف برخی دعاهای مأثور از صحیفه کامله را برای مطالب و حوائج ضروری، یعنی دعاهایی که هر انسان مؤمن بدان نیازمند است، گرد آورده است.
در فصلی دیگر، شیوه نمازهای مندوبه و مستحبه را با ذکر احادیث صحیح و معتبر آورده و نزدیک به ۱۲ نماز مندوبه و کیفیت خواندن آنها را بیان کرده است. همچنین در فصلی مستقل، فضائل روز جمعه، نماز منسوب به حضرت فاطمه سلام‌الله‌علیها و نماز جعفر طیار را ارائه کرده است. در فصل پایانی نیز اعمال ماه‌های سال بیان شده و این فصل با دعاها و اعمال ماه مبارک رمضان آغاز می‌شود.
مؤلف در مقدمه کتاب تصریح کرده است که از مدت‌ها پیش در پی آن بوده تا تعقیبات و ادعیه مأثوره صحیح را گردآوری کند، اما فرصت این کار فراهم نمی‌شده تا آنکه در سال ۱۰۵۱ هجری قمری، در شهر برهان‌پور، همت بر تألیف این کتاب گماشت و آن را به پایان رساند.
یکی از ویژگی‌های مهم این کتاب آن است که مؤلف تنها به نقل ادعیه و تعقیبات بسنده نکرده، بلکه پیش از ذکر هر دعا، سند صحیح و منابع آن را نیز آورده است. نسخه حاضر اعراب‌گذاری نیز شده و برای سهولت استفاده خوانندگان، در آغاز آن فهرستی جامع تنظیم شده است. همچنین در حاشیه عناوین و در برخی موارد در متن ادعیه، نقل‌های دیگری نیز از همان دعاها آمده است. تمام عناوین کتاب نیز با شنگرف کتابت شده است.
از دیگر ویژگی‌های نسخه، توجه به اختلاف قرائت‌ها در حاشیه است. برای نمونه، در متن کتاب عبارت «ولا تجعل للشیطان علی سبیلا» آمده، در حالی که در حاشیه، قرائت دیگر آن، یعنی «دلیلا» نیز ذکر شده است. افزون بر این، در برخی موارد، به صحیح‌تر یا اصح بودن یک تعبیر نیز تصریح شده است. همچنین نسخه‌ای دیگر از این کتاب در کتابخانه مرکز تحقیقات فارسی دهلی موجود است. هر دو نسخه، پس از مرمت، به‌صورت چاپ همانند از طرف مرکز میکروفیلم نور، دهلی، منتشر شده است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.