آگاه: سالروز درگذشت مریم میرزاخانی، بهانهای است برای یادآوری پدیدهای که میتوان آن را نوابغ خاموش نامید؛ زنانی که در طول حیاتشان در سایه متانت زیستند و جامعه تازه پس از فقدانشان به عمق میراث عظیم آنان پی برد. مریم میرزاخانی نماینده تبار باشکوهی از زنان این مرزوبوم است که اصالت را با تخصص و حیا را با اقتدار درآمیختند. از یاد او میتوان پلی استوار به گذشتههای دور و نزدیک زد و با عبور از بستر تاریخ، دیگر ستارههای پرفروغ تمدن ایرانی و اسلامی را بازخوانی کرد.
در سالهایی که مشروطهخواهی ایران در تب و تاب دگرگونی بود و تحصیل دختران در باورهای عامه غریب پنداشته میشد، در اصفهان دختری گام در مهد دانش گذاشت که بعدها به نامی ماندگار بدل شد. سیده نصرتبیگم امین، معروف به بانو امین، متولد اواخر دوران سلطنت ناصرالدینشاه، نمونهای شگفتانگیز از تبلور استعداد و پارسایی زن مسلمان است. او که نسبش با ۳۰ واسطه به امام سجاد (ع) میرسید، از پنج سالگی راه مکتبخانه را در پیش گرفت.
رنجهای پیاپی زمانه و زندگی نه تنها اراده او را سست نکرد، بلکه مجرایی شد تا از ۲۱ سالگی با جدیتی بیمانند، آموختن علوم اسلامی را آغاز کند. بانو امین در تاریک و روشن آن سالها، چنان در فقه، اصول، حکمت و تفسیر پیش رفت که مراجع طراز اول حوزههای علمیه همچون آیتالله عبدالکریم حائرییزدی و آیتالله محمدکاظم شیرازی، پس از آزمونهای دشوار علمی، اجازه اجتهاد او را صادر کردند. او آثار گرانقدر خود از جمله تفسیر جامع «مخزن العرفان» را با امضای متواضعانه «بانوی ایرانی» به دست چاپ میسپرد تا نشان دهد هدفش اهتزاز پرچم علم است، نه خودنمایی. خانه او مامن دانشپژوهانی شد که حتی مراجع بزرگی چون آیتالله مرعشینجفی برای نقل روایت از او کسب اجازه میکردند. بانو امین با تاسیس «مکتب فاطمه» و دبیرستان دخترانه، بنیانگذار جریانی از آگاهی مومنانه شد که اقتدار و عفت زن ایرانی را در عالیترین سطح به تصویر کشید.
وقتی یک اندوه شخصی به بنای باشکوه صلح و آگاهی
بدل میشود
چند دهه پس از آغاز مسیر بانو امین در اصفهان، در شمیران تهران زنی متولد شد که او را معمار نوین آموزش و ادبیات کودک ایران میخوانند. سیده توران میرهادی، فرزند پدری تفرشی و مادری آلمانی، در بستر خانوادهای رشد کرد که هنر و عشق به وطن در آن موج میزد. او از نوجوانی با تورق شاهنامه فردوسی جان خود را با هویت ایرانی پیوند داد و مسیر تخصص در علوم تربیتی را در دانشگاه سوربن پاریس پی گرفت. اما زندگی توران، گویی با امواج پیدرپی اندوههای جانسوز تقدیر شده بود؛ مرگ برادر جوانش فرهاد، مرگ همسر اولش و سرانجام پرواز ناگهانی پسر ۱۱ سالهاش کاوه در سیل شمال.
در مواجهه با این سیل ویرانگر، توران میرهادی به آموزه مادرش تکیه کرد که میگفت: «غم بزرگ را به کار بزرگ تبدیل کنید.» او با تکیه بر همین آموزه، فاجعه را به حماسه بدل کرد؛ مدرسه تجربی «فرهاد» را پایهگذاری کرد تا در آن رقابت، نمرهگرایی و تنبیه جای خود را به دوستی و کار گروهی بدهد. میرهادی با درک عمیق خلا منابع مکتوب برای کودکان، «شورای کتاب کودک» را تاسیس کرد و با همراهی یارانش، کار عظیم تدوین «فرهنگنامه کودکان و نوجوانان» را آغاز کرد. او تا آخرین روزهای حیاتش، استوار و بیادعا قلم زد تا برای کاوههای این سرزمین پلی بسازد که دیگر بر آب نیفتند.
از ژرفای بیکران اختران تا تارهای لطیف غزل در جستوجوی حقیقت و اصالت
شکوه نوابغ خاموش زن در تاریخ ایران، مرزهای موضوعی را درنوردیده و در هر حوزهای ردی از عظمت به جای گذاشته است. در قلمرو علوم تجربی و نجوم، «آلنوش طریان» فیزیکدان برجسته و ملقب به «مادر نجوم ایران»، نمادی از این ایستادگی بیصداست. او که فرزند هنرمندانی نامآور بود، پس از فارغالتحصیلی از دانشگاه تهران با مخالفت اساتید برای دریافت بورس تحصیلی مواجه شد اما با هزینه شخصی راهی سوربن شد تا دکترای فیزیک خود را دریافت کند. طریان به ایران بازگشت و نخستین رصدخانه فیزیک خورشیدی و تلسکوپ خورشیدی کشور را بنیان گذاشت. او که هرگز ازدواج نکرد در پایان عمر، خانه خود را وقف اسکان دانشجویان بیبضاعت کرد و خود در کمال سادگی در آسایشگاه سالمندان چشم از جهان فروبست.
همپای او در عرصه کلمات، پروین اعتصامی، یگانه اختر چرخ ادب، ایستاده است. شعر پروین، آیینه تمامنمای حکمت، اخلاق و دغدغههای اجتماعی بود. او با استفاده از قالب هنرمندانه مناظره، بیداد زمانه را نقد میکرد و همواره بر این باور پای میفشرد که حقیقیترین سرمایه زن، علم، عفت و پاکدامنی است، نه زیورآلات و جامه تن. پروین با بیانی فصیح و به دور از عواطف سطحی، شان و مرتبه والای مادری و تعلیم و تربیت را ستود و نشان داد که چگونه زبان شعر میتواند سلاح مقتدر اصلاح ساختارهای اخلاقی جامعه باشد. البته که امروز و در این میان، ما بیش از همه به واسطه شعردوستی و علاقهمندی به ادب فارسی، پروین اعتصامی را میشناسیم، اگرچه او در زمانه خود در بسیاری موقعیتها قربانی مردسالاری حاکم بر جامعه بود.
تجلی هویت زن مسلمان ایرانی در آینه تاریخ
تامل در مسیر پرفراز و نشیب نوابغ خاموش ایرانی، از مریم میرزاخانی در کهکشان ریاضیات گرفته تا بانو امین در سپهر فقه و توران میرهادی در قلمرو آموزش، نشاندهنده یک حقیقت تاریخی است؛ زن ایرانی در تلاقی هویت ملی و اسلامی خود، همواره عاملیت، اقتدار و اصالتی بیبدیل داشته است. این نوابغ بیادعا، بدون نیاز به الگوهای عاریتی شرق و غرب، نهادهای علمی و آموزشی خود را از درون فرهنگ بومی بنا نهاده و نشان دادند که تعهد علمی هیچ منافاتی با ارزشهای اخلاقی و حجب و حیای زن مسلمان ندارد.
آنها با سکوت مقتدرانه خویش در زمان حیات، پیامی آشکار برای نسلهای آینده بر جای گذاشتند؛ پایداری در مسیر حقیقت، تبدیل اندوههای زندگی به کارهای تمدنساز و وقف دارایی و جان در راه اعتلای میهن. سالروز کوچ مریم میرزاخانی، جرقهای است برای بازخوانی این تبار باشکوه؛ جریانی زنده و پویا که امروز نیز در رگهای دختران و زنان ایران اسلامی جریان دارد و فردا را با روشنایی دانش و ایمان فتح خواهد کرد.
نظر شما