زهرا بذرافکن،خبرنگار گروه فرهنگ: «هر چه شما امروز مطالعه کنید، برایتان می‌ماند، هرگز از ذهنتان زدوده نمی‌شود. دوره خیلی خوبی است این دوره نوجوانی برای مطالعه و یاد گرفتن؛ واقعا یک دوره طلائی است و با هیچ دوران دیگری قابل مقایسه نیست.» نقل قولی که خواندیم از رهبر شهید، در گفت‌وگو با جمعی از جوانان و نوجوانان و اعضای گروه کودک و نوجوان سیمای جمهوری اسلامی ایران در بهمن ۱۳۷۶ بود که اهمیت بی‌بدیل دوران نوجوانی و ضرورت هدایت فکری آنان را نشان می‌دهد.

جریان تازه محصولات فرهنگی نوجوان

آگاه: یکی از ضعف‌های کتاب‌های نوجوان در ایران، غلبه آثار ترجمه بر کتاب‌های تألیفی است؛ پدیده‌ای که مانع شکل‌گیری داستان‌های خلاقانه بومی می‌شود. از سوی دیگر، بیشتر نویسندگان داخلی از دنیای دیجیتال و دغدغه‌های واقعی نوجوان امروز فاصله دارند. وجود خطوط قرمز و نگاه سنتی نیز مانع مواجهه واقع‌گرایانه با چالش‌های بلوغ و بحران هویت شده و کتاب‌ها را به سمت نصیحت‌های سطحی کشانده است. در کنار اینها، کمبود تنوع در ژانرهای جذابی مثل فانتزی و علمی‌تخیلی، در کنار مشکلات اقتصادی نشر، باعث شده تا ادبیات نوجوان ایرانی جذابیت و پویایی خود را برای مخاطب امروزی از دست بدهد. 
متن کامل این گفت‌وگو  را در سایت روزنامه به نشانی agaah.ir بخوانید.

«نشر قندیل» به عنوان یک نشر تخصصی در حوزه نوجوان، دقیقا با هدف پر کردن این خلأ عمیق و جدی پای به عرصه گذاشته است. این نشر که به عنوان بازوی محتوایی «نومدرسه قندیل» فعالیت می‌کند، متمرکز بر ایجاد هماهنگی کامل میان فرم جذاب و محتوای غنی تربیتی است تا بتواند به مسائل اصلی نوجوان امروز پاسخ دهد. از جمله آثار شاخصی که تا کنون در قالب این زیست‌بوم فرهنگی روانه بازار شده، می‌توان به رمان‌های پرمخاطبی چون «۱۰ راز آشباریا»، «پرونده زمین‌گیر»، مجموعه فانتزی «مغناطیس»، «انجمن سه نقطه» و اثر تازه منتشرشده «بولونی» اشاره کرد. با شایان جعفری، مدیر داخلی مجموعه نشر و نومدرسه قندیل درباره فرآیند تولید و تربیت پیوسته با هم در این مجموعه به گفت‌وگو نشسته‌ایم که در ادامه می‌خوانید.

جریان تازه محصولات فرهنگی نوجوان

من پیش از اینکه با شما صحبت کنم، به صورت پیشفرض تصور می‌کردم که «نشر قندیل» و «نومدرسه قندیل» در تعامل و ارتباط مستقیم‌اند، لطفا برای شروع «نشر و نومدرسه قندیل» را معرفی کنید تا به این پرسش هم پاسخ داده شود.
ما یک «نشر قندیل» داریم که نام دقیق و رسمی‌اش «قندیل نور» است، اما به صورت مصطلح به آن «نشر قندیل» می‌گوییم. همچنین یک «نومدرسه قندیل» داریم. «نومدرسه قندیل» ایده‌ای برای چالش‌های فعلی آموزش و پرورش ما و برون‌رفت از این چالش‌هاست، به‌خصوص در زمینه‌های تربیتی و پرورشی آن. این را اضافه کنم که «نومدرسه قندیل» هنوز به آن معنا رونمایی نشده و فعلا در فاز آماده‌سازی قرار دارد.
«نومدرسه قندیل» یک جریان چندوجهی است؛ یعنی قرار است برای دسته‌های مختلف نوجوانان- ما نوجوانان را به چهار دسته تقسیم کرده‌ایم- فضای تولید محتوا داشته باشد. یعنی محتوای مشخصی داشته باشد که این محتوا پیوستگی دارد؛ شبیه به نومدرسه که هر سالش و هر ترمش متفاوت است. فراتر از پیوستگی محتوا، این طرح باید توزیع‌پذیر باشد، یعنی اتصال تنگاتنگ به نیروی انسانی نداشته باشد تا مثلا این‌طور نباشد که بگوییم فقط وابسته به فلان معلم است و با نبود او دچار محدودیت شود.
هدف این است که در کل کشور قابلیت توزیع‌پذیری و مقیاس‌پذیری داشته باشد. در کنار آن، بتواند محتوایی بسیار راقی و سطح بالا برای بچه‌ها ارائه دهد و از لحاظ فرمی نیز این هماهنگی را حفظ کند؛ کاری که در «نومدرسه قندیل» به صورت ویژه‌تر انجام می‌شود، یعنی هماهنگی فرم و محتوا. ما سعی می‌کنیم به محتوای مناسبی که نوجوان امروز به آن نیاز دارد و جزو مسائل اصلی اوست بپردازیم و خودمان را به آن معطوف کنیم. اما این پرداختن و پاسخ دادن باید به شیوه‌ای باشد که فرم کار کاملا رعایت شود تا نوجوان احساس بدی پیدا نکند و تصور نکند که از این فضا دور است یا این محتوا اصلا متعلق به او نیست؛ بلکه بتواند خیلی راحت با آن ارتباط برقرار کند و همراه شود.
فازهای ابتدایی و اولیه «نومدرسه قندیل» به صورت فضای مجازی است و کار حضوری یا فیزیکی نیست. ما یک ساختار هرمی را ترسیم کرده‌ایم که در کف هرم تعداد زیادی حضور دارند و در نوک هرم تعداد خیلی کم است. هر چقدر این پلکان هرم بالاتر می‌رود و مخاطبان جدی‌تر می‌شوند و دوست دارند بیشتر وارد فضای قندیل شوند، فعالیت‌ها رفته رفته از مجازی به سمت حضوری گرایش پیدا می‌کند. یعنی ممکن است برخی فعالیت‌ها نیمه مجازی شود و آرام آرام به نوک هرم می‌رسد؛ جایی که افراد ویژه قندیل هستند و می‌خواهند در «نومدرسه قندیل» خیلی جدی‌تر و با توجه بیشتری وارد شوند. اینها در برنامه‌های حضوری قندیل شرکت می‌کنند که تعدادشان بسیار کمتر می‌شود. در کنار این هرم، ما چهار دسته نوجوان داریم که سعی می‌کنیم آثارمان به نحوی باشد که از قبل پیش‌بینی کنیم این اثر ویژه کدام دسته از نوجوانان است و دارد به چه مسئله‌ای از آنها پاسخ می‌دهد.
این کلیتی از «نومدرسه قندیل» و «نشر قندیل» و گام‌های ابتدایی شکل‌گیری نومدرسه است. از آنجا که در نومدرسه نیاز به محتوا داریم، این محتوا از طریق «نشر قندیل» تامین می‌شود، هرچند فقط وابسته به این نشر نیست و اگر محتوایی در جای دیگری هم باشد از آن استفاده می‌کنیم. این‌طور نیست که بگوییم اختصاص به فضای «نشر قندیل» دارد. «نشر قندیل» آمده است تا به دایره محتوایی «نومدرسه قندیل» کمک کند. در بعضی بخش‌ها که نومدرسه می‌خواهد مفاهیم را انتقال دهد، به‌خصوص برای کف هرم که مخاطبان را به صورت حضوری نداریم، قرار است محتوایی باشد که به راحتی پخش شود؛ این بخش‌ها از محتوای «نشر قندیل» بهره‌برداری می‌کند.

 پرورش ایده و فرآیندی که تا امروز طی شده، از چه زمانی شروع شد و اصلا این ایده از کجا آمد؟
قندیل یک سیر تطوری داشته است. اگر بخواهیم بنیان اولیه این جریان را مرور کنیم و ببینیم چطور به این ایده رسیدیم، ماجرا به سال ۱۳۸۶ برمی‌گردد. در این سال در شهر اصفهان یک مجموعه فرهنگی راه‌اندازی شد. این مجموعه کار تربیتی انجام می‌داد و به دنبال فضای تربیت نخبگانی و افراد خاص بود.
پس از مدتی احساس شد که نیاز است دانش‌آموزان و بچه‌های بیشتری در اختیار داشته باشیم. البته این را اشاره کنم که کل این فعالیت‌ها مربوط به حوزه نوجوان است و هر جا به مخاطب اشاره می‌کنم، منظور گروه سنی نوجوانی است.
 بعد از مدتی احساس شد که مجموعه باید خودش نومدرسه داشته باشد تا بتواند بچه‌ها را در این فضا نیز همراهی کند؛ چرا که می‌دیدیم بسیاری از مسائل بچه‌ها نیازمند حضور در فضای نومدرسه است. به این ترتیب در سال ۱۳۹۶ مدرسه‌ای در اصفهان به نام مدرسه «رواق» تاسیس شد. مجموعه فرهنگی که گفتم، مجموعه فرهنگی «امام رضا (ع)» بود که حالا هم به قوت خود باقی است. بعد از تاسیس مدرسه رواق در اصفهان در مقطع متوسطه اول، به نظر می‌رسید که اتفاق بسیار خوبی رخ داده است؛ چرا که مدرسه از خودمان بود و در قالب یک مجموعه و مدرسه منسجم می‌توانستیم بچه‌ها را بیشتر در کنارمان داشته باشیم و ایده فضای تربیتی متمرکز و تربیت خاص را با همراهی مدرسه بهتر پیش ببریم. به لطف خدا این مدرسه حالا هم از لحاظ درسی و تربیتی جزو مدارس بسیار خوب اصفهان است.
اما در سال ۱۳۹۹ به این نتیجه رسیدیم که مدرسه پاسخگو نیست و حتی مجموعه فرهنگی نیز کفایت نمی‌کند. برای اینکه بتوانیم در فضای فرهنگی کشور تاثیرگذار باشیم و حرفی برای گفتن داشته باشیم، کارهایی مثل مدرسه و مجموعه فرهنگی خوب است، اما نمی‌تواند تمام نقاط فرهنگی کشور را پوشش دهد. دغدغه از آنجا شروع شد که در آمارها و گزارش‌ها می‌دیدیم که اگر همین مدرسه خودمان را که با زحمت و سختی فراوان تاسیس کرده بودیم مبنا قرار دهیم و فرض کنیم تا ۵۰ سال آینده فقط در شهر یا استان اصفهان هزار مدرسه مانند مدرسه رواق تاسیس شود که بچه‌ها را از لحاظ تربیتی و ابعاد مختلف پوشش دهد، باز هم درصد نوجوانانی که در استان اصفهان تحت پوشش قرار می‌دهیم، بسیار ناچیز است. یعنی وقتی آمار کل دانش‌آموزان استان را با تعداد دانش‌آموزان تحت پوشش این مدارس (به شرط تاسیس هزار مدرسه در ۵۰ سال آینده) مقایسه می‌کردیم، آمار بسیار پایینی به دست می‌آمد که به سمت صفر گرایش داشت و گویا هیچ کاری انجام نداده‌ایم.
از طرفی خودمان می‌دانیم که ساختن هزار مدرسه یک کار تخیلی است؛ اداره یک مدرسه زحمت زیادی دارد، چه برسد به هزار مدرسه. اینجا بود که احساس کردیم باید استراتژی خود را تغییر دهیم. یعنی استراتژی ما باید به این سمت برود که کار فرهنگی ما، همان‌طور که در ابتدای صحبتم گفتم، توزیع‌پذیر باشد؛ در یک نقطه از کشور قفل نشود و بتواند در کل کشور جریان داشته باشد. بعد افرادی که تمایل و طلب بیشتری برای ادامه مسیر دارند، آرام آرام وارد فضای دیگری کنیم تا بتوانیم ارتباط بیشتر و مستمرتری با آنها و با حضور همین اساتید برقرار کنیم. جرقه و ایده اصلی «نومدرسه قندیل» در همین جاها زده شد.
ما بعد از اینکه به این ایده رسیدیم، از سال ۱۳۹۹ یک اندیشکده به نام «اندیشکده تعلیم و تربیت» در اصفهان تاسیس کردیم. این اندیشکده شروع به تفکر و تعمق روی این موضوع کرد که باید چه کاری برای آموزش و پرورش انجام دهیم و چه اتفاقی برای تعلیم و تربیت بیفتد. نزدیک به سه سال این اندیشکده کار پژوهشی می‌کرد. ما بین خودمان اصطلاحا می‌گوییم دورانی که «اندیشکده در غار بود» و کار پژوهشی می‌کرد.
در این مدت نزدیک به ۳۰ جلد کتاب نوشتیم. بحث‌هایی که با دوستان در اندیشکده داشتیم تبدیل به کتاب شد، اما کتاب‌ها داخلی هستند و این‌طور نیست که در کتاب‌فروشی‌ها توزیع کرده باشیم.
 در این کتاب‌ها، اول از این شروع کردیم که نقش یک انسان چیست؟ بر اساس آیات، روایات و منابعی که داشتیم، نقش یک انسان و یک فرد دینی را ترسیم کردیم و بر اساس این نقشه، سیر تربیتی او را مشخص کردیم؛ مثلا مشخص کردیم که سیر تربیت عقلانی بر چه اساسی باشد، محور منطقی آن چگونه باشد و بر چه اساسی برای نوجوان پیش برود. روی تربیت قلب او دقیقا چه اتفاقی بیفتد و روی چه نقاطی از قلبش باید دست گذاشته شود. روی تربیت اراده و عمل او چه اتفاقی باید بیفتد، چه مراحلی باید طی شود و هر کدام از این مراحل چه موانع و چالش‌هایی دارند. در مورد این ساحت‌ها مفصلا در کتاب‌های مختلف صحبت شد.
ما توضیح دادیم که منظور ما از تربیت، اراده، عقل و روش‌های تربیتی چیست. همه اینها شد پشتوانه‌های «نومدرسه قندیل». «نومدرسه قندیل» در واقع برند تجاری اندیشکده ماست. یعنی ما اندیشکده هستیم و در واقع این اندیشکده وقتی قرار است خودش را به بیرون نشان دهد، با برند تجاری «نومدرسه قندیل» نشان می‌دهد؛ چون تمام ایده اندیشکده در این نومدرسه نهفته است و حالا یک قسمتی از نومدرسه، یا بهتر بگویم قسمتی از اندیشکده، «نشر قندیل» است که به نومدرسه کمک بسیاری می‌کند و به عنوان یکی از بازوهای جدی نومدرسه در نظر گرفته می‌شود.

 کل این فرآیند مستقل بود یا وابسته به نهادهای دولتی؟
اینجا کاملا خصوصی است. ما یک موسسه به نام موسسه امام رضا (ع) داریم که این موسسه ذیل خود، مجموعه فرهنگی، مجموعه مدارس و سپس اندیشکده را دارد. در واقع ما ذیل آن موسسه قرار می‌گیریم که آن موسسه هم خصوصی است.

 این‌طور که من متوجه شدم، الزاما یک پویایی دوطرفه بین نومدرسه و نشر وجود ندارد؛ یعنی رفت‌وآمد محتوایی مستمری بین اینها نیست؟
در حال حاضر خیر، چون هنوز نومدرسه تاسیس نشده است. الان تمام بچه‌هایی که ایده نومدرسه را دادند، همگی در فضای نشر هستند و دنبال این هستند که مقدماتی از آن فضای نومدرسه آماده شود و نشر ما به ثباتی برسد. سپس به صورت پله‌ای نومدرسه تاسیس شود و تا زمان تاسیس، حداقل ۱۰- ۱۵ جلد کتاب داشته باشیم تا فضا کمی آماده شده باشد.

 پس در واقع دارید محتوا انباشت می‌کنید تا برای شروع کار پشتوانه داشته باشید. بعد از آن، یعنی پس از اینکه به سطحی که مد نظر خودتان است رسیدید، این روال بین نشر و نومدرسه قرار است به چه شکلی باشد؟ آیا قرار است نوجوانان مداخله کنند یا تولیدکننده محتوا باشند؟
ما در حال حاضر هم در بحث تولیدات از نوجوانان استفاده می‌کنیم. مثلا برای کتاب «۱۰ راز آشباریا» که نوشتنش نزدیک به دو سال طول کشید، چون جزئیات فنی آن و سبک کتاب ما متفاوت بود و اینها زمان زیادی از ما گرفت. در مسیر نگارش از نوجوانان استفاده شد؛ یعنی ما نسخه اولیه کتاب را نوشتیم و به بچه‌ها دادیم تا بخوانند و به ما بازخورد بدهند. خودشان آمدند و در جاهایی از نوشتن کمک کردند. درباره برخی تصاویر هم از آنها نظر می‌خواستیم. کارهای جانبی دیگری هم غیر از فضای نشر بود، مثل درست کردن محتواهای آموزشی بر اساس کتاب؛ چون تمام کتاب‌هایی را که تألیف کردیم در مدارس تدریس کردیم و نیاز به محتوای تکمیلی داشت، بنابراین از خود بچه‌ها کمک‌های این‌چنینی گرفتیم.
در حال حاضر هم که کتاب‌ها نوشته می‌شوند، تیمی که کتاب‌ها را می‌نویسد میانگین سنی بسیار پایینی دارد که شاید بزرگ‌ترینشان من باشم-که متولد ۷۷ هستم- بقیه همه از من کوچک‌ترند. بچه‌های مجموعه ما فاصله‌شان با نوجوان بسیار کم است و در فضای نومدرسه و مجموعه فرهنگی، ارتباط زیادی با نوجوانان دارند. نسبت به نوجوان حس دارند و آنها را درک می‌کنند؛ در برخی جاها نیز همان‌طور که عرض کردم مستقیما از خود نوجوان استفاده می‌کنم.

 به دنبال این هستید که نوجوانانی از شهرهای دیگر هم به این فرآیند بپیوندند و مشارکت داشته باشند؟
در حال حاضر دقیقا همین اتفاق دارد می‌افتد و این موضوع اختصاص به شهر خودمان ندارد. اصلا اینطور نیست که محدود به یک شهر باشیم. ما از همان ابتدا، درواقع اولین کاری که برای راه‌اندازی نشرمان کردیم، بحث کمپین کتاب «۱۰ راز آشباریا» بود که در تلویزیون تبلیغ شد. در کل کشور ۶۵۰ میلیون تومان جایزه دادیم که فکر می‌کنم ابتدای سال ۱۴۰۳ بود. ما با کمپین کتاب «۱۰ راز آشباریا» خودمان را به بازار نشر معرفی کردیم و بعد از آن هم کمپین «پرونده زمین‌گیر» و چند کمپین دیگر را برگزار کردیم. از طریق این کمپین‌ها سعی کردیم فضای نشرمان را در بازار معرفی کنیم تا مخاطب ما را بشناسد.
ما به عنوان یک ناشر دنبال این بودیم که مستقیما با خود نوجوان مرتبط شویم؛ دنبال این نبودیم که صرفا با کتاب‌فروشی‌ها و مراکز پخش در ارتباط باشیم، هرچند با آنها هم ارتباط داریم، اما مطلوب برای ما ارتباط مستقیم با خود نوجوان است. امسال یک برنامه حضوری هم گذاشتیم و در دو شهر برنامه حضوری برگزار کردیم. در ادامه روند نیز قرار است همین اتفاق بیفتد؛ یعنی هر ماه در یک شهر یا استان برنامه‌ای داشته باشیم، بچه‌ها را ببینیم، فضای حضوری برقرار کنیم و کم کم نومدرسه را عملیاتی کنیم.

 فرآیند مشارکت نوجوانان در تولید و نشر کتاب‌ها در «نشر قندیل» فرمول خاصی دارد؟
ما برای اینکه بچه‌ها در نگارش کتاب‌ها دخیل شوند، فراخوان دادیم و چند بار از آنها دعوت کردیم. از بچه‌هایی که جزو دایره مخاطبان ما بودند دعوت کردیم وارد آکادمی قندیل شوند. بخشی تحت عنوان آکادمی قندیل داریم که دوره‌های مختلفی در آن برگزار می‌شود. مثلا برای بحث نویسندگی، یک دوره کوچینگ هست که بچه‌ها وقتی وارد می‌شوند، یک بازه زمانی ۹ ماهه را می‌گذرانند. طی این ۹ ماه، از طریق راهبرهایی که حضور دارند به آنها کمک می‌شود تا متنشان به قوام و استقلال برسد. در نهایت اگر اثر شرایط و حداقل‌های «نشر قندیل» را داشت، توسط «نشر قندیل» چاپ می‌شود و اگر نداشت، به جاهای دیگر معرفی می‌شود تا این اتفاق رقم بخورد.
در مباحث دیگر هم در آکادمی قندیل دوره‌هایی در زمینه زیبایی‌شناسی برای بچه‌ها برگزار کردیم تا بدانند فرم چیست، هنر چیست و آن هنری که مد نظر قندیل است چه ویژگی‌هایی دارد. چون ما حرف برای گفتن داریم و اینطور نیست که بگوییم فقط به دنبال ارائه یک کار هنری معمولی هستیم، بلکه کار هنری خاص و متناسب با تعاریف خودمان را می‌خواهیم ارائه دهیم. این دوره‌ها را برای بچه‌ها برگزار کردیم و تعدادی از همان‌ها به ما پیوستند و حالا در تیم ما فعالیت می‌کنند. این مسیر از طریق همان دوره‌ها و فراخوان‌هایی که در ابتدا داده شد، تا اینجا پیش آمده است.

 در این چند سال، آن میزان مخاطب و مشارکتی که مد نظرتان بود اتفاق افتاده است؟
از آبان ۹۶ تا الان تقریبا یک سال و ۹ ماه می‌گذرد؛ فکر می‌کنم در این مدت عملکردمان خوب بوده است. میزان فروش کتاب‌هایمان، تعداد مخاطبانی که جذب کردیم و کارهایی که انجام دادیم، به اندازه یک سال و ۹ ماهی که در بازار حضور داشتیم خوب بوده ولی در برخی بخش‌ها هم بله، کم‌کاری‌هایی صورت گرفته و غفلت‌هایی شده است که ان‌شاءالله مسیر در حال اصلاح است تا بتوانیم در ادامه این روند آنها را برطرف کنیم.
از فرآیند پژوهش و تولید پشتوانه علمی-تحقیقی برای نومدرسه هم کمی توضیح دهید.
فرآیند پژوهش و تولید کتاب در مجموعه قندیل از چند مرحله متوالی تشکیل شده است. ابتدا پیش‌مبنا به عنوان متنی خام و اولیه برای تبیین دغدغه‌ها نگارش شده و بعد تا حدود صد صفحه توسعه می‌یابد. در گام بعدی، این متن در جلسات اندیشه‌ورزی با حضور صاحب‌نظران نقد و بررسی می‌شود؛ مباحث این جلسات نیز پتانسیل تبدیل به کتاب را دارند.
 پس از اعمال نظرات، کتاب‌مبنا تدوین می‌شود که متنی کم حجم برای ارائه چارچوب اساسی و حرف نهایی مجموعه است. در نهایت و پس از این گام، نوبت به تولید کتاب محصول می‌رسد که این محصول می‌تواند کتاب و رمان، پادکست یا بازی باشد. ما در فضای «نومدرسه قندیل» صرفا کتاب تولید نمی‌کنیم؛ در حال حاضر پادکست، بازی رومیزی، مستند و مدیوم‌های مختلفی داریم و سعی کرده‌ایم در فضای «نومدرسه قندیل» طوری در مدیوم‌های مختلف تولید کنیم که منجر به تشکیل یک زیست‌بوم شود. یعنی در کنار کتاب، پاورپوینت، پادکست، مسابقه، مستند، کلاس و چیزهای مختلف باشد تا بتواند یک زیست‌بوم را برای نوجوان تشکیل دهد. اگر بخواهم حرفم را خلاصه کنم، هر فضای پژوهشی که در قندیل داریم، حتما سیر پیش‌مبنا، کتاب گفت‌وگو و مبنا را سپری می‌کند و پس از آن تلاش می‌شود محصول یا کتاب محصول آن تولید شود. بعضی وقت‌ها ممکن است محصول پادکست باشد، اما باید این سیر را طی کند تا محصولات برآمده از یک پشتوانه قوی باشند.

 و تولیدات در مدیوم‌های دیگر هم به طور عمومی منتشر می‌شوند؟
بله، پادکست‌های ما هم در فضای کست‌باکس و هم در کانال خودمان در دسترس هستند. ما با نام «رادیو قندیل» فعالیت می‌کنیم که فصل‌های متفاوتی دارد و فکر می‌کنم نزدیک به ۱۵ اپیزود پادکست تولید شده باشد. در زمینه بازی رومیزی هم سه بازی تولید شده که یکی از آنها به صورت انبوه منتشر شده است و دو بازی دیگر در مراحل تولید انبوه و کارهای حاشیه‌ای آن قرار دارند.

 به عنوان سوال پایانی؛ نام قندیل یا قندیل نور از کجا آمده و چه معنایی دارد؟
ما می‌خواهیم اسم‌مان قندیل باشد؛ اما به خاطر محدودیت‌هایی که اداره ارشاد در مجوزهای نشر در نظر گرفته، مجبور شدیم آن را دو سیلابی کنیم و واژه نور را به آن اضافه کنیم. ولی همه جا ما را به نام قندیل می‌شناسند.
نام‌گذاری قندیل فرآیند بسیار طولانی مدتی بود و چندین ماه زمان برد. روی نام تجاری خیلی فکر شد و از خود بچه‌ها هم استفاده کردیم. سعی کردیم نامی باشد که چند ویژگی داشته باشد؛ اول اینکه به فضای نوجوان نزدیک باشد و دوم اینکه دستی در حکمت داشته باشد.
نام قندیل دو معنا دارد؛ معنای اول آن چراغدان است؛ جایی که چراغ در آن قرار می‌گیرد، نور می‌بخشد و اطراف خود را روشن می‌کند؛ یعنی هم خودش روشن است و هم روشنی می‌بخشد. معنای دوم قندیل نیز ترجمه فارسی واژه مشکات است؛ واژه مشکات که در قرآن به عنوان لقب حضرت زهرا (س) در نظر گرفته شده است، ترجمه‌اش به فارسی قندیل می‌شود. ما سعی کردیم هم فضای نوجوان را داشته باشیم، هم فضای حکمی و هم اینکه نشان دهیم دنبال یک کار تعلیمی و تربیتی هستیم. همه این مولفه‌ها در کنار همدیگر جمع شد و واژه قندیل بیرون آمد.
بعد از آن هم لوگو طراحی شد که سعی شده در آن، همین مفاهیم و الهام‌بخشی گنجانده شود. سه مسیر در لوگوی قندیل درج شده است؛ به این معنی که قرار است ما در این مسیر با هم همراه باشیم و مسیری از جنس نور را طی کنیم که آمیخته‌ای از تعلیم و تربیت دینی، فضاهای دینی، فضای حکمی و نوجوان امروز ایرانی است تا همه این موارد در آن باشد.

 این سه مسیر چه مسیرهایی هستند؟
برمی‌گردد به ساختار انسان که ما آن را ساختاری سه‌وجهی در نظر گرفته‌ایم؛ ساختار عقل، ساختار قلب و حیطه اراده و عمل. در واقع در این سه ساحت می‌خواهیم با نوجوان مواجه شویم و تعامل داشته باشیم.

نگاهی به برخی آثار نشر قندیل

جعفری در معرفی برخی از کتاب‌های نشر قندیل با اشاره به اینکه کتاب تازه نشر قندیل با نام «بولونی» به تازگی به بازار نشر آمده، می‌گوید: برخی از کتاب‌های ما مانند کتاب «۱۰ راز آشباریا» و «پرونده زمین‌گیر» تیراژ بالایی داشته‌اند. کتاب «۱۰ راز آشباریا» اکنون به چاپ سی‌وهشتم رسیده است. هر نوبت چاپ هم هزارتایی بوده است یا مثلا کتاب پرونده زمین‌گیر، ۲۶ بار چاپ شده است.
کتاب پرونده زمین‌گیر اول مرداد پارسال رونمایی شد، یعنی هنوز یک سالش نشده و ۲۶ بار چاپ خورده است. البته اینها آمار چاپ‌های فیزیکی است؛ در بخش نسخه‌های الکترونیک نیز هر کدام فکر می‌کنم ۱۰-۱۵ هزار نسخه فروش داشته‌اند. در کنار اینها، مجموعه کتاب‌های «مغناطیس» را داریم که یک مجموعه رمان فانتزی بلند چند جلدی است و هنوز کامل نشده است. این مجموعه در حد دو-سه هزار نسخه بوده‌اند.
کتاب دیگری هم به نام «انجمن سه نقطه» داریم که آن هم در حد سه تا چهار هزار نسخه چاپ شده است. دو هفته پیش نیز کتاب جدیدی چاپ کردیم؛ کتاب «بولونی» را فعلا هزار نسخه منتشر کرده‌ایم و امیدواریم کم کم با افزایش تقاضا بتوانیم چاپ‌های بیشتری از آن بزنیم. کتاب پرونده زمین‌گیر و کتاب «۱۰ راز آشباریا» که روی آنها کمپین برگزار کردیم، بیشترین حجم چاپ و تولید را به خود اختصاص داده‌اند.

جریان تازه محصولات فرهنگی نوجوان
    
۱۰ راز آشباریا
محمدرضا نیرومند
کتاب «۱۰ راز آشباریا» یا «۱۰ اصل طلایی که به من آموخت چگونه مخ مردم را بار فرغون کنم» یک داستان طنز بلند است که ماجرای سفر یک روزنامه‌نگار بخت‌برگشته را به سرزمین ناشناخته آشباریا تعریف می‌کند. جایی که آدم‌ها داخل آن به جای روزنامه و تلویزیون و اینترنت و موبایل، به وسیله یک ماده خوردنی که از طریق لوله‌کشی‌های سراسری به خانه‌های آنها ارسال می‌شود اخبار و پیام‌ها را رد و بدل می‌کنند. اینطور که پیداست خوب هم می‌دانند چگونه از این سیستم اختصاصی استفاده کنند تا سر یکدیگر کلاه بگذارند.

جریان تازه محصولات فرهنگی نوجوان

انجمن سه نقطه
محمدرضا نیرومند، محمدحسین حاجی‌احمدی
این کتاب، داستان سه نوجوان ۱۴ ساله است که یک گروه زیرزمینی برای شورش علیه مدیر مدرسه‌شان تشکیل داده‌اند. آنها تصمیم می‌گیرند که در اولین اقدام برای آنکه درس اندیشه‌ورزیشان را تعطیل کنند، جزوه معلم دستپاچلفتی اندیشه‌ورزیشان را بدزدند. اما برخلاف انتظارشان اتفاقات عجیبی رخ می‌دهد و آنها به درون جزوه کشیده می‌شوند. در آنجا با یک مرد کت و شلواری مواجه می‌شوند که خودش را فرشته نگهبان معلم‌های دستپاچلفتی معرفی می‌کند. او می‌گوید که برای مجازات کردن بچه‌ها آنها را به داخل جزوه کشیده، جایی که باید با سه داستان متفاوت که هرکدام از آنها مربوط به فصلی از جزوه است درگیر شوند و تنها وقتی می‌توانند از جزوه نجات پیدا کنند که بر چالش‌هایی که در هر یک از این داستان‌ها برایشان اتفاق می‌افتد غلبه کنند.

جریان تازه محصولات فرهنگی نوجوان

پرونده زمین‌گیر
امید نصرالهی
کتاب پرونده زمین‌گیر روایتی است درباره دو تاریخ به ظاهر جداگانه که درست در زمانه ما به یکدیگر خورده‌اند. قوم پردردسری که در هزارتوی تاریخ خودش را بر بالای تپه‌های دنیای جدید کشانده و ملتی که در جست‌وجوی قله جهان، رنج دوران‌ها را به جان خودش خریده. قصه دست‌های پشت پرده‌ای که شاهرگ‌های زندگی آدم‌ها را توی دست‌شان گرفته و بازی‌بازی زیرورویش می‌کنند و گروهی که قلب این بازیگرها را نشانه گرفته‌اند. این کتاب پرونده‌ای است درباره دنیای ما آدم‌ها که در آن شاهنامه و فراری و یهود و ایران و جکوزی می‌شوند تکه‌های پازل آن. ناداستانی درباره اینکه ما که هستیم، اداره‌کننده‌های واقعی دنیا چه کسانی هستند و دعوای امروز آدم‌ها بر سر چیست.

جریان تازه محصولات فرهنگی نوجوان

مجموعه چندجلدی مغناطیس سیاه
محمدرضا نیرومند
مغناطیس سیاه، یک رمان فانتزی شش جلدی است که داستان سه شاهزاده نوجوان را روایت می‌کند که متوجه موضوع مهمی می‌شوند، اینکه حقیقت در سرزمینی که آنها زندگی می‌کنند پشت ابرها پنهان شده و تاریکی همه چیز را احاطه کرده است. آنها تصمیم می‌گیرند تا سفر پرخطر و دور و درازی را شروع کنند؛ پنج نشان نقشه زرین را کسب کنند و چراغدان گمشده‌ای را بیابند که تنها کلید نجات آنها و سرزمین‌شان است. سفری که مسیرش از دل نیروهای خبیث تاریکی می‌گذرد و ممکن است به بهای جانشان تمام شود.

جریان تازه محصولات فرهنگی نوجوان

بولونی
حامد گلناری
بولونی یا همان خمره، ظرفی است که برای درست کردن ترشی یا سرکه از آن استفاده می‌شود. بولونی‌ها جنس سفالی دارند و رایج است که رنگ بدنه‌شان را فیروزه کنند. در بسیاری از خانه‌های قدیمی از این ظرف‌ها وجود داشته و دلیلش تلاش خانواده‌های ایرانی برای تامین بعضی از اقلام خوراکی مانند سرکه و ترشی بوده. در بلاد کفر از بولونی‌ها برای درست کردن نوشیدنی‌هایی که عقل را از سر می‌پراند هم استفاده می‌شود...

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.