۲۵ تیر ۱۴۰۵ - ۰۰:۲۳
کد مطلب: ۲۳٬۸۲۱

رهبر انقلاب در پیام مکتوب خود به مناسبت تشییع و تدفین آقای شهید ایران، به صراحت از خونخواهی و انتقام سخن گفت و انتقام از دشمن را خواست ملی ایرانیان دانست. ایشان تاکید کرد تحقق چنین انتقامی، حتمی و قطعی است و دشمن هیچ راه گریزی از این کابوس بزرگ ندارد. اما محافل روشنفکری و روشنفکران مقاومت ستیز زودتر از آنچه انتظار می‌رفت، حمله به گفتمان خونخواهی و انتقام را آغاز کردند. محمد مالجو، فعال سیاسی چپ‌گرا و منتقد جمهوری اسلامی، پیام اخیر رهبری را نقض دموکراسی و حاکمیت ملی قلمداد کرد!

مطالبه ملی

آگاه: او در یادداشت اخیر خود با عنوان بیانیه‌ای در غیاب مردم، بدون توجه به اینکه اصل مطالبه خونخواهی بر اساس خواست میلیون‌ها ایرانی در بدرقه شکوهمند رهبر شهید انقلاب شکل گرفته، تلاش برای تحقق انتقام را با دموکراسی و حق انتخاب شهروندان مغایر دانست و از رفع انحصار قدرت سیاسی و برپایی دموکراسی به عنوان امری حیاتی یاد کرد. محمد مالجو تقلیل افق سیاسی ملت به خونخواهی و انتقام‌جویی و سلب امکان مداخله آگاهانه و انتخاب گرایانه شهروندان را از پیامدهای اصلی بیانیه اخیر رهبر انقلاب دانست. به زعم مالجو، مطالبه تحقق انتقام، هدایت سرنوشت جمعی ایرانیان به سمت مسیر تقابل‌گرایی مستمر و انتقام‌جویی احساسی و عاطفی است؛ بدون اینکه شهروندان ایرانی نسبت به انتخاب چنین مسیری برای آینده کشور رضایت داشته باشند.

مطالبه ملی

در واقع انگاره مرکزی ذهنیت مالجو این است: رهبر نظام طبق میل و احساسات شخصی خودش تصمیم گرفته کشور را به سمت راه خونخواهی و انتقام هدایت کند و در اتخاذ این تصمیم، به نظر مردم بی‌توجهی کرده و منافع ملی را در نظر نگرفته است. اما درست برخلاف تصور امثال محمد مالجو، مقصود رهبر انقلاب از مطالبه خونخواهی، چیزی جز تامین منافع ملی ایران نیست! با توجه به شرایط فعلی ایران، پیش‌نیاز هرگونه گشایش و بهبود وضعیت در سطوح سیاسی و اقتصادی، تامین امنیت پایدار است. چرا که بدون ثبات و امنیت، پیشبرد هیچ امری ممکن نیست و حتی دستیابی به آزادی و مردم‌سالاری بدون ثبات و امنیت ممکن نخواهد بود. در وضعیت فعلی نیز تامین امنیت پایدار پیش از هر چیز مستلزم تادیب دشمن و سلب جسارت حمله مجدد از نیروی خارجی است. در چنین وضعیتی، خودداری از انتقام به بهانه رفع تنش، تنها بر عمق بحران می‌افزاید و منجر به امنیت‌زدایی پیوسته می‌شود. برای پایان زنجیره ترور و خروج از برزخ امنیتی، باید با قاطعیت از نیروی خارجی انتقام گرفت تا دیگر جسارت تکرار حمله پیدا نکند و فکر از سرگیری دوباره جنگ را برای همیشه از یاد ببرد. خوشبختانه جامعه ایران به خوبی از این ضرورت ملی آگاه است و بی‌صبرانه برای تحقق انتقام و خونخواهی، لحظه‌شماری می‌کند. نباید فراموش کرد که گفتمان انتقام و خونخواهی ابتدا در متن جامعه خلق شد و رشد پیدا کرد و سپس در راس اولویت‌های نظام سیاسی قرار گرفت. رهبر انقلاب با نظر به این مسائل و واقعیت‌ها و فارغ از تعلقات احساسی و عاطفی، حکم خونخواهی و انتقام را صادر کرد تا با این اقدام قاطع، به زنجیره بحران‌آفرین ترور کارگزاران ملی پایان دهد و خطر خلأ قدرت و ناامنی دائمی را دفع کند. واقعیتی که در محافل روشنفکری نادیده گرفته می‌شود. البته ریشه اصلی خطای راهبردی محمد مالجو و دیگر روشنفکران مقاومت‌ستیز در ساده‌انگاری مسئله نظام سلطه و انکار امپریالیسم آمریکایی است. از منظر این جریان، ثبات و امنیت ایران را باید از راهی غیر از راه مقاومت دنبال کرد و از مسیری تعامل‌گرایانه و کم‌هزینه به ثبات و آرامش رسید.
محمد مالجو در جایی گفته بود «نباید از گروهی که می‌خواهد با مقاومت جامعه را به ته دره ببرد و ایران را در معرض زوال تمدنی قرار داده، حمایت کرد.» این سخن مالجو با چالشی اساسی مواجه است: در برابر نظام سلطه‌ای که از استعمار نو و پوشیده عدول کرده و آشکارا از تصمیم خود برای لیبی‌سازی ایران، غارت ثروت ملی، تجزیه و نقض تمامیت ارضی در صورت تسلط بر ایران سخن می‌گوید، راهی جز مقاومت و برخورد قاطعانه وجود ندارد و هر راهی غیر از راه مقاومت، توان حفظ ایران را نخواهد داشت.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.