مرضیه کیان،‌ خبرنگار: حالا که چند شبی از بی‌تابی داغ‌دیدگان می‌گذرد، باد حرم امام رضا (ع)، هنوز سنگین از بوی عطر پیکری است که همین چند روز پیش در رواق دارالذکر آرام گرفت. ملتی که رهبر شهیدش را از دست داده، حالا به سوگ نشسته و چشم‌ها خیره به تصویر مردی است که روزگاری، خود بر پیکر رفیق شهیدش نماز خواند. «در دنیا با حاج قاسم خیلی رفیق بودیم؛ ان‌شاءالله خدا کاری کند که در قیامت هم خیلی رفیق باشیم.» این جمله را رهبر شهید، سال‌ها پیش درباره سردار دل‌ها گفته بود؛ همان رفیقی که او را «رفیق شهید» خطاب کرد، غافل از آنکه خود نیز آسمانی خواهد شد.

رفیق خوشبخت ما

آگاه: وقتی سخن از پیوند میان رهبر شهید و حاج قاسم سلیمانی به میان می‌آید، ذهن‌ها ناخودآگاه به سمت رابطه فرمانده و سرباز یا پدر و فرزند معنوی می‌رود. اما کلمه‌ای که امام شهید خود برگزید، از جنسی دیگر بود: «رفیق». این واژه در نگاه اول ساده به نظر می‌رسد، اما در قاموس انقلاب و جهاد، رفیق کسی است که نه از سر وظیفه اداری که از عمق جان، هم‌مسیر و هم‌درد و هم‌هدف تو باشد؛ کسی که خستگی، گرسنگی و خطر را با تو تقسیم می‌کند و شانه‌هایش، تکیه‌گاه روزهای سخت است. حاج قاسم و رهبر شهید، چنین رفیقی برای یکدیگر بودند. رابطه‌ای که از دل دفاع مقدس جوانه زد، در سوریه و عراق تناور شد و با شهادت هر دو به ثمر نشست. رهبر شهید، خود بارها پرده از عمق این دوستی برداشت. او نه‌تنها حاج قاسم سلیمانی را «نمونه برجسته‌ای از تربیت‌شدگان اسلام و مکتب امام خمینی (ره)» خواند، بلکه او را «قهرمان ملت ایران» دانست و با افتخار گفت: «ایرانی‌ها به خودشان افتخار کنند که مردی از میان آنها، از یک روستای دورافتاده برمی‌خیزد و به چهره درخشان و قهرمان امت اسلامی تبدیل می‌شود.» این توصیف‌ها از زبان یک مقام عالی‌رتبه، چیزی فراتر از تمجید رسمی است؛ حرف‌های یک رفیق است درباره رفیق همیشه همراهش.
همرزم قدیمی‌اش، حجت‌الاسلام علی شیرازی، به‌خوبی این صمیمیت را روایت کرده است: «بارها دیدم که حضرت آقا، حاج قاسم را طور دیگری تحویل می‌گیرد. در حیاط منزل، اول او را در آغوش می‌گرفت و بعد سراغ دیگران می‌آمد.» این در آغوش گرفتن‌ها، آن‌قدر پدرانه و رفیقانه بود که رسانه‌های خارجی، حتی آنها که دل‌ خوشی از جمهوری اسلامی ندارند، زبان به اعتراف گشودند و از «فرزند معنوی» گفتند. اما رهبر شهید، با انتخاب کلمه «رفیق»، نشان داد که این رابطه یک‌طرفه و از بالا به پایین نیست؛ این یک پیمان دوطرفه برادری در راه خداست.

داغدار رفقای شهیدش بود؛ حالا خود نیز به آنها پیوست
جمله‌ای از رهبر شهید، برای همیشه در خاطر تاریخ نشسته: «خوشا به‌حال حاج قاسم که به آرزویش رسید، او شوق شهادت داشت و برای آن اشک می‌ریخت و داغدار رفقای شهیدش بود.» این جمله، عصاره نگاه حاج قاسم به شهادت را روایت می‌کند و همزمان، طرف دیگر سکه رفاقت را نشان می‌دهد؛ رفیقی که بی‌صبرانه در آرزوی پیوستن به هم‌سنگران پرکشیده‌اش بود و رهبرش، این اشتیاق را با واژه «داغدار» به تصویر می‌کشد. اما تراژدی تاریخ این بود که رهبر، خود روزی به صف همان رفقای شهیدی بپیوندد که حاج قاسم داغدارشان بود.روز تشییع حاج قاسم، چشم‌های ملت شاهد صحنه‌ای ماندگار شد؛ رهبر انقلاب بر پیکر رفیقش نماز گزارد و اشک‌هایی ریخت که تلخی یک دل‌شکستگی عمیق را فریاد می‌زد. خودش بعدها فرمود: «در میدان روبه‌روی جنگ با او مواجه نشدند، دولت آمریکا دزدانه و بزدلانه او را ترور کرد؛ این کار مایه روسیاهی آمریکا شد!» آن اشک‌ها فقط عزای یک فرمانده نبود؛ گریه یک دوست دیرینه بود که ناگهان نیمی از روحش را از دست داد. در همان روزها، رهبر شهید، این گونه حاج قاسم را ستود: «او همه عمر خود را به جهاد در راه خدا گذرانید. شهادت پاداش تلاش بی‌وقفه او در همه این سالیان بود.» و سپس اعترافی شخصی کرد: «بنده قلبا و زبانا او را تحسین می‌کردم اما امروز... در مقابل آنچه او سرمنشأ آن شد، من تعظیم می‌کنم.» این تعظیم، دیگر بیشتر به قامت خمیده یک رفیق در برابر رفیقش شبیه بود. حالا که رهبر خود به آرزوی شهادت رسیده، آن جمله معروفش «ما شهید زیاد داریم اما شهیدی که به دست خبیث‌ترین انسان‌های عالم یعنی خود آمریکایی‌ها به شهادت برسد، چنین شهیدی غیر از حاج قاسم من کس دیگری را یادم نمی‌آید» برای همیشه در گوش زمانه می‌پیچد. و اکنون، ما شهیدان زیادی داریم که همگی به دست خبیث‌ترین دشمنان بشریت به شهادت رسیده‌اند و دو تن از این شهیدان دو رفیق، دو هم‌سنگر، دو روح بی‌قرار در آغوش ابدیت هستند.

رفیق‌تر از فرمانده؛ رفاقتی که سلسله‌مراتب را شکست
در روابط نظامی و سیاسی، مرزهای سفت و سختی میان بالادست و زیردست وجود دارد. اما میان رهبر شهید و حاج قاسم، این مرزها بارها و بارها شکسته شد. شاید هیچ‌کس بهتر از خود حاج قاسم این حقیقت را بیان نکرده باشد: «من از آقا چیزهایی دیده‌ام که نمی‌توانم پشت سر ایشان حرکت نکنم.» این جمله، همه ماجرا را توضیح می‌دهد. او نه فقط یک سرباز مطیع، بلکه یک رفیق مجذوب بود که زیبایی‌های معنوی رهبرش را دیده و دل در گرو او نهاده بود. در وصیت‌نامه‌اش نیز با احترامی عاشقانه نوشت: «خامنه‌ای عزیز که جانم فدای جان او باد» و رهبری را «حکیم امروز اسلام» خواند. اینها کلام یک رفیق است، نه فقط یک کارمند.
از آن‌سو، رهبر نیز با او چنان رفتار می‌کرد که گویی با یک هم‌تراز روحی روبه‌روست. یک بار در دیدار با مردم قم، پس از شهادت حاج قاسم، تعبیری به کار برد که کمتر رهبری درباره یکی از فرماندهانش به کار می‌برد: «این رفیق خوب و عزیز ما و شجاع ما و خوشبخت ما که رفت به ملکوت اعلی پیوست.» تکرار کلمه «ما» نشان می‌دهد که رهبر خود را جزئی از یک «ما»ی عاطفی و رفاقتی می‌دانست. اینجا دیگر سخن از نسبت سازمانی نیست؛ رهبر یک ملت، فروتنانه خود را همدل و همراه سربازش می‌نامد و او را «رفیق خوشبخت» خطاب می‌کند. این رفاقت، حاصل سال‌ها جهاد مشترک و اشک‌های شبانه و شوخی‌های نیمه‌شب و برنامه‌ریزی‌های بی‌پایان در اتاق‌های بی‌پنجره قرارگاه‌ها بود. حجت‌الاسلام شیرازی خاطره‌ای تکان‌دهنده از حاج قاسم نقل می‌کند: «از حاج قاسم پرسیدم فلان مسئول را چقدر قبول داری؟ گفت من هیچ‌کس را با آقا معامله نمی‌کنم، فاصله آن فلان مسئول با آقا از زمین تا آسمان است. من از آقا چیزهایی دیده‌ام که نمی‌توانم پشت سر ایشان حرکت نکنم.» این جمله «نمی‌توانم» ابزاری یا سیاسی نیست؛ یک ضرورت قلبی است. درست به همین دلیل، رهبر شهید نیز در میان همه فرماندهان و مسئولان، حاج قاسم را «رفیق» خطاب می‌کرد؛ رفیقی که در میدان، بی‌واهمه، شانه‌به‌شانه‌ات می‌ایستد و بیرون میدان، شریک غم‌ها و شادی‌هایت می‌شود.

آن اشک‌های مشترک؛ زبان بی‌زبانی رفاقت
در جلسه‌ای خصوصی که تصاویرش بعدها منتشر شد، رهبر شهید در حال سخن گفتن از دشمنان و ضرورت ایستادگی است. تاکید می‌کند: «تا جان و توان دارم، نخواهم گذاشت خائنان وادارمان کنند به تسلیم.» و ناگهان دوربین، صورت حاج قاسم را نشان می‌دهد که بی‌اختیار اشک می‌ریزد. این اشک‌ها فقط احساسات یک سرباز نبود؛ واکنش یک رفیق بود که قامت بلند رهبرش را در برابر طوفان‌ها می‌بیند و دلش از غیرت و محبت می‌لرزد. رهبر شهید نیز در تشییع پیکر همان رفیق، بی‌تابانه گریست؛ اشکی که می‌گفت «من هم داغدار رفقای شهیدم هستم.» این اشک‌های متقابل، نشان از پیوندی دارد که از مدارک و سلسله‌مراتب فراتر رفته است. رهبر شهید درباره این روحیه می‌گفت: «حاج قاسم صد بار در معرض شهادت قرار گرفته بود... در راه خدا و انجام وظیفه و جهاد فی‌سبیل‌الله از هیچ چیز پروا نداشت.» و این پروا نداشتن، چیزی بود که رهبر را به وجد می‌آورد. برای یک رفیق حقیقی، هیچ لذتی بالاتر از این نیست که ببیند همراهش شجاعانه به دل خطر می‌زند. از این‌رو بود که رهبر با افتخار می‌فرمود: «این شجاعت و تدبیر توأمان، فقط در میدان نظامی هم نبود، در میدان سیاست هم همین جور بود.»

رفاقتی که به مکتب تبدیل شد
پس از شهادت حاج قاسم، رهبر شهید توصیه‌ای تاریخی کرد: «سردار شهید عزیز را با چشم یک مکتب، یک راه، یک مدرسه درس‌آموز نگاه کنیم.» این جمله، حاج قاسم را از یک شخص به یک جریان فکری و معنوی ارتقا داد. اما نکته شگفت‌انگیز این است که این مکتب، خود از دل رفاقت با ولایت زاده شد. حاج قاسم در سایه اعتماد و حمایت رهبرش بود که توانست قهرمان امت اسلامی شود، تروریسم را شکست دهد و نقشه‌های آمریکا را خنثی کند. او خود گفته بود: «من سرباز صفر دفاع از این ملت هستم.» اما رهبرش، او را از یک سرباز صفر، به یک رفیق کامل ارتقا داد.

دو پیکر، یک حرم؛ تجسم ابدی یک رفاقت
سال‌ها پیش، پیکر حاج قاسم، پیش از آنکه در گلزار شهدای کرمان آرام گیرد، بر دوش عاشقان در صحن‌های حرم امام رضا (ع) طواف داده شد. او که در زندگی بارها خود را به آن آستان رسانده بود، در آخرین وداع نیز مهمان حریم رضوی شد و اینک، رهبر شهیدش نیز برای همیشه در همان حریم – در رواق دارالذکر، کنار ضریح مطهر – آرام گرفته است. گویی مشهد مقدس از ازل مقرر شده بود تا منزلگاه دو دوست باشد؛ یکی مهمان چندساعته و دیگری همسایه ابدی.  امروز، در حالی که چند روزی از تشییع پیکر رهبر گذشته، زائرانی که به حرم می‌آیند، تنها یک قبر را زیارت نمی‌کنند؛ زیارت خاطره دو شهیدی است که رفاقتشان از آن حوالی می‌گذشت. در میان انبوه جمعیت سوگوار، هنوز می‌توان صدای خنده‌های قدیمی آن دو را در ذهن شنید؛ روزهایی که با هم نقشه‌های بزرگ می‌کشیدند و شب‌هایی که بی‌خبر از همه، در اتاقی ساده به تبادل نگاه‌های پرمعنا بسنده می‌کردند. رهبر شهید گفته بود: «شهادت او، زنده بودن انقلاب در کشور ما را به رخ همه دنیا کشید.» و حالا شهادت خود او نیز همان پیام را با صدایی رساتر به دنیا مخابره می‌کند.

برای رفیقی که شفاعت می‌کند
در میان تمام خاطره‌ها و نقل‌قول‌ها، یک جمله رهبر شهید هست که بغض هر شنونده‌ای را می‌شکند: «حاج قاسم از آنهایی است که شفاعت می‌کند.» این جمله را سال‌ها پیش، در جمعی خصوصی در کرمان گفت، آن‌گاه که مادر شهیدی از رهبر خواست شفیع محشرش باشد و رهبر، انگشت اشاره را به سمت همان رفیق همیشه حاضر گرفت. امروز اما، هر دو در جایگاهی ایستاده‌اند که شفاعت می‌کنند؛ دو رفیق به هم پیوسته در بهشت رضوان، روبه‌روی خدای خویش، شفیع ملت‌هایی که دوست‌شان داشتند و برایشان جان دادند.
امروز که چند روزی از تشییع پیکر رهبر می‌گذرد، ملت ایران، باز هم در ماتمکده‌ای ایستاده که یک‌طرفش کرمان است و یک‌طرفش مشهد. داغ‌ها تازه است و چشم‌ها بارانی. اما در این میان، آنچه دل‌ها را آرام می‌کند، خاطره دو رفیقی است که به هم رسیدند و حالا از فراز آسمان‌ها، لبخندزنان نظاره‌گر ملت‌شان هستند. بعضی رفاقت‌ها را نمی‌شود با زمان سنجید و با مرگ پایان داد. رفاقت رهبر شهید و حاج قاسم، از آن جنس رفاقت‌هاست که از «رفیق خوشبخت» به «رفیقان خوشبخت» رسید و جاودانه شد.
 

تجسم مکتوب از برادری جاودانه

چند سال پیش، وقتی غبار غم شهادت حاج قاسم خیلی تازه بود، کتابی به بازار نشر آمد که نامش را از سخنان رهبر شهید وام گرفته بود: «رفیق خوشبخت ما». عنوان کتاب، دقیقا از تعبیر معروف رهبر در دیدار با مردم قم برگرفته شده است؛ آنجا که فرمود: «این رفیق خوب و عزیز ما و شجاع ما و خوشبخت ما که رفت به ملکوت اعلی پیوست...» کتاب، تنها یک زندگینامه خشک و رسمی نیست؛ ترکیبی از خاطرات دست اول، گزیده‌های وصیت‌نامه، مراحل سیر و سلوک عارفانه شهید و تحلیل‌هایی از دبیرکل حزب‌الله لبنان، سید حسن نصرالله، درباره مکتب سلیمانی است.
یکی از ویژگی‌های متفاوت «رفیق خوشبخت ما»، استفاده از فناوری واقعیت افزوده و QR گرافی است که مخاطب را به ویدئوها و محتواهای غنی دیجیتال متصل می‌کند؛ از تصاویر دیده‌نشده سردار تا روضه‌های خانگی‌اش در عصرهای جمعه. فصل‌هایی چون «زندگی‌نامه» و «مالک اشترهای تاریخ در قرآن» و «حاج قاسم در کلام رهبر حکیم انقلاب» نشان می‌دهد که کتاب، تلاشی برای جمع ‌آوردن همه آن چیزهایی است که یک دوست واقعی باید درباره دوست رفته‌اش بداند. حالا که رهبر خود نیز به شهیدان پیوسته، این کتاب برای نسل امروز و فردا، گواهی‌نامه‌ای از یک رفاقت تمام‌عیار تاریخی است؛ رفاقتی که از کوچه‌های کرمان شروع شد و به قیامت رسید. نسخه دیجیتال این اثر نیز در پایگاه‌های معتبر قابل دریافت است.
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.