۳۱ تیر ۱۴۰۵ - ۲۲:۵۸
کد مطلب: ۲۴٬۰۱۴
تاب‌آوری، تجلی توکل در میدان نبرد روایت‌ها

آگاه: در جغرافیای پرتلاطم امروز، «تاب‌آوری» دیگر صرفا یک اصطلاح تخصصی در متون روان‌شناختی یا مهندسی نیست؛ بلکه در لایه‌های عمیق‌تر، یک «موضع الهیاتی» و یک «سرمایه اعتقادی» است. اگر از منظر مادی به تاب‌آوری بنگریم، آن را توانایی بازگشت به وضعیت پیش از بحران می‌بینیم، اما در اندیشه اسلامی، تاب‌آوری یعنی «تعالی در دل بحران». رهبر شهید انقلاب (قدس‌الله نفسه‌الزکیه) با تفکیک دقیق میان «پدید آمدن» و «استمرار»، ما را به این حقیقت رهنمون شدند که اگر پدید آمدن نظام اسلامی محصول یک «فیض الهی» و تکانه‌ای انقلابی بود، استمرار آن در گرو «صبر استراتژیک» و تاب‌آوری ملی است. تاب‌آوری در اینجا، یعنی تبدیل «سختی» به «نردبانی برای رشد و تعالی»؛ جایی که فشار دشمن نه عامل فروپاشی، بلکه کاتالیزوری برای صیقل خوردن اراده ملت باشد. در واقع، پدید آمدن یک معجزه بود، اما استمرار، یک مجاهده مستمر است که تنها با تاب‌آوری ممکن می‌شود.

تاب‌آوری، تجلی توکل در میدان نبرد روایت‌ها
در عصر جنگ ترکیبی و شناختی، هدف دشمن دیگر تنها تصرف خاک یا تخریب زیرساخت‌ها نیست، بلکه هدف نهایی، «تصرف روح» و فروپاشاندن اراده است. جنگ شناختی امروز، بر محور «یأس» می‌چرخد تا با پمپاژ احساس شکست، «روایت فتح» را در ذهن‌ها جایگزین روایت شکست کند. در این میان، تاب‌آوری ملی، تنها راه مقابله با این اراده است؛ تاب‌آوری ملی، هم به عنوان یک «استراتژی» (طرح بلندمدت برای بقا) و هم به عنوان یک «تاکتیک» (پاسخ سریع به ضربات لحظه‌ای) عمل می‌کند. باید دانست که تفاوت بنیادین میان «صبر منفعل» و «تاب‌آوری فعال» در همین‌جاست؛ صبر منفعل، پذیرشی تسلیمی در برابر رنج است که منجر به فرسودگی و پذیرش شکست می‌شود، اما تاب‌آوری، «ایستادگی پویا» است. تاب‌آوری یعنی در عین پذیرش رنج، اراده‌ای فعال داشته باشیم که از دل همان خاکستر بحران، ققنوسی از امید و قدرت بیرون بکشد. بنابراین، هر کس تاب‌آوری را در تکیه بر قدرت‌های دنیوی بجوید، ذلیل خواهد شد و هر کس آن را در توکل بر الهی بجوید، به فتح می‌رسد.
تحقق این راهبرد، نیازمند یک «میثاق دوسویه» و هم‌افزایی میان مردم و مسئولین است. در ساحت مردم، تاب‌آوری در قالب «انسجام اجتماعی» و «همبستگی ایمانی» تجلی می‌یابد. هر گسستی در پیوندهای اجتماعی، در واقع یک «رخنه امنیتی» است که تاب‌آوری ملی را کاهش می‌دهد. وظیفه مردم در این ساحت، تقویت شبکه‌های حمایتی و تبدیل شدن به «سدی از ایمان» است تا روایت‌های یأس، نتواند به کانون‌های خانواده و جامعه نفوذ کند. در مقابل، مسئولین باید بدانند که «مدیریت شفاف» و «پرهیز از خطاهای محاسباتی»، در واقع بخشی از تکالیف شرعی و راهبردی آنهاست. هر خطای محاسباتی در سطح مدیریت، هزینه‌ای سنگین بر تاب‌آوری مردم تحمیل می‌کند. درایت رهبری انقلاب در این نقطه، نقش «قطب‌نما» را دارد تا توازن میان فشارهای بیرونی و توانمندی‌های داخلی حفظ و جامعه از «فرسودگی» به «پایداری» منتقل شود.
از منظر عملیاتی، تاب‌آوری نباید در کلی‌گویی‌های شعاری محصور شود. در سطح نهادی، باید «تاب‌آوری سازمانی» جایگزین ساختارهای صلب و سنتی شود؛ یعنی طراحی سیستم‌هایی که در مواجهه با ضربات دشمن، به‌جای فلج شدن، «منعطف» شوند و مسیرهای جایگزین را فعال کنند. این امر مستلزم گذار از مدیریت سنتی به «مدیریت مبتنی بر داده» و «آینده‌پژوهی الهیاتی» است تا هر ضربه دشمن، طبق یک سناریوی پیش‌بینی‌شده، به فرصتی برای بازسازی تبدیل شود. مدیریت بهینه منابع و طراحی الگوی راهبردی برای سنجش تاب‌آوری در هر لحظه، به مسئولین اجازه می‌دهد تا پیش از وقوع بحران، لایه‌های حفاظتی را فعال کنند. در این زنجیره، رسانه‌ها نقش «ترموستات تنظیم هیجانات جمعی» را دارند. رسانه جبهه مؤمنین، رسانه‌ای است که «روایت فتح» را نه با خوش‌بینی ساده‌انگارانه، بلکه با تکیه بر «وعده‌های الهی» منتشر کند. خطرناک‌ترین ضربه به تاب‌آوری ملی، زمانی است که رسانه‌ها با ترویج «روایت ضعف» (به جای روایت مظلومیت)، ادراک جمعی را به سوی شکست سوق دهند. ما باید بدانیم که «مظلومیت» منبع قدرت و استغاثه است، اما «ضعف» باب تسلیم و شکست است. ضرورت ارتقای «سواد امنیت رسانه‌ای» برای این است که هر شهروند بتواند تفاوت میان «رنج تعالی‌بخش» و «رنج تخریبی» را تشخیص دهد و در برابر پمپاژ یأس، مقاوم باشد.
لذا تاب‌آوری ملی یک «جهاد» است. دشمن کید خود را بر دو نقطه متمرکز کرده است: «ایجاد یأس در مردم» و «خطا در محاسبات مسئولین». بنابراین، هر اقدامی که منجر به تقویت امید در جامعه و دقت در تصمیم‌گیری در سطوح مدیریتی شود، در واقع یک «عبادت» و یک «اقدام امنیتی-راهبردی» است. تاب‌آوری ملی زمانی به کمال می‌رسد که «امید به آینده» نه به عنوان یک توهم یا شعار، بلکه به عنوان یک «واقعیت استراتژیک و الهی» در رگ‌های جامعه جریان یابد. این راهبرد عبور از بحران‌ها است؛ اینکه بدانیم در سایه توکل، هر ضربه‌ای که به ما وارد شود، ما را نه به زمین، بلکه به آسمان نزدیک‌تر می‌کند و هر فشار، ما را برای پرواز به سوی فتح آماده می‌سازد. تاب‌آوری ملی زمانی به کمال می‌رسد که «امید به آینده» نه به عنوان یک شعار، بلکه به عنوان یک «واقعیت استراتژیک» در رگ‌های جامعه جریان یابد و ملت ایران را به جای تسلیم، به سوی «حیات طیبه» و استمرار نظام اسلامی سوق دهد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.