آگاه: تجربه تاریخی ملت ایران نشان داده است که بحرانها، باوجود تمام تلخیها و هزینههای گزاف، همواره زهدان تحولات بزرگ و بازتعریف اراده ملی بودهاند. ما امروز در میانه کارزاری ایستادهایم که اگرچه بوی باروت و غرش پهپادها در آن به گوش میرسد، اما قلب تپنده آن در شریانهای اقتصادی و سفرههای مردم میتپد. جنگ ۴۰ روزه و پیامدهای پس از آن، در کنار ساحت نظامی، سرفصلی نوین در بازخوانی راهبردی مفهوم «تابآوری اقتصادی» گشود. مدتها تصور میشد تابآوری یعنی ساختن سپری که ضربات تحریم و محاصره را تحمل کند و تنها هنر ما این باشد که زیر بار فشار، فریاد برنیاوریم. این نگاه انفعالی که گویی برنده را کسی میداند که دیرتر از پای درآید، اکنون در حال رنگ باختن است. ایران امروز، به جای تمرکز بر «دوام آوردن»، در پی «بنا کردن» است. پیریزی نظمی نوین که در آن، جغرافیا و اقتصاد از انگاره نقاط ضعف فاصله گرفته و در قامت ابزارهای حاکمیت و پیشروی ظاهر میشوند.
عبور از لاک دفاعی
تابآوری در معنای اصیل و تکاملیافتهاش، فرسنگها با تحمل درد فاصله دارد. آنچه امروز از کلام رهبر انقلاب و منطق حاکم بر میدان استنباط میشود، گذار از «مقاومت واکنشی» به «تحول کنشی» است. در این ساحت جدید، تنگه هرمز و مسیرهای ترانزیتی منطقه، از تعریف سنتی گلوگاههای جغرافیایی عبور کرده و در جایگاه کلیدهای بازطراحی نظم مالی و امنیتی به دست ایرانیان نشستهاند. پیروزی قطعی که از آن سخن به میان میآید، زمانی محقق میشود که ما از انفعال ناشی از محاصره خارج و خود به معمار مناسبات جدید بدل شویم. چنین دیدگاهی، تابآوری را از معنای محدود یک ایستگاه خارج کرده و به مثابه راهبردی برای ورود به دنیایی تازه بازتعریف میکند. جهانی که در آن، ایران هویت بازیگر تحت فشار را پشت سر گذاشته و در مقام قطب تعیینکننده در معادلات انرژی و ترانزیت شناخته میشود.
جغرافیای نوپدید تجارت
برای آنکه این نگاه فعالانه به ثمره بنشیند، نخستین گام، جابهجایی آگاهانه در مبادی تامین کالا است. وابستگی ۷۰ درصدی سفره مردم به بنادر خلیج فارس، در شرایطی که تهدیدات دریایی افزایش یافته، نوعی ناپایداری راهبردی است. بازگشت به سمت شمال و احیای مسیرهای زمینی، اقدامی در تراز یک مانور تمدنی است که لایههای ساده لجستیکی را پشت سر میگذارد. دریای خزر و مرزهای زمینی با همسایگان، پناهگاههای امنی هستند که میتوانند جریان کالاهای اساسی را از گزند نوسانات امنیتی جنوب مصون بدارند. از سوی دیگر، گره زدن امنیت انرژی چین به صادرات نفت ایران از طریق ناوگان خود آنها، بازی را به نفع ما تغییر میدهد. وقتی محاصره ایران به معنای به خطر افتادن شریانهای حیاتی دومین اقتصاد بزرگ جهان باشد، مقاومت ما پشتوانهای بینالمللی و گریزناپذیر پیدا میکند.
دیپلماسی لولهها و جادهها
در شرق، پاکستان با ظرفیت واردات روزانه ۵۰۰ هزار بشکه مایعات نفتی، فرصتی بینظیر برای دور زدن محدودیتهای فعلی است. خط لوله گوره-جاسک، که شاهکار مهندسی ایرانی است، نباید تنها در نقش یک طرح پدافندی باقی بماند. پیوند زدن جاسک به گوادر و سرازیر کردن نفت ایران به قلب پاکستان، میتواند امنیت اقتصادی دو کشور را به هم بدوزد. همچنین، اگرچه سخن گفتن از ترانزیت زمینی نفت به هند و چین در نگاه نخست دشوار و زمانبر مینماید، اما در تلاطمهای بزرگ و قیمتهای بالای انرژی، این مسیرها نه تنها اقتصادی، که واجد ارزش تمدنی هستند. ساختن این جادههای انرژی، شاید سالها به درازا بکشد، اما پایههای نظم نوین ایرانی را در زمین سخت واقعیت فرو میکند.
تأمل در توازن میان سیاستگذاری و معیشت
در تحلیل وضع موجود، تقلیل دادن تمام چالشهای اقتصادی به متغیرهای برونمرزی و تنشهای نظامی، تصویری ناقص از واقعیت ارائه میدهد. اگرچه فشارهای بینالمللی هزینههای غیرقابل انکاری بر بدنه اقتصاد تحمیل کرده است، اما بخش قابل توجهی از تلاطمهای معیشتی، ریشه در زمانسنجی سیاستهایی دارد که پیش از وقوع درگیریهای اخیر اتخاذ شده بودند. برای نمونه، تغییر نرخ ارز ترجیحی بدون طراحی سازوکارهای جبرانی دقیق و تامین منابع آن، لایههایی از تورم را فعال کرد که آثار آن در شاخصهای پایان سال ۱۴۰۴ و ماههای پس از سال ۱۴۰۵ به وضوح نمایان گشت. در چنین شرایطی، ارجاع تمام نابسامانیها به «جنگ»، میتواند مانع از ریشهیابی دقیق خطاهای محاسباتی و اصلاح ساختارهای تصمیمساز شود. اقتصاد ملی بیش از هر چیز، نیازمند واقعگرایی در اجرا و پرهیز از آزمون و خطا در معیشت عمومی است.
پایداری بازار در تلاطم روانی
ثبات قیمت کالاهای پایه مانند فولاد و محصولات پتروشیمی در زمانهای که انبارها از ذخایر کافی برخوردارند، سنجهای برای ارزیابی کارآمدی نظارت دولتی است. شکاف قیمتی میان نرخ پایه بورس و بازار آزاد، که در مواردی نظیر ورقهای فولادی به نفع واسطهها تمام میشود، نشاندهنده گسست در زنجیره توزیع است. این ناهماهنگی، فراتر از فشارهای خارجی، ناشی از بهرهجویی جریانهای غیرمولد از فضای روانی حاکم بر جامعه است. در دوران حساس، مسئولیت نهادهای اجرایی از سطح پایش و گزارشدهی عبور کرده و به مدیریت فعالانه و مداخله هوشمندانه در بازار ارتقا مییابد. صیانت از آرامش بازار، ماموریتی راهبردی است که سستی در آن، هزینههای اقتصادی ناشی از فشار خارجی را دوچندان میکند.
میراث تدبیر در سالهای آتش
بازخوانی تجربه مدیریت اقتصادی در سالهای دفاع مقدس، لزوم انسجام نهادی و تمرکز بر عدالت توزیعی را بیش از پیش یادآور میشود. در آن مقطع تاریخی، بهرغم محدودیتهای شدید ارزی و محاصره همهجانبه، اولویتبندی دقیق منابع و صیانت از سبد مصرفی خانوار، مانع فروپاشی سرمایه اجتماعی شد. امروز نیز چالشهایی نظیر ناترازیهای بانکی و نابرابری در دسترسی به فرصتهای اقتصادی، نقاطی هستند که تابآوری ملی را با مخاطره روبهرو میکنند. برای عبور موفق از پیچیدگیهای فعلی، بازگشت به منطق مدیریت متمرکز منابع و تقویت رویکردهای حمایتی، ضرورتی است که میتواند ثبات را به حکمرانی اقتصادی بازگرداند و پیوند میان دولت و ملت را در برابر فشارهای خارجی مستحکم سازد.
ضرورت فرماندهی واحد اقتصادی
اقتصاد ایران در شرایط فعلی، تاب تصمیمگیریهای پراکنده و تضاد آرای دستگاههای اجرایی را ندارد. ثبات اقتصادی، پیششرط پایداری ملی است. تا زمانی که با فساد سازمانیافته برخورد نشود و دست گروههای قدرتمندی که هم نفوذ سیاسی و هم قدرت اقتصادی دارند از شریانهای حیاتی کوتاه نگردد، هیچ دولتی موفق نخواهد شد. ما به یک فرماندهی متمرکز نیاز داریم که بدون ملاحظات جناحی، منابع ارزی را صرفا به نیازهای واقعی و تولید فناورانه اختصاص دهد. همانگونه که در میدان نبرد، فرماندهی واحد رمز پیروزی است، در جنگ اقتصادی نیز باید از هزینهکرد منابع برای مصارف غیرضروری جلوگیری کرد و فضا را برای سوداگران ناامن ساخت.
برآمدن از خاکستر بحران
در نهایت، باید پذیرفت که این جنگ، باوجود تمام آسیبهایش، فرصتی برای «عدو شود سبب خیر» فراهم آورده است. اکنون زمان آن است که از صنایع کهنه، خامفروشی پتروشیمی و تمرکز بیش از حد بر محصولات سنتی تا جای ممکن خداحافظی کنیم. نوسازی کشور با فناوریهای جدید و توزیع عادلانه منابع در پهنه جغرافیا، میتواند ایران را به قدرتی نوظهور در منطقه بدل کند. مردم ایران نشان دادهاند که در سختیها صبور و نجیب هستند، اما این نجابت نباید دستاویزی برای کوتاهی مسئولان باشد. اگر مقاومت با طرحی هوشمندانه، مدیریتی قاطع و صداقتی تمامعیار همراه شود، نه تنها از این پیچ تاریخی عبور خواهیم کرد، بلکه نظمی را پی خواهیم ریخت که در آن، شکوه ایران با رفاه و عدالت برای تمام ایرانیان گره خواهد خورد. پیروزی ما، در گرو تبدیل کردن هر تهدید به خشتی برای بنای تمدن نوین ایرانی است.
نظر شما