آگاه: در روزگار جنگ ترکیبی، یکی از اصلیترین هدفها افق آینده ملتهاست. دشمن میکوشد پیش از آنکه زیرساختها را از کار بیندازد، امید را از کار بیندازد؛ زیرا ملتی که فردا را از دست بدهد، امروز را هم تاب نخواهد آورد. از همینجاست که امید به آینده، از یک احساس شخصی فراتر میرود و به سپری حیاتی برای بقا و پیشرفت تبدیل میشود؛ چیزی شبیه یک گنبد آهنین نامرئی و مستحکم بر فراز جان جمعی یک ملت.
تابآوری ملی، توان ماندن در میانه بحران، حفظ انسجام در شرایط فرسایش و ادامه دادن مسیر در زمانی است که همهچیز برای متوقف کردن یک ملت بسیج شده است. جامعه تابآور، جامعهای نیست که درد نکشد؛ جامعهای است که درد، قدرت تشخیص و حرکت را از او نگیرد. اینجاست که امید نقش خود را نشان میدهد. امید، نیرویی است که صبر را از انفعال جدا میکند و به آن جهت میبخشد. امام شهید، حضرت آیتالله خامنهای (ره) در بیانیه «گام دوم انقلاب» خطاب به ملت ایران فرمودهاند: «نخستین توصیه من امید و نگاه خوشبینانه به آینده است». این توصیه، یک توصیه اخلاقی ساده نیست؛ اصلی راهبردی برای حرکت جمعی و رشد جامعه است.
اگر تابآوری را توان عبور از بحران بدانیم، امید سوخت این عبور است. هیچ جامعهای صرفا با تکیه بر ذخایر مادی از تنگناها نمیگذرد. کشورها زمانی دوام میآورند که مردمشان هنوز باور داشته باشند، آینده قابل ساختن است. رهبر انقلاب در همان بیانیه گام دوم، این حقیقت را با زبانی روشنتر بیان میکنند: «در خود و دیگران نهال امید به آینده را پرورش دهید. ترس و نومیدی را از خود و دیگران برانید. این نخستین و ریشهایترین جهاد شما است.» وقتی از زبان چنین بزرگمردی، امیدآفرینی «جهاد» نامیده میشود، دیگر با یک حالت روانی شخصی طرف نیستیم؛ با یک مسئولیت تمدنی روبهرو هستیم؛ یعنی حفظ امید، بخشی از میدان مبارزه است؛ همانقدر واقعی و تعیینکننده که حفظ امنیت، حفظ تولید یا حفظ انسجام اجتماعی.
دقیقا به همین دلیل، در جنگ شناختی، دشمن بیش از هر چیز روی تخریب امید متمرکز میشود. او در کنار ایجاد تنگناهای اقتصادی و معیشتی برای مردم، تلاش میکند آنان را به این نتیجه برساند که سختی پایانپذیر نیست، اصلاح بیفایده است و آینده چیزی جز تکرار همین تنگناها نخواهد بود. این القای بنبست، خطرناکتر از خود بحران است؛ زیرا ناامیدی، ذهن جامعه را فلج میکند. از همین منظر است که رهبر شهید انقلاب تصریح کردهاند: «دشمن از همه توان دارد استفاده میکند برای القای ناامیدی، برای القای بنبست. دشمن روی امید ملت ایران متمرکز است. این امکانات گستردهای که دشمن به کار گرفته، این رسانهها، این ماهوارهها، این فضای مجازی عجیب و غریب، این تلویزیونهای مزدور مأجور، همه اینها برای این است که این امید را در مردم بکشند». این نکته، امید را از حوزه عواطف بیرون میآورد و آن را در متن معادلات پیشرفت و بازدارندگی قرار میدهد.
امید وقتی میتواند نقش گنبد آهنین ملت را بازی کند که از جنس واقعیت باشد، نه از جنس آرزوهای دور و دراز. امید کاذب، با اولین تکانه فرو میریزد؛ اما امید متکی به واقعیت، در دل دشواری هم ماندگار میماند. برای همین است که امید را نمیتوان صرفا با شعار و سخنرانی تولید کرد. مردم زمانی به آینده امیدوار میشوند که در متن زندگی خود نشانههایی از صداقت، عقلانیت، کارآمدی و امکان اصلاح ببینند. هر جا مسئولی مسئله را درست بفهمد، شفاف سخن بگوید، خطا را پنهان نکند و برای عبور از بحران تصمیمی سنجیده بگیرد، در واقع یک لایه به این گنبد آهنین افزوده است. تابآوری ملی، به همان اندازه که به صبر مردم نیاز دارد، به سلامت محاسبات و تدبیر مسئولان هم وابسته است.
در این میان، رسانهها جایگاه حساسی دارند. رسانه فقط انتقالدهنده خبر نیست؛ رسانه تنظیمکننده ادراک عمومی جامعه از آینده است. اگر رسانهای، آگاهانه یا ناآگاهانه، مدام افق نگاه جامعه را در قاب بنبست، تحقیر، تنگنا و ناامیدی نگه دارد، عملا در حال تضعیف همین سپر دفاعی است. در مقابل، رسانه مسئول نه بحران را انکار میکند و نه آن را به سرنوشت محتوم تبدیل میسازد. او دشواری را میبیند، اما امکان را هم روایت میکند؛ تلخی را میگوید، اما راهحل را هم از چشم مردم پنهان نمیکند. امید، در این معنا، محصول پنهانکاری نیست؛ محصول روایت درست، متوازن و مسئولانه از واقعیت است.
با این همه «امیدآفرینی» وظیفه انحصاری حاکمیت و رسانه نیست. یک ملت، امید را در خانهها، مدرسهها، مسجدها، هیاتها، دانشگاهها و گفتوگوهای روزمره خود میسازد یا ویران میکند. وقتی جامعه مدام ناامیدی را بازنشر میکند، کمکم توان روانی خود را از دست میدهد. در مقابل، وقتی جامعه در دل سختی، هنوز به همدلی، مشارکت، تلاش و اصلاح میاندیشد، در حقیقت از ستونهای درونی تابآوری خود محافظت میکند. امید، بیش از آنکه یک واژه باشد، یک خلقوخوی جمعی است؛ خلقوخویی که به مردم میگوید هنوز میشود برخاست، هنوز میشود ساخت و هنوز آینده روشن است.
امید به آینده گنبد آهنین ملت است؛ سپری نامرئی اما واقعی که اجازه نمیدهد فشارهای اقتصادی، جنگ رسانهای، خطاهای محاسباتی و عملیات روانی، اراده ملی را از پا بیندازد. ملتی که هنوز میتواند آینده را تصور کند، هنوز از درون زنده است. ممکن است آسیب ببیند، ممکن است خسته شود، ممکن است روزهای سختی را پشت سر بگذارد، اما فرو نمیریزد؛ زیرا چیزی در اعماق جان جمعیاش باقیمانده که او را سر پا نگه میدارد: ما افق آینده را در برابر ملت خود و جهان اسلام، روشن میبینیم.
۳۱ تیر ۱۴۰۵ - ۲۳:۵۷
کد مطلب: ۲۴٬۰۲۱
بعضی حملهها صدای انفجار ندارند. نه آژیری به صدا درمیآید، نه دودی از جایی بلند میشود، نه ساختمانی فرو میریزد؛ اما چیزی در عمق جان یک جامعه هدف قرار میگیرد که اگر ترک بردارد، ترمیمش از بازسازی هر پل، جاده و تاسیساتی دشوارتر است.
نظر شما