۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۰:۰۰
کد مطلب: ۲۴٬۰۲۲

راز بقا در عصر جنگ ترکیبی

علی معینی _ کارشناس مسائل سیاسی
راز بقا در عصر جنگ ترکیبی

آگاه: انقلاب اسلامی از لحظه تولد، با مسئله بقا، پایداری و عبور از بحران‌ها گره خورده بود. از همین نقطه است که تاب‌آوری ملی از یک واژه مدیریتی یا توصیه‌ای اخلاقی فراتر می‌رود و به منطق حیات یک ملت تبدیل می‌شود. در منظومه فکری رهبر انقلاب، مسئله فقط حفظ ظاهر نظام نیست، بلکه استمرار آن در برابر فشارهای بیرونی، فرسایش‌های درونی و جنگ روایت‌هاست چنان‌که ایشان تصریح کرده‌اند: «مهم‌تر از پدید آمدن نظام اسلامی، تاب‌آوری نظام اسلامی است.» جایی که دشمن، هم تاب‌آوری مردم را هدف می‌گیرد و هم می‌کوشد در محاسبات مسئولان اخلال ایجاد کند. این یعنی بحران، پیش از آنکه در خیابان یا بازار رخ دهد، در ذهن و اراده جامعه آغاز می‌شود.
در روزگار بحران‌های پی‌درپی، کشورها نه فقط با کمبود منابع بلکه با کمبود اعتماد، هماهنگی و سرعت تصمیم‌گیری آسیب می‌بینند. تاب‌آوری ملی دقیقا در همین نقطه معنا پیدا می‌کند: در پیوند دولت کارآمد، جامعه همدل، اقتصاد متنوع و رسانه مسئول. اگر این چهار ضلع از هم جدا شوند، حتی یک فشار محدود می‌تواند به بحران بزرگ تبدیل شود اما اگر به هم متصل بمانند، بحران از یک تهدید فلج‌کننده به آزمونی برای بلوغ ملی بدل می‌شود. در این معنا، تاب‌آوری فقط تحمل نیست، توان تبدیل فشار به ظرفیت است.
نخستین میدان تاب‌آوری، ذهن و محاسبه مسئولان است. وقتی تصمیم‌گیری به‌جای اتکا به داده‌های واقعی، شناخت میدانی و آینده‌نگری، اسیر هیجان لحظه، فشار رسانه‌ای یا اضطراب سیاسی شود، کشور پیش از آنکه در میدان عمل آسیب ببیند، در اتاق تصمیم ضربه می‌خورد. خطای محاسباتی، فقط یک لغزش فنی نیست، شکافی است که اعتماد عمومی را فرسوده می‌کند و به دشمن سیگنال پیشروی می‌دهد. مسئول تاب‌آور، کسی است که در اوج فشار، تعادل خود را از دست ندهد و تصمیم عجولانه را با تدبیر راهبردی جایگزین کند. از همین روست که تاب‌آوری مسئولان، یکی از پایه‌های امنیت ملی است. در سوی دیگر، تاب‌آوری مردم در صورت همبستگی اجتماعی معنا می‌یابد. انقلاب اسلامی و سپس دفاع مقدس، از روشن‌ترین شواهد این حقیقتند که ملت ایران هرگاه در افق مشترک و حول یک کانون اطمینان گرد آمده، توانسته است از سخت‌ترین پیچ‌ها عبور کند. از آغاز تهاجم همه‌جانبه در شهریور ۱۳۵۹ تاکنون، آنچه کشور را سرپا نگه داشته، فقط امکانات مادی نبوده بلکه شبکه اعتماد، ایمان جمعی و حضور مردمی بود که اجازه نداد فشار بیرونی به فروپاشی درونی تبدیل شود. این تجربه تاریخی نشان می‌دهد تاب‌آوری، پیش از آنکه یک ظرفیت تجهیزاتی باشد، یک سرمایه معنوی و اجتماعی است. در این میان، نقش ولایت را نمی‌توان به حاشیه برد. در تجربه جمهوری اسلامی، رهبری صرفا یک جایگاه اداری یا حقوقی نیست. در بزنگاه‌های بحران، کانون حفظ انسجام و مهار آشفتگی است. این جایگاه، میان ارکان حاکمیت و توده‌های مردم پیوند برقرار می‌کند و نمی‌گذارد تلاطم‌های بیرونی به گسست درونی بدل شوند. آنچه بارها در مقاطع حساس به کشور امکان عبور داده، همین نقش هدایت‌گر و اطمینان‌بخش بوده است؛ نقشی که جهت را روشن می‌کند، افق می‌سازد و از فرسایش امید جلوگیری می‌کند.
رسانه نیز در این منظومه، یک ابزار حاشیه‌ای نیست. امروز بخش مهمی از بحران‌ها پیش از آنکه در واقعیت رخ دهند، در میدان ادراک ساخته می‌شوند. رسانه اگر در خدمت تبیین، امیدآفرینی و روایت صادقانه از پیشرفت و مسئله باشد، به بازوی تقویت تاب‌آوری تبدیل می‌شود اما اگر میدان را به اغراق، اضطراب و بازتولید ناامیدی واگذارد، ناخواسته در زمین جنگ شناختی دشمن بازی می‌کند. تاب‌آوری رسانه‌ای یعنی توان روایت واقعیت، بی‌آنکه جامعه به احساس بن‌بست دچار شود. جامعه‌ای که روایت درست داشته باشد، در برابر شایعه و شبهه، استوارتر می‌ایستد.
برای ساختن تاب‌آوری پایدار، باید از واکنش‌های مقطعی عبور کرد و به سوی ساختارهای تاب‌آور رفت. در اقتصاد، با کاهش وابستگی و تنوع‌بخشی، در فرهنگ، با تقویت ریشه‌های هویتی و در حکمرانی، با شفافیت، سرعت و عقلانیت تصمیم. جامعه‌ای که برای فشارها سناریو دارد، از هر بحران زخمی نمی‌شود بلکه از دل هر بحران، لایه‌ای تازه از بلوغ و آمادگی بیرون می‌آورد؛ همان‌طور که تجربه سیل‌های سال ۱۳۹۸ و همه‌گیری کرونا نشان داد، هرکجا شبکه‌های داوطلبانه و محلی پیش‌دستانه سازماندهی شده بودند، آسیب‌ها به حداقل رسید. این همان معنای راهبردی تاب‌آوری است نه انفعال در برابر بحران، بلکه توان بازآفرینی امید و قدرت در دل بحران.
تاب‌آوری ملی، در نهایت، نام دیگر قدرت برخاستن یک ملت است. اگر انقلاب اسلامی در مرحله پدید آمدن، بر ایمان و اراده تکیه داشت، در مرحله استمرار، بیش از همیشه به تاب‌آوری راهبردی نیاز دارد؛ تاب‌آوری‌ای که از مردم امیدوار، مسئولان دقیق، رسانه‌های بیدار و رهبری انسجام‌بخش نیرو می‌گیرد. آینده از آن ملت‌هایی نیست که هرگز بحران نمی‌بینند بلکه از آن ملت‌هایی است که در میانه بحران، فرو نمی‌ریزند و از دل فشار، ظرفیت تازه می‌سازند. چنین ملتی نه تنها از بحران عبور می‌کند، بلکه از آن، سرمایه‌ای برای فردا می‌سازد.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.