آگاه: زبان رسمی در روزهای دشوار، صرفا ابزار انتقال خبر یا شرح فعالیت دستگاهها نیست، بلکه بخشی از تجهیزات دفاعی کشور است. همانگونه که تدبیر اقتصادی بر معیشت اثر میگذارد، کلام مسئول نیز میتواند آرامش یا التهاب، اعتماد یا تردید و حرکت یا توقف در جبهه داخلی بیافریند.
نخستین آسیب در سازوکار ارتباطی دولت، غلبه «گزارش عجز» بر «روایت اقتدار» است. وقتی مسئول اجرایی تنها به بیان مشکلات، کمبودها و فشارهای بیرونی بسنده میکند، ناخواسته بذر ناامیدی در اذهان میکارد. این رویکرد، انتقال اضطراب مدیریت به بطن جامعه است. صداقت با مردم ضروری است، اما صداقت بدون تبیین راهکار، مخاطب را در وضعیتی از احساس بیپناهی رها میکند. آسیب دیگر، پراکندگی صداهاست. هنگامی که دستگاههای مختلف، آمار و روایتهای متفاوتی عرضه میکنند و وعدهها زمانبندی مشترک ندارند، مردم با انبوهی از پیامهای متناقض روبهرو میشوند. در شرایط نبرد، این آشفتگی رسانهای میدان را برای شایعه و فرسایش اعتماد عمومی باز میگذارد و زبانی که باید لنگرگاه آرامش باشد، به عاملی برای سردرگمی تبدیل میشود.
چرخش به سوی زبان اقناعی و روایت قدرت
در برابر این وضعیت، نگاه راهبردی رهبر انقلاب، ترسیمکننده افق گذار است. نخستین ضرورت، بهرهگیری از «زبان اقناعی» است؛ زبانی که نه با کتمان حقیقت، بلکه با تبیین عالمانه و اقناع افکار عمومی محقق میشود. جامعه زمانی همراهی میکند که چرایی تصمیمات و مسیر عبور از تنگناها را بهروشنی بداند. زبان اقناعی اقتضا میکند در کنار بیان هر دشواری، ظرفیت موجود برای حل آن و برنامه زمانبندیشده دستگاه اجرایی نیز برای مردم ترسیم شود تا اعتماد عمومی به توانایی دولت مخدوش نشود.
تاکید رهبری بر «روایت قدرت، قوت و امکانات فراوان کشور» یک دستورالعمل صریح برای پرهیز از ترویج ضعف است. زبان دولت نباید به فهرستبندی موانع تقلیل یابد، بیآنکه نشانهای از ظرفیتهای فعال برای عبور از آنها به جامعه عرضه شود. زبان مقتدر، سختیها را در ذیل «نقشه راه پیروزی» تبیین میکند تا ملت به جای اضطراب ناشی از کمبودها، افق روشن عبور را پیش چشم ببیند و در مسیر حل مسائل همنوا شود. زبان مقتدر، سختیها را در افق نقشه راه پیروزی قرار میدهد تا ملت به جای گرفتار شدن در اضطراب ناشی از کمبودها، تواناییهای کشور و مسیر عبور را پیش چشم ببیند و در روند حل مسائل همنوا شود. صداقت در بیان مشکلات و ارائه راهکار و امید، دو مؤلفه جدا از هم نیستند بلکه باید همزمان در زبان دولت و روایت رسانههای کشور حضور داشته باشند.
گذار به روایت اقتدار
برای خروج از این بنبست بیانی و عبور از گزارش عجز، سه راهبرد عملیاتی ضروری است: نخست، انتشار همزمان هر تصمیم حساس با «پیوست راهکار» تا اعلام مشکل بدون ارائه برنامه مشخص پایان یابد؛ دوم، «یکپارچگی در روایت» برای جلوگیری از تشتت کلام دستگاهها؛ سوم، «تمرکز بر ظرفیتها» به جای انفعال و گلایه، انفال و بازگویی مدام موانع.
کلمات در روزگار بحران، تنها ابزار اطلاعرسانی نیستند، بلکه بخشی از سازوکار دفاعی و حکمرانی کشورند. روایت اقتدار هرگز به معنای انکار دشواریها نیست؛ بلکه قرار دادن رنجها در افق یک نقشه راه روشن، زمانمند و گرهگشاست. جامعه بیش از شنیدن شرح تنگناها، نیازمند درک این حقیقت است که سکانداران میدان، افق عبور را میشناسند و اراده چیره شدن بر بحران را دارند؛ بنابراین زبان رسمی باید از بازتولید اضطراب و بازتاب انفعال فاصله بگیرد و به سرچشمه تولید آرامش، اقتدار ملی و حرکت همگانی بدل شود.
نظر شما