۴ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۱:۰۳
کد مطلب: ۲۴٬۰۹۲

در آیین افتتاحیه سی‌وششمین دوره جشنواره فیلم فجر در سال ۱۳۹۶ بود که فیلم مستند بزرگداشت اکبر عبدی بر پرده برج میلاد به نمایش درآمد. در این مستند کوتاه روایی، عبدی در کنار همسرش نشسته بود و با همان صمیمیت بی‌پرده و لحن خودافشاگرانه‌اش روایت می‌کرد که در نوجوانی، تمام آرزویش ورود به شهربانی و «استوار شدن» بوده است. او برای این آرزو، یک منطق ساده داشت: می‌گفت در کوچه‌ پس‌کوچه‌های جنوب شهر تهران و محله‌های نازی‌آباد و شوش، هیکل درشتش همواره بهانه تمسخر بود و فکر می‌کرد اگر لباس رسمی کلانتری بپوشد، دیگر کسی جرات نمی‌کند او را «اکبر گامبو» صدا بزند و همه مجبورند بگویند «استوار عبدی.» اما بلافاصله با شوخ‌طبعی مخصوص به خودش اضافه کرد که وقتی بزرگ‌تر شد، فهمید با چنین فیزیک سنگینی تا بخواهد تکانی به خود بدهد، دزد مال را برده و ماشین را هم فروخته است. در همین مراسم بود که برای تشکر از همراهی خانواده‌اش با همان صراحت طنزآمیزش گفت: «من حتی فیلم مزخرف هم بازی کردم و شما چیزی نگفتید و صبورانه نگاه کردید.»

سایه‌روشن یک لبخند فراموش‌نشدنی

آگاه: این پرده از زندگی عبدی، نمونه‌ای از تمام زندگی اوست؛ مردی که رنج‌ها و آسیب‌های روانی و تحقیرهای طبقاتی را به والاترین اشکال کمدی انسانی بدل می‌کرد. مواجهه او با مرگ نیز خالی از این رندی و شوخ‌طبعی نبود. در کتاب «سنگ قبر» منتشر شده در سال ۱۳۹۴، او درباره نوشته روی مزارش می‌گوید: «دوست دارم از یاد آدم‌ها نروم.» این هنرمند همچنین در پاسخ به اینکه روی سنگ قبرش چه خواهد نوشت؟ هم می‌گفت: «الان به فکر مردن نیستم که به نوشته روی سنگ قبرم فکر کنم. یکسری کار دارم که باید انجام دهم، روی این موضوع هم فکر خواهم کرد.» با پر کشیدن او در سوم مرداد، آنچه بر جای ماند، تحقق عین‌به‌عین همان تمناست؛ حسرت عمیق جامعه‌ای که یکی از ناب‌ترین نوابغ غریزی‌اش را در سپهر فرهنگ و هنر از دست داده است.

سایه‌روشن یک لبخند فراموش‌نشدنی

وسعت نقش‌ها و تکثیر انسان ایرانی در قاب سینما
بازیگری اکبر عبدی متکی بر آموزه‌های نظری یا تکنیک‌های آکادمیک بازیگری غربی نبود، بلکه از غریزه سرشار، هوش محیطی فوق‌العاده و درک بی‌واسطه او از روان‌شناسی طبقات مختلف جامعه ایران سرچشمه می‌گرفت. عبدی پدیده‌ای یگانه در بازیگری ایران بود که مرزهای سنتی میان تیپ و شخصیت را درنوردید. او قدرت آن را داشت که نازل‌ترین تیپ‌های کمدی یا کاریکاتورهای اجتماعی را از طریق تزریق جزییات زیستی، میمیک چهره، تکنیک‌های آوایی و بدنی به شخصیت‌هایی ماندگار و دارای شناسنامه انسانی تبدیل کند. دامنه نقش‌آفرینی‌های او تنوعی حیرت‌انگیز را پوشش می‌دهد؛ توانایی حرکتی از معصومیت محض تا خباثت حقیرانه و از سادگی بومی تا پیچیدگی‌های روان‌شناختی.
در «مادر» ساخته علی حاتمی، عبدی شخصیتی را خلق کرد که تکیه‌گاه عاطفی کل اثر شد. او با درک کنترل شده از حرکت دست‌ها، نگاه‌های مضطرب و لحن آوایی شکسته، معصومیت «غلامرضا» را طوری تصویر کرد که جمله معروف «مادر مرد، از بس که جان ندارد» به یکی از ماندگارترین دیالوگ‌های دراماتیک تاریخ سینمای ایران بدل شد. او برای این نقش، نخستین سیمرغ بلورینش برای بهترین بازیگر نقش مکمل مرد از جشنواره فجر را دریافت کرد.

سایه‌روشن یک لبخند فراموش‌نشدنی
در نقطه مقابل، ناصر تقوایی در «ای ایران»، از قدرت عبدی برای خلق کمدی ناشی از اقتدار پوشالی بهره جست. گروهبان مکوندی نماد دیکتاتورهای کوچکی بود که تمام هیمنه خود را در لباس نظامی و باتوم می‌جستند؛ عبدی این استیصال سیستماتیک را با حرکات بدن و خشم‌های آنی به نقدی هجوآمیز بدل کرد. شاهکار دیگر او، جرات‌ورزی در ایفا و خلق نقش‌های معکوس بود. ایفای نقش او در «آدم‌برفی» و سپس بازی در نقش مادر سالخورده رضا در «خوابم می‌آد» – که دومین سیمرغ بلورین را برایش به ارمغان آورد – گواهی بر انعطاف‌پذیری بی‌نظیر فیزیک و صدای اوست. او طوری در قالب یک پیرزن ایرانی فرورفت که بیننده فراموش می‌کرد پشت آن گریم سنگین، مردی با فیزیک تنومند قرار دارد. عبدی بدون ادعاهای آکادمیک، انسان ایرانی را در تمام تکثر طبقاتی و سنتی‌اش بازآفرینی کرد.

سایه‌روشن یک لبخند فراموش‌نشدنی

منش انسانی او در خاطرات پشت صحنه
منش حرفه‌ای و زیست انسانی اکبر عبدی را نمی‌توان جدا از خاستگاه طبقاتی‌اش نگاه کرد. او پرورده محله‌های جنوب تهران بود و این اصالت بومی را تا آخرین روزهای حیاتش حفظ کرد. برخلاف بسیاری از چهره‌های هنری که با کسب شهرت، فاصله‌ای انتقادی با ریشه‌های خود ایجاد می‌کنند، عبدی صراحت، بی‌تکلفی و رک‌گویی جنوب شهری را به امضای شخصیتی خود بدل کرد.
در پشت صحنه آثار سینمایی، توانایی بداهه‌پردازی عبدی همواره کارگردانان بزرگ را شگفت‌زده می‌کرد. علی حاتمی که به وسواس شدید در نگارش دیالوگ‌های آهنگین و موزون شهره بود، در برخورد با عبدی انعطافی بی‌نظیر نشان می‌داد. عبدالله اسکندری، گریمور شناخته شده کشورمان در برنامه «۱۰۰۱» می‌گوید: وقتی که قرار شد آقای حاتمی فیلم مادر رو بسازه من گفتم نقش غلامرضا رو بدیم به آقای عبدی. آقای حاتمی گفت: «من نمی‌خواهم کسی به این بیماری بخندد من دوست دارم این نقش جدی باشد.» من جواب دادم: «شما اون‌ور اکبر رو ندیدی.» اسکندری ادامه می‌دهد بعد از اینکه به شرط حذف آقای عبدی در صورتی که از بازی او کسی بخندد، او را گریم کردم، اولین پلان را گرفتند. بخشی از فیلم که در بیمارستان اکبر عبدی روی نیمکت می‌نشیند، او طوری بازی کرد که همه گریه کردند. «توی چشم همه اشک پر شد.» علی حاتمی آمد من را ماچ کرد و گفت: «تو چقدر خوب دیدی.» در فیلم «دلشدگان» نیز نقش‌آفرینی او در قالب «آقا فرج بوسلیکی» (آشپز گروه نوازندگان)، نمونه‌ای از تلفیق بداهه و انضباط اجرایی در خدمت ریتم درام بود. همکارانش همواره از صمیمیت و خونگرمی او در پشت صحنه یاد کرده‌اند. داریوش مهرجویی در «اجاره‌نشین‌ها» فضای شلوغ و آشفته صحنه‌های دسته‌جمعی را با اتکا به انرژی حرکتی و بداهه‌های عبدی هدایت می‌کرد. عبدی موتور محرک کمدی موقعیت در پشت صحنه و مقابل دوربین بود. با این حال، پشت این چهره خندان، رنج‌های عمیقی قرار داشت. او بارها در گفت‌وگوهایش با رسانه‌ها از بی‌مهری‌های ساختاری و شرایط معیشتی هنرمندان گلایه کرده بود. عبدی در ویدئویی با اشاره به حقوق بازنشستگی ناچیز خود- و البته دیگر هنرمندان بازنشسته- گفت: «مردن از این بهتر است... آدم بازنشسته، خرجش بیشتر است. دخترم می‌رود از بیمه هزینه درمانم را دریافت کند، می‌گویند آقای عبدی که نیاز ندارد.» صراحت او در نقد وضعیت سینما نیز بی‌رحمانه و مثال‌زدنی بود. او بارها از تنزل سلیقه مخاطب و سیطره کمدی‌های سخیف تجاری انتقاد کرد و در آیین‌های رسمی، هجوم فیلم‌نامه‌های ضعیف و سطحی را عامل افول کمدی اصیل دانست. این صراحت بیان، حاصل بی‌نیازی او از مناسبات قدرت و متکی بودن بر محبوبیت مردمی‌اش بود.

سایه‌روشن یک لبخند فراموش‌نشدنی

خنده‌ای که خاموش نمی‌شود
اکبر عبدی صاحب خنده‌ها و اشک‌های منحصربه‌فرد جامعه ایران در طی چهار دهه بود. او کمدینی بود که ماهیت تراژیک زیستن را در پس پرده مزاح و طنز پنهان می‌کرد. هنر او پیوندی ناگسستنی با حافظه جمعی و زیست فرهنگی چند نسل دارد؛ نسلی که با «باز مدرسم دیر شد» کودک شد، با «اجاره‌نشین‌ها» و «مادر» سینما را شناخت و با «آدم‌برفی» و «هنرپیشه» به عمق روان‌شناسی انسان ایرانی پی برد.درونمایه کارنامه عبدی، رستگاری کمدی در بستر واقعیت‌های خشن اجتماعی بود. او اثبات کرد که کمدین بودن نه به معنای دلقک بودن، بلکه به معنای درک عمیق‌تر رنج‌های بشری است. اکنون با خاموشی جسمانی این هنرپیشه بی‌تکرار، سینمای ایران یکی از اصیل‌ترین نوابغ غریزی خود را از دست داده است. اما همان‌گونه که خودش آرزو داشت، او هرگز از یادها نخواهد رفت. صدای خنده‌های بی‌غش او، لحن منحصربه‌فردش و تصویر چشمانی که همزمان خنده و اشک را در خود جای داده بود، بر پرده نقره‌ای و در خاطر مردم باقی می‌ماند. اکبر عبدی همان‌طور که می‌خواست رفت؛ همانطور که با حسرت بگوییم «حیف شد.»

پیام‌های تسلیت مدیران فرهنگی برای درگذشت اکبر عبدی

در پی درگذشت مرحوم اکبر عبدی، بازیگر و چهره ماندگار سینما، تئاتر و تلویزیون ایران، پیام‌های تسلیت از سوی مدیران فرهنگی منتشر شد.

سایه‌روشن یک لبخند فراموش‌نشدنی
سیدعباس صالحی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در پیام خود نوشت: درگذشت هنرمند نام‌آشنا و محبوب سینمای ایران، زنده‌یاد اکبر عبدی، موجب اندوه و تاثر همه ایران‌دوستان شده است. اکبر عبدی از چهره‌های کم‌نظیر بازیگری این سرزمین بود؛ هنرمندی مردمی، توانا و خاطره‌ساز که همه ما لحظه‌های ماندگار بسیاری را با آثار او تجربه کرده‌ایم و چه بسا، بسیاری از خاطرات خوش نسل‌های مختلف این سرزمین، به آثار او گره خورده است. بی‌تردید، سینمای ایران همواره مدیون نقش‌آفرینی‌ها و خلاقیت این هنرمند گرانقدر خواهد بود و نام او در حافظه فرهنگی مردم ایران زنده خواهد ماند.

سایه‌روشن یک لبخند فراموش‌نشدنی
بخشی از پیام تسلیت پیمان جبلی، رئیس رسانه ملی در پی درگذشت زنده‌نام اکبر عبدی: «نقش‌آفرینی‌های درخشان و ماندگار او در مجموعه‌های خاطره‌ساز طنز تلویزیونی، در کنار حضور برجسته و اثرگذارش در شاهکارهای نمایشی سیما همچون مجموعه باشکوه «امام علی (ع)» و سریال حماسی و ملی «در چشم باد» و دیگر آثار برجسته کارنامه او، گواهی روشن بر استادی، وسعت توانمندی و پیشینه پرثمر این هنرمند فقید است. مرحوم عبدی در آخرین مجموعه نمایشی که در آن برای سیمای جمهوری اسلامی ایفای نقش کرد و ماه‌های آینده، به روی آنتن خواهد رفت، زیر موشک‌باران تهران در جنگ ۱۲ روزه، کنار سایر هنرمندان، شجاعانه در برابر دوربین به کارش ادامه داد و می‌گفت به عشق مردم با مرام و با وفای ایران همه کار باید کرد.»

سایه‌روشن یک لبخند فراموش‌نشدنی
رائد فریدزاده، رئیس سازمان سینمایی نیز در پیامی درگذشت اکبر عبدی را اینگونه تسلیت گفت: «اکبر عبدی برای جان بخشیدن به نقش‌ها نیازی به تکلف و اغراق نداشت؛ او بی‌واسطه خود زندگی بود. بغض معصومانه‌اش در «مادر»، استیصال شیرینش در «اجاره‌نشین‌ها» و سرگشتگی عمیقش در «آدم‌برفی»، از دل جامعه می‌جوشید و بر جان می‌نشست. او نه تنها مرد هزار چهره سینما، که آینه روح جمعی مردمی بود که با اشک‌ها و لبخندهایش روزگار گذراندند. مردی که هنر خنداندن در اوج اندوه و گریاندن در بطن تبسم را بهتر از هر کسی می‌دانست. برای سینمای ایران، بدرقه اکبر عبدی، سوگ از دست دادن تکه‌ای از حافظه عاطفی و هویت تصویری است. او که در تمام این سال‌ها، بی‌تکلف و رها، راوی صادق غصه‌ها و قصه‌های مردمش بود، حالا در سکوتی ابدی به تاریخ هنر این سرزمین پیوسته است.»

سایه‌روشن یک لبخند فراموش‌نشدنی
پیام تسلیت حامد جعفری، مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی برای درگذشت اکبر عبدی: «زنده‌یاد عبدی در سال‌های اخیر نیز بارها با حضور گرم خود در جشنواره بین‌المللی فیلم‌های کودکان و نوجوانان، شور و خاطره‌ای تازه برای مخاطبان این رویداد ساخت. ارتباط صمیمی و بی‌واسطه ایشان با بازیگران، خبرنگاران و مخاطبان کودک و نوجوان، تصویری فراموش‌نشدنی از مهربانی و مردمی‌ بودن این هنرمند بزرگ بر جای گذاشت. همچنین همکاری با این هنرمند گران‌قدر در شماری از آثار بنیاد سینمایی فارابی برای این بنیاد، خاطره‌ای ارزشمند و مایه افتخار است.»

سایه‌روشن یک لبخند فراموش‌نشدنی
بخشی از متن پیام تسلیت سیدمحمد هاشمی، رئیس سازمان اوج در پی درگذشت اکبر عبدی: «کمتر هنرمندی مانند مرحوم اکبر عبدی، مورد توجه جریان‌های سینمایی متفاوت بود. او هم توانایی همکاری با فیلمسازان طیف‌های متفاوت مذهبی و روشنفکر را داشت و هم می‌توانست توجه مخاطبان از طیف‌های متعدد را جلب کند. مخاطب برای اکبر عبدی یک واژه نبود، خانواده‌ای بزرگ بود که هیچ‌گاه از آن فاصله نگرفت. شاید به همین دلیل بود که فارغ از هر سلیقه و نگاه، همه او را از خود می‌دانستند؛ هنرمندی که مرزهای معمول را پشت سر گذاشت و به سرمایه‌ای مشترک برای همه ایرانیان تبدیل شد. امروز اگر چه جای او بر صحنه هنر خالی خواهد ماند، اما لبخندهایی که بر لب میلیون‌ها ایرانی نشاند، شخصیت‌هایی که جان بخشید و خاطراتی که برای نسل‌های مختلف ساخت، هرگز از حافظه این سرزمین پاک نخواهد شد.»

سایه‌روشن یک لبخند فراموش‌نشدنی
بخشی از متن پیام تسلیت محسن برمهانی، معاون سیما نیز بدین شرح است: «زنده‌یاد اکبر عبدی سراسر زندگی خود، حتی در لحظاتی که مقابل دوربین حضور نداشت، هرجا که احساس می‌کرد مردم و کشور به او نیاز دارند، در عرصه‌های مختلف نقش‌آفرینی می‌کرد. او هنرمندی صریح‌اللهجه بود که بی‌پرده و صادقانه دیدگاه‌های خود را بیان می‌کرد و دغدغه‌های انسانی و اجتماعی را با شجاعت بازگو می‌نمود. به ‌یاد دارم حضور مجاهدانه این عزیز در لحظات موشک‌باران جنگ ۱۲ روزه در بازی در مجموعه نمایشی «سبزواران» را. در آن روزها او برای کودکان مظلوم غزه اشک می‌ریخت و می‌گفت کودکان و خانواده‌های ایران امکان خروج از شهرهای زیر موشک را دارند اما چه مظلومند اهالی غزه تحت محاصره. این همدلی و احساس مسئولیت، جلوه‌ای از شخصیت انسانی و متعهد او بود که در کنار هنر ماندگارش، تصویری فراموش نشدنی از این هنرمند انقلابی در ذهن مردم به یادگار گذاشت.»

همچنین اتابک نادری، مدیرکل هنرهای نمایشی،فاطمه محمدی، مدیرعامل موزه سینمای ایران، محمدباقر اعلمی، رئیس سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران،  علی اکبر صالحی، رئیس بنیاد ایران شناسی، رضا بصیرت، مدیر عامل انجمن هنرةای نمایشی ایران، محمود شالویی، رئیس انجمن آثار و مفاخر فرهنگی و خانه سینما  طی پیامی در گذشت این هنرمند را تسلیت گفتند.

برخی از مقامات کشور پیام‌های تسلیت منتشر کردند
پیام‌های تسلیت برای درگذشت اکبر عبدی به اهالی فرهنگ و هنر محدود نبود، چند تن از مقامات کشوری نیز پیام‌های تسلیت منتشر کردند که در ادامه می‌خوانید: 

سایه‌روشن یک لبخند فراموش‌نشدنی
بخشی از متن پیام تسلیت مسعود پزشکیان که جمعه شب دوم مرداد ۱۴۰۵ منتشر شده است، بدین شرح است: «بسم‌الله‌الرحمن‌الرحیم، زنده‌یاد اکبر عبدی؛ بازیگر توانا، صاحب‌سبک و چهره بی‌بدیل عرصه تئاتر، سینما و تلویزیون کشور، طی چند دهه نقش‌آفرینی بی‌نظیر، بخشی از حافظه جمعی و عاطفی ملت ایران را به نام خویش رقم زد. این هنرمند نام‌آشنا و مردمی با استعدادی خدادادی، منشی بی‌ادعا و درکی عمیق از جان‌مایه فرهنگ ایرانی، بر صحیفه هنر این مرزوبوم خوش درخشید و سال‌های متمادی، شهد لبخند و امید را بر لب‌ها و دل‌های پرمهر مردم این دیار نشاند.
توانمندی شگفت‌انگیز و انعطاف‌پذیری خیره‌کننده این معلم عرصه بازیگری در آفرینش نقش‌های متنوع و ماندگار و هنرنمایی استادانه در تلفیق درام و کمدی، به‌حق او را به «مرد هزارچهره» سینمای ایران بدل ساخت. حافظه تاریخی مردم ما هرگز نقش‌آفرینی‌های خاطره‌انگیز او را از یاد نخواهد برد؛ از صمیمیت معصومانه در «باز مدرسه‌ام دیر شد» تا ایفای نقش عمیق و جاودانه در شاهکار «مادر» و درخشش تحسین‌برانگیز در آثاری چون «اجاره‌نشین‌ها»، «آدم‌برفی»، «ای ایران» و... این همه، از او هنرمندی مردمی ساخت که بی‌هیچ تکلفی، قلب مخاطبان خویش را تسخیر می‌کرد و آنان را با جان نقش‌های خویش همراه می‌ساخت. دفتر تاریخ هنر این سرزمین، نام و یاد استاد اکبر عبدی را در زمره سرمایه‌های به‌یادماندنی و ارکان ماندگار فرهنگ و هنر ایران‌زمین ثبت خواهد کرد.»

سایه‌روشن یک لبخند فراموش‌نشدنی
همچنین، غلامحسین محسنی‌اژه‌ای، رئیس قوه قضاییه هم در پیامی رسمی، درگذشت این هنرمند مردمی را تسلیت گفت. وی با اشاره به پیشینه خانوادگی ایشان و وابستگی به خانواده معزز شهدای دفاع مقدس، آثار پرآوازه و ماندگار اکبر عبدی را از عوامل اصلی اعتبار و شکوه سینمای کشور دانست و فقدان او را خسارتی بزرگ برای هنر ایران قلمداد کرد.

سایه‌روشن یک لبخند فراموش‌نشدنی
محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی نیز در پیامی درگذشت اکبر عبدی، هنرمند برجسته، توانا و محبوب سینما، تئاتر و تلویزیون را تسلیت گفت.

سایه‌روشن یک لبخند فراموش‌نشدنی
محمدرضا عارف، معاون اول رئیس‌جمهور نیز در پیامی با توصیف اکبر عبدی به عنوان چهره‌ای کم‌نظیر و ماندگار، بر استعداد بی‌بدیل وی در عرصه‌های مختلف هنری تاکید کرد. وی افزود که نقش‌آفرینی‌های برجسته این هنرمند، نام او را در حافظه فرهنگی و هنری ملت ایران به شکلی جاودانه ثبت کرده است که هرگز از یاد نخواهد رفت.

سایه‌روشن یک لبخند فراموش‌نشدنی
سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی ایران نیز با ابراز تسلیت عمیق به خانواده و جامعه هنری، درگذشت این هنرمند ارجمند را تکان‌دهنده خواند. وی تاکید کرد که زنده‌یاد اکبر عبدی با نقش‌آفرینی‌های بی‌بدیل خود، جایگاهی رفیع و ماندگار در تاریخ سینمای ایران و حافظه فرهنگی ایرانیان یافته است.  همچنین، سیدحسن عاملی، نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه اردبیل نیز با انتشار پیامی، درگذشت این هنرمند شهیر و اصیل اردبیلی را تسلیت گفت.

هنرمندان و بازیگران چه گفتند؟
هنرمندان و بازیگران از اولین صداهایی بودند که در درگذشت این بازیگر فقید به گوش رسید، بخشی از واکنش‌ها و پیام‌های این هنرمندان را در ادامه می‌خوانید:
فاطمه معتمدآریا با انتشار تصویری از عبدی، او را «رفیقی خوب، انسانی شریف و بازیگری نابغه» خواند. سوسن پرور که در صحنه تئاتر این خبر را شنید، بلافاصله روی صحنه این خبر را تسلیت و گفت که خنده از این سرزمین رخت بر بست. کوروش سلیمانی نوشت: کمتر بازیگری در سینمای ایران توانایی عبدی را در ارائه نقش‌های متنوع، آن‌ هم در بهترین شکل، داشته است. میرطاهر مظلومی نیز جمله‌ای نوشت که به یکی از صریح‌ترین واکنش‌ها تبدیل شد: «اکبر عبدی فقط با اکبر عبدی قابل مقایسه بود.» او فقدان عبدی را شکافی بزرگ در سینما و تئاتر دانست و تاکید کرد که نامش از تاریخ سینمای ایران حذف نخواهد شد.
تهمینه میلانی از عبدی با عنوان «بازیگر هزار نقش» یاد کرد و نوشت او بازیگری خلاق بود که هر نقشی را که به وی سپرده می‌شد، بازآفرینی می‌کرد. نیوشا ضیغمی نیز او را «آقای تکرارنشدنی» و «سلطان بی‌تکرار نقش‌های جاودانه» نامید و نوشت نمی‌داند تاریخ بازیگری بار دیگر کسی شبیه او خواهد دید یا نه.
یوسف تیموری در استوری خود نوشت: «ما دیر کردیم برای قدردانی از زحمات شما.» او عبدی را بهترین بازیگر و کمدین تاریخ سینمای ایران خواند و نوشت بازیگران امروز، در مکتب او همچنان شاگردند. سحر دولتشاهی نیز با انتشار بخشی از فیلم «مادر» جمله‌ای گلایه‌آمیز نوشت: «کاش این سینما قدر نبوغ شما را می‌دانست.» امیر کاظمی نیز ضمن یادآوری خاطرات همکاری با عبدی، نوشت ای کاش شرایطی فراهم می‌شد تا این بازیگر حاصل آخرین همکاری چندساله خود را ببیند.

سایه‌روشن یک لبخند فراموش‌نشدنی

«بی‌رفیق شدم»
جمشید هاشم‌پور با انتشار عکسی مشترک نوشت: «اکبر جانم، رفیق شفیقم؛ در حرفه بازیگری بی‌رفیق شدم.» او حضور عبدی را غنیمتی برای سینمای ایران دانست و نوشت در روزهای سخت، بودن در کنار او باعث می‌شد غم‌ها و گرفتاری‌ها برای لحظاتی فراموش شوند. مهران غفوریان نیز در متنی نوشت: باور رفتن هنرمندی را که بزرگ‌ترین، بااستعدادترین و مهربان‌ترین بازیگر ایران می‌دانست، برایش دشوار است.
اسدالله یکتا با انتشار تصویری مشترک، نوشت: «حالم خوب نیست عبدی جان» و در ادامه، فقدان او را با این جمله توصیف کرد: «سایه اکبر عبدی از سر سینما کم شد.»
علیرضا خمسه که سال‌ها در کمدی ایران هم‌نسل و همکار عبدی بود، نوشته خود را با مصرع «هرگز نمیرد آنکه دلش زنده شد به عشق» آغاز کرد و رفتن او را اندوهی دانست که ملتی را در سوگ فرو برده است. به نوشته خمسه، عبدی تنها یک ستاره نبود؛ او با نقش‌های ماندگار و اثرش بر پرده، همچنان زنده خواهد ماند.
امیر جعفری نیز نوشت: «خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد» و برای عبدی، به وسعت تمام خنده‌هایی که بر لب مردم آورده بود، آرامش آرزو کرد. مهدی کوشکی نیز در متنی او را «نابغه بازیگری، شیرین مثل قند» خواند.
فاطمه گودرزی نوشت عبدی سال‌ها مردم را شاد کرد و بی‌سروصدا به خانواده‌های بسیاری کمک رساند. او تاکید کرد خاطره چنین هنرمندی هرگز از دل مردم نخواهد رفت.
حسین فرح‌بخش، تهیه‌کننده سینما، عبدی را رفیق ۴۵ ساله خود خواند و تصویری قدیمی از جشن عروسی او در سال ۱۳۶۵ منتشر کرد. مهران رنجبر نیز نوشت افتخار می‌کند در ۲۴ سالگی مقابل عبدی و دوربین ۳۵ میلی‌متری بازی کرده است.
عرفان برزین، بازیگر جوان، گفت از کودکی فرصت بازی در کنار عبدی و آموختن از او را داشته است. سعید شیخ‌زاده هم همکاری با این بازیگر را افتخاری بزرگ برای هر هنرمند دانست. این دو پیام نشان می‌دادند که عبدی برای نسل‌های پس از خود هم جایگاهی نزدیک و صمیمی و در عین حال اسطوره‌ای ساخته بود.

حسرت آثاری که ندید و رفت
منوچهر هادی با انتشار تصویری از پشت صحنه مجموعه «ماه عسل» که هنوز به پخش نرسیده، فوت اکبر عبدی را تسلیت گفت. سیدعلی صالحی نیز نوشت عبدی نقش‌آفرینی در «ماه عسل» را پذیرفته بود، اما این مجموعه همچنان در آرشیو مانده و پخش نشده است. علاوه بر این، سریال «سبزواران» نیز که در جنگ ۱۲ روزه تولید شده هنوز به آنتن نرسیده است.
نعیمه نظام‌دوست در نوشته‌ای مفصل، عبدی را نه فقط یک بازیگر بزرگ، بلکه «بخشی از خاطرات چند نسل از مردم این سرزمین» نامید. او نوشت رفتن چنین هنرمندی تنها داغ خانواده‌اش نیست، بلکه اندوهی برای دل همه مردمی است که با هنر، خنده‌ها و قلب بزرگ او زندگی کرده‌اند.
بهنوش بختیاری نیز درگذشت عبدی را «پایان بخشی از خاطرات یک ملت» توصیف کرد و نوشت او هنرمندی از جنس مردم و ایران بود که با هزاران نقش و چهره، یادگاری بزرگ بر جا گذاشت.
ایرج طهماسب با انتشار تصویری از مراسم نکوداشت عبدی نوشت: «جایگاهت در هنر بزرگ و اعلا خواهد ماند.» رضا کیانیان نیز در متنی کوتاه و تلخ نوشت: «اکبر عبدی درگذشت؛ به همین سادگی!» و افزود همه او را دوست داشتند و همچنان دوستش خواهند داشت.
داریوش فرضیایی، رامبد جوان، امین حیایی، محمد شیری، سحر قریشی، صابر ابر، بهاره رهنما، الهام پاوه‌نژاد، الناز حبیبی، محسن کیایی، پردیس احمدیه، سارا بهرامی، نوید محمدزاده، امیر غفارمنش، رابعه اسکویی، کیانوش گرامی، حامد بهداد، امیر کاظمی، حامد آهنگی، عباس جمشیدی‌فر، مهران احمدی، رضا صادقی، بیژن بنفشه‌خواه، قدرت‌الله ایزدی، نیلوفر پارسا، سیروس همتی، کیانوش گرامی، رضا صادقی و بسیاری دیگر از هنرمندان نیز با انتشار عکس، ویدئو یا پیام‌هایی کوتاه، درگذشت عبدی را به خانواده او و جامعه هنری تسلیت گفتند.

سایه‌روشن یک لبخند فراموش‌نشدنی

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.