مرضیه کیان، خبرنگار: جهان با سرعتی سرسام‌آور در حال تغییر است و ما مسافران قطاری هستیم که روی ریل‌های فرسوده دیروز، به سوی فردای ناشناخته می‌تازد. فرهنگ عامه، سبک زندگی و ابزارهای ارتباطی ما در کمتر از یک دهه دگرگون شده است؛ اما کتاب قانون، همچنان در قفسه‌های غبارگرفته دهه‌های پیشین خاک می‌خورد. امروز ما با پدیده‌هایی زیست می‌کنیم که تا همین دیروز تنها در فیلم‌های علمی- ‌تخیلی دیده می‌شدند.

برزخ دیجیتال

آگاه: از هوش مصنوعی که می‌تواند چهره و صدای ما را جعل کند، تا استارتاپ‌هایی که معادلات اقتصاد را به هم ریخته‌اند و حساب‌های دیجیتالی که پس از مرگ صاحبانشان در خلأیی حقوقی سرگردان می‌مانند. در این میان، شهروند بی‌پناه مانده است و سیستم قضایی که برای این پرسش‌های نوظهور، هیچ پاسخ روشنی در چنته ندارد. قانون، که باید سپر بلای جامعه و تنظیم‌کننده روابط انسانی باشد، اکنون فرسنگ‌ها از فرهنگ و زیست روزمره مردم جا مانده است و این شکاف عمیق، زنگ خطری است که هر روز بلندتر به صدا درمی‌آید.

تا همین چند سال پیش، کلمه «بازار» تداعی‌کننده حجره‌های تودرتو، بوی ادویه، صدای چکش مسگرها و دست دادن‌های مردانه برای ختم یک معامله بود. اما امروز، بازار در جیب ماست. استارتاپ‌ها، پلتفرم‌های مجازی و شبکه‌های اجتماعی، شریان‌های حیاتی اقتصاد و ارتباطات روزمره شده‌اند. فرهنگ خرید، فرهنگ معاشرت و حتی فرهنگ کار به طور بنیادین تغییر کرده است. ما در عصر اینترنت و ابزارهای دیجیتال نفس می‌کشیم، اما وقتی پای احقاق حق به میان می‌آید، ناگهان متوجه می‌شویم که قوانین ما هنوز با ادبیات ماشین‌تحریر و کاغذهای کاربنی نوشته شده‌اند.
وقتی یک کسب‌وکار نوین بر بستر اینترنت شکل می‌گیرد، با هزاران چالش حقوقی مواجه می‌شود که قانون‌گذار اساسا در زمان تدوین قوانین، حتی قدرت تخیل آنها را نیز نداشته است. استارتاپ‌ها هر روز با پدیده‌هایی روبه‌رو می‌شوند که در هیچ بند و تبصره‌ای نمی‌گنجند. روابط کارگر و کارفرما در پلتفرم‌های اقتصاد مشارکتی (مثل تاکسی‌های اینترنتی یا اپلیکیشن‌های خدمات منزل) چگونه تعریف می‌شود؟ وقتی دفتر کار یک شرکت، فضای ابری است و کارمندانش از شهرهای مختلف بدون هیچ قرارداد کاغذی کار می‌کنند، قانون کار مصوب دهه‌ها پیش چگونه می‌تواند حامی حقوق طرفین باشد؟ این عقب‌ماندگی قانونی، نه تنها سرعت رشد نوآوری را می‌گیرد، بلکه باعث می‌شود بستر اینترنت به جای یک فرصت، به یک میدان مین‌گذاری شده شبیه باشد که هر لحظه ممکن است با یک دستورالعمل سلیقه‌ای، کسب‌وکاری نوپا را به خاک سیاه بنشاند.

میراث دیجیتال؛ وقتی مرگ هم پایان حساب‌های بانکی نیست
مرگ، شاید تنها حقیقت قطعی و غیرقابل تغییر حیات بشر باشد. در سنت و قانون ما، پس از مرگ یک فرد، مسیر انحصار وراثت و تعیین تکلیف ماترک او مشخص است. حساب‌های بانکی مسدود می‌شوند، املاک مهر و موم می‌گردند و ورثه با طی مراحلی مشخص، به سهم قانونی خود می‌رسند. اما در عصر حاضر، دارایی‌های ما دیگر تنها به اسکناس‌های فیزیکی، اسناد منگوله‌دار و طلاجات ختم نمی‌شود.
فرض کنید جوانی از دنیا می‌رود. او در اپلیکیشن‌های پرداخت، نئوبانک‌ها، کیف پول‌های دیجیتال و شاید در صرافی‌های رمزارز، سرمایه قابل توجهی داشته باشد. وقتی قلب او از تپش می‌ایستد، چه بر سر این دارایی‌های نامشهود می‌آید؟ قانون در برابر «میراث دیجیتال» کاملا سکوت کرده است. خانواده متوفی با در دست داشتن گواهی فوت به دادگاه مراجعه می‌کنند، اما قاضی قانونی در اختیار ندارد که به واسطه آن، یک شرکت نرم‌افزاری یا یک پلتفرم خارجی را ملزم به افشای رمز عبور و انتقال دارایی‌های دیجیتال متوفی کند. پول‌هایی که حاصل روزها و ماه‌ها تلاش یک انسان بوده‌اند، در تاریک‌خانه سرورهای کامپیوتری بلوکه می‌شوند و هیچ راهکار حقوقی شفافی برای بازگرداندن آنها به چرخه زندگی بازماندگان وجود ندارد. اینجاست که می‌بینیم مرگ در عصر دیجیتال، تراژدی‌های جدیدی خلق کرده که قانون‌گذار هنوز برای سوگواری آنها آماده نیست.

هوش مصنوعی و بحران هویت؛ از دیپ‌فیک تا سرقت چهره
فناوری هوش مصنوعی دیگر یک چشم‌انداز دوردست نیست؛ هیولایی است که همین حالا در اتاق خواب ما، روی میز کارمان و در گوشی‌های هوشمندمان جا خوش کرده است. فرهنگ استفاده از هوش مصنوعی با سرعتی غیرقابل باور در حال گسترش است، اما قانون در برابر این پدیده، در خوابی عمیق فرو رفته است.
تصور کنید فردی با استفاده از فناوری دیپ‌فیک، چهره و صدای شما را روی بدن شخص دیگری مونتاژ کند و ویدیویی هنجارشکن بسازد که آبرو، حیثیت و موقعیت اجتماعی شما را در چشم برهم‌زدنی نابود کند. شما با قلبی شکسته و روانی آسیب‌دیده به مراجع قضایی پناه می‌برید تا شکایت کنید. اما تحت چه عنوانی؟ افترا؟ جعل سند؟ نشر اکاذیب؟ هیچ‌کدام از این عناوین مجرمانه سنتی، نمی‌توانند پیچیدگی و عمق فاجعه‌ای را که هوش مصنوعی رقم زده است، پوشش دهند. قانونی برای هوش مصنوعی وجود ندارد. هیچ متنی مصوب نشده است که صراحتا بگوید دستکاری هویت دیجیتال یک انسان توسط الگوریتم‌ها، چه مجازاتی دارد. در این خلأ قانونی، حیثیت شهروندان به بازیچه‌ای در دست تکنولوژی تبدیل می‌شود و قربانیان، بی‌پناه در راهروهای دادگاه‌ها سرگردان می‌مانند، بی‌آنکه مرهمی قانونی برای زخم‌هایشان بیابند.

داده‌ها در برزخ؛ انتقال اطلاعات و شرکت‌های نوین
ما در عصر انفجار اطلاعات زندگی می‌کنیم. داده‌ها، نفت دنیای جدید هستند. هر بار که در یک وب‌سایت ثبت‌نام می‌کنیم، از یک اپلیکیشن مسیریاب استفاده می‌کنیم یا عکسی را در یک رسانه مجازی به اشتراک می‌گذاریم، در حال تولید داده هستیم. شرکت‌های نوین و پلتفرم‌های رسانه‌ای، حیاتشان وابسته به جمع‌آوری، تحلیل و انتقال این داده‌هاست.
اما سوال اساسی اینجاست: چه کسی مالک این داده‌هاست؟ آیا قوانینی وجود دارد که از حریم خصوصی افراد در برابر انتقال بی‌ضابطه اطلاعاتشان به شرکت‌های ثالث محافظت کند؟ وقتی یک اپلیکیشن ساده، به تمام مخاطبان، گالری تصاویر و موقعیت مکانی شما دسترسی پیدا می‌کند و این اطلاعات را به شرکت‌های تبلیغاتی می‌فروشد، شما به کدام قانون می‌توانید پناه ببرید؟ متاسفانه، قوانین سایبری ما در زمینه صیانت از داده‌های شخصی بسیار فقیر و کلی‌گویی شده‌اند. فرهنگ به اشتراک‌گذاری داده‌ها نهادینه شده، اما قانون محافظت از این داده‌ها هنوز متولد نشده است. شرکت‌های نوین در این فضای مه‌آلود، مرزهای اخلاق و قانون را به نفع درآمدهای نجومی خود جابه‌جا می‌کنند و شهروندان، نادانسته تمام هویت و رفتار خود را در قالب «داده» به حراج می‌گذارند. رسانه‌های مجازی نیز در غیاب یک چارچوب حقوقی مدون، به جولانگاهی برای اخبار جعلی و سوءاستفاده از اطلاعات کاربران تبدیل شده‌اند.

هنر در مسلخ الگوریتم‌ها؛ خالق کیست؟
شاید یکی از دردناک‌ترین تقاطع‌های فرهنگ و قانون در عصر حاضر، هنر باشد. هنر همیشه بازتاب‌دهنده روح انسان، رنج‌ها، مقاومت‌ها و آرمان‌های او بوده است. اما امروز، الگوریتم‌های هوش مصنوعی با چند کلمه دستوری، تابلوهای نقاشی حیرت‌انگیزی می‌کشند، موسیقی می‌سازند و حتی شعر می‌سرایند.
در این میان، وضعیت حقوقی آثار هنری به یک کلاف سردرگم تبدیل شده است. از نظر قانونی، خالق اثر کجای قضیه قرار دارد؟ اگر فردی ایده اولیه یک اثر هنری، یک داستان یا یک نمایشنامه را داشته باشد و هوش مصنوعی آن را پرورش دهد، حقوق مادی و معنوی این اثر متعلق به کیست؟ قانون کپی‌رایت در کشور ما، حتی برای آثار خلق شده توسط انسان‌ها نیز با ضعف‌ها و کاستی‌های فراوانی روبه‌روست و در مجامع بین‌المللی نیز به رسمیت شناخته نمی‌شود؛ چه رسد به اینکه بخواهد در مورد هنر هوش مصنوعی قضاوت کند.
هیچ قانونی وجود ندارد که بگوید ایده اولیه آثار هنری که توسط یک انسان داده می‌شود، قابل احترام و حمایت است. شرکت‌های توسعه‌دهنده هوش مصنوعی، الگوریتم‌های خود را با استفاده از میلیون‌ها اثر هنری هنرمندان واقعی آموزش می‌دهند، بدون آنکه ریالی به آنها پرداخت کنند یا حق کپی‌رایت آنها را رعایت کنند. هنرمندی که سال‌ها خون دل خورده تا سبکی را خلق کند، ناگهان می‌بیند که یک ربات بی‌جان، در چند ثانیه ده‌ها اثر با سبک او تولید کرده و به نام دیگری به فروش می‌رساند. این غارت آشکار فرهنگی، در سایه نبود قوانین بازدارنده رخ می‌دهد. هنر در مسلخ الگوریتم‌ها ذبح می‌شود و قانون، تنها نظاره‌گری منفعل است که زبان دفاع از خالقان زیبایی را بلد نیست.

بیداری پیش از ویرانی
فرهنگ، موجودی زنده و پویاست. راه خود را از میان صخره‌ها پیدا می‌کند و به پیش می‌رود. اما قانون، چارچوبی است که باید این رودخانه خروشان را هدایت کند تا به سیلابی ویرانگر تبدیل نشود. آنچه امروز شاهد آن هستیم، عقب‌ماندگی فاجعه‌بار نظام حقوقی از واقعیت‌های زندگی روزمره است. از حساب‌های بانکی مردگان در اپلیکیشن‌ها تا دیپ‌فیک‌هایی که آبرو می‌برند، از استارتاپ‌های بی‌پشتوانه تا هنرمندانی که ایده‌هایشان توسط ماشین‌ها سرقت می‌شود؛ همه و همه نشان از یک درد مشترک دارند: «قانون، زبان عصر ما را نمی‌فهمد.»
ما نیازمند یک انقلاب حقوقی هستیم؛ نیازمند قانون‌گذارانی که سواد دیجیتال داشته باشند، پیچیدگی‌های هوش مصنوعی را درک کنند و بفهمند که مرزهای مالکیت، حریم خصوصی و هویت در قرن جدید جابه‌جا شده است. اگر امروز برای تدوین قوانین جامع، شفاف و متناسب با فرهنگ دیجیتال کاری نکنیم، فردا در دادگاه‌هایی قدم خواهیم گذاشت که در آنها نه حقی قابل اثبات است و نه ظالم و مظلومی قابل شناسایی. برزخ بی‌قانونی، خطرناک‌ترین سرنوشتی است که می‌تواند در انتظار جامعه‌ای باشد که فرهنگش با سرعت نور حرکت می‌کند، اما قانونش با پای لنگ در گذشته جا مانده است. وقت آن است که کتاب قانون را ورق بزنیم و فصل‌های جدیدی با جوهر امروز در آن بنویسیم؛ پیش از آنکه ماشین‌ها و الگوریتم‌ها، خود برای ما قانون‌گذاری کنند.
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.