۶ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۲:۱۰
کد مطلب: ۲۴٬۱۸۷

ناامیدی را نادیده بگیریم

رضا ظریفی _ دبیر تحریریه

آگاه: در روزگاری که هر نگاهی به قیمت‌ها در بازار، شنیدن هر خبری از تحولات سیاسی و هر نگرانی برای فردای مبهم، نفس را در سینه حبس می‌کند، ذهن‌ها ناخودآگاه به سمت تاریک‌ترین سناریوها متمایل می‌شوند. ایران امروز، میدان جنگ اراده‌ها با امواج سنگین گرانی، ابرتورم و ده‌ها مسئله صعب دیگر است. در چنین فضایی، روان جمعی دچار یک سوگیری رفتاری می‌شود؛ «سوگیری منفی‌بینی.» مغز انسان، برای بقا، همواره تهدیدها را بر فرصت‌ها اولویت داده است، اما در شرایط حاد کنونی، این سازوکار تکاملی به یک سم مهلک تبدیل شده است؛ چرا که ما نه تنها تهدیدها را جدی می‌گیریم، بلکه دیگر توان دیدن هیچ نقطه نور و امیدبخشی در افق را نداریم.
بسیاری از ما، بدون آنکه متوجه باشیم، به اخبار تلخ معتاد شده‌ایم. این اعتیاد نه از سر علاقه، که از سر نوعی «همدردی هم‌صدا» است؛ گویی با به اشتراک گذاشتن خبری ناگوار، بار غم جمعی را سبک‌تر کرده و خود را جزئی از حقیقت تلخ روزگار می‌دانیم. اما نکته تاسف‌بار اینجاست که در این میان، اگر خبر خوشی هم از گوشه‌وکنار این سرزمین پهناور منتشر شود -چه دستاوردی علمی، چه حرکت نیک‌خواهانه یک همشهری و چه حتی موفقیتی کوچک در عادی‌سازی زندگی- بی‌اعتنا از کنارش می‌گذریم. گویی شاد شدن، در چنین شرایطی «خیانت در حق مردم» تلقی می‌شود و ابراز خوشحالی، نوعی بی‌توجهی به رنج دیگران محسوب می‌شود. این طرز تفکر، اگرچه ریشه در همدلی دارد، اما در عمل به بزرگ‌ترین آفت روحی این دوران مبدل شده است؛ چراکه انسان غرق‌شده در تاریکی، حتی اگر طناب نجات هم جلوی چشمانش باشد، آن را نمی‌بیند.
با این حال، نباید فراموش کرد که «مدیریت اخبار دریافتی» امروز به اندازه مدیریت سفره‌خانه حیاتی است. همان‌طور که در ابرتورم، هر ریال را حساب‌شده خرج می‌کنیم، باید سهمیه مشخصی از ساعات روز را نیز به «اخبار خوب و روشن» اختصاص دهیم. این به معنای چشم‌پوشی از مشکلات عدیده کشور یا نادیده گرفتن درد هم‌میهنان نیست؛ بلکه به این معناست که باید از دریچه‌ای دوچندان به زندگی نگاه کنیم تا تعادل روان‌مان حفظ شود. حتی بازنشر این دست روایات، نه یک ژست احساسی زودگذر، که یک «مقاومت روانی متمرکز» است. وقتی ما این خبرها را در جمع دوستان بازگو می‌کنیم، به آنها اجازه می‌دهیم تا لحظه‌ای از فشار وحشتناک پیش‌بینی آینده رها شوند و در «اکنون» نفس بکشند.
از سوی دیگر، الگوریتم‌های فضای مجازی به گونه‌ای طراحی شده‌اند که اخبار منفی را پربازدیدتر کنند و حباب غم را تنگ‌تر. برای شکستن این حباب، به «رژیم‌خبری» آگاهانه نیاز داریم. یعنی به‌جای اینکه ساعت‌ها در پیج‌های خبری تلخ بچرخیم، چند دقیقه را به جست‌وجوی مستندهای امیدبخش یا پیگیری صفحات هنری و فرهنگی اصیل اختصاص دهیم و آنچه را که قلبمان را گرم می‌کند، برای سایرین هم بفرستیم. این کار، مانند یک واکسن روانی عمل کرده و شدت تاثیر اخبار منفی را کاهش می‌دهد و به ما می‌آموزد که با وجود همه مصائب، زندگی هنوز در جریان است و زیبایی‌هایش نابود نشده‌اند.
اصلا بیاید اینطور در نظر بگیریم که انتقال خبر خوش، یک نوع «صدقه جمعی» است. در روابط انسانی، غم که تقسیم می‌شود، نصف می‌گردد؛ اما شادی که به اشتراک گذاشته می‌شود، چند برابر خواهد شد. در روزگاری که دشمن اصلی ما «یأس» است، بازنشر یک حرکت مثبت، عملی کاملا سیاسی و اجتماعی محسوب می‌شود؛ چراکه روحیه مقاومت ملی را حفظ می‌کند. پس بیایید از امروز، با دقت بیشتری اخبار را فیلتر کنیم، آن هم نه با یک خوش‌بینی ساده‌لوحانه، بلکه به عنوان یک ایرانی واقع‌بین که می‌داند در دل همین طوفان سهمگین، هنوز هم قایق‌های نجات بسیاری به حرکت ادامه می‌دهند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.