آگاه: اما در پس این ظاهر رنگارنگ و مانورهای تبلیغاتی درباره مفهوم «بومی-جهانیشدن» یا Glocalization، پرسش مهمی وجود دارد: آیا نتفلیکس ویترینی واقعی و تکثرگرا برای انعکاس صداها و فرهنگهای خرد جهان است یا کارخانهای پیشرفته و نوین برای یکسانسازی و استانداردسازی داستانها بر اساس ذائقه و ارزشهای آمریکایی؟ چطور مدلی که در ظاهر ادعای تمرکززدایی از هالیوود را دارد، در عمل نظام جدیدی از «امپریالیسم پلتفرمی» را بازتولید میکند؟ نظامی که در آن فرهنگهای محلی تنها در صورتی اجازه ورود به صحنه جهانی را مییابند که فرم، ریتم و ساختار اقتصادی خود را تسلیم الگوهای آمریکایی کنند.
شابلونسازی روایی و الگوریتمهای غربی
در زیستبوم تولیدات نتفلیکس، فرم، محصول مستقیم سنتهای روایتگری بومی یا نگاه مستقل مؤلف نیست، بلکه نتیجه مهندسی داده، دادهکاوی رفتار کاربران مقصد و الگوریتمها است. برای حفظ نرخ تماشای پیوسته و کاهش نرخ ریزش مشترکان، الگوهای روایی هالیوودی بر متون بومی تحمیل میشوند. تعلیقهای اجباری در دقایق پایانی هر قسمت، ریتم تند و بیوقفه و خلق قلابهای دراماتیک در همان لحظات نخست، به شرطهای غیرقابل مذاکره برای چراغ سبز نشان دادن به پروژهها تبدیل شدهاند.
بر اساس گزارش نیویورک تایمز، نتفلیکس تیمی متشکل از ۳۰ کارمند تماموقت را صرفا برای مدیریت و ایجاد بیش از ۳۰۰۰ برچسب (تگ) محتوایی به کار گرفته است. مسئولان نتفلیکس بهصراحت اعلام کردهاند که هدف اصلی از این برچسبگذاریهای الگوریتمی، جذب سریع مخاطب در لحظات اولیه است؛ زیرا دادههای رفتاری پلتفرم نشان میدهند که بعد از گذشت ۵۳ ثانیه از تماشای یک اثر، احتمال انصراف و خروج کاربر از آن بهشدت و با شیب تند سقوط میکند.
این مهندسی ساختاری، استقلال خلاقانه نویسندگان و فیلمسازان را در اروپا و آسیا به چالش کشیده است. گزارشها و مصاحبههای منتشرشده در رسانههای سینمایی مثل هالیوود ریپورتر و ایندی وایر نشان میدهند که چگونه مولفان و فیلمسازان بومی تحت فشارهای پنهان اتاقهای فکر پلتفرم مجبور میشوند عناصر بومی، تاملات فلسفی یا ریتمهای بومشناختی داستانگویی خود را به نفع الگوهای هیجانانگیز و استانداردشده هالیوودی کنار بگذارند.
تصاحب مالکیت فکری و اقتصاد استعماری جدید
پشت ویترین نتفلیکس در حمایت از استعدادهای منطقهای، سازوکار مالی خشن و نوینی قرار دارد که میشود آن را نوعی «اقتصاد استعماری دیجیتال» دانست. نتفلیکس با تحمیل قراردادهای خرید قطعی، تمامی حقوق مالکیت فکری اثر را در همان ابتدا یکجا خریداری میکند. این ساختار حقوقی، سازندگان بومی را از دریافت هرنوع مزایای فروش اثر در ادامه و حق پخشهای متناسب با میزان موفقیت اثر برای همیشه محروم میکند.
روشنترین و افشاگرانهترین نمونه این الگوی استثماری در پرونده سریال کرهای بازی مرکب اتفاق افتاد. طبق گزارشهای رسانههای نیویورک تایمز، رویترز و لسآنجلس تایمز، هوانگ دونگ-هیوک، نویسنده و کارگردان اثر که ۱۰ سال برای فروش این فیلمنامه ناکام مانده بود، تمام حقوق مالکیت فکری سریال را در ابتدای تولید اثر واگذار کرد. نتفلیکس با استناد به مدل مالی غیرشفاف خود، ارزش افزوده و سودی نزدیک به ۹۰۰ میلیون دلار از این سریال کسب کرد. با این حال، هوانگ هیچ سود ثانویهای دریافت نکرد و در مصاحبهای اعلام کرد که تنها به اندازهای پول گرفته که گرسنه نماند و ثروتمند نیست. این موضوع توجه بیشتر رسانهها را جلب کرد: لسآنجلس تایمز در توییتی در سال ۲۰۲۳ نوشته بود: «بازی ماهی مرکب ارزش نتفلیکس را حدود ۹۰۰ میلیون دلار افزایش داد. همچنین باعث شهرت نویسنده و کارگردان کره جنوبی، هوانگ دونگ-هیوک، شد اما نه ثروت. در قراردادش، او تمام حقوق مالکیت معنوی را از دست داده بود و هیچ باقیماندهای دریافت نکرده بود.»
انجمن نویسندگان شرق آمریکا با نقل کردن این توییت و با اشاره غیر مستقیم به سرمایهداری نمایش داده شده –و در واقع مورد انتقاد- در متن سریال و تکرار همان رویه امپریالیستی در رفتار با مولفان بومی از سوی این پلتفرم، جواب داده بود: «طنز ماجرا از نظر ما پنهان نمانده است. به نویسندگانتان پول بدهید.» این بیعدالتی اقتصادی، موجی از بازتابهای قانونی را در پارلمان کره جنوبی برانگیخت. نمایندگان پارلمان با متهم کردن بسترهای خارجی به استفاده رایگان از شبکه و فرار مالیاتی از طریق انتقال سود به نمایندگیهای اروپایی، متممهای قانونی جدیدی را برای الزام این پلتفرمها به پرداخت منصفانه به سازندگان و پرداخت هزینه ترافیک شبکه پیشنهاد کردند. همچنین اتحادیه بازیگران و نویسندگان کره جنوبی علیه نبود سیستم حق مؤلف، دست به اعتراضهای گسترده زدند.

تخریب اقتصاد سینمای مستقل و تورم بازار بومی
ورود بیپروای سرمایههای هنگفت دلاری به اکوسیستمهای تصویر در کشورهای در حال توسعه مانند نیجریه –که به سینمای آن نولیوود میگویند- هند و مکزیک، نهتنها به تقویت زیستبومهای داخلی منتهی نشد، بلکه باعث تورم شدید ساختاری شد. تحقیقات میدانی و گزارشهای رسانه Rest of World و نشریه ورایتی، ابعاد نگرانکنندهای از این ورود بیرویه را فاش کردهاند.
زمانی که نتفلیکس بودجههای نجومی خارجی- مانند سرمایهگذاری ۱۷۵ میلیون دلاری در کشورهای آفریقایی- را به بازارهای مبتنی بر تکنولوژی مثل نولیوود تزریق میکند، دستمزد بازیگران مطرح، فیلمبرداران و عوامل فنی تا چند برابر افزایش مییابد. این تورم دستمزد، سینمای مستقل و تهیهکنندگان داخلی را که با بودجههای محدود محلی اداره میشوند، کاملا زمینگیر میکند؛ برای اینکه توان رقابت با قیمتهای پیشنهادی از سوی کالیفرنیا را ندارند. در نتیجه، تولیدات مستقل بومی به نفع پروژههای سفارشی پلتفرم، حاشیهنشین میشوند. گزارشهای Rest of World نشان میدهد که بسیاری از فیلمسازان مستقل در نیجریه، در واکنش به این وابستگی استعماری و بحرانهای ارزی، پلتفرمهای بینالمللی را دور زده و به توزیع مستقیم آثار خود در یوتیوب روی آوردهاند تا بتوانند حداقل کنترل خلاقانه و اقتصادی کار خود را حفظ کنند.
هضم فرهنگ در ترجمه برای مصرف غربی
عمق یکسانسازی فرهنگها تنها به ساختار روایی و اقتصاد تولید محدود نمیشود، بلکه در لایه زیرنویس و دوبله، یعنی فرآیند بومیسازی به اوج میرسد. نتفلیکس برای تسهیل مصرف محتوا برای مخاطب غربی، ظرایف عمیق طبقاتی، اصطلاحات زبانشناختی و ارجاعات تاریخی بومی را در فرآیند ترجمه حذف میکند.
تحلیلهای متنی انجام شده از سوی مجلات فرهنگی مثل والچر – که بخش فرهنگ، هنر و سرگرمی مجله نیویورک است - و آتلانتیک در بررسی زیرنویسهای انگلیسی سریال بازی مرکب، ابعاد این فیلتر زبانی را مشخص کردند. بر اساس این تحلیلها، اصطلاحات پیچیده زبان کرهای که نشاندهنده مراتب احترام و روابط طبقاتی است در زیرنویسها به کلمات ساده و آمریکاییشده یا نام کوچک شخصیتها تقلیل یافتهاند. همچنین استعارههای فرهنگی عمیق (مانند ارجاع به شخصیتهای نمادین کتابهای درسی دهه ۸۰ کره جنوبی) که بار نقد اجتماعی داشتند، بهکلی حذف یا سادهسازی شدند. این «انسجامزدایی از کلام» (ترجمه از عبارت Linguistic de-mortaring) فرهنگ بومی را از لایههای انتقادی و بومشناختی تهی کرده و به کدهای متنی دمدستی و قابل هضم برای مخاطب غربی تبدیل میکند.
آینده فرهنگهای خرد در سیطره امپریالیسم پلتفرمی
تحلیل جامع الگوی بومیسازی نتفلیکس نشان میدهد که جامعه جهانی نه با یک رستاخیز فرهنگی بومی مواجه است و نه با یک تصاحب مستقیم و خشن هالیوودی؛ بلکه با شکلی پیچیده و نوین از امپریالیسم پلتفرمی روبهروست. در این الگوی نوین، بومی شدن نه تنها هدف نهایی نیست، بلکه به مثابه اسب تروایی است که برای تسخیر بازارهای نوظهور به کار میرود. نتفلیکس فرهنگهای خرد را بهیکباره نابود نمیکند، بلکه آنها را فرموله و تبدیل به کالا میکند، پیوندشان را با ریشههای زبانی و طبقاتی واقعیشان از بین میبرد و نسخهای شیک، استاندارد شده و «قابل مصرف جهانی» تحویل داده و از آن سودافزایی میکند.
آینده فرهنگهای خرد در این عصر، نیازمند هوشیاری ساختاری است. اگر نهادهای تصمیمگیر و قانونگذار و اتحادیههای منطقهای نتوانند مقررات بازدارندهای در زمینه حفظ مالکیت فکری، الزام به پرداخت حق مؤلف و صیانت از زیرساختهای سینمای مستقل داخلی وضع کنند، فرهنگهای خرد به تامینکنندگان نیروی کار ارزان و سوژههای اگزوتیک (غیربومی) برای الگوریتمهای آمریکایی تبدیل خواهند شد. در نهایت، آنچه از بومی-جهانی شدن باقی میماند، پوسته تزئینی و بیخطری از فرهنگها بر ویترین پلتفرمهاست، در حالی که مغز روایی و شریان اقتصادی آنها تماما در غرب میتپد.
نظر شما