۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۰۲
کد مطلب: ۲۴٬۲۳۸

زهرا بهرامی، پژوهشگر:  اربعین صرفا یک مناسک عبادی یا حتی بزرگ‌ترین اجتماع انسانی جهان نیست؛ بلکه تجلی «عقلانیت تمدنی» است؛ عقلانیتی که می‌کوشد انسان را از فردگرایی مدرن به مسئولیت‌پذیری ایمانی بازگرداند. در این چارچوب، پیاده‌روی اربعین نه یک رویداد سالانه، بلکه فرآیندی تاریخی برای بازسازی هویت امت اسلامی است؛ فرآیندی که سیاست را با معنویت، فرهنگ را با مقاومت و ایمان را با کنش اجتماعی درهم می‌آمیزد.

آگاه: در این چارچوب، رهبر شهید انقلاب اسلامی اربعین را تنها یک آیین سوگواری نمی‌دید، بلکه آن را «زیرساخت نرم تمدن نوین اسلامی» می‌دانست؛ تمدنی که اقتدار خود را نه از زرادخانه‌ها و بازارهای سرمایه، بلکه از ایمان مردم، سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی و فرهنگ ایثار به دست می‌آورد. از این منظر، میلیون‌ها زائر که بی‌هیچ اجبار و منفعت مادی، دوشادوش یکدیگر حرکت می‌کنند، تصویری زنده از جامعه‌ای را به نمایش می‌گذارند که در آن خدمت بر سود، برادری بر رقابت و کرامت انسان بر منطق سلطه غلبه یافته است.
از این منظر، تشییع پیکر رهبر شهید در مسیر نجف تا کربلا نیز صرفا آیینی برای وداع نیست؛ بلکه در این قرائت، امتداد همان روایت اربعین است؛ روایتی که می‌کوشد میان عاشورا، مقاومت و آینده امت اسلامی پیوندی تمدنی برقرار کند. در این نگاه، جاده نجف تا کربلا تنها یک مسیر جغرافیایی نیست، بلکه نماد راهی است که هر نسل باید با انتخاب، ایثار و مسئولیت، آن را ادامه دهد؛ گویی هر قدم، تجدید بیعتی است با آرمانی که تاریخ را از کربلا تا امروز به هم پیوند می‌زند.
در این خوانش تمدنی، راز ماندگاری اربعین در آن است که مرزهای قومیت، زبان، ملیت و طبقه را درهم می‌شکند و هویتی فراگیر بر محور ایمان و کرامت انسانی می‌آفریند. میلیون‌ها انسان با فرهنگ‌ها و زبان‌های گوناگون، بدون فرماندهی متمرکز، شبکه‌ای عظیم از اعتماد، خدمت و همدلی را شکل می‌دهند؛ تجربه‌ای که در ادبیات تمدنی، سرمایه‌ای بی‌بدیل برای ساخت جامعه‌ای فراملی به شمار می‌آید. در این جامعه، «دیگری» رقیب نیست؛ برادر و همراهی است که مقصد مشترک، فاصله‌های ظاهری را از میان برداشته است.
بر اساس همین مبنا، یکی از چالش‌های جدی علوم انسانی مدرن در تحلیل اربعین، غلبه عقلانیت ابزاری بر فهم پدیده‌های معنوی است. هنگامی که مفاهیمی چون ایمان، تکلیف، عشق، ایثار و امید از چارچوب تحلیل حذف شوند، طبیعی است که اربعین به گردشگری مذهبی، اقتصاد زیارت یا مدیریت جمعیت فروکاسته شود؛ حال آنکه روح این پدیده در لایه‌هایی نهفته است که با محاسبات صرف مادی قابل اندازه‌گیری نیست. اربعین پیش از آنکه یک «مسئله آماری» باشد، یک «پدیده معنایی» است؛ رخدادی که با زبان عشق، باور و مسئولیت جمعی سخن می‌گوید.
قطعا، وحدت ملت‌های مسلمان نیز صرفا یک همگرایی سیاسی نخواهد بود، بلکه سرمایه‌ای تمدنی برای ساخت آینده‌ای متفاوت است. آینده‌ای که در آن، پیوند ملت‌ها بر پایه عدالت، کرامت، همدلی و مسئولیت مشترک شکل می‌گیرد و توان آن را دارد که در برابر پروژه‌های تفرقه، هویت مشترکی را بازآفرینی کند.

نقشه راهی که شکل می‌گیرد
اربعین صرفا یادبود گذشته نیست؛ تمرین آینده است. آینده‌ای که در آن، امت اسلامی نه با مرزهای جغرافیایی، بلکه با پیوند دل‌ها، مسئولیت مشترک و آرمان عدالت معنا می‌یابد. تمدن نیز نه از انباشت ثروت و فناوری، بلکه از پرورش انسان‌هایی آغاز می‌شود که ایمان را به اخلاق، اخلاق را به خدمت و خدمت را به ساختن جامعه پیوند می‌زنند.
بزرگ‌ترین پیام اربعین برای جهان معاصر این است که تاریخ را همیشه قدرت‌های نظامی و امپراتوری‌های اقتصادی نمی‌نویسند؛ گاه میلیون‌ها انسان بی‌نام و بی‌ادعا که با یک آرمان مشترک هم‌قدم می‌شوند، مسیر تاریخ را دگرگون می‌کنند. اگر این سرمایه عظیم معنوی از جاده‌های نجف و کربلا به متن فرهنگ، علم، اقتصاد، رسانه و روابط میان ملت‌های مسلمان راه یابد، اربعین دیگر تنها موسم زیارت نخواهد بود؛ بلکه به نقشه راه شکل‌گیری تمدنی نو بدل خواهد شد. تمدن‌ها از آنجا آغاز نمی‌شوند که سنگی بر سنگی نهاده می‌شود؛ از آنجا آغاز می‌شوند که دلی به دلی گره می‌خورد. راز ماندگاری اربعین نیز همین است؛ تمدن، پیش از آنکه بر زمین بنا شود، در جان انسان‌ها متولد می‌شود و پیش از آنکه بر نقشه‌ها دیده شود، در ایمان و اراده ملت‌ها ریشه می‌دواند.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.