آگاه: پدیدارشناسی حرکت عظیم اربعین حسینی و تشییع حماسی پیکر مطهر قائد شهید امت در عتبات عالیات، بیش از آنکه نیازمند گزارشهای خبری باشد، محتاج بازخوانی معرفتشناختی است. ما با واقعهای مواجهیم که مرزهای دانش بشری را جابهجا کرده است. علوم انسانی غربی که بر بنیاد مادیگرایی، انسانمداری خودبنیاد و سکولاریسم استوار است، در تحلیل این پدیدهها دچار «انسداد بنیادین» شده است. این ناتوانی، محصول جوهره دانشی است که تنها به سطح مادی حیات دسترسی دارد؛ همانگونه که قرآن کریم درباره این نگاه محدود میفرماید: «یَعْلَمُونَ ظَاهِرا مِنَ الْحَیَاةِ الدُّنْیَا وَهُمْ عَنِ الْآخِرَةِ هُمْ غَافِلُونَ» (روم، ۷)؛ آنها تنها ظاهری از زندگی دنیا را میشناسند و از حقایق برتر و غایات تاریخی غافلند.
نظریههای جامعهشناسی و علوم سیاسی غرب، بر یک پیشفرض نانوشته استوارند: «اصالت سود و اصالت فرد.» در این دستگاه محاسباتی، کنش انسانی زمانی عقلانی است که در پی منفعت مادی یا دفع ضرر دنیوی باشد. اما اربعین، ابطال عملی این فرضیه است. وقتی دهها میلیون انسان، فراتر از مرزها، رنج پیادهروی را به جان میخرند و میزبانان، دارایی خود را فدای زائران میکنند، عقلانیت ابزاری به بنبست میرسد. جامعهشناسی غرب که دین را تنها در قالب «کارکرد اجتماعی» یا «تخلیه هیجانی» میفهمد، از درک مفهوم «امت» عاجز است. امت، برخلاف «جامعه» در تعریف غربی، بر پایه «ولایت الهی» شکل میگیرد؛ پیوندی که دلها را به هم گره میزند: «لَوْ أَنْفَقْتَ مَا فِی الْأَرْضِ جَمِیعا مَا أَلَّفْتَ بَیْنَ قُلُوبِهِمْ وَلَکِنَّ اللَّهَ أَلَّفَ بَیْنَهُمْ» (انفال، ۶۳).
دقیقا به دلیل همین فقر معرفتی، دستگاههای رسانهای غرب برای فرار از حقیقت اربعین، به «تقلیلگرایی» پناه میبرند. آنها با خطاهای تحلیلی فاحش، این حماسه تمدنساز را به «گردشگری مذهبی» تنزل میدهند تا آن را در ذیل قواعد صنعت توریسم تعریف کنند یا با تمرکز بر مدیریت جمعیت و لجستیک، سعی میکنند جنبههای قدسی آن را پنهان کنند. این در حالی است که در اربعین، ما با یک «اقتصاد صلواتی» و «مدیریت ایثاری» مواجهیم که هیچ نسبتی با عقلانیت سرمایهداری ندارد. تقلیل اربعین به یک کنش اقتصادی، نشاندهنده چشم بستن بر حقیقتی است که در آن، «عشق» به مثابه موتور محرک تمدنی، ارادهها را همسو میکند؛ حقیقتی که قرآن آن را برتر از تمام علایق دنیوی میخواند: «قُلْ إِنْ کَانَ آبَاؤُکُمْ وَأَبْنَاؤُکُمْ… أَحَبَّ إِلَیْکُمْ مِنَ اللَّهِ وَرَسُولِهِ وَجِهَادٍ فِی سَبِیلِهِ...» (توبه، ۲۴).
بزرگترین ناتوانی علوم انسانی سکولار، در فهم مفاهیم متعالی نظیر «تکلیف»، «اراده جمعی خدامحور» و «پیوند با عالم غیب» نهفته است. در نگاه غرب، انسان یا ابزار ساختارهاست یا سوژهای است که آزادیاش در رهایی از هرگونه قید الهی تعریف میشود. اما در میقات اربعین، زائر با مفهوم «تکلیف» به عالیترین سطح آزادی میرسد. این اراده جمعی، ناشی از قرارداد مدنی نیست، بلکه استمرار فریاد استغاثه تاریخ برای تحقق عدالت است. تحلیلگر غربی که جهان را تنها در آزمایشگاه ماده میبیند، نمیتواند بفهمد که چگونه یک «ایمان غیبی»، سستترین ارادهها را به پولادینترین عزمها برای مقابله با نظام سلطه تبدیل میکند.
نقطه اوج این سردرگمی معرفتی در واقعه اخیر، یعنی تشییع حماسی پیکر مطهر قائد شهید امت در عتبات عالیات رخ داد. این تشییع، تمام محاسبات اتاقهای فکر غرب را به هم ریخت. آنها که سالها در پی ایجاد شکاف میان دو ملت ایران و عراق و ترویج ناسیونالیسم سکولار بودند، ناگهان با تجسد عینی پیوند ایمانی مواجه شدند. رسانههای غربی در برابر این شور انقلابی بهتزده ماندند؛ زیرا نمیتوانند درک کنند که در منطق قرآن، شهید «مرده» نیست که با حذف فیزیکی از صحنه خارج شود: «وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ یُقْتَلُ فِی سَبِیلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْیَاءٌ وَلَکِنْ لَا تَشْعُرُونَ» (بقره، ۱۵۴). این «عدم شعور» تحلیلگران غربی، ناشی از انکار حیات تمدنی شهید است که پس از مرگ جسمانی، قدرتمندتر از زمان حیاتش، امت را به سوی آرمانهای والا حرکت میدهد.
این تشییع حماسی نشان داد که پیوند رهبری مقاومت با تودههای مردم در بستر اربعین، فراتر از یک علاقه سیاسی ساده، یک پیوند «امام و امت» است که افق تازهای را برای تمدن نوین اسلامی گشوده است. اربعین و خون مطهر شهدای آن، نه تنها چالش، بلکه پایان اعتبار علوم انسانی غربی در جهان اسلام است. امروز ما در آستانه تولد یک دانش نوین هستیم؛ «علوم انسانی تمدنی» که بر پایه وحی، عقلانیت قدسی و تجربه عینی امت واحد بنا شده است. اربعین، مانور تمدنی این دانش جدید است که در آن، انسان در مسیر بندگی خدا تعریف میشود. این همان افق روشنی است که رهبر شهید با نگاه راهبردی خود ترسیم کرد و امروز، خونِ او تضمینکننده تحقق آن است؛ چرا که حق ماندنی است و باطل، بهرغم هیاهوهای رسانهای، رفتنی است: «جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ کَانَ زَهُوقا» (اسراء، ۸۱).
نظر شما