آگاه: نگاه تمدنی به اربعین، آن را از سطح یک اجتماع بزرگ انسانی فراتر میبرد و به عنوان یک «الگوی اجتماعی» معرفی میکند؛ الگویی که در آن انسان نه بر اساس منافع فردی و رقابتهای مادی، بلکه بر پایه عشق، ایمان، ایثار و مسئولیت جمعی تعریف میشود. در جهانی که انسان معاصر بیش از هر زمان دیگری گرفتار فردگرایی، مصرفزدگی و بحران معنا شده است، اربعین تصویری متفاوت از انسان ارائه میدهد؛ انسانی که میتواند برای یک آرمان متعالی، رنج سفر را تحمل کند و خدمت به دیگری را ارزش بداند.
در این میان، نقش رهبران فکری و سیاسی جریان مقاومت در بازخوانی ظرفیتهای تمدنی عاشورا و اربعین قابل توجه است. نگاه راهبردی به اربعین، این حرکت را تنها یک مراسم سالانه نمیبیند، بلکه آن را فرصتی برای تقویت هویت اسلامی، افزایش همبستگی ملتها و شکلدهی به گفتمان مقاومت در برابر نظام سلطه میداند. تاکید بر ابعاد جهانی پیام عاشورا، توجه به وحدت میان ملتهای مسلمان و حمایت از ظرفیتهای مردمی اربعین، موجب شده است که این رویداد به یکی از مهمترین نمادهای قدرت نرم جهان اسلام تبدیل شود.
اربعین، نمونهای روشن از «تمدن مردمی» است؛ تمدنی که از پایین و از دل مردم شکل میگیرد، نه صرفا از طریق ساختارهای رسمی و حکومتی. میلیونها زائر، موکبهای مردمی، خدمترسانی داوطلبانه و روابط انسانی شکلگرفته در این مسیر، نشان میدهد که جامعهای مبتنی بر ایمان و همدلی میتواند الگویی متفاوت از روابط انسانی ارائه دهد؛ الگویی که در برابر منطق سودمحوری و منفعتطلبی تمدن مادی غرب قرار میگیرد.
یکی از مهمترین پیامهای اربعین، عبور از مرزهای ساختگی میان ملتهاست. در این حرکت عظیم، ایرانی، عراقی، لبنانی، پاکستانی، آفریقایی و دیگر ملتها در کنار یکدیگر قرار میگیرند و هویتی فراتر از مرزهای سیاسی تجربه میکنند. این همگرایی نشان میدهد که پیوندهای فرهنگی و اعتقادی میتوانند قدرتی ایجاد کنند که محاسبات صرفا سیاسی قادر به توضیح کامل آن نیستند.
از سوی دیگر، برخی رویکردهای رایج در علوم انسانی غربی، در تحلیل چنین پدیدههایی با محدودیت مواجه میشوند؛ زیرا غالبا رفتار انسان را در چارچوبهایی مانند منفعت اقتصادی، کنش سیاسی یا ساختارهای اجتماعی مادی تحلیل میکنند. اما در اربعین، عناصر مهمی مانند عشق معنوی، احساس تکلیف، ایمان به غیب و پیوند عاطفی با یک آرمان تاریخی حضور دارند؛ مؤلفههایی که با معیارهای صرفا مادی به آسانی قابل اندازهگیری نیستند.
تشییع رهبران و شخصیتهای اثرگذار جریان مقاومت نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است؛ چراکه در فرهنگ عاشورایی، شهادت پایان یک مسیر نیست، بلکه آغاز مرحلهای تازه از حرکت تاریخی یک آرمان است. همانگونه که خون امام حسین (ع) پس از قرنها همچنان الهامبخش حرکتهای عدالتخواهانه است، شهادت شخصیتهایی که در مسیر این اندیشه قرار گرفتهاند نیز میتواند به تقویت حافظه تاریخی و انسجام اجتماعی منجر شود. در نهایت، اربعین را باید فراتر از یک رویداد مذهبی دید؛ اربعین نشانهای از امکان شکلگیری نوعی نظم انسانی جدید است؛ نظمی که در آن کرامت انسان بر قدرت، همدلی بر رقابت و معنویت بر مصرفگرایی غلبه میکند. این حرکت عظیم به جهان نشان میدهد که هنوز نیرویی فراتر از محاسبات مادی وجود دارد؛ نیرویی که از ایمان، آرمان و اراده جمعی انسانها سرچشمه میگیرد.اربعین، روایت زنده پیوند گذشته و آینده است؛ پلی میان عاشورای دیروز و آرمانهای فردای امت اسلامی. اگر تمدنها با ارزشهای بنیادین خود شناخته میشوند، اربعین را میتوان یکی از روشنترین نشانههای ظهور یک گفتمان تمدنی مبتنی بر عدالت، معنویت و وحدت دانست.
۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۹:۵۷
کد مطلب: ۲۴٬۲۳۶
فاطمه پروازی، پژوهشگر:اربعین حسینی در جهان امروز، دیگر صرفا یک مناسک مذهبی و یک حرکت آیینی محدود به جغرافیای شیعه نیست؛ بلکه به پدیدهای تمدنی تبدیل شده است که میلیونها انسان را با وجود تفاوتهای قومی، ملی و زبانی، در یک مسیر مشترک گردهم میآورد. آنچه در مسیر نجف تا کربلا رخ میدهد، تنها حرکت جسمها به سوی یک مقصد نیست؛ بلکه حرکت دلها، اندیشهها و ارادههای انسانی به سوی یک آرمان تاریخی است: عدالت، کرامت و نفی ظلم.
نظر شما