آگاه: هر سال با فرا رسیدن اربعین، میلیونها نفر از ملیتها و فرهنگهای گوناگون بهسوی کربلا حرکت میکنند. در نگاه نخست، این صحنه ممکن است بزرگترین اجتماع مذهبی جهان به نظر برسد، اما اگر اربعین را صرفا از منظر تعداد زائران یا گستره جغرافیایی آن تحلیل کنیم، از درک مهمترین ویژگی این پدیده بازمیمانیم. آنچه در این مسیر شکل میگیرد، تنها یک زیارت جمعی نیست، فرآیندی است که طی آن حافظه عاشورا بار دیگر در متن زندگی اجتماعی شیعیان حضور مییابد و گذشته تاریخی در قالب تجربهای مشترک استمرار پیدا میکند. از همینرو، اربعین را باید ساز و کاری برای تداوم هویت جمعی دانست؛ ساز و کاری که تاریخ، ایمان و کنش اجتماعی را در بستری واحد به یکدیگر پیوند میدهد.
برای فهم این کارکرد، نخست باید نگاه خود را به کربلا تغییر دهیم. کربلا تنها محل وقوع حادثه عاشورا یا مقصد نهایی زائران نیست. اگر چنین بود، اثر آن نیز به همان نقطه جغرافیایی و همان مقطع تاریخی محدود میماند. آنچه کربلا را در طول قرنها به یکی از مهمترین کانونهای هویت شیعی تبدیل کرده، استمرار حضور آن در آیینها، مناسک، نمادها و تجربههای دینی است. کربلا بیش از آنکه یک مکان باشد، به محور گردش معنا در جهان تشیع تبدیل شده است؛ محوری که پیوند میان جوامع شیعی را، فارغ از فاصلههای جغرافیایی، حفظ و بازتولید میکند.
از این منظر، مفهوم «ابرابژه» میتواند ابزار مناسبی برای تبیین جایگاه کربلا باشد. برخی پدیدهها را نمیتوان در قالب یک مکان، یک زمان یا یک رویداد مشخص خلاصه کرد، زیرا آثار آنها در گسترهای وسیع از زمان و مکان پراکنده است. کربلا نیز چنین وضعیتی دارد. حضور آن تنها در حرم یا محدوده جغرافیایی این شهر خلاصه نمیشود، بلکه در مسیرهای پیادهروی، موکبها، پرچمها، آیینهای سوگواری، اشیای مذهبی، نوحهها، رسانهها و شبکههای ارتباطی امتداد پیدا میکند. هر یک از این عناصر بخشی از منظومهای بزرگتر هستند که حافظه عاشورا را در زندگی روزمره مؤمنان زنده نگه میدارد و میان آنان احساس تعلق به یک روایت مشترک ایجاد میکند.
در کنار این مفهوم، «کرونوتوپ» نیز امکان فهم دقیقتری از تجربه اربعین فراهم میآورد. در این چارچوب، زمان و مکان دو عنصر جدا از هم نیستند، بلکه در تجربه انسان به یکدیگر گره میخورند. راههای منتهی به کربلا، موکبها، ایستگاههای استراحت، مجالس عزاداری و مقصد نهایی، اجزای منفک یک سفر نیستند؛ آنها ساختاری منسجم را شکل میدهند که در آن، گذشته عاشورا در اکنون بازتجربه میشود. زائر تنها مسیر میان نجف و کربلا را طی نمیکند؛ وارد فضایی میشود که در آن زمان تاریخی و مکان آیینی درهم تنیدهاند. به همین دلیل، عاشورا در اربعین صرفا روایت نمیشود، دوباره زیسته میشود.
همین ویژگی، اربعین را به بستری برای بازتولید هویت جمعی تبدیل میکند. هویتهای اجتماعی تنها برپایه مجموعهای از باورهای مشترک شکل نمیگیرند؛ آنچه به آنها دوام میبخشد، تجربههایی است که افراد بهطور مکرر و در کنار یکدیگر از سر میگذرانند. تکرار سالانه اربعین چنین امکانی را فراهم میکند. در این آیین، عاشورا از سطح یک روایت تاریخی فراتر میرود و در قالب کنش جمعی بازآفرینی میشود. این تجربه مشترک، حاصل کنار هم قرار گرفتن مجموعهای از عناصر مادی و نمادین است.
در این میان، نقش عناصر مادی نیز نباید نادیده گرفته شود. اشیای مذهبی، فضاهای آیینی و زیرساختهایی که برگزاری این مراسم را ممکن میسازند، تنها کارکرد خدماتی ندارند. این عناصر نحوه حضور زائران، شیوه تعامل آنان با یکدیگر و کیفیت تجربه زیارت را شکل میدهند و به همین دلیل در تولید معنا سهم دارند. تجربه اربعین صرفا در ذهن افراد شکل نمیگیرد، بلکه نتیجه تعامل مستمر انسان با فضا، اشیا و مناسکی است که این آیین را در عرصه زندگی اجتماعی عینیت میبخشند.
ویژگی دیگر اربعین آن است که این شبکه معنایی به کربلا محدود نمیماند. آیینها و نمادهای عاشورایی در جوامع مختلف، متناسب با شرایط تاریخی و فرهنگی هر منطقه، بازتفسیر و بازآفرینی میشوند؛ با این حال، پیوند خود را با کانون معنایی عاشورا حفظ میکنند. از این رهگذر، شبکهای فراملی از تجربههای مشترک شکل میگیرد که با وجود تفاوتهای زبانی، قومی و جغرافیایی، بر حافظهای واحد استوار است. این حافظه مشترک، امکان تداوم هویت امت را در فراتر از مرزهای سیاسی فراهم میآورد.
از این منظر، ظرفیت تمدنی اربعین را باید در توانایی آن برای انتقال و بازتولید همین حافظه تاریخی جستوجو کرد. سنتهای دینی تنها با حفظ متون یا نقل تاریخ پایدار نمیمانند؛ آنها زمانی استمرار مییابند که بتوانند در تجربه نسلهای مختلف حضور پیدا کنند. اربعین دقیقا چنین نقشی بر عهده دارد. این آیین، گذشته را به اکنون پیوند میدهد و از خلال مناسک، نمادها و مشارکت اجتماعی، امکان بازتولید مستمر هویت مشترک را فراهم میکند.
بنابراین، اهمیت اربعین تنها در عظمت جمعیت حاضر در آن خلاصه نمیشود. ارزش واقعی این پدیده در شبکهای از معنا، روابط اجتماعی و تجربههای مشترکی است که هرسال بازآفرینی میشود و حافظه عاشورا را در متن زندگی امت استمرار میبخشد. تا زمانی که این حافظه در قالب تجربهای زیسته میان نسلهای مختلف انتقال یابد، کربلا صرفا یک مکان تاریخی نخواهد بود و کانونی برای بازتولید هویت جمعی تبدیل خواهد ماند.
۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۱
کد مطلب: ۲۴٬۲۴۶
نظر شما