آگاه: نیویورکتایمز روز گذشته خبر داد که آمریکا در حمله تروریستی منجر به شهادت کودک دو ساله سینا جعفری در قشم، از یک بمب دو هزار پوندی به نام مارک ۸۴ استفاده کرده است. این سلاح، یکی از بزرگترین بمبهای متعارف مورد استفاده ارتش ایالات متحده است.
طبق گزارش نیویورکتایمز تصاویر نشان میدهد که ایالات متحده بمب دو هزار پوندی را روی خانهای در ایران انداخته و سه نفر را کشته است. این رسانه آمریکایی تصریح کرد که هیچ نشانهای از وجود یک سایت نظامی در نزدیکی خانه این خانواده یا هیچ گزارشی از تلفات نظامی ناشی از این حمله که مقامات ایرانی معمولا اعلام میکنند، پیدا نکرد. استفاده آمریکا از بمبهای سنگین برای هدف قرار دادن اماکن غیرنظامی و مسکونی، امری مسبوق به سابقه است و این نوع از جنایت در سیاهه جنایتکاریهای رژیم آمریکا بسیار به چشم میخورد. در همین جنگ ۴۰ روزه، آمریکاییها دو بار بمبهای سنگین و چند هزار پوندی را برای هدف قرار دادن اماکن غیرنظامی و مسکونی و آموزشی، استفاده کردند.
تجارت شیطانی آمریکا در جنگ
در ابتدای جنگ ۴۰ روزه، آمریکاییها که متخصص بیزنسمنی و تجارت در جنگ هستند میخواستند موشک پریزم را تست کنند و پیوست تبلیغات تجاری روی آن داشته باشند و آن را در بازار پرسود تسلیحات به فروش گسترده برسانند؛ بنابراین در روز ۹ اسفند ۱۴۰۴ در نخستین روز از جنگ ۴۰ روزه، شهر لامرد در نزدیکی شیراز را با موشک پریزم هدف قرار دادند و چندین غیرنظامی ایرانی را به شهادت رساندند. در لامرد نه شهر موشکی بود و نه پایگاه پهپادی. لامرد فقط و فقط برای نشان دادن قدرت تلفاتگیری موشک پریزم هدف قرار گرفته شد.
به نظر میرسد جنایت اخیر آمریکا در قشم و کشتن کودک دو ساله ایرانی با بمب دو هزار پوندی مارک ۸۴ نیز با همین هدف از سوی آمریکا انجام گرفت. استفاده از مناطق مسکونی ایران به عنوان عرصه تست میدانی برای سلاحهای استراتژیک، پرده از حقیقتی تلخ برمیدارد و آن اینکه برای مجتمعهای نظامی و صنعتی غرب و مشخصا آمریکا، جان کودکان ایرانی تنها متغیر آزمایشی در الگوریتمهای اثربخشی بمبهای کشتارجمعی است. این جنایت، بیش از آنکه یک اقدام نظامی باشد، یک کمپین تبلیغاتی خونین در بازار جهانی تسلیحات است؛ جایی که بمبهای دو هزار پوندی نه برای اهداف راهبردی، بلکه برای جلب نظر مشتریان انحصاری سلاحهای آمریکایی، بر سر خانههای غیرنظامیان تخلیه میشوند.
تکرار الگوی تهاجم به قشم، لامرد و میناب، نشاندهنده یک دکترین تروریسم آزمایشی است که در آن، واشنگتن با عبور از تمامی خطوط قرمز حقوق بشری، زیرساختهای غیرنظامی را به آزمایشگاههای پیشران توسعه دکترینهای کشتار جمعی تبدیل کرده است. در حالی که رسانههای جریان اصلی غرب، چشمان خود را بر تروریسم دولتی آمریکا بستهاند، استفاده از سنگینترین تسلیحات متعارف علیه مناطق مسکونی، مهر تاییدی است بر سقوط اخلاقی هژمونی در حال فروپاشی که برای اثبات قدرت، به قربانی کردن کودکان بیگناه متوسل شده است. هدف قرار دادن عامدانه غیرنظامیان با بمبهای سنگین در قشم، پیامی فراتر از یک درگیری منطقهای دارد؛ این یک استراتژی وحشتافکنی کنترلشده است که با هدف ارعاب ملتها و تست واکنش شبکههای پدافندی ایران در محیطی غیرمتعارف طراحی شده است. بمباران قشم با مارک ۸۴ و شهادت سینای دو ساله تکرار همان سناریوی میناب است که در آن، نه ضرورت نظامی، بلکه نیاز تبلیغاتی به نمایش قدرت ویرانگر بمبهای سنگین، اولویت اصلی پنتاگون در مدیریت تنشهای منطقهای بوده است.
فاجعه میناب و شروع یک الگوی وحشتناک
در میناب نیز کودککشی آمریکاییها با تسلیحات سنگین و با هدف جلب مشتری برای موشک تاماهاک اتفاق افتاد. حوالی ساعت ۱۱ صبح ۹ اسفند ۱۴۰۴، طی اولین ساعات جنگ تحمیلی آمریکایی و صهیونیستی علیه ایران، بزرگترین جنایت آمریکا در طول جنگ رخ داد: حمله به مدرسه ابتدایی شجره طیبه در شهر میناب استان هرمزگان.
در حالی که وزارت جنگ آمریکا، بعد از گذشت چندین ماه، همچنان میگوید در حال انجام تحقیقات درباره مسئولیت این کشور در قبال حمله است و دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا نیز از پذیرش مسئولیت شانه خالی میکند، گزارشهای تحقیقاتی و بررسی اسناد و شواهد موجود، جای هیچ تردیدی را باقی نمیگذارد که آمریکا مستقیما مسئول این جنایت جنگی بوده است.
از همان ساعات ابتدایی، شواهد واضحی وجود داشت مبنی بر اینکه دبستان شجره طیبه توسط ارتش آمریکا هدف قرار گرفته است. یکی از این شواهد غیرقابل انکار اصابت موشکهای کروز تاماهاک به مدرسه بود؛ موشکی که در جنگ ۴۰ روزه تنها آمریکا از آنها استفاده میکرد. با این حال اما ترامپ در پاسخ به سوالات خبرنگاران نهتنها حاضر به اعتراف به ارتکاب این جنایت جنگی نشد، بلکه ایران را مقصر این فاجعه دانست؛ تا جایی که در ادعایی خندهدار گفت ایران هم موشک تاماهاک دارد. این ادعا از آنجایی مطرح شد که ویدیوهای منتشر شده از این جنایت و همچنین قطعات موشک کشفشده در محل بمباران، بهوضوح اصابت موشک تاماهاک به مدرسه را اثبات میکرد و جایی برای انکار نوع تسلیحات بهکار رفته برای حمله به مدرسه باقی نمیگذاشت. ادعاها درباره اشتباه در هدفگیری به هیچ عنوان صحت ندارند. بررسی کارشناسان و مطالعه نقاط برخورد در پایگاه نظامی اطراف مدرسه و همچنین خود ساختمان مدرسه بهوضوح اثبات میکند که این ساختمان مشخصا هدف بمباران قرار گرفته است؛ آن هم نه یک بار بلکه بنا بر برخی گزارشها سه مرتبه. البته دبستان شجره طیبه، تنها ساختمان غیرنظامی و حتی تنها مدرسهای نیست که در جنگ ۴۰ روزه هدف بمباران ائتلاف آمریکایی و صهیونیستی قرار گرفت. حمله به اهداف غیرنظامی نقض صریح قوانین بینالمللی حاکم بر درگیری نظامی محسوب میشود، اما اظهارات مقامات آمریکایی نشان میدهد از نقض این قوانین و ارتکاب جنایات جنگی ابایی ندارند.
نظر شما