نفیسه محمدی: اربعین امسال، مسیر نجف تا کربلا روایتگری بود از داستانی که این بار با واژه «خون‌خواهی» گره خورده بود. نه یک شعار گذرا، که آینه تمام‌نمای عهدی دوباره با رهبر شهید؛ آنجا که پرچم‌های سرخ «یا لثارات الحسین» در دستان زائران ایرانی و میزبانان عراقی، از بین‌الحرمین تا عمودهای طریق، فریاد می‌زدند خون رهبر شهید انقلاب، مرز نمی‌شناسد.

آگاه: موکب‌داران با چشمانی گریان، مسیر را سرخپوش کرده بودند و زمزمه «ترامپ را بکشید» درهم‌آمیزی با «لبیک یا خامنه‌ای»، نشان می‌داد اربعین امسال نه یک آیین سالانه، که میثاقی برای انتقام و مقدمه‌ای برای ظهور شده است.
رخدادهای بزرگ سیاسی و امنیتی را نمی‌توان تنها در چارچوب آثار فوری یا پیامدهای کوتاه‌مدت آنها تحلیل کرد. برخی از این وقایع، به دلیل تاثیری که بر ساختار قدرت، موازنه‌های منطقه‌ای و معادلات امنیتی بر جای می‌گذارند، به نقطه عطفی در روند تحولات تبدیل می‌شوند. در چنین شرایطی، مفاهیمی که در نگاه نخست رنگ‌وبوی عاطفی دارند، ابعادی فراتر پیدا می‌کنند و وارد حوزه تحلیل‌های راهبردی می‌شوند. خون‌خواهی نیز از همین مفاهیم است. اگر یک اقدام خصمانه با هدف اثرگذاری بر آینده یک نظام سیاسی و تغییر آرایش قدرت طراحی شده باشد، طبیعی است که مواجهه با آن نیز نباید صرفا در قالب واکنشی آنی یا احساسی تعریف شود. در این چارچوب، خون‌خواهی به معنای پاسداری از ظرفیت‌های قدرت و جلوگیری از تحقق اهداف بلندمدت دشمن است.
در عملیات هدفمند علیه رهبر شهید انقلاب اسلامی، مسئله تنها حذف یک فرد نیست. رهبر در بسیاری از نظام‌های سیاسی، نقش هماهنگ‌کننده میان نهادهای تصمیم‌گیر، ساختارهای دفاعی، دستگاه‌های امنیتی و سازوکارهای مدیریت بحران را بر عهده دارد. از این‌رو، حذف او می‌تواند با هدف برهم زدن نظم تصمیم‌گیری، کاهش انسجام نهادی و ایجاد اختلال در فرآیند هدایت سیاسی و امنیتی کشور صورت گیرد. به همین دلیل، آثار چنین عملیاتی را نباید صرفا در قالب جانشینی یک مقام یا تغییر در ترکیب مدیران ارشد بررسی کرد، بلکه باید سنجید که این اقدام تا چه اندازه بر توان تصمیم‌سازی، هماهنگی میان نهادها، کارآمدی ساختارهای امنیتی و ظرفیت مدیریت بحران اثر گذاشته است. هر اندازه این مؤلفه‌ها توان بازسازی و استمرار بیشتری داشته باشند، احتمال دستیابی طراحان عملیات به اهداف راهبردی خود کاهش خواهد یافت.  از این منظر، خون‌خواهی نیز باید در همان سطحی تعریف شود که اقدام اولیه طراحی شده است. اگر هدف یک عملیات، تغییر محاسبات امنیتی و برهم زدن موازنه قدرت باشد، پاسخ موثر نیز صرفا به اقدام متقابل محدود نخواهد شد. آنچه اهمیت دارد، جلوگیری از تثبیت نتایجی است که طرف مهاجم در پی تحقق آنها بوده است. بنابراین، تقویت توان تصمیم‌گیری، افزایش هماهنگی میان نهادهای مسئول، بازسازی ظرفیت‌های آسیب‌دیده و حفظ قدرت بازدارندگی، اجزای اصلی یک پاسخ راهبردی محسوب می‌شوند. در چنین نگاهی، موفقیت خون‌خواهی نه با سرعت واکنش، بلکه با میزان تاثیر آن در بی‌اثر کردن پیامدهای بلندمدت اقدام خصمانه ارزیابی می‌شود.
این برداشت، رابطه‌ای مستقیم میان خون‌خواهی و تداوم ساختار سیاسی برقرار می‌کند. تجربه نظام‌های سیاسی نشان داده است که حذف یک رهبر، هرچند می‌تواند آثار مهمی بر روند اداره کشور بر جای بگذارد، اما به‌تنهایی تعیین‌کننده سرنوشت یک نظام نیست. آنچه دوام یک ساختار را تضمین می‌کند، استحکام نهادها، استمرار فرآیندهای تصمیم‌گیری، توان بازتولید ظرفیت‌های راهبردی و حفظ هماهنگی میان ارکان اصلی قدرت است. از این‌رو، اگر یک عملیات با هدف ایجاد گسست در این پیوندها طراحی شده باشد، مهم‌ترین پاسخ، حفظ همین پیوستگی و جلوگیری از اختلال در عملکرد آنها خواهد بود. در چنین شرایطی، خون‌خواهی به معنای فراهم کردن زمینه‌ای است که ساختار سیاسی بتواند بدون از دست دادن انسجام و کارآمدی، مسیر خود را ادامه دهد.
از سوی دیگر، هر اقدام راهبردی تنها زمانی به نتیجه می‌رسد که بتواند رفتار و محاسبات طرف مقابل را تغییر دهد. اگر یک نظام سیاسی پس از تحمل ضربه، انسجام خود را از دست بدهد یا در فرآیند تصمیم‌گیری دچار اختلال پایدار شود، بخش مهمی از اهداف عملیات تحقق یافته است. اما اگر همان نظام بتواند با مدیریت بحران، بازسازی ظرفیت‌های آسیب‌دیده و حفظ هماهنگی میان نهادهای مسئول، ابتکار عمل را دوباره به دست گیرد، در واقع اثرگذاری راهبردی اقدام اولیه را محدود کرده است. به همین دلیل، خون‌خواهی را باید فرآیندی دانست که هدف آن بازیابی توان ساختاری و جلوگیری از بهره‌برداری بلندمدت دشمن از یک موفقیت مقطعی است.
در نتیجه، خون‌خواهی زمانی از سطح یک مطالبه عمومی فراتر می‌رود که به بخشی از راهبرد حفظ قدرت و ثبات تبدیل شود. در این چارچوب، محور اصلی نه واکنش‌های کوتاه‌مدت بلکه استمرار کارآمدی ساختارهای سیاسی، تقویت بازدارندگی، افزایش تاب‌آوری نهادی و جلوگیری از تغییر پایدار موازنه قدرت است. بنابراین، خون‌خواهی را باید رویکردی آینده‌نگر دانست؛ رویکردی که هدف آن صرفا پاسخ به یک رخداد گذشته نیست، بلکه حفظ توان یک نظام برای مواجهه با چالش‌های پیش‌رو و جلوگیری از تبدیل یک اقدام محدود به تغییری ماندگار در معادلات راهبردی است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.