آگاه: نگاهی جامع به کارنامه رسانهای دولت در ۱۲ ماه گذشته، ما را با یک پارادوکس مواجه میکند؛ در یک سوی این معادله، شخص رئیسجمهور و شاکله سیاسی دولت قرار دارد که با تکیه بر گفتمان «وفاق»، صداقت کلامی، اخلاقمداری و پرهیز از قطبیسازیهای ویرانگر، تصویری دستنخورده و بدون رتوش از چالشهای کشور ارائه میدهد اما در طرف دیگر، ماشین اجرایی اطلاعرسانی دولت قرار گرفته که از ضعفهای فاحش تکنیکی، ضعف هماهنگی میاندستگاهی، شتابزدگی در پوشش رویدادها و نوعی سردرگمی در مدیریت بحرانهای خبری دور نمانده. این گسست میان اخلاق و نیات و تکنیک و ابزارها، سرمایه اجتماعی دولت را در معرض فرسایش قرار داده است.
لکنت در روایت رسمی
نگاهی بر عملکرد بازوی رسانهای دولت در پوشش رویدادها و تصمیمات یک سال گذشته، گواهی بر نبود یک اتاق فکر متمرکز، حرفهای و هوشمند در مدیریت پیام است. با نگاهی جزئیتر به این ضعف اجرایی میتوان آن را در چهار محور اساسی صورتبندی کرد: نخستین موضوع، بیبرنامگی و ناهماهنگی در اطلاعرسانی رویدادهای ملی و رسمی است. در موارد متعدد، انتشار اطلاعیههای متناقض و تغییرات لحظه آخری در برنامهها و آیینهای رسمی از سوی پایگاه اطلاعرسانی دولت و خبرگزاری ایرنا، افکار عمومی و اصحاب رسانه را دچار بلاتکلیفی کرده است. این الگوی ناهماهنگ که با هدررفت وقت، انرژی و تمرکز مخاطبان همراه بوده، اعتماد عمومی به متون خبری رسمی را مخدوش کرده و نشان داده که شورای اطلاعرسانی دولت در ایجاد هارمونی میان دستگاههای مختلف اجرایی با چالش جدی مواجه است.
دومین عارضه به الگوی آسیبزای «انتشار، اصلاح و حذف» یا ویرایشهای پسینی مربوط است. تیم رسانهای دولت چندین مرتبه در پوشش سخنان صریح رئیسجمهور پیرامون ناترازیهای اقتصادی، کسری بودجه یا موضوعات حساس سیاسی، دچار شتابزدگی بدون تحلیل پیوست شده است. انتشار غیرحرفهای این سخنان، بلافاصله موجی از حواشی سیاسی و سوءاستفادههای جناحی را رقم زده و در نتیجه رسانههای دولت را ناچار به سانسور، ویرایش یا حذف اصل خبر کرده است. این شتابزدگی و عقبنشینیهای پیدرپی، نهتنها به شایعات دامن زده، بلکه به تعبیر برخی فعالان سیاسی «مظلومیت رسانهای رئیسجمهور» را به دلیل برخوردار نبودن از یک تیم خبره رسانهای به نمایش گذاشته است.
سومین نقطه ضعف، انفعال آشکار در برابر صداوسیما و موازنه نداشتن در جریانسازی خبری است. ماجرای سانسور و قطع زنده بخشهایی از سخنرانی رئیسجمهور در روز ملی صنعت و معدن پیرامون ضرورتهای مذاکرات از نگاه رهبر انقلاب، توسط رسانه ملی، نمونهای روشن از این نابرابری بود. شورای اطلاعرسانی دولت در مواجهه با این اقدام غیرمعمول، به جای تثبیت مرجعیت خبری مستقل خود و اتخاذ راهبردهای رسانهای کنشگر، تنها به صدور بیانیههای انفعالی و گلایهآمیز با مضمون «رسانه ملی باید صدای وحدت باشد نه تخریب» یا متهم کردن صداوسیما به ایجاد «مارپیچ سکوت» بسنده کرد. این رویکرد انفعالی نشان داد که دولت هنوز نتوانسته از تریبونها و شبکههای جایگزین برای تثبیت پیام رسمی استفاده کند.
چهارمین عارضه، نبودن پیوست اقناعی پیشینی در تصمیمات بزرگ اقتصادی و تصمیمگیریهای اجرایی برای مردم است. دولت بارها دست به اتخاذ تصمیمات حساس در حوزههای رفاهی، بنزین و حاملهای انرژی زده، بدون آنکه جامعه را از نظر فکری و روانی آماده کند. ورود دیرهنگام، دفاعی و انفعالی رسانههای دولت (در اغلب دورهها) پس از ایجاد التهاب در بازار و فضای مجازی، توان اقناعی پیامها را به شدت کاهش داده و دولت را در موقعیت پاسخگویی منفعلانه قرار داده است.
چرخش به سمت وفاق و حقیقت و رویکردهای ایجابی در اعتمادسازی
با وجود نقدهای ساختاری به ابزارهای اجرایی، کارنامه رسانهای دولت چهاردهم خالی از رویکردهای تحولآفرین و ارزشمند نیست. در واقع، تغییر رویکرد کلان پاستور در مواجهه با جامعه، الگوی جدیدی از اخلاق ارتباطی را پایهریزی کرده است. پیش از هر چیز، پایبندی به اصل «وفاق» و پرهیز از قطبیسازی و ادبیات تخریبی در صدر نقاط قوت دولت قرار دارد. خبرگزاری رسمی دولت در این دوره از ادبیات بولتننویسی، تخریب منتقدان و هجوم به جناحهای مخالف که در ادوار گذشته مشاهده میشد، تا حدی پاکسازی شد. به نظر میآید رویکرد رسانههای رسمی دولت، به جای آنکه به عنوان ارگانی از یک جریان خاص عمل کنند، فضای خبری خود را به پوشش منصفانه نظرات طیفهای مختلف سیاسی منتقدان و موافقان اختصاص و مرجعیت خبری را بر قطبیسازی ترجیح دادند.
علاوه بر این، دست کشیدن از دستاوردسازیهای کاذب و ارائه تصویر واقعی از ظرفیتها و چالشهای کشور، نقطه عطفی در رفتارهای رسانهای دولت بود. انعکاس صریح ناترازیهای شدید انرژی در بخش برق و گاز و بازتاب شفاف کسریهای ساختاری در گفتوگوهای مستقیم رئیسجمهور با مردم که به تفصیل پوشش داده شد، نشان از شجاعت دولت در مواجهه با واقعیتها دارد. این واقعیسازی تصویر کشور، اعتماد از دسترفته ناشی از آمارهای ساختگی گذشته را تا حدودی ترمیم کرد. همچنین، رواداری بیسابقه در نشستهای خبری و ارتباط چهره به چهره با اصحاب رسانه، یکی دیگر از نقاط قابل توجه این کارنامه است. برگزاری منظم نشستهای مطبوعاتی با حضور خبرنگاران از طیفهای متنوع سیاسی- بهویژه در نشست خبری روز خبرنگار- و تخصیص وقت کافی برای طرح چالشبرانگیزترین و تندترین پرسشها، نشاندهنده احترام عملی دولت به حق دسترسی جامعه به اطلاعات است.
از اطلاعرسانی منفعل تا حکمرانی اقناعی؛ نقشه راه سال سوم
جمعبندی کارنامه رسانهای دولت در آستانه ورود به سال سوم نشان میدهد که اصلیترین چالش پاستور، ناتوانی در تبدیل «صداقت کلامی» به «سرمایه اجتماعی پایدار» از طریق ابزارهای حرفهای خبررسانی است. صداقت مسئولان و نیت پاک شخص رئیسجمهور، اگرچه شرطی ضروری برای حکمرانی اخلاقی است اما به هیچ وجه کافی نیست. صداقت بدون تکنیک خبررسانی، بدون زمانشناسی حرفهای، بدون سناریونویسی برای بحرانها و بدون احترام عملی به وقت و ذهنیات مخاطب، در فضای پرالتهاب رسانهای امروز به سرعت به ضد خود تبدیل شده و سوءتعبیر میسازد.
برای عبور از این وضعیت، شورای اطلاعرسانی دولت در سال سوم فعالیت خود نیازمند یک پوستاندازی اساسی است. دولت باید از رویکرد «اطلاعرسانی سنتی، منفعل و واکنشگرا» عبور کرده و به الگوی «روابط عمومی اقناعی، هوشمند و کنشگر» دست پیدا کند. این امر مستلزم اهتمام به سه الزام کلیدی است:
نخست، تدوین پیوستهای اقناعی پیشینی قبل از هر تصمیم اقتصادی، ایجاد اتاق فکر متمرکز برای ظرافتبخشی به پیامهای رسمی رئیسجمهور و در نهایت بازتعریف مرجعیت خبری دولت به شکلی که نیازمند واکنشهای انفعالی در برابر دیگر رسانهها نباشد. تنها در این صورت است که صراحت و وفاق میتواند به لنگرگاهی مطمئن برای اعتمادسازی عمومی در سالهای پیشرو تبدیل شود.
نظر شما