آگاه: در عصر سیطره محتواهای بصری شتابزده و موسیقیهای تجاری زودگذر، بازگشت ناگهانی یک قطعه موسیقایی مربوط به اواخر دهه ۷۰ خورشیدی به صدر توجهات فضای مجازی، رویدادی شایان توجه است. بازخوانی زنده و بیتکلف قطعه «گل یاس» توسط شادمهر عقیلی، در بازه زمانی کمتر از سه روز به بیش از ۱۵ میلیون بازدید در شبکه اجتماعی اینستاگرام دست یافت. این قطعه که نخستین بار در سال ۱۳۷۷ در قالب آلبوم «مسافر» با ترانهای از فرید احمدی در مدح حضرت فاطمه زهرا (س) منتشر شده بود، پس از گذشت بیش از دو دهه نشان داد که موسیقی جاندار و شعر باهویت همچنان قدرت نفوذ خود را در حافظه جمعی جامعه حفظ کرده است.
فرار از شعارزدگی و عبور از دو قطبیها
یکی از کلیدهای اصلی پایداری این اثر در اتمسفر فرهنگی ایران، غلبه زبان استعاری و آرایههای هنری بر بیان مستقیم است. ترانه «گل یاس» بدون غلتیدن در دام شعارزدگی، مفاهیم اعتقادی و مذهبی را در قالبی عاطفی و زیباییشناسانه روایت میکند. این رویکرد هنری، کارکردی دوگانه به اثر میبخشد؛ از یک سو مخاطبان علاقهمند به موسیقی پاپ و طنین صدای خواننده را جذب میکند و از سوی دیگر، حامل بار معنایی عمیقی برای مخاطبان دارای علایق اعتقادی است. در واقع، استعاره هنری مانند پلی میان لایههای گوناگون اجتماعی عمل کرده و فراتر از قطببندیهای مرسوم رسانهای، بر دل گروههای مختلف جامعه مینشیند.
تشنگی برای اصالت و نوستالژی به مثابه پناهگاه
استقبال گسترده از اجرای زنده این قطعه، خستگی مخاطب معاصر از محصولات مصنوعی و پر از افکتهای کامپیوتر را به تصویر میکشد. انسان امروز در هجوم بمباران تبلیغاتی و صوتهای دستکاریشده، به شدت تشنه اصالت است. اجرای ساده و بیتکلف این قطعه، حکم یک پناهگاه عاطفی و آرامشبخش را برای شنوندگان ایفا میکند. این اجرا حتی نوعی نوستالژی عاریتی را برای نسلهای جدیدتر ایجاد کرده است؛ کاربرانی که زمان تولید اثر را تجربه نکردهاند اما با بازنشر آن، احساس پیوند با هویت موسیقایی اصیل و عمیق گذشته را جستوجو میکنند.
فروپاشی انحصار رسانهای و مرجعیت تعاملی کاربران
شکلگیری این موج مجازی فراتر از چارچوبهای وایرالی که میشناسیم، گواهی بر سیالیت محتوای رسانهای و توجه است. در دهه هفتاد، نهادهای رسمی تعیین میکردند چه اثری شنیده شود. اما امروز در عصر دموکراسی محتوا، این خود کاربران هستند که با بازنشر خودجوش قطعه در استوریها و گروهها، نقش دروازهبانان جدید را ایفا میکنند. این اثر بدون نیاز به دستور پخش از سوی نهادهای دولتی، توسط خود مردم دوباره زنده شد و کانون گفتوگوهای مجازی را تسخیر کرد.
طنین پیامهای اجتماعی و جاودانگی نغمههای باهویت
همزمانی بازخوانی این قطعه با بازتاب اظهارات شخص رئیسجمهور درباره تسهیل ورود ایرانیان و هنرمندان خارج از کشور، موج جدیدی از تحلیلها و گمانهزنیها را درباره بازگشت چهرههای شاخص موسیقی نظیر شادمهر عقیلی و معین در میان افکار عمومی برانگیخت. این پیوند میان رویدادهای هنری و فضای عمومی نشان میدهد که آثار اصیل همواره با تحولات اجتماعی درهم تنیدهاند. در نهایت، وایرال شدن قطعه «گل یاس» آشکار میسازد که نغمههای باهویت زمان و مکان نمیشناسند و حتی در شلوغیهای دنیای دیجیتال، گوش جامعه ایرانی همچنان خریدار شعر فاخر و هنر جاندار است.
نظر شما