۲۸ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۰:۵۷
کد مطلب: ۲۴٬۶۶۱

اگر قرار باشد تصویری از تهران آینده ترسیم شود، شاید یکی از مهم‌ترین سرنخ‌ها را باید در سبک زندگی نوجوانانی جست‌وجو کرد که امروز در محله‌های مختلف این شهر زندگی می‌کنند؛ نسلی که بخش قابل توجهی از اوقات فراغت خود را در فضای مجازی می‌گذراند، ذائقه فرهنگی متفاوتی با نسل‌های پیشین دارد و در مناطق مختلف شهر، تجربه‌های متفاوتی از زندگی شهری را پشت سر می‌گذارد.

شهر غریبه با نوجوانان

آگاه: نوجوانان امروز تنها شهروندان آینده تهران نیستند؛ انتخاب‌های فرهنگی، شیوه ارتباط، نوع سرگرمی و سبک زندگی آنها همین امروز نیز بر چهره شهر اثر می‌گذارد. بر همین اساس، شناخت الگوهای مصرف فرهنگی این گروه می‌تواند برای سیاست‌گذاری فرهنگی و برنامه‌ریزی شهری اهمیت داشته باشد به‌ویژه در شرایطی که بخشی از تجربه فرهنگی نوجوانان از فضاهای سنتی شهری فاصله گرفته و به فضای دیجیتال منتقل شده است.
بیش از ۸۵ درصد اوقات فراغت نوجوانان تهرانی در بسترهایی مانند تیک‌تاک، اینستاگرام، یوتیوب، تلگرام و واتس‌اپ سپری می‌شود. در مقابل، نهادهای فرهنگی سنتی مانند کتابخانه‌ها، موزه‌ها و سالن‌های تئاتر سهم بسیار محدودی در سبد فرهنگی این گروه دارند؛ به‌گونه‌ای که کمتر از ۱۰ درصد نوجوانان مورد مطالعه به چنین فضاهایی مراجعه می‌کنند.
این وضعیت نشان می‌دهد تجربه فرهنگی نوجوان تهرانی بیش از گذشته به فضای دیجیتال وابسته شده است؛ فضایی که در آن انتخاب محتوا، ارتباط با دوستان، سرگرمی و حتی بخشی از فرآیند شکل‌گیری هویت فرهنگی نوجوانان اتفاق می‌افتد. نمی‌توان از «نوجوان تهرانی» به عنوان یک گروه کاملا یکدست سخن گفت. محل زندگی و شرایط اجتماعی و اقتصادی مناطق مختلف، در نوع مصرف فرهنگی و سبک زندگی نوجوانان تاثیرگذار است.
در مناطق شمالی و مرکزی تهران، الگویی با گرایش «جهانی و تخصصی» بیشتر دیده می‌شود. نوجوانان این مناطق بیشتر به تماشای سریال‌های خارجی، موسیقی روز دنیا، بازی‌های رایانه‌ای پیشرفته، یادگیری زبان‌های خارجی و برنامه‌نویسی از طریق اینترنت گرایش دارند و بخشی از اوقات فراغت خود را در باشگاه‌های خصوصی و مراکز خرید مدرن سپری می‌کنند.
در مقابل، در جنوب، شرق و حاشیه شهر، موسیقی و فیلم‌های ایرانی عامه‌پسند، بازی‌های رایانه‌ای ارزان یا نسخه‌های کپی، ارتباط با دوستان در فضای مجازی و تفریحات کم‌هزینه سهم بیشتری در زندگی روزمره نوجوانان دارند. به این ترتیب، تهران از منظر مصرف فرهنگی نوجوانان، چهره‌ای چندلایه دارد و تفاوت‌های محله‌ای را نمی‌توان در سیاست‌گذاری فرهنگی نادیده گرفت.
نوجوان شمال‌شهری بیشتر به سمت «سبک زندگی جهانی» گرایش دارد، موسیقی پاپ بین‌المللی گوش می‌دهد، در کافه‌ها وقت می‌گذراند و در کنسرت‌های مجاز و غیرمجاز حضور پیدا می‌کند. در مرکز شهر، نوجوان با ترکیبی از فرهنگ‌های مختلف مواجه است؛ از رپ فارسی خیابانی تا موسیقی پاپ قدیمی ایرانی را دنبال می‌کند، به گیمنت‌ها و پاساژهای شلوغ می‌رود و با استفاده از ابزارهای دور زدن محدودیت‌ها، در معرض محتوای جهانی قرار دارد. در این گروه، نوعی نوسان میان هویت محلی و جذابیت‌های جهانی مشاهده می‌شود.
نوجوان جنوب‌غربی بیشتر با ادبیات اعتراض شناخته می‌شود. رپ فارسی با مضامینی مانند فقر و طردشدگی بخش مهمی از تجربه فرهنگی او را تشکیل می‌دهد. فوتبال در زمین‌های خاکی و استفاده از گوشی‌های میان‌رده و اینترنت ارزان نیز از دیگر ویژگی‌های سبک زندگی این گروه عنوان شده است. در شرق تهران، الگوی متفاوتی شکل گرفته است. نوجوان این منطقه موسیقی پاپ را برای سرگرمی، رپ ملایم را برای یافتن معنا و پادکست آموزشی را برای پیشرفت دنبال می‌کند و مصرف فرهنگی برای او می‌تواند نوعی سرمایه‌گذاری روی خود تلقی شود.
اولین موضوعی که باید مد نظر قرار بگیرد اینکه تهران برای همه نوجوانان یک شهر واحد نیست؛ یعنی هر نوجوان در تهران خودش را زندگی می‌کند! این تصویر، حاصل مطالعه میدانی مرکز مطالعات و برنامه‌ریزی شهر تهران درباره الگوهای مصرف فرهنگی نوجوانان پسر ۱۵ تا ۱۹ ساله تهران بوده که نتیجه آن نشان‌دهنده وجود شکاف‌های عمیق فرهنگی در پایتخت است.

پنج تهدید در مسیر زندگی فرهنگی نوجوانان
بر اساس این گزارش، در کنار ظرفیت‌های موجود، پنج خطر جدی نیز در وضعیت فعلی به چشم می‌خورد: قطبی‌تر شدن فرهنگ شهری، تبدیل هویت به کالا و برند، کاهش خلاقیت در نتیجه مصرف یک‌سویه محتوا، افزایش آسیب‌پذیری در برابر اطلاعات نادرست و کلاهبرداری‌های آنلاین و در نهایت، افزایش بی‌اعتمادی به نهادهای رسمی.
با این حال، این مطالعه صرفا تصویری تهدیدمحور ارائه نمی‌کند. انرژی بالای نوجوانان برای فعالیت‌های گروهی، به‌ویژه در ورزش، مهارت آنها در استفاده از ابزارهای دیجیتال، وجود فضاهای فیزیکی بلااستفاده مانند خانه‌های فرهنگ، تمایل به داشتن یک «پاتوق» مخصوص و همچنان وجود حس تعلق به محله، از جمله فرصت‌هایی است که می‌توان از آنها برای سیاست‌گذاری فرهنگی استفاده کرد. نوجوانان تهران مانند بسیاری از همسالان خود در کشورهای دیگر، بخش قابل توجهی از زندگی روزمره خود را حول تلفن هوشمند و فضای مجازی سامان داده‌اند اما محتوای مصرف فرهنگی و معنایی که این مصرف برای آنها پیدا می‌کند، تفاوت‌هایی با تجربه نوجوانان اروپا و شرق آسیا دارد. در این میان، رپ فارسی زیرزمینی برای بخشی از نوجوانان فقط یک انتخاب موسیقایی نیست و می‌تواند ابزاری برای بیان تجربه‌های زیسته و احساسات جمعی باشد.

از «پاتوق نوجوان» تا «شورای مشورتی»
یافته‌های این مطالعه، مجموعه‌ای از پیشنهادهای کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت را نیز مطرح می‌کند. در برنامه‌های کوتاه‌مدت، راه‌اندازی پاتوق نوجوان در پارک‌های محله با زمین چمن و وای‌فای رایگان، ایجاد اپلیکیشن واحد برای اطلاع‌رسانی رویدادهای شهری ویژه نوجوانان، برگزاری کلاس‌های رایگان مهارت‌های دیجیتال در خانه‌های فرهنگ و اختصاص کارت اعتباری فرهنگی ـ ورزشی برای نوجوانان پیشنهاد شده است. در افق سه‌ساله نیز تبدیل کتابخانه‌های عمومی به فضاهای خلاقانه، ایجاد مراکز چندمنظوره ویژه نوجوانان در مناطق، تشکیل «شورای مشورتی نوجوانان »و برگزاری مسابقه سالانه «تهران از نگاه من» مورد توجه قرار گرفته است. برای افق بلندمدت نیز بازنویسی طرح جامع فرهنگی شهر با تاکید بر عدالت میان مناطق، راه‌اندازی صندوق حمایت مالی از ایده‌های کسب‌وکاری نوجوانان و گنجاندن آموزش مهارت‌های زندگی در برنامه مدارس پیشنهاد شده است.
برای جنوب شهر اجرای پروژه «صدای محله» با استودیوی سیار ضبط موسیقی و پادکست پیشنهاد شده است تا ظرفیت‌های فرهنگی نوجوانان به تولید محتوا هدایت شود. برای مرکز تهران نیز تورهای پیاده‌روی فرهنگی با هدایت نوجوانان پیشنهاد شده تا آنها از مخاطب برنامه‌های فرهنگی به روایتگر شهر تبدیل شوند. در شرق تهران، ایجاد شتاب‌دهنده ویژه ایده‌های کارآفرینی نوجوانان و در شمال شهر، انتقال مهارت از نوجوانان برخوردار به همسالان در مناطق کم‌برخوردار از دیگر پیشنهادهای مطرح‌شده است.
بر اساس این رویکرد، اجرای برنامه‌ها باید با مشارکت واقعی خود نوجوانان و زیر نظر شورای عالی امور نوجوانان انجام شود تا تفاوت سلیقه‌ها و نیازهای مناطق مختلف در فرآیند تصمیم‌گیری لحاظ شود. شهر برای نوجوان امروز، تنها محل زندگی نیست؛ فضایی برای دیده ‌شدن، شکل دادن به هویت و یافتن جایی برای تعلق است.
مدیریت شهری نمی‌تواند همچنان نوجوانان را صرفا به عنوان دریافت‌کنندگان خدمات و برنامه‌های فرهنگی در نظر بگیرد. تغییر رویکرد از تصمیم‌گیری از بالا به شنیدن صدای نوجوانان و مشارکت دادن آنها در تصمیم‌سازی، یکی از ضرورت‌های اصلی مطرح ‌شده در این مطالعه است. در این نگاه، رابطه مدیریت شهری با نوجوانان باید از الگوی «فروشنده و مشتری» به رابطه «همراه و شریک» تغییر کند؛ چرا که سرمایه‌گذاری بر نسل نوجوان، صرفا سرمایه‌گذاری برای امروز نیست، بلکه بخشی از برنامه‌ریزی برای آینده شهری است که همین نوجوانان در سال‌های پیش‌رو در آن زندگی خواهند کرد.
 

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.