۳ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۰:۳۷
کد مطلب: ۲۴٬۸۰۷

انتشار اثر تازه هاروکی موراکامی با عنوان «قصه کاحو» (Kaho)، بار دیگر تب تند و شتاب‌زده ترجمه در بازار کتاب ایران را به نمایش گذاشت. هنوز چند روزی از عرضه نسخه ژاپنی این اثر نگذشته بود که چند ترجمه فارسی به‌طور همزمان از سوی ناشرانی چون میلکان، وزن دنیا و دیگران روانه بازار نشر و ویترین کتاب‌فروشی‌ها شد. این شتاب نامتعارف و رکوردشکنی در برگردان یک متن ادبی، توجه بسیاری از اهالی قلم و کاربران فضای مجازی را به خود جلب کرد و موجی از واکنش‌ها و نقدها را برانگیخت.

مسابقه نافرجام ترجمه

آگاه: کانون این انتقادها حول محور یک پرسش اساسی بود: متنی که هنوز ترجمه رسمی انگلیسی آن منتشر نشده، چگونه در عرض چند روز به زبان فارسی درآمده است؟ اعتراف و اشاره برخی مترجمان به استفاده از ابزارهای هوش مصنوعی و فایل‌های واسطه، ابعاد تازه‌ای به ماجرا بخشید؛ منتقدان تاکید کردند که ترجمه ماشینی و واسطه‌ای، با وجود اینکه در ظاهر روان است، به ریزش شدید ظرایف زبانی، فرهنگ‌زدایی از متن اصلی، سردرگمی مخاطبان و فدا شدن کیفیت ادبی در پای سرعت و طمع تجاری منجر می‌شود.

برای واکاوی ریشه‌های این شتاب‌زدگی، خطرات ترجمه از زبان واسطه، جایگاه ابزارهای نوین در ترجمه ادبی و معضل پایدار نبود قانون کپی‌رایت، به سراغ دکتر سیدآیت حسینی رفتیم. او عضو هیات علمی گروه زبان‌ها و ادبیات آسیای شرقی دانشگاه تهران، پژوهشگر حوزه زبان و فرهنگ ژاپن و معاون علمی موسسه لغت‌نامه دهخدا و مرکز بین‌المللی آموزش زبان فارسی است. حسینی آثاری ارزشمند چون «داستان‌نویسی به مثابه شغل» (اثر غیرداستانی هاروکی موراکامی)، «تجدد ژاپن امروز» نوشته ناتسومه سوسه‌کی، «وابی و سابی؛ کلیدهایی برای فهم هنر و ادبیات ژاپن» و «فرهنگ توضیحی مثل‌های ژاپنی» را به زبان فارسی ترجمه و تألیف کرده است. در ادامه، گفت‌وگوی ما با این استاد زبان و ادبیات ژاپنی درباره وضعیت این روزهای ترجمه آثار ژاپنی در ایران را می‌خوانید.

مسابقه نافرجام ترجمه

 شما اثر جدید هاروکی موراکامی را خوانده‌اید؟ از انتشار ترجمه‌های فارسی و فضای گفت‌وگویی پیرامونی این اثر چه شنیده‌اید؟
من هنوز این اثر جدید را نخوانده‌ام. به ‌هر حال جدیدترین کار آقای موراکامی است؛ نویسنده‌ای که می‌توان گفت بین نویسندگان زنده ژاپنی در دنیا بیشترین شهرت را دارد و طبیعتا هر اثر جدیدی که خلق می‌کند در جهان مورد توجه قرار می‌گیرد. از این بابت اثر مهمی محسوب می‌شود.

برنامه‌ای برای ترجمه این کتاب دارید؟
شخصا نه. خیلی طرفدار آثار داستانی آقای موراکامی نیستم و فکر نمی‌کنم سراغ ترجمه کارهای داستانی‌اش بروم؛ هرچند پیشتر کار غیرداستانی از او ترجمه کرده‌ام که چاپ هم شده است. ضمن اینکه اثر در حال حاضر در دست ترجمه است. دو نفر از دانشجویان سابق ما هرکدام به‌صورت جداگانه برای دو ناشر مختلف مشغول ترجمه کتاب از زبان ژاپنی هستند. شاید افراد دیگری هم مشغول باشند، اما من از این دو نفر مطلعم و منتظریم کارشان منتشر شود.

پس شخصا علاقه چندانی به جهان داستانی موراکامی ندارید.
آقای موراکامی میان نویسندگان ژاپنی، نویسنده محبوب من نیست؛ اما نویسنده مهمی در ادبیات معاصر ژاپن به شمار می‌رود و نمی‌شود نادیده‌اش گرفت.

نویسندگان محبوب‌تان در ادبیات داستانی ژاپن چه کسانی هستند؟
من به ادبیات داستانی ژاپن در نیمه اول قرن بیستم بسیار علاقه‌مندم؛ دوره‌ای از ابتدای قرن تا تقریبا پایان جنگ جهانی دوم. نویسندگان آن دوره مانند اوگای موری، جون‌ایچی‌رو تانی‌زاکی، ساکاگوچی آنگو و دیگران را می‌پسندم. آن زمان مسئله چالش میان سنت و مدرنیته موضوع غالب داستان‌ها بود و تمرکز کارهای پژوهشی و ترجمه‌های من نیز بیشتر به همین دوره اختصاص دارد.

جهان داستانی موراکامی همواره موافقان و مخالفان سرسختی داشته است. نظر شما درباره این فضا چیست؟
بله، هم در ژاپن و هم خارج از آن مخالفان سرسختی دارد و در عین حال طرفداران پروپاقرصی هم دارد. خیلی از داستان‌هایش به سبک رئالیسم جادویی نزدیک می‌شود. سلیقه مخاطب در انتخاب آثار دخیل است؛ عده‌ای می‌پسندند، عده‌ای کمتر و برخی هم آثارش را تا حدی سطحی می‌دانند. از طرف دیگر، طرفدارانی دارد که هر سال منتظر دریافت جایزه نوبل توسط او هستند و زمان اعلام جوایز در ژاپن تجمع می‌کنند؛ به هوادارانش در ژاپن اصطلاحا «هاروکیست» می‌گویند. در حال حاضر شاید محبوب‌ترین نویسنده ژاپنی در ایران باشد. تا پیش از او، شاید فقط میشیما چنین جایگاهی در خارج از ژاپن داشت و تا این اندازه شناخته شده و پرطرفدار بود اما اکنون موراکامی جایگاه میشیما را گرفته است.

برگردیم به بحث ترجمه آثار غیر انگلیسی‌زبان، به‌ویژه آثار موراکامی از زبان واسط. شتاب‌زدگی مترجمان برای اولین بودن و اشتیاق خوانندگان برای خواندن سریع، فضایی ایجاد کرده که گاه کیفیت ترجمه زیر سوال می‌رود و صحبت از ترجمه‌های هوش مصنوعی می‌شود.
یکی از مترجمان تازه این اثر اخیرا اشاره کرد که کار را با کمک هوش مصنوعی ترجمه کرده و بحث‌های زیادی در فضای مجازی شکل گرفت. موراکامی نویسنده بسیار مشهوری است و نامش تا حد زیادی فروش کتاب را تضمین می‌کند. همین امر باعث استقبال ناشران متعدد می‌شود تا هرکس سهمی از این بازار ببرد. نتیجه این است که به‌محض انتشار کتاب، چندین ترجمه همزمان وارد بازار می‌شود. در این میان، بیش از همه مخاطب متضرر می‌شود؛ زیرا در کوتاه‌مدت میان چندین نسخه همزمان دچار سردرگمی می‌شود و نمی‌تواند تشخیص دهد کدام ترجمه دقیق‌تر، روان‌تر و نزدیک‌تر به متن اصلی است.

 ظاهرا ترجمه انگلیسی کتاب هنوز به‌صورت کامل منتشر نشده است. با این حساب، ترجمه‌های فارسی فعلی چطور وارد بازار شده‌اند؟
معمولا آثار موراکامی به این شکل است که نسخه انگلیسی آن با فاصله زمانی قابل ‌توجهی نسبت به نسخه ژاپنی منتشر می‌شود. در مقطع زمانی فعلی، ترجمه انگلیسی کتاب هنوز به بازار نیامده است. اگر بعدا ترجمه انگلیسی منتشر شود، مترجمان زیادی از آن زبان ترجمه خواهند کرد اما نسخه‌های فعلی احتمالا با کمک هوش مصنوعی از ژاپنی به انگلیسی برگردانده شده و سپس با اتکا به دانش انگلیسی سعی در بازنویسی فارسی آن داشته‌اند.

ترجمه از زبان واسطه در ادبیات چه اثری در بلندمدت به همراه دارد؟
ترجمه از زبان واسطه اساسا برای زمانی است که مترجم زبان اصلی در دسترس نباشد؛ زیرا در این مسیر بسیاری از ظرایف متن از دست می‌رود. میان زبان و فرهنگ فارسی با زبان و فرهنگ ژاپنی ممکن است قرابت‌ها و اشتراکاتی وجود داشته باشد که در زبان انگلیسی و فرهنگ غربی نیست. وقتی اثری از ژاپنی به انگلیسی و سپس به فارسی برگردانده می‌شود، بسیاری از ویژگی‌های زبانی و فرهنگی آن از میان می‌رود.
از دهه ۱۹۹۰ به این سو، پژوهش‌های فراوانی در حوزه مطالعات ترجمه نشان داده‌اند که انحراف در ترجمه از زبان واسطه برخلاف تصور عموم، فقط دو برابر نیست؛ بلکه بسیار بیشتر از دو برابر است. در ترجمه مستقیم، با یک کپی و بازآفرینی روبه‌رو هستیم که طبیعتا مقداری انحراف دارد؛ اما مترجم زبان واسطه می‌داند که کلام مستقیم نویسنده را ترجمه نمی‌کند و در حال ترجمه کار مترجم دیگری است، بنابراین حساسیت لازم را روی تک‌تک واژه‌ها و مفاهیم نخواهد داشت. وقتی اثر ترجمه شده از زبان اصلی را کنار نسخه ترجمه شده از زبان واسطه بگذارید، می‌بینید فضای اثر کاملا غربی شده و نوعی فرهنگ‌زدایی رخ داده است. مترجمی که زبان ژاپنی نمی‌داند، با فرهنگ، جامعه و تاریخ ژاپن نیز آشنایی کافی ندارد و ارجاعات متن را درک نمی‌کند.
خوشبختانه امروز مترجمان مسلط به زبان اصلی داریم. همین کتاب را دو نفر از فارغ‌التحصیلان خوب دانشگاه تهران، خانم مبینا شهریاری و آقای امیر دیانتی، مستقیما از زبان ژاپنی ترجمه می‌کنند. آقای دیانتی پیشتر رمان «شهر و دیوارهای نامطمئن» را برای نشر نیماژ از زبان ژاپنی ترجمه کرده بود که بسیار دقیق بود و استقبال شد. خانم شهریاری نیز سابقه ترجمه از زبان ژاپنی دارند. پیشنهاد من به علاقه‌مندان موراکامی این است که صبوری کنند و سراغ آثاری بروند که مستقیما از زبان ژاپنی ترجمه شده‌اند.

 آیا تفاوت معناداری برای مخاطب عمومی اثر در ترجمه زبان اصلی و زبان واسطه احساس می‌شود؟
به‌نظرم تفاوت چشمگیر است و مخاطب عام هم آن را کاملا حس می‌کند. حتی در آثار قبلی موراکامی نیز مقالاتی به مقایسه این دو نوع ترجمه پرداخته‌اند که نشان‌دهنده همین تفاوت بارز در لحن و انتقال فضا است.

 یک ایده‌ای که گاهی شنیده می‌شود این است که برخی بر این باورند که نثر موراکامی به‌دلیل نزدیکی به فرهنگ عامه (پاپ‌کالچر)، ظرفیت ترجمه سریع را دارد و حساسیت زیادی نمی‌طلبد. نظر شما در این‌باره چیست؟
فکر نمی‌کنم هیچ اثر ادبی وجود داشته باشد که ترجمه شتاب‌زده‌اش بهتر از ترجمه دقیق از آب دربیاید. یا اثری ارزش ترجمه ندارد، یا اگر دارد باید متنی دقیق و استوار به مخاطب ارائه شود. این توجیهات بیشتر شبیه بهانه است. همچنین درباره استفاده از ابزارهای نوین، هوش مصنوعی می‌تواند به مترجم پیشنهاد بدهد یا کمک‌کننده باشد، اما اینکه کل متن به هوش مصنوعی سپرده شود یا کار میان چند نفر برای سرعت بیشتر تقسیم شود، متنی ناهمگون و ضعیف پدید می‌آورد.

راه‌حل برون‌رفت از این آشفتگی بازار ترجمه را در چه می‌دانید؟
حل این معضل در گرو سامان یافتن مسئله کپی‌رایت در صنعت نشر ماست. اگر حق انتشار رسمی رعایت شود و صاحب اثر در کشور مبدأ حق ترجمه را به یک ناشر مشخص واگذار کند، کیفیت اثر تضمین می‌شود و بساط کارهای موازی و شتاب‌زده برچیده خواهد شد. ناشرانی هم هستند که داوطلبانه این مسیر قانونی را پیگیری می‌کنند، اما شرایط تحریمی مانع‌تراشی می‌کند.
برای نمونه، برای ترجمه کتاب «داستان‌نویسی به مثابه شغل» در نشر پرنده تلاش زیادی کردیم تا رایت اثر قانونی خریداری شود؛ اما ناشر ژاپنی اعلام کرد امور مربوط به زبان‌های دیگر در اختیار یک آژانس ادبی در کالیفرنیای آمریکاست. از طریق یک موسسه حقوقی با آن ایجنت تماس گرفته شد، اما اعلام کردند به‌دلیل قوانین تحریم نمی‌توانند با ایران قرارداد ببندند، زیرا با جریمه‌های نهادهای نظارتی آمریکا روبه‌رو می‌شوند. در نهایت برخلاف میل قلبی ما و ناشر، کتاب بدون کپی‌رایت منتشر شد. اگر این موانع حقوقی و ساختاری حل شود، بازار نشر نیز به‌شکل طبیعی بسامان خواهد شد.

 به عنوان نکته پایانی، درباره ویژگی زبانی آثار موراکامی چه نکته‌ای را باید مد نظر داشت؟
برخی ناشران در تبلیغات طوری وانمود می‌کنند که انگار موراکامی مستقیما به انگلیسی می‌نویسد و ترجمه از انگلیسی توجیه‌پذیر است؛ در حالی ‌که موراکامی تمامی آثار داستانی خود را به زبان مادری‌اش یعنی ژاپنی نوشته و نسخه‌های انگلیسی با تاخیر منتشر می‌شوند.
در نهایت، از اثر قبلی موراکامی در مدت کمتر از یک سال حدود هفت ترجمه گوناگون به بازار آمد. در کوتاه مدت مخاطب از این آشفتگی متضرر می‌شود اما در بلندمدت، در عرصه هنر همیشه اثری که کیفیت بهتر و استوارتری دارد ماندگار می‌شود و ترجمه‌های ضعیف خودبه‌خود از حافظه بازار کنار می‌روند.

مسابقه نافرجام ترجمه                          مسابقه نافرجام ترجمه

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.