آگاه: تاکید بر ممنوعیت هرگونه اقدام علیه انسجام اجتماعی، این پرسش اساسی را پیش میکشد که انسجام در کدام لایههای حیات اجتماعی ساخته یا تخریب میشود. پاسخ به این پرسش، ما را از تقلیل انسجام به عرصه سیاست و رسانه بازمیدارد؛ زیرا انسجام اجتماعی صرفا همصدایی سیاسی یا همراهی ظاهری نیست، بلکه فرآیندی تربیتی و اجتماعی است که از شکلگیری اعتماد، مسئولیتپذیری، گفتوگو، همدلی و احساس تعلق آغاز میشود. نخستین محیطی که این عناصر در آن تجربه و درونی میشوند، خانواده است. از اینرو، خانواده را باید یکی از مهمترین زیرساختهای امنیت اجتماعی و ملی دانست.
انسان موجودی ایستا نیست، بلکه همواره در مسیر شدن و رشد قرار دارد و کیفیت این رشد تا حد زیادی به محیطهایی وابسته است که در آنها زندگی میکند. خانواده نخستین محیطی است که کودک در آن با محبت، مسئولیت، آزادی، محدودیت، اعتماد و انتخاب مواجه میشود. بنابراین خانواده تنها نهادی برای تامین نیازهای زیستی و عاطفی نیست، بلکه نخستین محیط تربیت اجتماعی و اخلاقی انسان به شمار میرود. جامعه منسجم جامعهای نیست که همه اعضای آن یکسان بیندیشند یا همواره دیدگاهی واحد داشته باشند؛ بلکه جامعهای است که افراد آن از کودکی میآموزند چگونه تفاوتها را تحمل کنند، دیگری را حذف نکنند و مسائل را از مسیر گفتوگو و مسئولیتپذیری حل کنند. به همین دلیل، شیوه مواجهه اعضای خانواده با اختلافها، شکستها، موفقیتها و تفاوتهای فردی، در شکلگیری نگرش اجتماعی فرزندان اثر مستقیم دارد.
در این میان، زن، بهویژه در جایگاه مادر و همسر، در بسیاری از خانوادهها نقش مهمی در شکلدهی به فضای عاطفی، گفتوگویی و تربیتی خانه ایفا میکند. این سخن به معنای تحمیل مسئولیت انسجام خانواده بر زنان یا نادیده گرفتن نقش دیگر اعضای خانواده نیست، بلکه بیانگر جایگاه موثر زنان در تولید و انتقال سرمایه اجتماعی است. سرمایه اجتماعی مفهومی انتزاعی و دور از زندگی روزمره نیست؛ بلکه در رفتارهایی مانند اعتماد، وفاداری، رعایت حقوق دیگران، توان شنیدن، همکاری و تحمل اختلاف شکل میگیرد. مادری که در مواجهه با تعارضها از تحقیر، مقایسه و طرد پرهیز میکند و به جای آن، گفتوگو، احترام و حل مسئله را در خانه تمرین میدهد، در واقع در حال تقویت بنیانهای انسجام اجتماعی است. برای نمونه، در خانوادهای که اختلاف نظر میان والدین یا فرزندان از طریق گفتوگو مدیریت میشود، فرزندان میآموزند که تفاوت الزاما به دشمنی و حذف دیگری منجر نمیشود. در مقابل، خانهای که در آن بدبینی، تحقیر و شکاف دائما بازتولید میشود، ممکن است افرادی تربیت کند که در عرصه عمومی نیز آمادگی بیشتری برای خشونت کلامی، طرد اجتماعی و قطبیسازی داشته باشند.
با این حال، نقش زن را نباید به مادری یا خانهداری تقلیل داد. زن میتواند معلم، پژوهشگر، کارآفرین، فعال اجتماعی و کنشگر رسانهای باشد و در هر یک از این موقعیتها در تقویت یا تضعیف انسجام اجتماعی اثر بگذارد. مسئله اصلی، حذف یکی از نقشها نیست، بلکه ایجاد توازن و هماهنگی میان آنهاست. از این منظر، دوگانههایی مانند «زن یا خانواده»، «مادری یا پیشرفت»، «تعهد یا آزادی» و «حضور اجتماعی یا نقش تربیتی» دوگانههایی موهوماند که زن را در برابر انتخابهای کاذب قرار میدهند. حضور اجتماعی زنان زمانی میتواند به انسجام کمک کند که با کرامت انسانی، مسئولیتپذیری، امید و اصلاح اجتماعی همراه باشد؛ همانگونه که نقش خانوادگی آنان نیز زمانی سازنده است که با اختیار، آگاهی و امکان رشد همراه شود.
در عین حال، نمیتوان تولید امید و انسجام را صرفا به وظیفه اخلاقی خانوادهها یا زنان واگذار کرد. زنی که با فشار اقتصادی، فرسودگی روانی، ناامنی شغلی و فقدان حمایتهای اجتماعی مواجه است، نمیتواند بهتنهایی بار حفظ آرامش و امید خانواده را بر دوش بکشد. بنابراین، اگر خانواده را حریم امن ملی میدانیم، این امنیت باید در سیاستگذاری عمومی نیز بازتاب یابد. حمایت از خانواده، تسهیل فرزندآوری، کاهش فشار معیشتی، تامین مسکن، توسعه خدمات مراقبتی، ارتقای سلامت روان، حمایت از مادری و بهرسمیت شناختن ارزش کار تربیتی و خانگی، از الزامات حکمرانی انسجامساز است. جامعهای که از زنان انتظار فداکاری دارد، اما زیرساختهای لازم برای ایفای نقشهای خانوادگی و اجتماعی آنان را فراهم نمیکند، در حقیقت مهمترین عامل انسجام خود را فرسوده میسازد.
انسجام اجتماعی نه با حذف تفاوتها و نه با سکوت زنان به دست میآید؛ بلکه از مسیر رشد انسان، اصلاح محیطهای تربیتی و تقویت اعتماد شکل میگیرد. خانواده نخستین حریم این فرآیند است و زن، در کنار دیگر اعضای خانواده و نهادهای اجتماعی، نقشی مهم در ساختن فضای گفتوگو، امید و مسئولیتپذیری دارد. بنابراین، دفاع از انسجام ملی مستلزم آن است که خانواده تقویت شود، زنان از نگاه ابزاری رهایی یابند و سیاستگذاری عمومی میان نقش خانوادگی و اجتماعی آنان تعارضی مصنوعی ایجاد نکند. خانوادهای که بستر رشد اعضای خود باشد، میتواند در برابر بحرانها تابآوری بیشتری نشان دهد و جامعهای بسازد که در برابر فشارهای بیرونی، دچار گسست و فروپاشی نشود.
۱۲ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۴:۵۰
کد مطلب: ۲۵٬۰۳۴
نظر شما