۱۲ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۴:۵۸
کد مطلب: ۲۵٬۰۳۵

واکاوی آسیب‌شناختی آفت‌های انسجام اجتماعی

قانون بقا

علیرضا احمدی قره زاغ _ آگاه مسائل سیاسی

آگاه: مقام رهبری، امام سیدمجتبی خامنه‌ای (مد ظله)، در پیام اخیر خود به مناسبت هفته دولت، با صراحتی کم‌نظیر و هشداری راهبردی، مرزهای کنشگری در سپهر عمومی را بازتعریف کردند: «ارتکاب هر آنچه به ضرر انسجام اجتماعی باشد، ممنوع است». این کلام، فراتر از یک توصیه اخلاقی، یک «قانون بقا» در شرایط پیچیده کنونی است. از منظر جامعه‌شناسی، انسجام اجتماعی تنها یک مفهوم انتزاعی نیست، بلکه «چسب مولد هستی یک ملت» است. وقتی این چسب بر اثر آفات ساختاری و رفتاری از بین برود، جامعه نه یک پیکره واحد، بلکه به مجموعه‌ای از ذرات پراکنده تبدیل می‌شود که در برابر کوچک‌ترین تلاطم‌ها، از هم می‌پاشند. در این نوشتار، به واکاوی دقیق‌ترین آفت‌ها و تهدیداتی می‌پردازیم که این سرمایه حیاتی را هدف قرار داده‌اند.
اولین و شاید خطرناک‌ترین آفت، ایجاد «دوگانه‌سازی‌های موهوم» است. این پدیده زمانی رخ می‌دهد که جریان‌های فکری یا سیاسی، مسائل پیچیده را در قالب‌های «صفر و یکی» و تقابل‌های کاذب قرار می‌دهند؛ تقابل‌هایی که در واقعیت وجود ندارند، اما برای ایجاد تفرقه ساخته شده‌اند. مصادیق این دوگانه‌سازی در فضای ما، از جمله تقابل‌های ساختگی میان «جنگ یا مذاکره»، «وفاق یا تندروی» و «سازش یا جنگ‌طلبی» است.
از منظر تحلیل سیاسی، این دوگانه‌سازی‌ها یک «تله شناختی» هستند. وقتی جامعه را درگیر این بحث می‌کنیم که «یا باید جنگید یا باید مذاکره کرد»، در واقع توان خرد جمعی برای یافتن «راه سوم» یا همان «قدرت مبتنی بر دیپلماسی» را سلب می‌کنیم. این آفت باعث می‌شود که سیاست، از عرصه «حل مسئله» به عرصه «جنگ ارزش‌ها» تبدیل شود. در این وضعیت، نخبگان و مسئولان به جای تمرکز بر مدیریت چالش‌ها، ناگزیر به دفاع از مواضع دو قطبی می‌شوند و این امر، شکاف میان جریان‌های مختلف را عمیق‌تر و تزلزل در تصمیم‌گیری‌های ملی را افزایش می‌دهد.
آفت دوم، ترویج «روایت ضعف و ناتوانی» است که مستقیما بر انگیزه‌های ملی اثر می‌گذارد. رهبری به درستی فرمودند که ضعف و نقص، نیازمند روایت نیست، بلکه نیازمند اقدام است. اما آنچه در فضای عمومی رخ می‌دهد، اغلب «برجسته‌سازی مفرط کاستی‌ها» است. از دیدگاه جامعه‌شناختی، «روایت»؛ قدرت ساختن واقعیت را دارد. وقتی روایت‌های رسانه‌ای و محافل نخبگانی، تنها بر لکه‌های تیرگی اقتصادی یا محدودیت‌های سیاسی تمرکز کنند و از «روایت قدرت و توانمندی‌های ملی» غافل بمانند، نوعی «خستگی روانی» و «بی‌حسی اجتماعی» ایجاد می‌شود.
این روایت مداوم ضعف، باعث می‌شود که ملت، «امید به آینده» را از دست بدهد. وقتی مردم در ذهن خود تصویری از یک ملت درمانده و محاصره‌شده می‌سازند، انگیزه آنها برای مشارکت در عرصه‌های تولید، فرهنگ و جهاد کاهش می‌یابد. این «تضعیف انگیزه‌های عمومی»، دقیقا همان جایی است که انسجام اجتماعی از یک «نیروی محرکه» به یک «بار سنگین» تبدیل می‌شود که جامعه را به سمت انفعال و پذیرش شکست‌های احتمالی سوق می‌دهد.
آفت‌های سوم و چهارم، کاهش اعتماد عمومی و گسترش قطبی‌شدن هنجارهاست که از هم پیوسته‌اند. کاهش اعتماد، وقتی میان «مردم و نهادهای حاکمیتی» یا میان «خود مردم» شکل می‌گیرد، به معنای فروپاشی «سرمایه اجتماعی» است. این فرسایش زمانی تشدید می‌شود که اقدامات دولتی یا اجتماعی، فاقد «پیوست انسجام اجتماعی» باشند. وقتی یک اقدام کلان (مثلا در حوزه اقتصادی یا فرهنگی) بدون ملاحظه حساسیت‌های بخشی از جامعه صورت گیرد، شکاف‌های موجود عمیق‌تر می‌شوند. این شکاف‌ها، به تدریج منجر به «قطبی‌ شدن هنجارها» می‌شوند؛ یعنی جامعه به جای داشتن یک مجموعه ارزش‌های مشترک، به گروه‌هایی تقسیم می‌شود که هر کدام «هنجار و معیار» خاص خود را دارند و نسبت به دیگری بی‌اعتماد و متخاصم هستند. این وضعیت، «همبستگی ملی» را به شدت تضعیف کرده و جامعه را به مجموعه‌ای از «جزیره‌های منزوی» تبدیل می‌کند که توان حرکت هماهنگ در مسیر «ایران قوی‌تر» را ندارند.
در نهایت، نباید از یاد برد که تمامی این آفت‌ها، میدان نبرد اصلی دشمن آمریکایی-صهیونی است. دشمن با درک عمیق از ماهیت جنگ‌های نوین، می‌داند که پیروزی در میادین نظامی، بدون از میان بردن «اراده ملی»، ناتمام خواهد بود. تجربه جنگ‌های اخیر و تلاش‌های دشمن برای «ایجاد ضعف و ناامیدی»، نشان می‌دهد که او دقیقا بر «نقاط گسست اجتماعی» دست می‌گذارد. دشمن با استفاده از ابزارهای نوین ارتباطی، سعی دارد شکاف‌های اقتصادی و اجتماعی را به «شکاف‌های هویت‌محور» تبدیل کند و از سخنان ناامیدکننده برای ایجاد «ترس از آینده» استفاده کند. هدف او این است که به ملت القا کند مسیر پیشرفت، تنها از مسیر «تبعیت از خواسته‌های او» می‌گذرد. بنابراین، مقابله با این آفت‌ها، تنها یک مدیریت اداری نیست، بلکه یک «مبارزه وجودی» برای حفظ حاکمیت و شأن والای ملت مبعوث شده است.
بنابراین؛ انسجام اجتماعی، برخلاف تصور برخی، به معنای نادیده گرفتن مشکلات نیست؛ بلکه به معنای «مدیریت هوشمندانه» آنها بدون آسیب زدن به بافت واحد ملت است. شناسایی این آفت‌ها و پرهیز از تکرار آنها، نخستین گام در مسیر رسیدن به «ایران هرچه قوی‌تر» است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.