۱۲ شهریور ۱۴۰۵ - ۱۵:۰۳
کد مطلب: ۲۵٬۰۳۷

آگاه: انسجام اجتماعی در شرایط بحران فقط یک فضیلت اخلاقی نیست؛ بخشی از توان ملی برای حفظ ثبات، تصمیم‌گیری و کنش جمعی است. در جنگ‌های معاصر، ضربه به یک کشور لزوما از مسیر حمله به زیرساخت‌های نظامی و اقتصادی وارد نمی‌شود. گاهی هدف، رابطه میان جامعه و نهادهای آن است؛ همان اعتمادی که افراد را به یکدیگر و به ساختارهای عمومی پیوند می‌دهد. جنگ شناختی در چنین نقطه‌ای اهمیت پیدا می‌کند: با دستکاری ادراک، برجسته‌سازی بحران‌ها، بهره‌گیری از ترس‌ها و تشدید اختلاف‌های موجود، می‌تواند جامعه را از درون بفرساید. بنابراین، مسئله فقط انتشار خبر جعلی نیست؛ مسئله این است که شکاف‌های واقعی چگونه به ابزار تضعیف اعتماد و توان کنش جمعی تبدیل می‌شوند.
هدف جنگشناختی اثرگذاری بر نحوه ادراک واقعیت، تفسیر رویدادها و تصمیم‌گیری افراد و گروه‌هاست. فناوری‌های دیجیتال، تحلیل داده و هوش مصنوعی امکان می‌دهند پیام‌ها با سرعت بالا و متناسب با ویژگی‌های روانی و اجتماعی گروه‌های مختلف تولید و منتشر شوند. برای ایجاد شکاف نیز دشمن لزوما نیازی به ساختن یک مسئله از صفر ندارد. فشار اقتصادی، اختلاف سیاسی، فاصله نسلی یا نگرانی‌های اجتماعی و امنیتی، اگر وجود داشته باشند، می‌توانند به مواد خام عملیات شناختی تبدیل شوند. مسئله اصلی، تغییر معنای این واقعیت‌ها و قرار دادن آنها در چارچوبی است که اعتماد و گفت‌وگو را دشوار کند.
هیچ جامعه‌ای بدون اختلاف نیست و تکثر اجتماعی به‌خودی‌خود تهدید محسوب نمی‌شود. خطر زمانی آغاز می‌شود که تفاوت‌ها به تعارض‌های هویتی و آشتی‌ناپذیر تبدیل شوند؛ یعنی گروه‌هایی که درباره یک موضوع اختلاف دارند، یکدیگر را مانع، تهدید یا دشمن تلقی کنند. یکی از سازوکارهای عملیات شناختی، برجسته‌سازی همین تفاوت‌ها و بازتعریف آنها در قالب دوگانه‌های مطلق است. در این وضعیت، اختلاف از سطح مسئله به سطح هویت منتقل می‌شود و حل مسئله جای خود را به بی‌اعتبار کردن طرف مقابل می‌دهد.
این مسئله برای ایران اهمیت ویژه‌ای دارد. مشکلات اقتصادی و اجتماعی واقعیت‌هایی هستند که با انکار از میان نمی‌روند؛ اما اگر از زمینه پیچیده خود جدا و به نشانه «ناتوانی مطلق» تبدیل شوند، یک مسئله قابل اصلاح می‌تواند به داوری درباره کلیت جامعه و نهادهای آن بینجامد. شکاف واقعی زمانی به تهدید تبدیل می‌شود که امکان گفت‌وگو و اصلاح آن از میان برود.
حفظ انسجام اجتماعی به معنای یکسان‌اندیشی نیست. نقد عملکرد دولت، اعتراض به سیاست‌ها و بیان نارضایتی، بخشی از حیات طبیعی یک جامعه متکثر است. آنچه انسجام را تهدید می‌کند، خود اختلاف نیست؛ تخریب امکان گفت‌وگو و کنش مشترک است. عملیات شناختی می‌تواند اختلاف‌های عادی را به تقابل‌های هویتی تبدیل کند؛ به‌گونه‌ای که یک گروه، گروه دیگر را نه رقیب یا منتقد، بلکه تهدیدی برای موجودیت خود ببیند. در این حالت، «دوگانه‌سازی موهوم» به آفت انسجام تبدیل می‌شود و جامعه به جای حل مسائل، درگیر اثبات خصومت طرف مقابل می‌شود.
جنگ شناختی همیشه با ترساندن پیش نمی‌رود؛ گاهی با القای این تصور عمل می‌کند که هیچ راه موثری برای تغییر وجود ندارد. در چنین روایتی، مشکلات واقعی به نشانه شکست مطلق و فشارهای بیرونی به اثبات ناتوانی تبدیل می‌شوند. تداوم این تصویر، احساس بی‌اثری را تقویت می‌کند و به‌تدریج می‌تواند به «درماندگی آموخته‌شده» بینجامد؛ یعنی فرد یا جامعه باور کند تلاش برای تغییر نتیجه‌ای ندارد. پیامد چنین وضعیتی فقط ناامیدی نیست؛ کاهش انگیزه همکاری و عقب‌نشینی از کنش جمعی نیز هست. در مقابل، «روایت قدرت» به معنای پنهان کردن ضعف‌ها نیست؛ یعنی جامعه بتواند کاستی‌های خود را ببیند، اما ظرفیت اصلاح و توانایی‌هایش را نیز انکار نکند.
هیچ عملیات شناختی در خلأ اجتماعی عمل نمی‌کند. شکاف زمانی به گسست تبدیل می‌شود که اعتماد، گفت‌وگو و پیوندهای مشترک تضعیف شده باشند. بنابراین، انسجام اجتماعی فقط نتیجه مطلوب حکمرانی نیست؛ یکی از ظرفیت‌های دفاعی جامعه است. این ظرفیت با شعار ایجاد نمی‌شود. شفافیت، پاسخگویی، دسترسی مردم به اطلاعات معتبر، تقویت سواد رسانه‌ای و پرورش توان تحلیل انتقادی، در کنار پذیرش تکثر اجتماعی، زمینه‌های آن را فراهم می‌کنند. جامعه‌ای که با مشکلات واقعی مواجه است، با دعوت به مثبت‌اندیشی در برابر جنگ شناختی مقاوم نمی‌شود؛ کاهش زمینه‌های بی‌اعتمادی، خود بخشی از دفاع شناختی است.
در نهایت، تهدید اصلی آن نیست که جامعه اختلاف داشته باشد؛ تهدید زمانی شکل می‌گیرد که اختلاف به بی‌اعتمادی، بی‌اعتبارسازی متقابل و احساس ناتوانی تبدیل شود. دشمن می‌تواند شکاف‌های واقعی را برجسته و معنای آنها را تغییر دهد، اما نمی‌تواند بدون وجود زمینه‌های اجتماعی، به‌سادگی آنها را به گسست تبدیل کند. از همین‌رو، دفاع شناختی ایران فقط مسئله مقابله با پیام‌های دشمن نیست؛ مسئله تقویت جامعه‌ای است که بتواند واقعیت را ببیند، درباره اختلاف‌هایش گفت‌وگو کند و در شرایط فشار، امکان همکاری را حفظ کند. حفظ این ظرفیت، دفاع از یکی از لایه‌های اساسی امنیت ملی ایران است.

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
  • نظرات حاوی توهین و هرگونه نسبت ناروا به اشخاص حقیقی و حقوقی منتشر نمی‌شود.
  • نظراتی که غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نمی‌شود.